پایان نامه ارشد رایگان درمورد دلالی، حسن و قبح، حکمت خداوند، استنباط حکم

می‏آید که عقل، قو? ادراک خیر و شر و نیروی جدا کنند? خیر از شر و ملکه‏ای است که آدمی را وادار به دوری از شرور و وساوس شیطانی می‏کند. ۷۹۷
شیخ طوسی نیز در تعاریف مشابهی، عقل را مجموعه علومی می داند که به وسیل? آنها انسان بتواند استدلال کند و صور موجوده را با معانی انطباق دهد. و در تعریف دیگری عقل را مجموعه علومی دانسته که به وسیل? آن آدمی بتواند میان حسن و قبح تشخیص دهد.۷۹۸
۴ – ۳ – ۲. کاربرد عقل در فقه:
مکتب بغداد در مسائل فقهی نیز با گرایش به مسائل کلامی و عقلی وارد عرص? اجتهاد و فقاهت گردید و در سای? استدلال و تعقّل، پایه های فقه استدلالی را بنیان نهاد. آثار فقهی ارزنده ای همچون المقنعه، الاعلام، احکام النساء، الاشراف از شیخ مفید، مسائل الناصریات و الانتصار از سیّد مرتضی و النهایه، المبسوط و الخلاف از شیخ طوسی آثار گرانسنگی است که از مکتب بغداد در زمین? فقه استدلالی به یادگار مانده است. از این رو در حیط? سخن از فقه، از این مکتب با عنوان “مکتب فقهی متکلّمان” تعبیر می شود.۷۹۹
در مسیر تکامل و تطوّر فقه شیعه آثار فقهی شیخ مفید را می توان حدّ فاصلی در فقه منصوص و فقه استدلالی و تفریعی محسوب کرد. چراکه نه مانند آثار فقهی متقدّمان به روایات اختصاص داشته و نه دربردارند? تمامی فرعهای ممکن است و مسائلی که در روایات نیامده در آن اندک می باشد، اما با این حال فقه از حدیث تمایز پیدا کرده است.
وی در بحث از ادلّ? احکام، منابع اجتهاد و استنباط احکام را شامل قرآن، سنت پیامبر اکرم ۶ و سخنان امامان معصوم: دانسته است،۸۰۰ و راه شناخت این احکام را از سه طریق بیان می دارد:
اول: عقل، و آن راهی به سوی شناخت حجّیّت اخبار و دلایل اخبار است.
دوم: لسان، و آن راهی به سوی معرفت معانی کلام است.
سوم: اخبار، و آن راه اثبات اعیان اصول از کتاب و سنّت و اقوال ائمه: می باشد.۸۰۱
از این سخن شیخ مفید فهمیده می شود که منابع فقه جز کتاب و سنّت رسول خدا ۶ و امامان معصوم: نیست و عقل در ردیف منابع فقه قرار نمی گیرد، مگر به عنوان کاشف از آن منابع. ولی در رساله های دیگرش بر این باور است که اگر مجتهد سه منبع یاد شده را در اختیار نداشت مى تواند از عقل به عنوان یکى از منابع احکام استفاده کند.۸۰۲
بدین سان، وی اگرچه عقل را به وضوح به عنوان یکی از ادلّ? احکام مطرح نمی نماید اما آن را راه شناخت حجّیّت قرآن و دلایل اخبار دانسته و بنابراین برای عقل طریقیّت قائل است نه آن که آن را به عنوان یک دلیل مستقل بشناسد تا در کنار قرآن و سنّت قرار بگیرد.
