رضایتمندی ارتباطی در ازدواج‏های تک همسری

رضایتمندی ارتباطی در ازدواج‏های تک همسری

روانشناسی تک همسری با افکار، احساسات و رفتارهای مشترک در روابط تک همسری سر و کار دارد. مطالعات روانشناختی در این حوزه بیشتر بر مشاهدات زوج‏های ازدواج کرده استوار است. این مطالعات چند موضوع مهم را مشخص ساخته‏اند.

ـ رضایتمندی ارتباطی معمولاً در خلال سالهای نخست ازدواج افت می‏کند. افت رضایتمندی می‏تواند نشانگر انعکاس (بازگشت) بهنجار، فرسایش هیجانی و فرسایش انگیزشی باشد.

ـ به دلیل کوتاهی پیوندهای زناشویی، بسیاری از افراد دوام ازدواج را یک هدف ارزشمند می‏دانند. پژوهشهای صورت گرفته روی زوجهای بهره‏مند از ازدواج دوام‏دار و مطالعات آزمایشگاهی زوج‏های ازدواج کرده چند عامل تأثیرگذاتر بر دوام روابط تک همسری را شناسایی نموده است.

ـ دلبستگی و نیاز به نزدیکی فیزیکی و هیجانی نقش مهمی در جنبه‏های مختلف روابط تک همسری ایفا می‏نماید. روانشناسان و عصب‏شناسان پژوهشهای بیشتری به شناخت فرایندهای دلبستگی اختصاص داده‏اند.

رضایتمندی ارتباطی

روانشناسان چند دهه را صرف مطالعه رضایتمندی زناشویی کرده‏اند. یکی از یافته‏های جالب در جوامع غربی آن است که رضایتمندی در طی سالهای نخست ازدواج پایین می‏آید. تعداد اندکی از زوجها در این قالب قرار نمی‏گیرند، ولی اکثر آنها شاهد افت رضایتمندی خود در طول زمان هستند. روانشناسان برای این افت سه تبیین متفاوت ارائه نموده‏اند: انعکاس (بازگشت) بهنجار، فرسایش هیجانی و فرسایش انگیزشی. هیچیک از این تبیین‏ها به تنهایی کافی نیست و ترتیب هر سه می‏تواند افت رضایتمندی زناشویی را شرح دهد.

رویدادهای مثل عاشق شدن و ازدواج کردن موجب افزایش احساسات خوشحالی و خرسندی می‏گردد. بازگشت این احساسات به سطوح به هنجارتر در طی زمان، امری کاملاً طبیعی است. به عبارت دیگر، کاهش رضایتمندی در سالهای نخست ازدواج می‏تواند یک اثر انعکاسی (بازگشتی) بهنجار باشد که در آن سطوح بالای رضایتمندی به سطوح طبیعی‏تر باز می‏گردد. نمونه تبیین بازگشتی الگوی کارشاق (دشوار) لذت‏بخش است. واژه لذت‏بخش به شادی و خوشحالی اشاره دارد. اندیشه بنیادی این الگو آن است که مردم دارای یک نقطه تثبیت از رضایتمندی زندگی هستند. سطوح تثبیت رضایتمندی آنها توسط عوامل مختلفی مثل ژن­ها و تجارب زندگی تعیین می‏گردد. رویدادهای مفرح به طور موقت خرسندی افراد را بالا برده و رویدادهای استرس‏زا موجب کاهش آن  می‏شود، اما با سپری شدن این وقایع، مردم به سطوح تثبیت خویش برمی‏گردند.

رویدادهایی مثل عاشق شدن و ازدواج کردن باعث می‏گردد که افراد در آغاز ازدواج‏های خود احساس خرسندی بالایی را گزارش کنند. سپس آنها به سطوح تثبیت رضایتمندی خویش بازگشت می‏نمایند. این امر علّت  گزارش افت رضایتمندی است. مطالعات اخیر نشان داده که تغیر نقاط رضایتمندی ساده‏تر از چیزی است که روانشناسان عنوان داشته‏اند. اگرچه هنوز معلوم نیست که آیا ازدواج می‏تواند تغییرات پایدار در نقاط تثبیت بوجود آورد. برای فهم چگونگی تأثیر کاهنده عوامل لذت‏بخش روی رضایتمندی زناشویی باید پژوهشهای بیشتری صورت گیرد.

