عناصر و ابعاد سرمایه اجتماعی

عناصر و ابعاد سرمایه اجتماعی

2-2-16-1) ابعاد سرمایه اجتماعی از دیدگاه بوردیو  به صورت زیر می باشد:

1) اندازه گروه یا شبکه

2) حجم سرمایه‌ای که هر کدام از اعضای شبکه دارای آن هستند.

2-2-16-2)کلمن، سه بعد زیر را برای سرمایه اجتماعی در نظر می‌گیرد :

1) تعهدات، انتظارات و اعتماد متقابل؛

2) کانال‌های ارتباطی؛

3) هنجارها و ضمانت‌های اجرایی مؤثر (Bolino et al, 2002).

2-2-16-3) ابعاد سرمایه اجتماعی از دیدگاه گروه «کندی» در دانشگاه ‌هاروارد:

این گروه مطالعاتی، ابعاد زیر را مورد شناسایی قرار دادند :

1)  اعتماد

1-1 ) اعتماد اجتماعی: محور اصلی سرمایه اجتماعی، پاسخ به این سؤال است که آیا شما به سایر افراد اعتماد دارید؟

1-2)  اعتماد میان نژادهای مختلف: این بعد به این امر می پردازد که تا چه حد به افرادی از نژادهای دیگر اعتماد دارید .

2)  مشارکت سیاسی

2-1) مشارکت سیاسی عادی: این نوع مشارکت را می‌توان از تعداد افراد رأی دهنده، میزان مطالعه و حجم خرید روزنامه، اطلاعات شهروندان از مسائل سیاسی و مانند آنها، مورد اندازه‌گیری قرار داد.

2-2) مشارکت سیاسی نقادانه: مطالعات نشان می‌دهد که ممکن است جامعه‌ای از لحاظ مشارکت سیاسی عادی در حد پائینی باشد، اما در عین حال این جامعه از لحاظ مشارکت سیاسی نقادانه در سطح بالایی باشد و افراد در فعالیت‌هایی مانند راهپیمایی‌ها، تجمع‌ها و غیره حضور فعالی داشته باشند.

3)  مشارکت و رهبری مدنی

3-1) رهبری مدنی: رهبری مدنی به میزان مشارکت افراد در گروه‌ها، باشگاه‌ها، انجمن‌ها و امور شهر یا مدرسه و نظایر آنها می‌پردازند؛ و این سؤال را که فرد تا چه اندازه در این گروه‏ها و انجمن‌ها، نقش رهبری را ایفا می‌کند، مد نظر قرار می‌دهد.

3-2)  مشارکت مدنی: منظور آن است که افراد جامعه تا چه اندازه در انواع گروه‌های گوناگون، از قبیل گروه‌های مذهبی، گروه‌های حرفه‌ای، موسسات خیریه و امثالهم، فعالیت می‌کنند.

4) پیوند‌های اجتماعی غیر رسمی[1]:

برخی از جوامع و اجتماعات، سعی در توسعه روابط غیر رسمی داشته، و عضویت‌ها و مشارکت‌های غیر رسمی را بیشتر ترجیح می‌دهند. در واقع این بعد به سنجش جنبه‌های غیر رسمی سرمایه اجتماعی می‌پردازد.

5)  بخشش و روحیه داوطلبی[2]: این بعد به بررسی میزان عضویت و همکاری اعضاء با نهادهای داوطلبانه و خیریه می‌پردازد.

6) مشارکت مذهبی[3]: مذهب و دین نقش خیلی مهمی در سرمایه اجتماعی ایفا می‌کند؛ افراد بر حسب دین و مذهبی که دارند ممکن است منشأ مشارکت گردند، مانند حضور و فعالیت در امور مساجد، تکایا، کلیساها و اماکن مذهبی .

7-) عدالت در مشارکت مدنی: در برخی جوامع، تمایل به سوی افراد متمکن، تحصیلات عالیه و نژاد خاصی است و بالعکس در برخی جوامع دیگر افراد فقیر و دارای پایگاه اجتماعی پایین‌تر در اولویت قرار دادند. از آنجایی که این عوامل در سلامتی جامعه مهم هستند، لذا اندازه گیری میزان تساوی افراد مختلف، در مشارکت‌های اجتماعی، حائز اهمیت است. می‌توان این بعد را با عواملی از قبیل نژاد، در آمد، تحصیلات مورد بررسی قرار داد.

