معماری مسکونی

می¬باشد. در این جهان¬بینی همه پدیده¬های عالم علاوه بر روابط عرضی میان خود، در میان یک ساختار راه¬بندی شده و سلسله مراتبی دارای روابط طولی از بالا به پایین هستند. هر پدیده به منظومه و سامانه¬ی بالاتر از خود وابسته است و فرجام وابستگی به ذات خداوند می¬رسد. از این رو همه پدیده¬های عالم، افزون بر ممکن الوجود بودن در یک نیاز و فقر وجودی در برابر خداوند قرار دارد. (همان: ۳۷۴).
بنابراین پدیده هستی یک ساختار رده¬بندی شده است که همواره از کثرت به سوی وحدت در حرکت است. در پایین¬ترین رده پدیده¬های جزئی و در بالاترین رده با سامانه (منظومه)های ساده که از دو یا چند جزء تشکیل شده، و سامان¬بندی شده¬اند. این سامانه¬ها در رابطه و وابستگی عرضی با هم هستند و سامانه پیچیده-تر را پدید می¬آورند که در رده¬های بالاتری قرار می¬گیرد. پس هر چه بالاتر رویم وحدت اجزاء بیش¬تر است تا آن که رده¬بندی سامانه¬ها در نهایت به یک ابر سامانه به نام جهان پدید می¬آورد و از آن¬جا که به خداوند و کمال فاعلیت او مربوط است آن¬را می¬توان ابر سامانه حکمت الهی نام نهاد. مفهوم ابرسامانه با هر سه قوه حسی، عقلی و شهودی ما مشروط به درک کل هستی به طور یک¬جا و فناپذیری آن و فقر و نیاز وجودی آن به خداوند قابل شناخت می¬باشد. (همان: ۳۷۵). نگرش بهره¬برداری و الهام از نظام آفرینش بر مبنای نظریه ابرسامانه و سلسله مراتب سامانه¬ها و اهدافی که مبتنی بر جهان بینی توحیدی است می¬تواند تعریف کننده خلاقیت در انواع فنی، هنری و معمارانه باشد.
همان¬طور که در دریافت حیات طیّبه نیز مطرح گردید هدف اعلای زندگی انسان هماهنگی با هستی وابسته به کمال برین است که با تسلیم بودن به معنای مسلمانی با هماهنگی ابرسامانه حکمت الهی می¬توان، به هم-نوایی ساختاری وجودی آدمی و روح و روان او و هم راستا و همداستان شدن همه¬ی استعدادها و نیروهای درونی او با راستایی که ابرسامانه حکمت الهی او نشان می¬دهد بر مبنای توحید الهی تحقق بخشید. این مسیر هم در جریان زندگی فردی، اجتماعی، و بعد هویتی او به عنوان پوسته باطنی، و هم در ساخته¬های او بعد فیزیکی – کالبدی (ظاهری) وجود او نیز قابل تکیه می¬باشد. بنابراین بر اساس آنچه مطرح شد ابرسامانه حکمت الهی که بر پایه اندیشه توحیدی بنیان می¬گردد. حرکت کثرت¬های عالم به وحدانیت الهی است که بر مبنای همین بینش توحیدی و الگوی الهی هستی، در جهت وحدت باطنی و ظاهری می¬توان گام برداشت.
یعنی در حیطه¬های مختلف زندگی انسان آنچه در حیطه¬ی باطنی از مفاهیم هستی¬شناسی تا ساحت¬های انسان تا حیطه¬های فیزیکی و کالبدی و مادی وجود دارد همه را می¬توان بر مبنای هویت حقیقی انسان که بر مبنای اندیشه و هدف زندگی او تبیین می¬یابد به صورت سامانه¬ای تعریف کرد.
در فصل آینده با تعریف سامانه¬ای از ابرسامانه هستی حیطه¬های مختلف زندگی را که در این رساله بر محوریت معماری و به صورت خاص معمای مسکونی (خانه) مورد توجه است بر مبنای هویت راستین انسان در جهت دستیابی به حیات طیّبه پی¬ خواهیم گرفت.