مثالی دیگر تبیین انعکاسی، الگوی بسط خویشتن است. این الگو دو مبنای نظری دارد:

ـ مردم خواهان افزایش منابع فیزیکی ، منابع اجتماعی، دانش، جهان‏بینی‏ها و هویت‏های خویشتند.

ـ مردم خواسته‏های بالا را از طریق برقراری روابط نزدیکی بدست می‏آورند که در آن طرف مقابل تا اندازه‏ای از منابع مذکور برخوردار است.

وقتی دو نفر درگیر رابطه عشقی می‏شوند صمیمیت‏شان بالا می‏رود، یکدیگر را در مفاهیم (انگاره‏ها) خود سهیم می‏کنند. آنها حس می‏نمایند که به خاطر کسب حمایت از شریک عشقی خود، قابلیتهای تازه‏ای یافته‏اند: « من به تنهایی از عهده وظائق یک والد بر نمی‏آمدم ولی با کمک مهارتهای همسرم به یک والد خوب تبدیل شدم». مطالعات مختلف نشان داده است که مفاهیم خویشتن و شریک زندگی بر مبنای بسط خویشتن هم‏پوشی دارند. بر طبق الگوی بسط خویشتن، مردم در آغاز روابط و با یادگیری چیزهای جدید درباره خود و شرکای زندگیشان، بسط و تقویت چشمگیری از خویشتن خود تجربه می‏کنند. بسط و تقویت سریع در خویشتن رضایتمندی را به اوج می‏رساند. با این حال با پخته‏تر شدن رابطه نرخ بسط و تقویت خویشتن کاهش یافته و مردم دچارافت نسبی در رضایتمندی می‏شوند. این موضوع می‏تواند افت رضایتمندی در طی پخته‏تر شدن ازدواج را توضیح دهد.

فرسایش هیجانی

وقتی دو نفر با هم ازدواج می‏کنند به طور غیرقابل اجتنابی دچار جر و بحث و تعارض می‏شوند. زوجهای ناتوان در رویارویی با تعارض و جر و بحث، تعاملات هیجانی منفی را برقرار می‏سازند که رضایتمندی زناشویی را کاهش می‏دهد. کارنی و برادبری با بازنگری پژوهش‏های مربوط به رضایتمندی زناشویی الگوی آسیب‏پذیری ـ استرس ـ انطباق را شکل دادند. همانطور که از نام این الگو بر می‏آید سه مفهوم عمده در آن  وجود دارد:

ـ آسیب‏پذیری: هر یک از طرفین رابطه با نقاط قوت و ضعف خویش به رابطه وارد می‏شوند: شخصیت ، باورها و نگرشهای مربوط به ازدواج و پیشینه اجتماعی.

ـ استرس ـ رویدادهای مختلف زندگی می‏تواند زوجها را دچار تنش و عصبانیت نماید.

ـ انطباق ـ زوجها برای مواجهه، با تعارض درگیر فرایندهایی می‏شوند که بر مبنای چگونگی ارتباط و حمایت آنها از یکدیگر تغییر می‏کند.

این که چگونه زوجها تعارض و استرس را کنترل کنند به آسیب‏پذیری آنها، نوع استرس پیش‏رو، و فرایندهای انطباقی بستگی دارد. زوجهای ناتوان در اداره تعارض و استرس با گذشت زمان ناخشنودتر می‏گردند.

فرسایش انگیزشی

با گذشت زمان زوجها احساس دور افتادگی از یکدیگر می‏کنند. آنها دیگر مثل سابق دارای اهداف ارتباطی مشترک نیستند و برای دستیابی به هدفهای شخصی، یکدیگر را حمایت نمی‏نمایند. این امر می‏تواند انگیزه آنها را برای بودن در رابطه کاهش دهد. این فقدان انگیزش به افت رضایتمندی می‏انجامد.

