مدل‌های تأثیر فعالیت‌ بدنی بر خودپنداره بدنی

رابرت سونستروم[1] در کتاب بعد جسمانی خویشتن با ویراستاری «کنت فاکس» در فصلی به بررسی نقش میانجی تمرینات بدنی بر روی عزت نفس و نگرش نسبت به خویشتن پرداخته است. در این فصل به پاره‌ای از مدل هایی اشاره شده است که در آن‌ها نوع مکانیسم تأثیر شرکت در فعالیت های بدنی بر روی نگرش نسبت به بدن و عزت نفس بیان شده است. در این قسمت جهت آگاهی به قسمتی از این مبحث اشاره می‌شود.

در سال 1978 یک مدل روانشناختی درمورد شرکت در فعالیتهای بدنی[2] از جانب سونستروم ارائه شد که هدف آن برآورد بدنی[3] به معنی ارزشیابی شخصی از شمار زیادی از مهارت‌های بدنی و ورزشی بود. در این مدل پیشنهاد شده است که شرکت در فعالیت بدنی سبب افزایش توانایی بدن (آمادگی جسمانی)‌شده که دارای منافع روانی ازجمله افزایش عزت نفس می‌باشد. اگرچه، عزت نفس تحت تأثیر تمرین و افزایش آمادگی به میانجی‌گری تأثیر برآور قرار می‌گرفت. به این معنی که افزایش آمادگی منجر به افزایش لیاقت بدنی درک شده گشته که آن‌ها نیز با افزایش متعاقب آن در عزت نفس درارتباط هستند. در این مدل جاذبه[4] حاکی از گرایش به سوی انجام فعالیت‌های سنگین و شدید است (49).

در واقع این مدل پیشنهاد شده است که لیاقت بدنی درک شده منجر به افزایش گرایش به سوی فعالیت شدید شده و این دو پیش‌بینی شرکت بعدی در تمرینات بدنی خواهند بود. همچنین در این مدل پیشنهاد شده است که لیاقت بدنی درک شده به‌ عنوان پل ارتباطی بین تمرینات بدنی و عزت نفس درونی عمل می‌کنند (افزایش مهارت). تحقیقاتی که درمورد اعتبارسنجی این مدل انجام شده‌اند، نشان می‌دهد که بین نمرات مربوط به مقیاس برآورد با نمرات آمادگی جسمانی ارتباط وجود دارد و تعدادی از آن‌ها نشان دادند که با افزایش میزان آمادگی جسمانی بر مقیاس برآورد نیز افزوده شده است. همچنین چنین ارتباط معنی‌داری بین مقیاس جاذبه با نمرات آمادگی نیز نشان داده شده‌اند. به‌هرحال درمورد این مدل نشان داده شد که به خصوص به علت نقطه ضعف اندازه‌گیری در مقیاس جاذبه این مدل کفایت لازم جهت پیش‌بینی گرایش و استقبال به تمرینات بدنی برخوردار نیست.

[1] – Robert  Sonstroem

[2] – Pychological  Model  for  Physical  Activity  Participation

[3] – Physical  Estimation

[4] – Attraction

در سال 1989 سونستروم و مورگان در جستجوی پاسخ چگونگی افزایش عزت نفس ازطریق فعالیت‌های بدنی، مدلی را با نام مدل تمرینات بدنی و عزت نفس[1] در جهت تبیین چگونگی تعمیم اثرات انجام تمرینات بدنی بر عزت نفس عمومی، ساختند.

در این مدل به دو بعد لیاقت بدنی درک شده و پذیرش خود که به نظر می‌رسد به‌عنوان مبانی شکل‌گیری عزت نفس مطلوب و مورد پسند باشند، پرداخته شده است. منظور از پذیرش خود، به ارزش و دلبستگی فرد نسبت به خود و خصوصیات خود، صرف‌نظر از سطوح لیاقت درک شده اطلاق می‌شود.

[1] – Exercise  and  Self – Esteem  Model (EXSEM)

مبنای این مدل براساس ارزشیابی عینی از عملکرد بدنی که ممکن است با انجام تمرینات بدنی افزایش پیدا کند استوار است، نظیر مقدار وزنه جابجا شده در یک بار تلاش یا مقدار مسافت پیموده شده طی 12 دقیقه. اولین متغیر خود ادراکی، خودکارآمدی[1] است. این متغیر در مدل مزبور به‌ عنوان پل ارتباطی بین نمایش بدنی یک حرکت تا نمایش آن در ذهن ایفاء نقش می‌کند.

