اشکال مشارکت

مشارکت پایین نگر[1]

در اکثر سازمان ها نقش زیر دستان انجام دادن کاری است که توسط مدیر ساختار بندی شده است. مدیریت پایین نگر در حقیقت درگیری مدیر را در انجام کار کارکنان شرح می دهد. در این حالت درگیری مدیر در کار زیر دست می تواند از چند عامل ناشی شود.

1-    مدیر به عدم کارایی کارکنان در انجام برخی مهارت ها پی برده و احساس می کند که آنها نیازمند به کمک هستند.

2-    مدیر صلاحیت کارکنان را در انجام کار مشاهده می کند ولی فرصتی نیز برای افزایش رشد کاری و بهبود فعالیت های آنان قایل می شود.

3-    مدیر تجارب سودمندی دارد و برای انتقال این تجارب به کارکنان هیچ راه دیگری جز دخالت و درگیری مستقیم در کار ندارد.

4-    مدیر از انجام دادن کار کارکنان بیشتر از انجام کار خودش لذت می برد.

5-    نیاز مدیر برای استفاده از قدرت و تختیار به حدی است که نمی تواند با درگیر شدن مخالفت نماید.

مشارکت بالانگر[2]

این نوع مشارکت وسعت و اندازه مشارکت کارکنان با مدیران را در کارهایی که جزء وظایف مستقیم مدیران است توصیف می کند. اکثر افراد از اینکه مدیران آنها را در کار مشارکت دهند،در صورتیکه این کارها به وضوح در حوزه مدیریت آنها قرار داشته باشد شادمان می شوند. باید توجه داشت که در این حالت واکنش زیر دستان همیشه مثبت نیست. زیرا افراد به نحوه مدیریت استبدادی عادت کرده اند و برخی نیز ممکن است در مورد انگیزه مدیریت مشکوک باشند.

مشارکت جانب نگر[3]

این نوع مشارکت عبارتست از اینکه افراد در سطوحی پرشمار از سازمان با هم همفکری کنند . این نحوه مشارکت ممکن است دربرگیرنده فعالیت های ساختاری یا فرآیندی باشد. مشارکت جانب نگر به دو صورت رسمی و غیر رسمی وجود دارد. همچنین بسیاری از سازمان ها گرایشی به بهینه کردن مشارکت افقی ندارند.

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   معرفی محصولات شرکت پریماتوی  

مشارکت سازمانی[4]

این نوع مشارکت بین بخش های وسیع تر سازمان ،بین قسمت ها و واحد ها و وظایف انجام می گیرد. هرچه الزامات کاری سازمان پیچیده تر شده و روابط تعاملی افزایش یابد نیاز به همکاری و همفکری بین فعالیت ها و قسمت های اصلی افزایش می یابدو مشارکت یک واحد در امور مربوط به واحد دیگر معمولا جهت دسیابی به نتایج کیفی بالاتر می باشد.

مشارکت فردی[5]

نوعی از مشارکت است که فرد از قابلیت های فکری و جسمی خود مانند نیرو، خلاقیت، بصیرت،تمرکز و تفکر برای انجام امور استفاده می کند که وجود این قابلیت های کاری تحت تاثیر تندرستی ذهنی و جسمی قرار دارد.مشارکت فردی مبتنی بر ادراکات،نیازهای فردی،فرضیه ها و ارزش های گسترده و متنوع است. اکثر افراد و سازمان ها از مشارکت فردی سود می برند . رابطه بین این نوع مشارکت و مفاهیم تعهد و انگیزش به سهولت قابل مشاهده است و احتمال سنجش درجه مشارکت فردی ساده تر و قابل استفاده تر از سنجش انگیزش و یا تعهد است.(محمدزاده،1373)

[1]. Downward participation

[2]. Upward participation

[3]. Lateral participation

[4].  Organizational participation

[5]. Individual participation