مطالعات نشان داده‏اند که حمایت همسر در رسیدن به اهداف بر رضایتمندی زناشویی اثر می‏گذارد. برای مثال، یک مطالعه بین این که یک همسر چقدر به برآورده‏سازی نیازهای شخصی شریک زندگی‏اش کمک کند و چه مقدار دستیابی به اهداف مشترک و دو طرفه را آسان سازد، تفکیک قائل شد. این مطالعات نشان داد که هر دو حمایت تأثیر مثبتی  بر رضایتمندی زناشویی دارد. بر این اساس افت حمایت همسر برای رسیدن به اهداف، می‏تواند به تبیین کاهش رضایتمندی زناشویی کمک نماید.

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   عوامل مؤثر فردی در تصمیم ‏گیری

اخیراً پژوهشگران یک الگوی انگیزشی برای رضایتمندی زناشویی مطرح کرده‏اند. فرضهای اصلی این الگو عبارت است از:

ـ سبکهای انگیزشی فرد بر رفتارهای صمیمیانه او اثر می‏گذارد.

ـ روابط صمیمانه زوجین بر ادراک آنها از رفتارهای انطباقی خویش تأثیر می‏گذارد.

ـ چگونگی ادراک آنها از رفتارهای انطباقی نیز رضایتمندی زناشویی آنها را تحت تأثیر قرار می‏دهد.

مردم بر اساس درون زاد یا برون‏زاد بودن رفتارهایشان، از سبکهای انگیزشی متفاوتی برخوردارند. انگیزش درون‏زاد یعنی رفتارها، توسط خود فرد انتخاب و انجام می‏گیرد. انگیزش برون‏زاد نیز بر تحمیل رفتارها به فرد دلالت دارد. به طور کلی تغییر انگیزش درون‏زاد به برون‏زاد یکی از دلایل افت رضایتمندی در زندگی زناشویی دراز مدت است.

دوام رابطه

هیچکس نمی‏گوید دوام یک رابطه دلالت بر موفقیت آن  دارد. برخی از مردم به عبارت «فقط مرگ ما را ازهم جدا می‏کند» اعتقادی نداشته و عنوان می‏دارند که تا وقتی عشق دوام دارد رابطه پابرجاست. کونستانتین و کونستانتین دیدگاه مذکور را اینگونه خلاصه نمودند:

کنار هم ماندن تا جای ممکن، هدف قوی برای ازدواج نیست، و اهداف دیگر مثل رشد، کامیابی، خوشحالی و با دیگران بودن اهمیت بیشتری داشته و موجب برقراری روابط قوی‏تر می‏شود. مردم تغییر می‏کنند و ازدواجی که روزی با ارزش بود از سکه می‏افتد.

موفق دانستن یک رابطه بر اساس دوام آن، بستگی به ارزشهای زوجین دارد.

رضایتمندی

بسیاری از روانشناسان رضایتمندی زناشویی را به عنوان یک مسیر مشترک و پایانی به جدایی و طلاق می‏دانند. عوامل بسیاری بر رضایتمندی زناشویی اثر می‏گذارد، اما در نهایت رضایتمندی است که مردم را به ادامه رابطه و یا جدا شدن وا می‏دارد. افراد راضی از رابطه کنار هم می‏مانند و افراد ناراضی از یکدیگر جدا می‏شوند. عوامل تأثیرگذار بر رضایتمندی رابطه بر دوام رابطه هم اثر می‏گذارند.

تعاملات بین فردی

جان گاتمن و همکارانش برای پیش‏بینی دوام ازدواجها دست به مشاهدات دقیق روی تعاملات زوجین زدند. آنها اکنون می‏توانند با 81 تا 87 درصد دقت بگویند یک ازدواج ادامه یافته یا به طلاق می‏انجامد. یکی از الگوهای پیش‏بینی کننده دوام رابطه توازن میان تعاملات مثبت و منفی است. تعاملات مثبت می‏تواند آسیب‏های حاصل از تعاملات منفی را ترمیم کند. با این حال، تأثیر تعاملات منفی بیش از تعاملات مثبت است، بنابراین زوجین برای دوام بیشتر رابطه خود باید تعاملات مثبت را افزایش دهند. نسبت تعاملات مثبت به منفی در بین زوجهای خوشحال و با ثبات 5 به 1 است. حفظ این نسبت احتمال جدایی را کاهش می‏دهد.

