دانلود پایان نامه با موضوع بزرگسالان، جهان مادی، توانایی ها، خارج از خانه

مهم دیگر این است که آن برنامه ها چگونه ساخته می شوند. بعضی از برنامه ها به این منظور ساخته می شوند تا به کودکان اطلاعات و آموزش دهند. در حالی که برخی دیگر به منظور سرگرم کردن آنها تهیه می شوند اگر چه همیشه نمی توان برنامه ها را به این سادگی در این مقولات مناسب قرار داد.۲۹۸
۶-۶: نحوه برقراری ارتباط کودک با تلویزیون
حال که با بررسی شخصیت کودکان در مراحل مختلف به نیازها و علایق وتوانایی های ادراکی و شناختی آنان در گروه های سنی مختلف آشنا شدیم می توانیم در مورد انتخاب موضوعاتی که برای هر گروه شایسته تر است اقدام کنیم و همچنین ساختار تصویری مناسبی را برای هر یک از رده های سنی کودک در نظر بگیریم. اما آیا همین برای جذب کردن این مخاطبان بازیگوش کفایت می کند یا نه؟ چگونه می شود این مخاطب را پای کلاس درس انیمیشن آموزشی خود بنشانیم و انتظار داشته باشیم تا آخر درس به تلویزیون زل بزند و مطالب آموزشی را فرابگیرد؟ برای کشف نکاتی اساسی و شناختن بیشتر مخاطبان کوچک خود شاید خالی از لطف نباشد اگر در مورد نحوه تماشای کودکان به تلویزیون و ارتباطی که آنها به طور معمول با تلویزیون برقرار می کنند بیشتر بدانیم.
در کتاب کودک و تلویزیون نوشته بری گونتر درمورد نحوه تماشای تلویزیون توسط کودکان چنین آمده است: «در اوایل دهه ۶۰ ویلبر شرام۲۹۹و همکارانش انواع استفاده های اصلی کودکان را از تلویزیون شرح دادند. نخستین مورد به لذت مثبتی اشاره می کند که در نتیجه سرگرمی ایجاد می شود. چرا که تلویزیون دنیایی خیالی عرضه می کند که کودک می تواند از مشکلات و خستگی های زندگی واقعی رهایی یابد. شرام مشاهده کرد که کودکان هنگام تماشای برنامه های مطلوب خود با چهره های مجذوب می نشینند. دومین مورد، استفاده اطلاعاتی بود مثلاً درباره چگونگی پوشش، رفتار و…»۳۰۰
بنابراین می بینیم که کودکان با تمام کنجکاوی ها و علاقه شان به یادگیری، در تماشای تلویزیون، اولویت را برای سرگرم شدن و لذت بردن از برنامه می گذارند و آموزش را به شرط سرگرمی و همراه با آن می پذیرند. چرا که آنها علیرغم اشتیاق به فراگیری، به تدریج مهارت ها و آگاهی های پس زمینه لازم برای فراگیری موثر و کارآمد را کسب می کنند. توانایی های کودکان برای شناخت چیزهای مهم و گزینش آن ازمیان موضوعات دیگر درمقایسه با بزرگسالان محدود است . زیرا توجه و حافظه آنان کوتاه است. کودکان ابزار و فنونی را که بسیاری از بزرگسالان برای جلوگیری از پرت شدن حواسشان و به خاطر آوری چیزها به کار می برند در اختیار ندارند. همچنین آنان قادر نیستند به اندازه تصاویر به نمایش درآمده به صدای آن نیز توجه نشان بدهند و آن را درک کنند. کودکان مایلند حتی با وجود عناصر مهم متعدد، توجه خود را فقط به یک یا به معدودی از آنها معطوف کنند. با رشد کودکان به تدریج تفاوت میان آنها و بزرگسالان کم می شود. اما کودکان در تمام رده های سنی، در هر حال تا حدی از نظر روشی که برای پیگیری ، یادآوری و استفاده از فیلم های انیمیشن به کار می برند با بزرگسالان تفاوت دارند.
