دانلود پایان نامه با موضوع طبقه بندی، ارزیابی شخصیت، اجتماعی شدن، قرن نوزدهم

بازی های مشارکتی نامیده شده اند آسان می گردند. کودکان یکدیگر را جستجو می کنند و از با هم بودن به صورت دونفره یا سه نفره لذت می برند. هر کودک مسلماً نسبت به حضور دیگران حساس است اما به فعالیت فردی خود می پردازد. کوشش در راه ایجاد ارتباط به نتایج مهمی منتهی نمی شود، زیرا هنوز هیچ سازماندهی مشترک فعالیت وجود ندارد. از حدود پنج سالگی به بعد بیشتر می توان از بازی های مشارکتی صحبت کرد، بازی هایی که در آنها تعداد شرکت کنندگان به چهار- پنج نفر می رسد و بین آنها تعامل های فراوان تر و طولانی تری امکان پذیر می گردند.
در جهان خودمیان بین این سطح از تحول، وجود دیگری به صورت یک تهدید ادراک می شود. در نتیجه منازعه و تعارض بین کودکان فراوان به چشم می خورد و تقریباً قاعده کار است. تعارض ها فراوانند اما کوتاه مدت بوده و با افزایش سن کاهش می یابند. همچنین حضور دیگری فقط یک تهدید نیست بلکه یک رقیب است. در این سن سعی در هم جوشی با دیگری غالباً مشاهده می شود. کودک آن قدر در بند تقلید از دوست خود یا گرفتن بازیچه او نیست، که خواهان آن است به جای او باشد، که با بازیچه مشغول است.
از چهارسالگی، رقابت جنبه عینی تری به خود می گیرد و کودکان با حضور کودکان دیگر که به رقابت دعوت شده اند ترغیب می شوند که از رقیب خود فراتر روند. این همان انگیزه ابتدایی است که مدرسه به آن متوسل می شود و ارزش پرورشی آن قابل بحث است و حال آنکه کودکان بیشتر نیاز به همکاری و تعاونی دارند که مستلزم رشدیافتگی و تحول اجتماعی و فکری بیشتری است.
در دوره سه – چهار سالگی کودکان از بازی با یکدیگر لذت می برند. در چهار – پنج سالگی به ندرت تنها بازی می کنند اما آرام آرام در انجام کارها مستقل می شوند. در پنج – شش سالگی از خواهر و برادر کوچک و بچه های دیگر مراقبت می کنند و از این کار لذت می برند.
اجتماعی شدن کودک در مؤسسات پرورشی مربوط به این سطح از تحول یعنی از مهدهای کودک گرفته تا کودکستان ها و یا دوره های آمادگی و یا با هر عنوان دیگر، زمینه مساعدتری می یابد. اما نباید فراموش شود که اولاً گستره زندگی او در گرو ارتباط های عاطفی و خانوادگی است. ثانیاً کودکان در کنار محیط اجتماعی بیرونی به فرصت های تنهایی، آرامش و فعالیت خودمختار نیز نیازمندند.
۴-۳-۷: تحول زبانی: در قلمرو زبان خزانه لغات کودک از آغاز این دوره به سرعت غنی تر می شود و رعایت دستور زبان از بهبود قابل ملاحظه برخوردار می گردد. زبان دو شکل متفاوت به خود می گیرد. در آغاز زبان کودک خود میان بین و سپس به شکل اجتماعی شده در می آید. زبان خود میان بینی – که تک گویی ها از نشانه های بارز آن هستند – از آنجا که دارای مخاطب نیست، برای ارتباط برقرار کردن مورد استفاده قرار نمی گیرد، در حالی که زبان اجتماعی شده دارای هدف ارتباطی است، و با این قصد مورداستفاده قرار می گیرد. در نظام پیاژه تحول زبان زیر تأثیر تحول شناختی است. کلمات از حد “پیش – مفهوم” به سطح مفهوم ارتقاء می یابند.
نوشتن فیلم نامه و نوع روایتی که برای انیمیشن های کودکان انتخاب می کنیم، بسیار مهم و در عین حال پیچیده است. مخصوصاً اگر از نوع آموزشی آن باشد. چرا که درک نکردن یک یا چند جمله از فیلم می تواند درک مخاطب را از فیلم مختل کند. آشنایی با مراحل رشد زبانی باعث نوشتن فیلم نامه و جملات درست برای راوی خواهد شد.۱۲۴
۴-۴: کودک سوم (کودک پایانی)
در نگاهی به بخش پایانی کودکی، (یعنی تقریباً شش تا دوازده سالگی) پسر و دختر، در بحبوحه تحول، زیر تأثیر فرآیند بیش از پیش مستقیم اجتماعی کردن قرار می گیرند و واسطه این عمل مدرسه است که به آنها یک دوره آموزشی نظامدار عرضه می کند. حرکت فراگیر گذار از مدرسه جزء بافت زندگی بشر امروزی است، به همین دلیل است که این سطح پایانی کودکی را “سال های دبستان” یا سن مدرسه نامیده اند.
