دانلود پایان نامه با موضوع اسباب بازی، فرهنگ عامه، گروه کنترل، روان شناسی

(مانند اثرات آموزشی و تربیتی بازی و اسباب بازی) ولی کودک ابتدا، برای “لذت و تفریح و سرگرمی و بردن حظ بصری” به انیمیشن نگاه می کند.۳۶۲
۷-۴: جذابیت های انیمیشن برای کودکان
با نگاهی ژرف تر پی می بریم که انواع تکنیک های انیمیشن نه تنها با انواع بازی های کودکانه که جنبه تفریح و سرگرمی دارند قابل مقایسه اند، بلکه تشابه قریبی بین آنها وجود دارد. این مطلب یکی از عواملی است که باعث می شود انیمیشن به راحتی با کودکان ارتباط برقرار کند. در ادامه دلیل برقراری ارتباط بین کودکان و برخی سبک های انیمیشن بیان شده و مورد بررسی قرار می گیرد.
۷-۴-۱: تکنیک نقاشی متحرک۳۶۳: کودک همانطور که اشیا را زنده فرض می کند، در نقاشی نیز اشکال مختلف را جاندار حس می کند. کودکان صحبت از خط های بلند بالدار و خطوط نوک تیز مردم آزار می کنند. به نظر آنها خطوط منحنی، غمگین و خط افقی خواب آلود جلوه می کند. به نظر بعضی از کودکان، اعداد نیز جنبه ای جسمی دارند. مثلا یکی لاغر و دیگری چاق است.۳۶۴
این تصور کودک از جان بخشیدن به نقاشی هایش در قالب انیمیشن تکرار می شود. نقاشی هایی که حرکت می کنند و شخصیت های یک داستان را تشکیل می دهند، جذابیت بی اندازه ای برای کودکان خواهد داشت.
۷-۴-۲: تکنیک عروسکی۳۶۵: اساس بازی کودک با انواع اسباب بازی ها در به حرکت درآوردن آنهاست. اکنون که او می بیند همان عروسک ها و دنیای خیالی و دست ساز به کمک انیمیشن در حال حرکت و جنبش خاصی است، توجهش جلب شده و بی نهایت لذت می برد، چرا که به مدد هنر تصویری انیمیشن ذهنیت او به عینیت تبدیل گردیده است.
۷-۴-۳: تکنیک مقوای بریده۳۶۶ : ادامه بازی کودک با کاغذ و مقوا و ساخت کاردستی با آنها در هنر انیمیشن به صورت تکنیک کات اوت یا مقوای بریده تبلور می یابد. این شیوه ریشه قدیمی دارد و روش کار آن به این صورت است که ابتدا اعضای یک شخصیت انسانی یا حیوانی مانند سر، دست، بدن و پاها بر اساس یک طرح از پیش تعیین شده جدا از هم، طراحی و حرکت داده می شود. کودک کاردستی های جان گرفته خود را در انیمیشن مشاهده می کند.
۷-۴-۴: تکنیک خمیری: با استفاده از تکنیک انیمیشن خمیری و قرابت آن با خمیر و خمیربازی برای کودک، او تمام دنیایی را که خود قبلاً به نوعی مشابه آن را ساخته، می بیند و از اینکه خمیر بی جان، جاندار شده و حرکات و کارهایی خارق العاده انجام می دهد لذت وافر می برد.
۷-۴-۵: تکنیک سه بعدی۳۶۷: کودک با تخیل خارج از قاعده و منطق بزرگترها، ابزاری را انتخاب کرده، برایشان داستان پردازی می کند و آنها را به حرکت در می آورد. در دنیای ذهنی او هر شیء می تواند به جای شیء دیگر به کار برده شود. حتی ممکن است که به جای نوشتن و نقاشی کشیدن صرفاً با مداد ها بازی کند. یعنی اشکال متفاوت هندسی را ساخته و مجدداً تخریب نماید.
دایره تولید انیمیشن به وسیله اشیاء و اجسام بسیار وسیع و گسترده است. فیلم ساز انیمیشن با تمسک پیدا کردن به اشیاء مورد علاقه کودکان و نگاه آگاهانه به آنها سوژه هایی بدیع را می یابد و به تصویر می کشد. بنابراین کودک که در زندگی خود به بازی با اشیاء پرداخته و آنها را جا به جا کرده و حرکت می دهد، هنگامی که می بیند همان اشیاء به روش صحیحی جان گرفته و حرکت می کنند و احتمالاً قصه ای نیز دارند، لذت غیر قابل وصفی می برد.