شیخ طوسی نیز اگرچه در کتاب عظیم المبسوط به بیان ادلّ? احکام در ابتدای هر باب اهتمام داشته، تنها در یک مورد از ادلّ? عقلیّه در کنار کتاب، سنّت و اجماع یاد کرده۸۰۳ وغالباً به سه دلیل دیگر اکتفا نموده است و بر خلاف سیّد مرتضی که به اجماع توجهی وافر داشت، بیشترین توجه خود را به کتاب و سنّت معطوف داشته است.۸۰۴ امّا سیّد مرتضی در مبحث اخبار، برای اولین بار دلیل عقل را به طور صریح در ردیف کتاب، سنّت و اجماع قرار می دهد.۸۰۵
بدین سان، به طور کلی می توان گفت عقل در روش شناسی دانشوران بغداد از مهمترین ابزارهای بحث علمی و استنباط احکام به شمار آمده است. شاهد این موضوع که ایشان دلیل عقل را یقین آور و موجب علم می دانند، اعتقاد آنان نسبت به تخصیص عمومات قرآن و روایات با دلیل عقلی است ۸۰۶. چراکه اگر دلیل عقل از دیدگاه آنان علم آور نبود، همانند اخبار آحاد نمی توانست مخصّص عمومات قرار بگیرد.
افزون بر آن، عالمان مکتب بغداد بر این باورند که هرگاه در زمان غیبت مسأله ای پیش آید که هیچ حکمی دربار? آن بیان نشده باشد، از طریق مراجعه به عقل می توان حکم آن را به دست آورد. توضیح آن که اگر حکم شرعی الزام آور در چنین مواردی وجود داشت، حتماً خداوند متعال ابلاغ و اظهار می کرد. و در هر موردی اگر دلیل شرعی وجود ندارد به معنای فقدان حکم شرعی در آن مورد بوده و به حکم عقل واگذار شده است. در باب منازعات و مخاصمات نیز، در صورت فقدان نصّ، مرجع نهایی، احکام عقلی پذیرفته شده در عرف خواهد بود.۸۰۷ ضمن آن که کشف مسائل نامتناهی و نامحدود از متون دینی متناهی و محدود بر عهد? عقل قرار دارد.۸۰۸
اگرچه شیخ مفید در مواردی استقلال عقل در برخی احکام مانند عبادات شرعی را ممکن نمی داند،۸۰۹ با این حال در المقنعه به حجّیّت دلیل عقلی در فقه استدلال کرده و به برخی از مستقلاّت عقلیّه تمسک نموده است. وی در پاسخ به اختلافات علما در خصوص مسأل? خمس می فرماید:
“علت اختلاف اصحاب ما در این باب به خاطر نبودن نص صریح اللفظ می باشد. و عدم وجود نص صریح نیز ناشی از شدت محنتی است که بر شیعه وارد آمده است. از سوی دیگر به مقتضای عقل و نقل دلیل اقامه شده بر این که در ملک دیگری بدون اذن او نمی توان تصرف کرد و ودیعه ها و حقوق را باید به اهلش باز پس داد ] و خمس نیز ملک و ودیعه امام مسلمین در نزد ماست[“.۸۱۰
نمون? دیگر از استنباط حکم شرعی بر مبنای مستقلاّت عقلیّه حلیّت نکاح موقّت به استناد عقل است.۸۱۱ این نمونه ها بیانگر نقش مستقلاّت عقلیّه در فقه، در صورت فقدان نص شرعی می باشد.