انجام

آنچه در این فصل مطرح گردید در جهت بررسی و تحقق اندیشه پویا و کمال¬جویانه و ایجاد فضای عقلانی در زندگی و چگونگی تحقق آن بود که بعنوان لازمه¬ی بازگشت به زندگی حقیقی و دوری از بحران¬های موجود در زندگی انسان معاصر مطرح گردید. زیرا تنها راه نجات بشری در تمام حیطه¬های زندگی او بازگشت به خداوند، سر منشاء اصلی و مسیر فطرت الهی و هدفی است که در همه¬ی مکاتب مقدس به آن اشاره شده است.
در پی پاسخ به چگونگی ایجاد فضای عقلانی در زندگی ابتدا به مسئله¬ی عقل پرداخته شد و با تقسیم عقل بشری به عقل نظری، عملی و حقیقی، انسان صاحب عقل حقیقی را انسان کامل معرفی نمودیم که از آن جهت که کار لغو و بیهوده صورت نمی¬دهد مظهر خدای حکیم است و از رفتاری حکیمانه برخوردار می-باشد. زیرا رفتار حکیمانه بر پایه¬ی وحدت هماهنگی میان عقل نظری و عملی امکان پذیر است که با بهره-گیری از دستورات ، قوانین و احکام الهی در بخش علم و عمل بنیان¬های زندگی را در تمام عرصه¬ها دربر می¬گیرد . این رفتار حکیمانه با پوشش تمام ابعاد وجودی انسان زمینه¬ی رسیدن انسان به حکمت حقیقی و یا همان هدف والای زندگی را فراهم می¬سازد. این جریان خود موجب شکل¬گیری جریان حیات معقول در زندگی بشر می¬گردد که ما را برای رسیدن به هدف اعلای زندگی که همان شرکت در آهنگ کلی هستی است، آماده می¬سازد.
گفته شد از ثمرات حیات معقول یکی ایجاد هویت ثابت و دیگری دستیابی به حیات طیبه می¬باشد البته حیات طیبه در صورتی امکان پذیر است که بر پایه مکتب الهی شکل بگیرد. می¬تواند جریان عقلانی زندگی ما را منتهی به عمل صالح سازد. زندگی پا گرفته بر اساس حیات طیبه بر پایه جهان¬بینی توحیدی اسلام همان جریان حقیقی حیات معقول یا همان حیات حکیمانه می¬باشد.
زیر برا اساس آنچه بیان گردید در بعد ارکان اندیشه حکمت نظری و عملی همان عقل نظری و عقل عملی همان قوه¬ی موثر در شکل¬گیری هر امری می¬باشد که اگر از جهان¬بینی الهی و ایدئولوژی متاثر از آن شکل گرفته باشد حیات حکیمانه را بر پایه حیات طیبه شکل می¬دهد. به همین علت تفاوتی در میان حیات طیبه با حیات حکیمانه وجود ندارد.
راه دستیابی به حیات حکیمانه نیز بر اساس هدف اعلای زندگی انسان امکان پذیر است. در هدف اعلای زندگی انسان گفته شد که هدف زندگی دستیابی و
شرکت در آهنگ کلی هستی وابسته به کمال برین است. یعنی هدف نهایی انسان رسیدن به کمال برین می¬باشد که راه رسیدن نیز با قرار گرفتن در آهنگ کلی هستی امکان پذیر است. پس راه رسیدن انسان به کمال شناخت آهنگ کلی هستی می¬باشد. شناخت آهنگ کلی هستی، با بررسی نظام هدفدار عالم امکان پذیر است.
بنابر آنچه که در نظام کلی عالم مشاهده می¬گردد و به لحاظ حکیم بودن خداوند در این عالم نظام هدفدار و سامان¬یافته¬ای وجود دارد که بر پایه¬ی حکمت الهی بر توحید (مبنا) ، عدل (سامان) و معاد(هدف)استوار گردیده است که همه¬اش حق و به حق می¬باشد.
با تلاش علمی بشر می¬توان به شناسایی نظم و نظام سیستماتیک جهان دست یافت زیرا جهان مجموعه¬ای تشکیل یافته از هزاران اجزاء مختلف و پیوسته می¬باشد.این جهان یا پدیده هستی یک ساختار رده¬بندی شده دارد که بر اساس جهان¬بینی اسلامی همواره از کثرت به سوی وحدت در حرکت است. در پایین¬ترین رده جزئی¬ترین پدیده و در بالاترین رده سامانه¬های دو جزئی،…. و چند جزء هر کدام به صورت منظومه¬ای منظم در ارتباط، با یکدیگر سامان¬بندی می¬شوند. زیرا این سامانه¬ها با هم رابطه عرضی داشته ولی از همه مهم¬تر رابطه¬ی طولی آن¬هاست که به خداوند می¬رسد. این مجموعه ابرسامانه هستی را تشکیل می¬دهد که از آن جهت به کمال فاعلیّت خداوند مربوط است آن را می توان ابرسامانه حکمت الهی نام نهاد.
بنابراین حیات طیّبه نیز که همان هدف اعلای زندگی است وقتی امکان پذیر است که در تمامی ابعاد و حیطه¬های باطنی و ظاهری منطبق بر نظام هستی و ابرسامانه¬ی هستی باشد. تحقق این امر در تمام عرصه¬های زندگی انسان، از کمال شخصی تا سعادت اخروی پیشرفت در ابعاد مادی، رشد زندگی و متناسب با بحث رساله در حیطه¬ی معماری مسکونی قابل تسری می¬باشد.