شکل گیری ساخت های شناختی تجسمی که از دوسالگی آغاز شده بودند به تحول خود ادامه می دهند و اینک استقرار می یابند. کودک اکنون قادر به مقوله سازی و انجام عملیات عینی مؤثر درباره جهان برونی است. عناصر تشکیل دهنده آن را ادراک می کند و هر روز بهتر از روز پیش روابط بین آنها را می فهمد. در همین گستره، فعالیت در شکل بازی و تجربه فزاینده درباره زندگی اجتماعی به کودک اجازه می دهند که با دیگران رو به رو شود و نقطه نظرهایی سوای نقطه نظر خود را به حساب آورد.
کودکان در چهارچوب وسایل تمدن امروزی و برنامه های تلویزیونی، زودرس تر از گذشته، با مسائل بزرگسالان آشنا می شوند و همین آشنایی آنها را زودتر به سوی بزرگسالی سوق می دهد.
گروه همسالان یا کودکان همسن و سال در سن مدرسه دارای اهمیت زیادی است، چون کودک به صورتی فزاینده اوقات خود را با آنها می گذراند. برای کودک، وجود گروه دوستان، به عنوان یک عامل اجتماعی شدن برای تحول هویت و ارزش ها از اهمیت زیادی برخوردار است.۱۲۵
فصل پنجم
نقاشی کودکان
تمام نظریه های مربوط به نقاشی کودکان، به طرزی اجتناب ناپذیر، با فرضیاتی درباره نوع و ماهیت تصویر همراهند. در اینجا نکته مهم آن است که این فرضیات شکافته و روشن شوند و درباره احساس، انگیزه و شناخت کودک از نقاشی اطلاعاتی حاصل شود که بتواند ما را در ساخت و یا مطالعه فیلم های انیمیشنی که برای تأثیرگذاری بر نقاشی کودکان تولید می شوند، یاری رساند.
۵-۱: تاریخچه
تاریخچه پذیرش گسترده کار کودکان در مقام هنر را می توان تا زمان پژوهندگان نامداری چون فرانتس چیزک۱۲۶ در وین ردیابی کرد. در سال ۱۸۹۷، چیزک یک کلاس هنر دایر کرد که تأثیر اصول راهنمای آن تا امروز نیز به حیات خود ادامه می دهد. وجود و رواج نظریه ای مبنی بر اینکه کودکان نورس را از یک آمادگی طبیعی در جهت هنر برخوردارند، در درجه اول مدیون کارهای چیزک است. نکته جالب توجه اینکه خود چیزک نیز ظاهراً فقط به دلیل خصوصیات هنری کارهای کودکان بود که به آنها علاقه نشان می داد. آنقدرها که لوونفلد به احتمال سودمندی کلی درمانی و آموزشی در کمک به رشد هنری کودکان علاقمند بود، چیزک نبود.۱۲۷
مطالعات جدید در خصوص نقاشی های کودکان از قرن نوزدهم آغاز می شود. بخش بزرگی از نخستین پژوهش های انجام شده در خصوص نقاشی کودکان، به شکلی جامع توسط هریس (۱۹۶۳) بازنگری شده است.۱۲۸
از حدود سال ۱۸۸۵ تا دهه ۲۹ – ۱۹۲۰، علاقه ای جهانی به تعیین نوعی طبقه بندی برای هنر کودکان وجود داشت. در بسیاری از کشورها، کوشش های فراوان در جهت گردآوری نقاشی های خودانگیخته کودکان و توصیف و طبقه بندی آنها به عمل می آمد.۱۲۹
مهم ترین دستاورد آن مطالعات اولیه را شاید بتوان فراهم آوردن شالوده ای برای طبقه بندی نقاشی های کودکان در قالب مراحل یا زنجیره رشد دانست. سه محقق، به ویژه، کمک های شایانی به تشخیص و شناسایی این مراحل کردند. کرشنشتاینر۱۳۰ در سال ۱۹۰۵، هزاران نقاشی انجام شده توسط شاگردان مدارس ابتدایی آلمان را مطالعه کرد و توانست آنها به سه گروه بزرگ تقسیم کند که تا حدودی نیز با توالی سنی کودکان مطابقت داشت: نقاشی های طرح گونه، نقاشی های دارای شکل ظاهر دیداری و نقاشی هایی که در تلاش برای بازنمایی از فضای سه بعدی انجام شده بودند. روما۱۳۱ در سال ۱۹۱۳ به مطالعه نقاشی هایی پرداخت که شاگردان مدارس در طی