دومین الگوی‏ پیش‏بینی کننده دوام رابطه، فراوانی تعاملات مخرب است. گاتمن چهار نوع تعامل مخرب را تحت عنوان چهار سوارکار، معرفی می‏کند:

ـ عیب‏جویی: شما به عوض نقد یک رفتار، منش یا شخصیت شریک زندگی خویش را مورد حمله قرار می‏دهید/ عیب‏جویی از شخصیت می‏تواند به شکل فهرست کردن رفتارهای گذشته فرد و زیر سؤال بردن آنها انجام پذیرد.

ـ تحقیر کردن: تحقیر کردن عملی با قصد توهین و سوء استفاده روانی از شریک زندگی است. این اقدام معرف دیدگاهی بسیار منفی درباره فرد مقابل است.

ـ موضع دفاعی: موضع یا حالت دفاعی گرفتن راهی برای گریز از مسئولیت‏پذیری در برابر انجام درست کارها بوسیله انکار مسئولیت، عذرخواهی کردن، نسبت دادن افکار منفی به شریک زندگی، و بر شمردن نقاط ضعف او است.

طفره رفتن: طفره رفتن دلالت بر گسست رابطه دارد. زوجین در این حالت پشت دیوارهای دفاعی خویش رفته و پاسخی به برقراری ارتباط نمی‏دهد.

گاتمن این چهار تعامل مخرب را پشت سر هم می‏داند. عیب جویی ـ تحقیر کردن ـ موضع دفاعی ـ طفره رفتن.

انتهای این پیوستار هم جدایی است.

الگوی سوم پیش‏بینی کننده دوام رابطه استفاده از شوخ طبعی و لبخند در خلال گفتگو است. گاتمن و همکارانش می‏گویند:

به نظر ما ازدواجهای دوام‏دار و شاد از یک زن با انرژی ، با انگیزه و تأثیرگذار بر شوهر برخوردارند که همیشه با چهره‏ای خندان موجب آرامش خاطر همسرش می‏شود.مردمی که از شوخ طبعی و ملایمت برای تسکین احساسات شریک زندگی خود استفاده می‏کنند و واکنشهای شدیدی در برابر حالات هیجانی منفی او ابراز نمی‏دارند، کمتر جدایی و طلاق را تجربه می‏نمایند.

مطالعات انجام شده روی افراد برخوردار از ازدواجهای با دوام عوامل متعدد و تأثیرگذار بر دوام رابطه را عیان ساخته است. روباین و پارکر خلاصه مفیدی از این یافته‏ها ارائه می‏دهند. پارکر بر اساس بازنگری فنی پژوهشها وظائفی را مشخص ساخته که زوجها باید به منظور بالا بردن دوام ازدواج و زندگی زناشویی خود انجام دهند:

ـ جدا شدن از خانواده اصلی (والدین، برادر و خواهر …. )

ـ ایجاد محبت و دوستی و خلق خود مختاری

ـ والد شدن

ـ کنار آمدن با بحرانها

ـ کاهش تعارضات

ـ عشق‏ورزی و صمیمیت

ـ شریک شدن در خندیدن و شادی یکدیگر و زنده نگه داشتن علائق

ـ حمایت عاطفی

ـ حفظ دیدگاه دو طرفه

کلاگسبورن ویژگی‏های کلیدی زیر را برای دوام ازدواجها بیش از 15 سال فهرست کرده است:

ـ توانایی تغییر و انطباق با تغییر

ـ توانایی زندگی کردن در کنار چیزهای غیرقابل تغییر

ـ تصویرسازی ذهنی درباره دوام ازدواج

ـ صداقت

ـ توازن در وابستگی

ـ لذت بردن از همکاری با دیگران

ـ سابقه مشترک و با ارزش

ـ خوش‏شانسی

مک کی و ابراین نیز مطالب زیر را به فهرست بالا اضافه کرده‏اند:

ـ مهار تعارض

ـ تصمیم‏گیری دو طرفه

ـ کیفیت ارتباط

ـ ارزشهای ارتباطی صداقت، احترام، شناخت و برابری

ـ صمیمیت جنسی و عشق همدلانه

(گری ، 2007)