پایان نامه ارشد رایگان درمورد احکام شرعی، حکمت متعالیه، سیر تاریخی، اباحی گری

تفکیک نموده و قول اخیر را عقید? غلات مفوضه معرفی می نماید.۱۲۰۵
شیخ مفید با صحّه گذاشتن بر عقید? ابن بابویه دربار? این گروه مى نویسد:
“مفوضه گروهى از غلات هستند. تفاوت آنان با غلات دیگر در این است که به حدوث ائمه : وخلق آنان اعتراف دارند و قدمت را از آنان نفى مى نمایند در عین حال خلق و رزق جهان را به آنان نسبت مى دهند. آنان مدعى هستند: خدا تنها آنان راخلق کرده و خلقت جهان و افعال را به ایشان واگذار نموده است”.۱۲۰۶
نکته ای که ذکر آن ضروری می نماید این است که برخی عقیده به تفویض را همان مفهوم ولایت تکوینی می دانند و برآنند که مفهوم اخیر که صورت جدیدی از همان تفسیر مفوّضه از جهان و نقش ائمه: در خلق و رزق موجودات است، برایند تلاشهای مکتب فلسفی صدر الدین شیرازی موسوم به حکمت متعالیه در قرن یازدهم هجری است؛۱۲۰۷ امّا باید توجه داشت که میان تفویض و مقول? ولایت تکوینی تفاوت ماهوی وجود دارد. زیرا مراد از ولایت تکوینی این است که خداوند اهل بیت:را مجرای فیض قرار داده و آنان را توانایی بخشیده تا بتوانند در مقام مقتضی به اذن پروردگار در امور کائنات تصرف کنند. این ولایت در طول ولایت ذاتی خداوند و جلوه ای از آن است، امّا عقیده به تفویض، خداوند را از صفح? تدبیر امور کائنات کنار نهاده و به ولایت تکوینی اهل بیت استقلال می بخشد.۱۲۰۸
د‌- اشباح و تناسخ
تناسخ در اصطلاح به معنای انتقال روح از جسمی به جسم دیگر است. تناسخیه کسانی را گویند که معتقدند روح همواره از بدنی به بدن دیگر می رود و این سیر هرگز به پایان نمی رسد. بنابراین بهشت و دوزخ در همین دنیاست؛ بهشت صورتهای نیکو و لذات دنیوی است و دوزخ صورتهای زشت مثل بدن بیمار یا ناقص و رنجهای دنیوی است. ۱۲۰۹
دست? مهمی از اهل تناسخ را غلات شیعی تشکیل می دادند که بنابر اظهار شیخ مفید به خلقت ارواح پیش از اجسام در عالم ذرّ باور داشتند. بدین صورت که ارواح ذوات فعال و مأمور و منهى بوده اند. این ارواح که در عالم ذر خلق شده اند، داراى شناخت، تعقّل، فهم و نطق بودند. پس خداوند اجسام راخلق کرده وآنان بر اجسام وارد شده اند.۱۲۱۰
شیخ مفید در ردّ این باور، اخبار مربوط به خلقت ارواح پیش از ابدان را از احادیث آحاد برشمرده و بر فرض صحّت این قسم از روایات، آنها را بدین صورت که خداوند ارواح را قبل از ایجاد اجسام در علم خود مقدّر کرده است یا مراد از ارواح ملائکه می باشند، تأویل می نماید.۱۲۱۱ ضمن آن که اخبار مربوط به عالم ذرّ را نیز توجیه کرده و تعلّق روح به ذرّات و سپس به بدن را همان تناسخ می داند.۱۲۱۲
مفید در بطلان قول به اشباح و خلقت ارواح قبل از اجساد تفاوتى بین ارواح معصومین: و مردم دیگر قائل نیست و هر دو را به غلات نسبت مى دهد۱۲۱۳ و دربار? روایاتى که مى گوید: “حضرت آدم ( شبحهائى را بر عرش خدا دید که نور افشان هستند و آن شبحها رسول خدا، امیرالمؤمنین، حضرت فاطمه و حسنین: بودند و خداوند به وى فرمود: اگر این اشباح نبودند نه او را خلق مى کرد و نه هم آسمان و زمین را” مى گوید:
“خداوند مى خواست مقام و منزلت آنان را به آدم نشان بدهد و بگوید آنان علت غائى خلق جهان هستند. نه این که آنان ارواح ناطق و صورتهایى بودند که پاسخ مى دادند، بلکه صورتهایى بودند به مانند صورتهاى بشرى و هیأتهائى که بعداً به آن حالت درخواهند آمد”.۱۲۱۴