چندین سال کشیده بودند و توانست به وجود ۱۰ مرحله متوالی در شکل گیری و تکامل نقاشی از پیکره انسان در این آثار پی ببرد. اما مهم ترین طبقه بندی از میان این طبقه بندی های اولیه، احتمالاً همان طبقه بندی پیشنهادی توسط لوکه۱۳۲ در سال های ۱۹۱۳ و ۱۹۲۷ باشد. این طبقه بندی متشکل از ۵ مرحله رشد، به این علت از اهمیت خاصی برخوردار بود که خود تا حدودی تجسم نظریه ای یکپارچه بود و تا حدودی نیز به این علت که بعدها در کارهای پیاژه مؤثر واقع شد.۱۳۳
بر اساس مراحل رشد پیشنهادی توسط لوکه (و دیگران)، خانم فلارنس گودایناف۱۳۴ در سال ۱۹۲۶ کتاب خود را در زمینه اندازه گیری هوش کودکان از روی نقاشی های ایشان انتشار داد. این کتاب، به اضافه تجدید نظر و تکمیل آن توسط هریس در سال های بعد (۱۹۶۳)، سنتی نو و ماندگار در استفاده از نقاشی برای ارزیابی رشد عقلی پی ریزی کرد و بدان شکل داد. نتیجه مهم این کتاب، آزمایش معروف به “آزمون نقاشی آدمک” بود.۱۳۵
از سال ۱۹۴۰ به بعد، علاقه ای نو به نقاشی کودکان بر اساس این فرض که کودکان هیجان ها و انگیزه های خود را به درون نقاشی هایشان فرافکنی می کنند، شکل گرفت و رونق یافت. این گونه بهره گیری از نقاشی برای ارزیابی شخصیت و سازگاری روانی، بخشی از کاربرد گسترده تر روش های فرافکنانه در روان شناسی بالینی و روانپزشکی را تشکیل داد. همچنان که در دیگر روش های فرافکنانه دیده می شود، مانند “آزمون لکه های جوهر رورشاخ” در استفاده تفسیری از نقاشی برای ارزیابی شخصیت، بر تأثیرات شهودی و ذهنی به مراتب بیش از تحلیل علمی توجه شده است.۱۳۶
مجله هفتگی شانکار۱۳۷ در هند و در دهه ۱۹۵۰ ابتکار بسیار جالبی به کار برد. به این شکل که هر سال مجموعه ای از نقاشی ها و نوشته های کودکان زیر ۱۶ سال سراسر جهان را در یک شماره مخصوص انتشار داد و مسابقه و جوایزی برای ایشان صورت می داد. تنظیم این مسابقه بین المللی زمینه ای برای معرفی استعدادهای هنری کودکان جهان گردید و ابتکار شانکار نه تنها در هند بلکه در بسیاری از کشورهای جهان مورد استقبال و تقلید قرار گرفت.۱۳۸
یونسکو نیز تحقیقاتی در این زمینه انجام داده است. کارشناسان این مرکز در سال ۱۹۶۰ برای دو گروه سنی (۱۰ تا ۱۴ سال و ۱۴ تا ۱۷ سال) دو داستان متفاوت تعیین و برای کودکان یازده کشور ارسال نمودند و از آنها خواستند تا نقاشی هایی در ارتباط با موضوع ترسیم و برای این مرکز بفرستند. پس از جمع آوری نقاشی ها و بررسی آنها، معلوم شد که نقاشی ها از لحاظ انتخاب رنگ برای مناظر، قیافه و رنگ پوست و فرم لباس های افراد و قهرمانان داستان، شکل و فرم ساختمان ها و خیابان ها، نوع درختان و گیاهان و اقلیم و بطور کلی در رابطه با نوع اقلیم، نوع آداب و رسوم، فرهنگ و نظایر اینها با یکدیگر فرق دارند و این بیانگر برداشت متفاوت کودکان از محیط اطراف و اجتماعاتشان است.۱۳۹
از اواخر قرن نوزدهم به بعد، برخی از آموزشگران تدریجاً به این اعتقاد رسیدند که بیان هنرمندانه می تواند نقشی حساس در رشد و آموزش کودکان ایفا کند. یکی از نخستین اندیشمندان مؤثر در شکل گیری این سنت نوخاسته، چیزک در وین بود. از اندیشمندان بعدی در قاره اروپا می توان

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   منبع پایان نامه درباره فناوری اطلاعات، روستاییان، مناطق روستایی، جهانی شدن

دیدگاهتان را بنویسید