۷-۵: ویژگی های مشترک انیمیشن با کودک
شباهت بسیار میان انیمیشن با دنیای کودکان گاهی آنچنان زیاد می شود که به نظر می رسد کودکان این آثار را خلق کرده اند. با مطالعه رفتار و افکار کودکان، و با بررسی نقاشی هایشان به ویژگی های جالب توجهی برمی خوریم که از ارکان ساخت یک انیمیشن به شمار می روند. یکی از این خصوصیات مشترک این است که در هر دوی آنها همه چیز امکان پذیر است. به این ترتیب که ابزار ساخت یک فیلم انیمیشن به گونه ای است که در مرحله عمل گستردگی فیزیکی فیلم ساز انیمیشن می دهد.
از دیگر ویژگی های مشترک در دنیای ذهنی کودکان و دنیای تصویری انیمیشن تخیل قوی در هر دو است. «تخیل به آن گونه فعالیت عالی ذهن گفته می شود که اشیا یا حوادثی را در ذهن خلق می کند بدون این که از داده های حسی استفاده کند. به عبارت دیگر ذهن موقع تخیل روابط تازه ای را ایجاد می کند و آنها را به شکل هایی در می آورد که قبلا تجربه نکرده است…. کودک در این دوران به ماجراجویی علاقمند است و اگر آن را در محیط خویش پیدا نکند به عالم خیال پناهنده می شود و این میل خود را در رویاهای بیداری ارضا خواهد کرد.»۳۶۸
چون هنر انیمیشن قادر است که همه چیزهای غیرممکن و غیرواقع را امکان پذیر سازد، بنابراین همانند دنیای ذهنی کودک، هر آنچه که در تخیل می گنجد در انیمیشن نیز می گنجد و عنصر تخیل از ارکان اصلی انیمیشن به شمار می رود. هر سوژه با عبور از لایه های ذهنی خودآگاه و ناخودآگاه یک فیلم ساز انیمیشن به اندازه ای است که به هر شکلی و به هر تخیلی تصویر شود. به عبارت دیگر، اگر در فیلم زنده به سختی و با عبور از مراحل تکنیکی بسیار پرهزینه و پیچیده می توان به نوعی تخیل رسید، ولی در هنر جان بخشی مستقیم و بی واسطه با اولین قلم و اولین حرکت سوژه و یا اولین خراش امولسیون به آن می رسیم.
از دیگر ویژگی های مشترک دنیای انیمیشن و دنیای کودک وجود اغراق و تأکید در هر دو است. در بررسی نقاشی کودکان می توان اغراق و تأکید را به وفور یافت. اغراق و بزرگ نمایی برخی تصاویر، یا حذف و کوچک نمایی بعضی تصاویر، رعایت نکردن نسبت های واقعی یک شیء به خودش و همان شیء به اشیاء پیرامونش از امتیازات نقاشی کودکان است.
کودکان حتی در بیان دوباره یک مطلب و یا یک قصه به راحتی اجزایی را حذف کرده و بعضاً ممکن است شخصیت هایی نیز اضافه کنند. این مورد نشانگر این است که آنها روی بعضی از گره های یک مطلب تأمل، تأکید و اغراق بیشتری می کنند. در فصل پنجم درباره تأکید و اغراق در نقاشی کودکان به تفصیل توضیح داده شده است.
خصوصیت دیگر که راه ارتباط دنیای کودک و انیمیشن را هموارتر می کند جاندار پنداری است. ریشه های جاندارپنداری و شخصیت بخشی انیمیشن را می توان در متون ادبی قدیم و داستان های فرهنگ عامه جستجو کرد.
تفکر کودک با اندیشه زندگی همگانی آغاز می شود. کودکان در ابتدا بین خود و دنیای برونی حدی قائل نیستند و نمی توانند موضوع های جاندار و بیجان را تمیز دهند. به همین دلیل کودک تمایل دارد که زندگی و خصوصیات آن را به اشیاء بیجان نسبت دهد. پیاژه گرایش کودک را در زنده و هوشیار پنداشتن اشیاء “جاندارپنداری” می نامد و توضیح می دهد که کاربرد این واژه برای تسریع تمایل کودکان در زنده و هوشیار شمردن اشیاء به این معنی نیست که این عقاید در مورد کودکان و انسان های اولیه یکسان است. وی بر نقش حرکت و جنبش در این گرایش تأکید کرده است. حرکاتی که از نظر کودک دارای هدف و مقاصدی هستند مثلاً کودک یک سری حرکات منظوم را در طبیعت مشاهده می کند. (مثل حرکت ریگی که در ته یک رودخانه است) و از آنها نتیجه می گیرد که عوامل طبیعت زنده هستند.۳۶۹
این جاندار پنداری کودک، همان جاندارپنداری است که از ویژگی های ذاتی انیمیشن است و بنابراین بدیهی است که این ویژگی در حد غیر قابل وصفی بر جذابیت و محبوبیت انیمیشن نزد کودک می افزاید.