8) تنوع معاشرت ها و دوستی‌ها: اشاره به معاشرت و رفاقت فرد، با طبقات مختلف اجتماعی، نژاد‌ها و اقوام و مذاهب و ادیان متفاوت دارد. به عبارتی هر چه فرد با افراد طبقات و گروه‌های متعلق به نژادها و مذاهب گوناگون در ارتباط بوده و با آنها حالت دوستی ایجاد کرده باشد، موجب فزونی سرمایه اجتماعی شده است (الوانی و سید نقوی، 1380).

2-2-16-4) ابعاد سرمایه اجتماعی از دیدگاه ناهاپیت و گوشال:

در یک دسته بندی دیگر سرمایه اجتماعی به سه بعد ساختاری، شناختی و ارتباطی تقسیم می شود. (Nahapiet and Ghoshal , 1998).

1 – عنصر ساختاری

عنصر ساختاری سرمایه اجتماعی اشاره به الگوی کلی تماسهای بین افراد دارد یعنی شما به چه کسانی و چگونه دسترسی دارید.(Burt,1992) مهمترین جنبه های این عنصر عبارتند از روابط شبکه ای بین افراد، پیکربندی شبکه ای و سازمان مناسب.

الف –  روابط شبکه ای :

پیشنهاد اصلی تئوری سرمایه اجتماعی این است که روابط شبکه ای امکان دسترسی به منابع(مثل دانش) را فراهم می سازند. روابط اجتماعی، ایجاد کننده کانالهای اطلاعاتی هستند که میزان زمان و سرمایه گذاری مورد نیاز برای گردآوری اطلاعات را کاهش می دهند.

ب –  شکل و ترکیب روابط شبکه ای:

پیکره بندی کلی روابط شبکه ای یک جنبه مهم سرمایه اجتماعی را شکل می دهد که می تواند بر توسعه سرمایه فکری تاثیر بگذارد. برای مثال، سه ویژگی ساختار شبکه: تراکم، پیوند و سلسله مراتب همگی از طریق تاثیر بر میزان تماس یا قابلیت دسترسی اعضاء شبکه باعث انعطاف پذیری و سهولت تبادل اطلاعات می شوند. برای مثال برت[4] (1992) بحث می کند شبکه پراکنده، با تعداد تماس های بسیار کم، فراهم کننده مزایای اطلاعاتی بیشتری است. شبکه متراکم، از این جهت که فراهم کننده اطلاعات متنوع کمتر با همان هزینه شبکه پراکنده است، شبکه ای ناکارآ است. هم چنین هانسن[5](1999)پی برده است که پیوندهای ضعیف مانع انتقال دانش می شوند.

ج –  سازمان مناسب

سرمایه اجتماعی ایجاد شده،  از جمله روابط و پیوندها، هنجارها و اعتماد در یک محیط خاص، اغلب می تواند از یک محیط اجتماعی به محیط اجتماعی دیگری انتقال داده شود، و بدین ترتیب بر الگوهای تبادل اجتماعی تاثیر گذارد. سازمان های اجتماعی مناسب می توانند یک شبکه بالقوه دسترسی به افراد و منابع شان از جمله اطلاعات و دانش را فراهم کنند. و از طریق ابعاد شناختی و رابطه ای سرمایه اجتماعی ممکن است انگیزش و قابلیت را برای تبادل تضمین کنند. لکن، این سازمانها هم چنین ممکن است مانع این تبادل شوند. تحقیق نشان می دهد چگونه فعالیتهای جاری سازمانی ممکن است گروه های سازمانی را به عوض هماهنگ ساختن، از همدیگر جدا سازند، یا به عوض قادرساختن به یادگیری و ایجاد سرمایه فکری ، آنها را محدود سازند.

2 –  عنصر شناختی

بعد شناختی با استفاده از زبان مشترک، بینش مشترکی از اهداف و ارزشها را برای اعضای شبکه فراهم نموده و مقدمه فعالیت بهینه آنان در سیستم اجتماعی را فراهم می نماید. در سطح سازمانی و مخصوصا درسازمانهای بزرگ، ایجاد بینش مشترک در میان اعضا و نزدیک نمودن افکار و دیدگاههای آنان به همدیگر روشهایی برای توسعه بعد شناختی محسوب می شود. (الوانی ، 1381 ).