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   هوش هیجانی در اسلام و روان‌شناسی

خودکارآمدی یک نوع توقع و انتظار است که در این زمان فرد می‌تواند به ‌طور موفقیت‌آمیزی یک تکلیف را به انجام برساند. خودکارآمدی به‌طور مفصل در نظریه شناختی اجتماعی باندورا[2] مورد بحث قرارگرفته و اینطور پیشنهاد شده که خودکارآمدی در واقع درک از نوعی تسلط و چیرگی یا لیاقت در فعالیت‌های خاصی می‌باشد. در این مدل پیشنهاد شده است که خودکارآمدی با لیاقت بدنی درک شده، به عنوان ارزشیابی فردی از سطح توانایی بدنی، در ارتباط است (46).

سمت چپ این مدل نشان‎دهنده ساختار سلسله مراتبی ایستای مدل می‌باشد. برای مثال اینطور فرض شده است که عزت نفس ارتباط نزدیک‌تری را با لیاقت بدنی درک شده دارد تا با خودکارآمدی و همچنین خودکارآمدی با اندازه‌های بدنی بیش از لیاقت بدنی درک شده ارتباط دارد. در محور افقی این مدل که تغییرات زمان را نشان می‌دهد، می‌توان دریافت که افزایش در خود ـ کارآمدی منجر به افزایش لیاقت بدنی درک شده گشته و آن نیز به نوبه خود بر عزت ـ نفس مؤثر است. این مدل نیز حاکی از فرضیه افزایش مهارت می‌باشد.

اما فکس و کوربین در سال 1989 نیمرخ خودادراکی بدنی[3]، مدل EXSEM را بیشتر گسترش دادند. ساخت این ابزار فرصتی را برای جایگزین نمودن نیمرخ خودپنداره بدنی چند بعدی به جای مدل

1- self-eficasy

[2]– Bandura

[3] – Physical  Self – Perception  Profile (PSPP)

    تمرینات بدنی و عزت نفس یک بعدی فراهم آورد. در پرسشنامه ساخته شده فاکس و کوربین به ساختارهای بیشتری از خودپنداره اشاره شده است. مدل‌های تازه‌ای در مورد شکل گسترش یافته EXSEM ارائه شده است که قابل قبول‌ترین آنها در شکل (7) آمده است. در این مدل از متغیر پنهان نامبرده شده که جمع سه خود ـ کارآمدی ویژه می‌باشد (EFF در مدل).

    همانطوری که در شکل مشاهده می‌کنید بین ساختارها هم روابط و هم واریانس اشاره شده است. مثلاً نشان داده شده EFF تنها 15% واریانس، با لیاقت ورزشی دارد. این مدل که با عنوان راه حل بهنجار در مورد مدل گسترش یافته می‌باشد، اطلاعات جالبی را در مورد روابط همبستگی بین اجزاء دارد. درحالی‌که منابع خود ـ کارآمدی قادر به بیان 4/27% واریانس، با وضعیت بدنی درک شده (COND) هستند. آنها تنها 4/4% نمرات جذابیت بدنی درک شده (BODY) را بیان می‌کنند. همچنین از بین چهار جزء فرعی، جذابیت بدنی درک شده، قوی‌ترین ارتباط را با خود ارزشی بدنی (PSW) دارد.

    کاربرد عملی این مورد آن است که به نظر می‌رسد انجام تمرینات بدنی و ورزشی به احتمال قوی بر روی ویژگی‌هایی چون لیاقت ورزشی، آمادگی بدنی و قدرت مؤثر است تا بر روی جذابیت ظاهر و اینکه عوامل مطرح شده در مقایسه با جذابیت ظاهری، کمتر با عناصر اصلی سازنده «خویشتن» ارتباط دارد. نتایج تحقیقات نشان داده‌اند که این مدل گسترش یافته قابلیت تفکیک افراد ورزشکار را از غیرورزشکار و همچنین نوع فعالیت بدنی مبادرتی یا دلخواه را دارا می‌باشد(3).