این مسأله یکی از موارد مسائل مور اختلاف شیخ صدوق و شیخ مفید نیز بوده است. چه شیخ صدوق بنابر روایات بسیاری که در این باره وارد شده خلقت ارواح را در عالم ذرّ می پنداشته است.۱۲۱۵
بی آن که بخواهیم دربار? سخن شیخ مفید و شیخ صدوق داوری نماییم، امّا بایسته است به یک نکته دربار? ارتباط خلق ارواح پیش از اجسام و رابط? آن با موضوع تناسخ اشاره کنیم. چنانکه آیت الله صافی در داوری میان شیخ مفید و شیخ صدوق در خلقت نفوس و ارواح ابراز داشته اند می توان گفت:
“خلقت ارواح قبل از اجساد در احادیث بسیاری تصریح شده است و صدوق چون راهی به ردّ این اخبار نداشته است، به آن اظهار اعتقاد کرده است و این عقیده با تناسخ ارتباط ندارد؛ زیرا تناسخ عبارت از تعلّق روح به اجسام عنصری متعدّد در این دنیاست که بعد از فنای هر جسمی، به جسم دیگر تعلّق گیرد و حقیقت واحده در صورتهای کثیره ظاهر شود و در هر دوری پاداش یا کیفر دور قبل را ببیند؛ در حالی که خلقت ارواح قبل از اجسام، تعلّق آنها منحصر به یک جسم عنصری می باشد که جسماً و روحاً غیر از ارواح و اجسام دیگر است. این معنی بدون این که ما در مقام اثبات آن باشیم، اگرچه در نزد مثلِ صدوق، از بزرگانی که تحذّق و تتبّع کامل دارند ثابت است، فی حدّ نفسه ممکن است و با عقیده به تناسخ نباید قیاس شود”.۱۲۱۶
هـ – حلول و تجسّم
اندیش? حلول و تجسم بدین معنی است که برخی افراد را خدا می خواندند و به حلول روح الهی و مجسم شدن این روح در آنها عقیده داشتند.۱۲۱۷ یکی از گروههای قائل به حلول حلاجیّه هستند که به حلول و تجلى حق در افراد و اشخاص معتقدند. این گروه به حسین بن منصور حلاج منسوب هستند که اظهار تشیع مى کرد و معتقد بود که حق در وى حلول کرده است. وی در اواخر سال ۳۰۹ ق. به دستور على بن عیسى به قتل رسید.۱۲۱۸
صدوق در کتاب اعتقادات خود حلاجیّه را از غلات معرفى کرده و در بار? آنان مى نویسد:
“حلاجیه گروهى از غلات هستند که عبادت را تجلى حق دانسته و تارک نماز و تمام واجبات بودند. آنان مدعى شناخت اسماءاعظم الهى بودند و عقیده داشتند: حق در آنان تجلى می کند و چون شخص خلوص یابد و به مذهب آنان شناخت یابد نزد آنان از پیامبران برتر باشد و ادعاى علم کیمیا دارند”.۱۲۱۹
شیخ مفید نیز که کتابى در ردّ آنان نگاشته است،۱۲۲۰ در تصحیح الاعتقاد درباره آنان چنین می نگارد:
“حلاجیّه گروهى از متصوّفه هستند که قائل به اباحه مى باشند (حلال و حرامى نمى شناسند) و اعتقاد به حلول دارند. ویژگى حلاج این بود که اظهار تشیع مى کرد گرچه از تصوف بود. آنان گروهى ملحد و زندیق هستند نسبت به هر گروهى اظهار حمایت مى کنند و ادعاهاى باطلى درباره حلاّج دارند”. ۱۲۲۱
و‌- اباحی گری
به برخی فرقه های غلات نظیر حلاجیه و بشریه۱۲۲۲ اباحی گرى و الحاد نسبت داده اند. تمایل عمومی این فرقه ها بر این است که با آزاد گذاشتن افراد در ترک واجبات و ارتکاب محرمات زمینه را براى جذب افراد فاسد فراهم آورند.۱۲۲۳ شیخ مفید وجود شرایع را بهترین دلیل در ردّ این باور باطل می داند. ۱۲۲۴
ز‌- علم غیب
در سیر تاریخی مباحث کلامی دربار? علم امام دو گرایش فکری به طور عمده وجود دارد:
۱- اعتقاد به علم وسیع امام به جمیع علوم، صنایع، لغات و ضمائر بندگان و قرار دادن این شرط به عنوان شرایط ذاتی امام؛۱۲۲۵ گروههایی از غلات و مفوضه بر این عقیده بوده اند و البته عقید? غالب در مباحثات کلامی متأخران نیز باور به علم وسیع امام است که این علم البته به صورت اکتسابی می باشد.