عنصر شناختی سرمایه اجتماعی اشاره به منابعی دارد که فراهم کننده مظاهر ، تعبیرها و تفسیرها و سیستم های معانی مشترک درمیان گروه ها است(Cicourel , 1973). مهمترین جنبه های این بعد عبارتند از زبان و کدهای مشترک و حکایات مشترک.

 

 

الف –  زبان و کدهای مشترک:

به دلایل مختلفی زبان مشترک بر شرایط ترکیب و تبادل دانش تاثیر می گذارد. اول اینکه، زبان کارکرد مستقیم و مهمی در روابط اجتماعی دارد، چرا که ابزاری است که از طریق آن افراد با یکدیگر بحث می کنند، اطلاعات را مبادله می کنند، از یکدیگر سوال می پرسند و در جامعه امور تجاری انجام می دهند. دوم اینکه، زبان بر ادراکات مان تاثیر می گذارد. کدها هم چنین یک چارچوب مرجع برای مشاهده و تفسیرمان از محیط فراهم می کنند. سوم اینکه، زبان مشترک قابلیت ترکیب اطلاعات را افزایش می دهد.

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   بعد از تصادف چیکار باید کرد؟

 

ب –  حکایات و روایت های مشترک:

علاوه بر زبان و کدهای مشترک، محققان نیز معتقدند اسطوره ها، داستانها و استعاره ها ابزارهای قدرتمندی در اجتماعات برای ایجاد، تبادل و نگهداری مجموعه های غنی معانی فراهم می کنند. آر[6](1990)نشان می دهد چگونه حکایات تبادل تجربه پنهان را در بین متخصصان تسهیل می کند. بنابراین، ظهور حکایت های مشترک در یک اجتماعی باعث خلق و انتقال تفسیرهای جدیدی از رویدادها شده و ترکیب اشکال مختلف دانش، که عموما به صورت پنهان هستند، را تسهیل می کند.

3 –  عنصر رابطه ای

عنصر رابطه ای سرمایه اجتماعی توصیف کننده نوعی روابط شخصی است که افراد با یکدیگر به خاطر سابقه تعاملات شان برقرار می کنند. مهمترین جنبه های این بعد از سرمایه اجتماعی عبارتند از: اعتماد، هنجارها، الزامات و انتظارات و هویت.(Nahapiet and Ghoshal,1998).

الف – اعتماد:

اعتماد عبارتست از یکسری عقایدی در مورد طرف دیگر اعتماد (اعتماد شونده)[7] که باعث می شود اعتماد کننده[8] فرض کند که اقدامات اعتماد شونده عواقب مثبتی برای خود اعتماد کننده خواهد داشت.(Mayer et al , 1995 ; Gabbay and Leenders , 2003).همانطور که دایتس و هارتوگ[9] (2005) در بررسی خود از تعاریف متعدد اعتماد نتیجه گرفتند اعتماد می تواند اشکال متفاوتی داشته باشد که عبارتند از: اعتماد به عنوان یک اعتقاد، اعتماد به عنوان یک تصمیم و اعتماد به عنوان یک اقدام(عمل).

تحقیقات نشان می دهد در جایی که روابط مبتنی بر اعتماد در سطح بالایی وجود دارند، افراد تمایل زیادی برای تبادل اجتماعی و تعامل همکارانه دارند. میسزتال[10](1996) اظهار می دارد اعتماد تامین کننده ارتباطات و گفتمان است. بنتیس[11](2001) هم چنین مطرح می کند اعتماد می تواند ایجاد سرمایه فکری را تسهیل کند. بویسوت[12] (1995) نیز بر اهمیت اعتماد بین افراد برای ایجاد دانش در شرایط ابهام و عدم اطمینان زیاد تاکید دارد.

یکی از مفاهیم مفید در تبیین سرمایه اجتماعی ، مفهوم «شبکه‌ اعتماد»[13] است ، شبکه اجتماعی که بیانگر این مطلب است که افراد بر اساس اعتماد متقابل به یکدیگر؛ از اطلاعات، هنجارها و ارزش‌های یکسانی در تبادلات فی ما بین خود استفاده می‌کنند. از این رو اعتماد فی ما بین، نقش زیادی در تسهیل فرآیندها و کاهش هزینه‌های مربوط به این گونه تبادلات دارد. شبکه اعتماد می‌تواند بین افراد یک گروه و یا بین گروه‌ها و سازمان‌های متفاوت‌ به وجود آید.