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   مزیت رقابتی پایدار، انتظارات مشتریان

فصل سوم: نگره¬های زندگی¬ساز

در این فصل می¬خوانیم:

آغاز
دست¬یابی انسان به هدف اعلای زندگی یعنی قرار گرفتن در آهنگ کلی هستی تن¬ها با عمل صالح امکان پذیر می¬باشد. عمل صالح در صورتی شکل خواهد گرفت که بر پایه عقلانیت و هماهنگی میان عقل نظری و عملی و منطبق بر حکمت نظری و عملی در حیطه¬ی دانش و از سر منشاء جهان¬بینی و ایدئولوژی متأثر از آن و از مبنا و منشاء الهی برخوردار باشد.
روش رسیدن به هدف اعلای زندگی نیز در تعالیم الهی به صورت آشکار وجود دارد . آدمی با بررسی نظام هدفدار عالم می¬تواند به شناخت جهان هستی و چگونگی نظام موجود در آن قدم بزرگی در جهت قرار گیری در آهنگ کلی هستی بر دارد. با مطالعه نظام حکیمانه هستی می¬توان به وجود یک مبنا به عنوان سرمنشاء هستی و یک هدف به عنوان تعیین کننده جهت پی برد. جهان چون سامانه¬ای از اجزاء مختلف است که یک ساختار رده¬بندی شده از اجزاء کثیر به سوی وحدت احدی دارد.
به نظر می¬رسد دست¬یابی به هدف اعلای زندگی نیز در صورتی امکان پذیر است که بشر در تمام عرصه¬های خود از جهان هستی الگو بگیرد . یعنی راه رسیدن به هدف انتخاب مبنا و هدف و حرکت در آهنگ کلی هستی به سمت جهتی واحد و توحیدی است بنابراین عقل آدمی با دیدن نظام پیرامون خویش به وجود نظام منظم و سیستماتیک و استفاده از آن در شکل¬گیری خلاقیت در تمام عرصه¬های زندگی پی خواهد برد. به همین منظور در این فصل با ارائه تعریفی از سیستم به تعریف سامانه¬های مختلف معماری، خانه و هویت و نگره زندگی¬ساز طراحی خانه خواهیم پرداخت.

بخش اول:تعریف سیستم بر پایه نظام سیستماتیک جهان هستی

پیشگفتار
اصطلاح «سیستم» یا سامانه به مجموعه¬ای از اجزاء وابسته و هماهنگ اطلاق می¬شود که در همکاری با هم و برای رسیدن به یک هدف ویژه، کل معناداری را می¬سازند به عبارت دیگر سامانه به معنای یک کل به کار می¬رود که از ترکیب اجزاء متعددی تشکیل شده است. به این ترتیب سامانه مفعوم وسیع و گسترده¬ای دارد که شامل مصادیق مختلفی در حوزه¬های زیست¬شناسی، جامعه¬شناسی، بیولوژی، فرهنگ و هنر و… می¬شود(اسلامی، ۱۳۹۲: ۲۰).

۱- ۳- ۱- ۱- گفتاراول: سامانه و اجزای آن
با این تعریف می¬توان برای هر سامانه سه شاخص مهم رادر نظر گرفت اول آن¬که در شکل¬گیری هر سامانه یک نهاد تفکر یا مبنا وجود دارد. در سامانه¬های طبیعی یک نهاد تفکر وجود دارد و دیگر اجزاء سرویس دهنده آن هستند و در سامانه تشکیلاتی انسانی یک نهاد تفکر وجود دارد و باقی اجزاء نیز خود دارای نهاد تفکر می¬باشند. دوم وجود هماهنگی و همکاری و سامان¬دار بودن اجزاء و سوم هدفمندی یک سامانه در جهت ایجاد مجموعه¬ای نظام یافته می¬باشد.