شباهت دیگر نوع رنگ آمیزی در نقاشی کودکان و کاربرد آن در انیمیشن است. کودک از اولین ماه های زندگیش رنگ ها را می شناسد و این قوه ممیزه در تفکیک رنگ ها را می توان از عکس العمل های حسی و عاطفی او دریافت. هرچند که کودک در سال های بعد نیز هنوز قوانین پرسپکتیو و روی هم قرار دادن رنگ های مختلف را نمی داند و نمی شناسد، ولی دارای احساس بلادرنگ و فوری جهت به کارگیری رنگ های مختلف است. روان شناسی رشد، شناخت کودک را در دوره حسی و حرکتی از سه رنگ اصلی تأیید می کند. ولی باید توجه داشت که کودکان خردسال در تهیه وسایل و نیز بازی کردن علاقه وافری به استفاده از رنگ های گرم و تند دارد.۳۷۰
در رنگ آمیزی درختان، کوه ها، جویبارها، خانه ها، پرنده ها و هر چیز دیگری که کودکان نقاشی می کنند استفاده از رنگ در رنگ آمیزی آنها حالت خود را از دست می دهد. آسمان ممکن است در نقاشی کودک صورتی، زرد یا سبز باشد و یا ممکن است در رنگ آمیزی برگ های درختان از رنگ آبی یا بنفش استفاده کنند. این گونه استفاده از رنگ بر می گردد به برداشت کودک از آن رنگ و در مرحله بعد نیت کودک که قصد دارد با این کار به زیبایی درخت بیفزاید.۳۷۱
توجه به این خصوصیات می تواند راهگشای دست اندرکاران تولید انیمیشن در جهت نزدیکی هر چه بیشتر با دنیای کودکان باشد. در فیلم های انیمیشن نیز استفاده از رنگ ها خارج از حالت طبیعی خود آن گونه که در طبیعت از آنها استفاده می شود مرسوم و جایز است و حتی پیشنهاد می گردد رنگ ها با خصوصیات بیانی ویژه ای که دارند استفاده شوند. یک انسان به رنگ آبی به مراتب جالب توجه تر از انسانی است که رنگ طبیعی دارد. زیبایی در اینجاست که اگر در رنگ آمیزی موجودی از رنگ به خوبی استفاده شود، هر چند با نوع طبیعی خود بسیار فاصله داشته باشد کسی نخواهد پرسید چرا مثلا رنگ این انسان آبی است؟
۷-۶: فواید استفاده از انیمیشن آموزشی
نقش انیمیشن آموزشی، بیشتر در چگونگی انتقال مفاهیم به فراگیران نهفته است. اگرچه انتخاب متن و محتوای آموزشی بسیار مهم است، انتقال بهتر و مؤثر مفاهیم نیز از مسائلی است که باید مورد توجه قرار گیرد. تحقیقات نشان می دهد که خلق فیلم انیمیشن آموزشی مناسب در روند فرآیند یادگیری و انتقال و تفهیم و تأثیر مفاهیم نقش مؤثری دارند که مهم ترین آنها عبارتند از:
۱- احساس قابل لمسی را برای تفکر و ساختن مفاهیم فراهم می کند و در نتیجه سبب می شود فراگیران کمتر به مفاهیم انتزاعی متوسل شوند.
۲- سبب ایجاد علاقه در امر یادگیری فراگیران می شود و توجه آنها را به موضوع آموزشی معطوف می سازد.
۳- پایه های لازم را برای یادگیری تدریجی و تکمیل فراهم می سازد، و آنها را دائمی می کند.
۴- در توسعه و رشد معنا، در ذهن فراگیران مؤثر است و به گسترش دامنه لغات کمک می کند.
۵- معنا و مفاهیم آموزشی را سریع تر و صریح تر منتقل می کند.
۶- تجاربی را در اختیار فراگیران قرار می دهد که کسب آنها را از راه های دیگر چندان امکان پذیر نیست، و در نتیجه به تکامل و عمق و میزان یادگیری می افزاید.
فصل هشتم
نتایج یک آزمون
۸-۱: جامعه، نمونه، روش نمونه گیری
از نظر روش شناسی، پژوهش از نوع نیمه آزمایشی پیش آزمون– پس آزمون بدون گروه کنترل بود

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   پایان نامه ارشد رایگان درمورد دینامیکی، بازدارندگی، مورفولوژی، نرم افزار

دیدگاهتان را بنویسید