مفهوم مفید دیگر «شعاع اعتماد»[14] است که به معنای میزان گستردگی دایره همکاری و اعتماد متقابل اعضای یک گروه است. به طور کلی تمامی گروه‌های اجتماعی دارای میزان خاصی از شعاع اعتمادند و هر چه این شعاع اعتماد بیشتر باشد گروه مورد نظر، سرمایه اجتماعی بیشتری خواهد داشت چنانچه یک گروه اجتماعی، برون گرایی مثبتی نسبت به اعضای گروه‌های دیگر داشته باشد، شعاع اعتماد این گروه از حد داخلی آن فراتر می‌رود (علوی، 1380).

بسیاری از نویسندگان ابعاد مختلف اعتماد را در چارچوب مفهوم اعتماد یه عنوان اعتقاد تعریف می کنند. بسیاری از این ابعاد بطور گسترده ای یکسان می باشند اما عنوانهای مختلفی دارند.( Dietz and Hartog , 2005). ما در اینجا سه بعد را مورد توجه قرار می دهیم کهet al 1995)(Mayeدر تعریف خود از اعتماد ارائه کرده اند: الف- قابلیت ب- نیک خواهی و ج- انسجام. قابلیت[15] به مهارتهای گروهی، شایستگی ها و ویژگیهایی که یک گروه را قادر می سازد بر یک حیطه خاص تاثیر داشته باشد اطلاق می شو. نیک خواهی[16]  حدی است که اعتماد شونده معتقد است که می خواهد کار خوبی برای اعتماد کننده انجام دهد ، جدای از انگیزه منفعت شخصی که برای اعتماد کننده در بردارد . انسجام[17]  شامل ادراک اعتماد کننده می باشد مبنی بر اینکه اعتماد شونده طرفدار یکسری اصولی می باشد که اعتماد کننده آنها را قابل قبول می داند.( Bakker et al , 2006).

ب –  هنجارها:

هنجارهای همکاری می توانند پایه ای قوی برای ایجاد سرمایه فکری بوجود آورند. برای مثال، استارباک[18] (1995) اهمیت هنجارهای اجتماعی صداقت و کار تیمی را به عنوان ویژگی های کلیدی شرکت های دانش محور یادآور می شود. هنجارهای تعاملی که اهمیت آنها در ایجاد سرمایه فکری نشان داده شده اند عبارتند از : تمایل به ارزش گذاری و پاسخ به تنوع ، روحیه انتقادی و تحمل شکست.

ج –  الزامات و انتظارات:

الزامات نشان دهنده یک تعهد یا وظیفه برای انجام فعالیتی درآینده است. کلمن(1990) الزامات را از هنجارهای عمومی شده متمایز می سازد و آن را به عنوان انتظارات ایجاد شده در درون روابط شخصی خاص در نظر می گیرد. ناهاپیت و گوشال در زمینه ایجاد سرمایه فکری اظهار می دارند که الزامات و انتظارات احتمالا بر دسترسی و انگیزش افراد و گروهها برای تبادل و ترکیب دانش تاثیر می گذارند.

د – هویت:

هویت فرآیندی است که در آن افراد احساس می کنند با فرد یا گروهی از افراد دیگر ، عضو یک گروه واحد هستند. کرامر و همکارانش[19](1996) دریافته اند که احساس همانندی کردن با یک گروه یا جمع، نگرانی درباره فرآیندها و نتایج جمعی را افزایش می دهد و بدین ترتیب احتمال فرصت تبادل اطلاعات افزایش می یابد. لویسکی و بیونک[20] (1996) در تحقیق شان نشان می دهند که هویت گروهی چشمگیر نه تنها ممکن است فرصت های تبادل اطلاعات را افزایش دهد ، بلکه هم چنین ممکن است فراوانی واقعی همکاری را بین اعضاء افزایش دهد. در مقابل جایی که گروه ها دارای هویت های متمایز و مغایر هم هستند. ممکن است موانع عمده ای را در برابر تسهیم اطلاعات ، یادگیری و ایجاد دانش بوجود آورند.

[1]Informal social ties

[2]Giving & volunteering

[3]Faith-based Engagement

[4]Burt

[5]Hansen

[6]Orr

[7]Trustee

[8]Trustor

[9]Dietz and Hartog

[10]Misztal

[11]Bontis

[12]Boisot

[13]Network of Trust

[14]Radius of Trust

[15] Capability

[16] Benevolence

[17] Integrity

[18]Sturbuck

[19]Kramer et al

[20]Lewicki and Bunk