بر مبنای سه شاخص اصلی در شکل¬گیری هر سامانه دو امر (عناصر و اجزاء + ارتباط میان اجزاء) موثر می-باشد. برای دست¬یابی به سامانه¬ای هدف¬مند گزینش عناصر و اجزاء ویژه، گزینش اندازه و چگونگی (کمیت و کیفیت) ویژه عناصر و گزینش نحوه ارتباط و پیوند میان عناصر با هم در جهت هدف مورد نظر با سه ویژگی زیر اهمیت دارد:
۱- این هدف، دستاورد نتیجه ناگزیر و منطقی این مجموعه از اجزاء باشد.
۲- برای بقاء و برجاماندن سامانه و دست¬یابی به هدف، همه اجزا شرکت داشته باشند.
۳- این هدف بتواند نقش و جایگاه همه¬ی اجزاء را در دست¬یابی به هدف روشن کند.
و به کل مجموعه وحدت ببخشد.
۱- ۳- ۱- ۲- گف
تاردوم: سامانه توحیدی
در نظام توحیدی اسلام در شکل¬گیری سامانه¬ها به ۲ نهاد تفکر واجب الوجود و ممکن الوجود اشاره شده است. وجود واجب یک کل واحد و احد است که سرتاسرعالم وجود را پر کرده است. آن¬گونه که غیر از او جزء و کلی و جود ندارد و هر چه هست اوست. وجود این کل واحد، فیاض، خودجوش و خالق است و انواع موجودات ممکن الوجودها شامل: (جان داران ، غیرانسان، غیرجانداران و انسان¬ها) را خلق می¬نماد که از جمیع جهات وابسته به او می¬باشند ( هم در خلقت،هم در حرکت و هم صیرورت).
در میان ممکن الوجودها تن¬ها انسان دارای دو ساحت وجودی بالقوه (فطری) و بالفعل(ماهیتی) هستند که در مقایسه با جانداران غیر انسان (گیاهان و حیوانات) دارای اختیار و آزادی در تحقق استعدادهای ذاتی خویش می¬باشد. یعنی انسان اختیار و آزادای دارد تا استعدادهای ذاتی خود را یا فعلیت بخشد، یا آ¬ن¬ها را ضایع و از فصیلت ساقط نماید. بنابراین مجموعه سامانه¬ها و پدیدارهای الهی بر پایه¬ی حکمت الهی ، حکیمانه و آگاهانه می¬باشد ولی سامانه¬ها و پدیدارهای انسان و برای انسان نظیر مجموع آثار هنری و معماری، بسته به میزان نزدیکی و همراهی با تجلیات واجب الوجود یعنی هماهنگی با نظام هستی می¬تواند سه گونه باشد (نقره کار ، ۱۳۸۷: ۳۶۶و ۳۶۷).
جدول ۴. توانایی خلق سامانه از موجودات ممکن. مأخذ: نگارنده
ویژگی ممکن الوجودها درخلق سامانه موجودات ممکن نظیر موجودیت ویژگی خلقیت
غیرجاندار جمادات و مایعات و غیره جبری و فعلیت یافته فاقد خلاقیت
جاندارغیرانسانی گیاهان و حیوانات بالقوه جبری و بالفعل ذاتی تحت شرایط درونی و بیرونی به تدریج و محدود
انسان¬ها دارای اختیار و اراده بالقوه فطری و بالفعل ماهیتی آزاد در خلاقیت

جدول۵. تفکیک سامانه¬های انسانی. از دیدگاه اسلامی. مأخذ: نگارنده.
سامانه¬های انسانی نظیر آثار هنری و معماری نوع سامانه اثرسامانه ویژگی سامانه عمل سامانه مبنا سامانه
سامانه ممدوح دارای فرآیند مثبت در جهت تامین نیازهای انسان و بستر سازی نیازهای روحی او. مطابق با فطرت و مقدورات الهی در جهت رشد و کمال انسان حکیمانه عقلایی الهی
سامانه مذموم دارای فرآیند منفی در جهت تامین نیازهای انسان و بستر سازی نیازهای روحی او. عدم هماهنگی با فطرت و مقدورات الهی در خلاف جهت رشد و کمال انسان غیرانسانی وحیوانی گیاهی انسانی و مادی
(شیطانی)
سامانه¬های خنثی دارای فرآیند نه مثبت و نه منفی در جهت تامین نیازها. عدم همراهی با رشد و تعالی انسان پوچ باطل حیوانی
(شیطانی)

اختلاف در سامانه¬های انسانی به مبنا یا همان نهاد تفکر بازمی¬گردد. مبنا به صورت یک مجموعه و به عنوان یک کل محسوب می¬شود و کل نیز مرکب بوده و در عین حال متغیر نیز هست. در این جا مبنا متغیر اصلی مجموعه را نشان می¬دهد. با اصل قراردادن جهت الهی یا

دیدگاهتان را بنویسید