۲- اعتقاد به علم محدود امام که گرایش غالب شیعیان در سده های نخستین پس از غیبت بوده و عالمانی چون نوبختان، ابن قب? رازی۱۲۲۶، شیخ مفید و شریف مرتضی از قائلان به آن بوده اند. البته باید دانست که میان دیدگاههای ایشان نیز اختلافاتی به چشم می خورد و هر یک محدوده های خاصی را برای علم امام در نظر گرفته اند.
نوبختیان معرفت امام به هم? لغات و صنایع را عقلاً و قیاساً واجب می دانستند.۱۲۲۷ ضمن آن که حسن بن موسی نوبختی در گزارش خود از فرق? تشیع علم به جمیع اموری را که مورد نیاز مردمان است از صفات امام برمی شمارد.۱۲۲۸ امّا همین متکلمان در مسائل دیگر مانند قدرت ائمه بر اظهار معجزه۱۲۲۹ و دریافت وحی۱۲۳۰ و شنیدن صدای فرشتگان۱۲۳۱ و زائران حرمهای مطهر خود پس از وفات و آگاهی بر احوال شیعیان خود۱۲۳۲ با نظر مفوضه مخالفت کرده و علم امام به این امور را واجب و لازم نمی دانند.
این در حالی است که شیخ مفید به جز آگاهی امام به هم? صنایع و لغات، دیگر امور را از لوازم امامت و در محدود? علم امام برشمرده است و اگرچه برخی از این امور مانند ظهور معجزه و ارائ? کارهای خارق العاده از دیدگاه وی وجوب عقلی ندارد؛ اما بنابر روایات صحیحی که دربار? آنها وارد شده، خبر از ظهور آنها می دهد۱۲۳۳ و در مواردی بر نوبختیان به سبب ناآشنایی با اخبار و احادیث خرده می گیرد.۱۲۳۴
به طور کلی ویژگیهای علم امام از دیدگاه شیخ مفید عبارت است از:
– علم ائمه ذاتی آنها نیست و علم ذاتی تنها شایست? مقام ربوبی است؛۱۲۳۵
– علم ائمه از سطح علم بشر عادی فراتر است؛۱۲۳۶
– امامان در برخی موارد از نهان آدمیان و حوادث آینده آگاهند، اما این گونه نیست که ضمیر آدمیان و حوادث آینده در هم? موارد بر ایشان منکشف باشد؛۱۲۳۷
– آگاهی ائمه از حوادث آینده و نهان آدمیان وجوب عقلی نداشته و این لطفی است که خداوند به آنان روا داشته است؛۱۲۳۸
– آگاهی امامان از هم? لغات و صنایع محال و غیر ممکن نیست؛۱۲۳۹
– علم امام به موارد فوق واجب و لازم نیست و نمی توان این گونه از علم را در ردیف صفاتی چون عصمت و آگاهی امام به احکام شرعی به شمار آورد و روایات وارده نیز قطعیّت این موضوع را ثابت نمی کند.۱۲۴۰
– اگرچه وجوب عقلی این امر که علم غیب از صفات امام باشد محل تردید است، به هر روی، تعبد به پذیرش علم غیب امام و صدور معجزات و کرامات از ایشان و اخبار از آینده واجب است.۱۲۴۱
شریف مرتضی نیز اظهار نظر مشابهی دربار? محدود? علم امام به موارد ذیل اشاره می کند:
– امام ممکن است نسبت به پاره اى از رخدادها و حوادث غیرقابل پیش بینى آگاه نباشد.۱۲۴۲
– امام در محدوده ای که حکومت و ولایت او اقتضا دارد باید از علم و آگاهی خطاناپذیر برخوردار باشد و لازم نیست تا از هم? امور آگاهی داشته باشد.۱۲۴۳
– لزوم آگاهی امام به احکام دینی از زمان پیشوایی ایشان است و لازم نیست جمیع احکام شرعی را از بدو تولد بداند.۱۲۴۴
شیخ طوسی نیز در مباحث کلامی خود تقریباً آراء شیخ مفید و سید مرتضی را بازگو می نماید و همانند ایشان علم امام را به احکام شرعی و آنچه به ولایت و حکومتش مربوط است واجب می داند و همانند سید مرتضی محدود? زمانی علم امام را از ابتدای امامت بر می شمرد.۱۲۴۵
در جمع بندی نظرات متکلمان بغداد می توان گفت که ایشان آگاهی از غیب را در اموری که ولایت و حکومتشان اقتضا می کرده واجب و لازم دانسته و آن را از صفات امام بر شمرده اند؛ اما آگاهی امامان از دیگر امور ضرورت عقلی نداشته و اگر در مواردی بنابر روایات صحیحه آگاهی از غیب در امور دیگر برای ایشان ثابت گشته، لطف و کرامتی است که خداوند به ایشان

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   پایان نامه درموردپیش دبستانی، تربیت هنری، برنامه درسی، روان شناسی

دیدگاهتان را بنویسید