«توجه آنان به صفحه تلویزیون نه پیوسته است و نه منفعل. میزان توجهی که کودکان حاضرند به هر برنامه مبذول دارند به طور مستقیم به این موضوع بستگی دارد که آیا پیام سمعی و بصری آن معنی خاصی برای آنها دارد. آیا زمان کافی در اختیار آنها قرار می گیرد که آن معنی ومفهوم را جذب کنند. از این نگاه، شکل برنامه ها اهمیت بسیاری دارد. بنابراین یکی از عوامل اصلی کنترل کننده این که چرا و چگونه برنامه های به خصوصی را تماشا کنند، بستگی به این دارد که تا چه حد بتوانند برنامه را پیگیری و اطلاعاتی را که در برنامه داده می شود را درک کنند.»۳۰۱
ماهیت توجه کودکان به برنامه ها با بالارفتن سن و درک آنها از برنامه ها متحول می شود به نظر می رسد در میان بینندگان نسبتاً بی تجربه، توجه به تلویزیون می تواند با تغییر رویدادهای فیزیکی در برنامه به شکل قابل اهمیتی تغییر یابد. عکس العمل نسبت به تغییر رخدادها در میان کودکان بسیار کم سن وسال کمتر موشکافی می شوند تا بعدها زمانی که بزرگتر شوند. بر طبق گفته های بری گونتر در کتاب کودک و تلویزیون، کودکان درباره انواع برنامه ها اطلاعات به دست می آورند و توانایی خود را برای شناخت شخصیت ها یا برنامه های خاص پرورش می دهند، نسبت به راه های پاسخگویی به تأثیرات سمعی و بصری و دیگر منابع تحریک کننده که در برنامه ها وجود دارد انتخابگر می شوند. هرچند برای کودکان خردسال که حوصله و انگیزه کمتری نسبت به کودکان بزرگتر از خود دارند تأثیرات شنیداری، از شیوه های اصلی جلب توجه دوباره کودک هستند. به بیان دیگر، نوعی تغییر در گفت وگو های انجام شده آشنایی قبلی به صداها یا موسیقی می تواند کودک را به نگاه کردن به صفحه تلویزیون تشویق کند.
توجه به اثر رسانه ها بر کودکان به گذشته های بسیار دور برمی گردد چنانکه افلاطون در کتاب جمهوری خود به داستان سرایان عصر هشدار می دهد که:
«کودکان قادر نیستند بین آنچه صرفاً حکایت است و انچه واقعیت دارد تمایز قائل شوند و تغییر دادن نظریه هایی که دراین سنین شکل می گیرد معمولاً دشوار است. به همین دلیل باید که اولین داستان هایی که کودک می شنود، اثر اخلاقی صحیح مورد نظر را براو بگذارد.»۳۰۲
یکی از ویژگی های مهم کودکان شناخت محدود آنها از کلیه جنبه های جهان مادی و اجتماعی است که در آن زندگی می کنند. آنان از روی شناخت ناقص از جهانی که بزرگسالان پیرامونشان آن را بدیهی می دانند شناخته می شوند.
بنابراین کودکان در حالی به تلویزیون روی می آورند که در مقایسه با بینندگان بزرگسال و نیز سازندگان برنامه های تلویزیونی شناخت کمتری در مورد جهان مادی و معنوی دارند. این مسئله به مفاهیم چندی در مورد رابطه متقابل کودکان و تلویزیون اشاره دارد:
۱-کودکان ممکن است در صورت نداشتن آگاهی پس زمینه ای لازم برای فهم محتوای برنامه عاجز باشند و یا آن را غلط درک کنند.
۲-کودکان ممکن است محتوای برنامه را به عنوان اطلاعات دقیق پذیرا شوند در حالی که از نظر بینندگان دارای شناخت و آگاهی اطلاعات به شکل دیگری ارزیابی می شوند.
۳-کودکان ممکن است بدون توجه شایسته به اهداف تولید و پخش برنامه به ارزیابی بپردازند.۳۰۳
۶-۷: علاقه کودکان به تماشای برنامه های تلویزیون
در صورتی که بخواهیم مسئله علاقه کودکان به تماشای تلویزیون را از جهت روانی مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار دهیم، تلویزیون می تواند چهار نقش را در زندگی کودکان بازی کند اولین آن، کار وقت کشی است. این عمل پاداشی آرام بخش و یا جذاب است که باعث می شود بخشی از زمان لازم برای انجام تکالیف، کارهای خانه و یا بازی در خارج از خانه را به خود معطوف کند. دومین نقش تلویزیون تلقی آن همچون رویدادی اجتماعی (یا غیر اجتماعی) است یعنی فرصتی است برای بودن در کنار والدین و یا فرار از خواهران و برادران لجوج. سومین نقش آن کار پردازش اطلاعات است، یعنی این رسانه مستلزم گوش دادن و تماشای هم زمان و به خاطر آوردن یک سلسله از رویدادهاست که ممکن است محتوایی نامربوط تداوم آن را از میان ببرد. نقش چهارم و نهایی آن تجربه فراهم سازی اطلاعات است. یعنی این وسیله منبعی است برای شناخت پیش داوری و معلمی است برای آموختن این که چه بخریم، چگونه بازی کنیم، چگونه مبارزه کنیم و یا عشق بورزیم.۳۰۴
جذابیت برنامه های تلویزیون برای اطفال بیش از هر چیز در این است که به ایشان امکان و فرصت دهد تا به ماورای محدودیت های زندگی خود نفوذ کنند و در اطراف دنیای بزرگ و مردمی که در این دنیا به طرق مختلف زندگی می کنند، اطلاعات جدیدی به دست بیاورند. وقتی جنبه عاطفی قضیه را در نظر می گیریم، تلویزیون از راه قالب ها و تم های معینی که برای برنامه های مورد علاقه اطفال انتخاب کرده است می تواند به اطفال یک نوع اطمینان و امنیت روانی ببخشد و آزادانه باعث این شود که اطفال با تماشای برنامه ها هیجانات عاطفی و درونی خود را رها سازند.۳۰۵
برنامه های تلویزیون و اصولاً هر پیام ارتباط جمعی که اصول روان شناسی در تهیه و تنظیم آن به کار گرفته شده باشد، به بینندگان خود فرصت می دهد تحت تأثیر زیبایی و سایر خصوصیات روانی پیام از تقاضاها و مشکلات زندگی روزمره بگریزند و خود را با قهرمانان افسانه ای روی پرده همانند سازند و در نتیجه لذت ببرند. موضوع بسیاری از برنامه های مورد علاقه کودکان و نوجوانان را داستان هایی تشکیل می دهد که هدفی جز ارضای تمایلات غیرواقعی آنها ندارد. پاره ای از این برنامه ها خاص کودکان تهیه می شود. زندگی در فضا و سیارات و حوادثی که بشر را در آینده تهدید خواهد کرد نمونه ای از این قبیل برنامه هاست.۳۰۶
شرام، همیل ویت۳۰۷ و کیل هکر۳۰۸ و همکارانشان از جمله روان شناسانی بوده اند که در این زمینه پژوهش کرده اند و به این نتیجه تقریباً مشترک دست یافته اند که اولاً تلویزیون به آسانی می تواند باعث تفریح، انبساط خاطر و وقت گذرانی کودکان بشود، ثانیاً تخیل آنها را ارضا می کند و به ایشان فرصت می دهد که در عالم خیال و داستان ها و حوادث شورانگیز، اعجاب آور و پردلهره سهمی داشته باشند و نقشی ایفا کنند و همچنین به آنها فرصت می دهد با مردم جالب و دوست داشتنی خود را همانند سازند، از مسائل و مشکلات واقعی زندگی بگریزند و در نتیجه از تمام لذایذی که یک وسیله تفریحی می تواند در اختیار آنها قرار دهد بهره مند شوند. آنها پس از بیان این مطلب به نکته جالب دیگری نیز اشاره می کنند و آن اینکه کودکان از راه تلویزیون به مقدار قابل ملاحظه ای کسب اطلاعات و معلومات می کنند و جالب اینجاست که این کار بدون کوشش و زحمت آنها حاصل می شود. آنها در پای تلویزیون در حالی که به ظاهر تفریح می کنند و سرگرم هستند مطالب و نکات چندی را می آموزند. به طور مثال دختر بچه هایی که در تحقیق شرام مورد پرسش قرار می گرفتند اظهار می داشتند که از راه تلویزیون یاد گرفته اند که چگونه به آرایش موی خود بپردازند. چه طور راه بروند و صحبت کنند و… تمام این اطلاعات را قهرمانان برنامه های تلویزیونی به آنها داده بودند. پدران و مادران نیز به این حقیقت دست یافته اند که بچه ها جزئیات بسیاری را در مورد آداب و طرز رفتار در اجتماع از راه تلویزیون به آسانی فرا می گیرند.۳۰۹
مکوبی۳۱۰ که او نیز در مورد کودکان و تلویزیون تحقیق درخور توجهی انجام داده درمورد اینکه چرا کودکان تلویزیون تماشا می کنند؟ می نویسد: «هنگامی که ما می گوییم تلویزیون برای کودکان پدیده جالبی است این مطلب را نه تنها در مورد برنامه

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   با مسجد کامل دامغان آشنا شید

دیدگاهتان را بنویسید