۴ – ۳ – ۳. کاربرد عقل در روایات
مهمترین موضوعی که در بررسی رابط? عقل و روایات می تواند مورد کاوش قرار بگیرد، عدم تناقض روایات معتبر با عقل است. از این رو، شیخ مفید در بسیاری مسائل مانند برخی موضوعات کتاب اوائل المقالات از آن جهت به بحث پیرامون آن موضوع پرداخته که در احادیث مطرح شده اند، و ملاک وی در پرداختن به این مسائل اثبات آنها از جنب? عقلی نبوده، بلکه فقط این نکته را مدّ نظر داشته که این مطالب با عقل تعارض نداشته باشد تا مورد حمله متکلمان قرار گیرد. ۸۱۲
شیخ مفید کاربرد عقل در کتاب را بدین گونه بیان می دارد:
“مفاهیم قرآن بر دو گونه است: یکی مفاهیم ظاهری که از ظاهر لفظ به دست می آید؛ دیگر، مفاهیم عمیق و باطنی که فقیه با کاوشهای عقلی به فهم و ادراک آنها نایل می شود و حکم مورد نظر خویش را استنباط می کند”؛ ۸۱۳
و همین سان روایاتی است که از امامان معصوم: رسیده است زیرا اصول مطرح شده از جانب شیخ مفید اگرچه بر محور مباحث قرآنی است اما اختصاصی به قرآن نداشته و شامل سنّت نیز می گردد و به اصطلاح می توان اصول او را “قرآن محور” معرفی کرد.۸۱۴
از دیگر نشانه های توجه به عقل در مکتب شیخ مفید، باور به این موضوع است که دلیل عقل جبران کننده ضعف و عدم حجّیّت خبر واحد است و بنابراین، خبر واحدی که همراه با دلایل عقلی باشد مورد پذیرش است۸۱۵ و حدیث مخالف عقل مردود می باشد،۸۱۶ که این سخن جایگاه عقل در برخورد با روایات را بیش از فهم ظواهر دانسته و حجّیّت حکم عقلی را بیان می کند.
علم الهدی عقل را معیار سنجش روایات می داند و هر آنچه با عقل مخالف باشد، مردود است. مگر آن که تأویل صحیحی برای آنها یافت شود.۸۱۷ شیخ طوسی نیز معیار اصلی علم به اخبار را در گرو یافتن دلیل عقلی بر درستی آن می داند.۸۱۸
به عنوان مثال سیّد مرتضی در پاسخ به موارد کلامى و تاریخى که اثبات کننده نوعى گناه براى انبیا:است، اصل معجزه را تکیه‏گاه خود قرار داده و بر اساس آن، دلیل عقلى بر تنزیه ایشان مى‏آورد و در این زمینه هیچ توجّهى به روایات نکرده است. وی بر مبنای دلایل عقلى غیر قابل تأویل، گزارشهایى را که بیانگر دروغ گفتن برخى پیامبران است، جعلى‏ و افسان? غرانیق را نادرست دانسته است.۸۱۹
او بر اساس همین مبنا، رسول خدا ۶را مصداق خارجى (عَبَسَ وَ تَوَلّى‏) ندانسته و با توجه به این آیات نشان داده که شخص مورد نظر، پیامبر اکرم ۶نبوده است؛ زیرا ترش‏ رویى در مقابل مؤمنان و بى‏توجهى به آنان، مهمترین عامل دور کننده و بیزار کنند? افراد است.۸۲۰
دربار? اثبات عصمت انبیا: نیز نخست معجزه را به عنوان یک اصل کلى و فضاى مشترک براى گفت و گو باز کرده و بر این اساس و مبناى مورد قبول همه مذاهب، دلیل عقلى بر ادعاى خود آورده و در ادامه، اشکالات را بررسى کرده است.۸۲۱
۴ – ۳ – ۴. رابطه عقل و وحی:
شیخ مفید بر این نکته تاکید می ورزد که عقل و سمع از یک دیگر جدا نمی گردد و عقل همواره نیازمند دستگیری نقل می باشد،۸۲۲ و این همان قاعد? معروف ملازمه است که: “کلما حکم به العقل حکم به الشرع و کلما حکم به الشرع حکم به العقل”.۸۲۳ وی در اثبات این دیدگاه به اتفاق امامیه بر این که عقل در دانش و نتایجش به سمع محتاج است، استدلال کرده و از زیدیه، خوارج و معتزل? بصره که بر استقلال عقل از سمع تأکید می کنند فاصله می گیرد.۸۲۴
از نظر شیخ الطائفه نیز حکم شرع بر حکم عقلی متوقّف است. وی در این باره می گوید:
“دلالت سمع مترتب بر دلالت عقل است و از نظر عقلی معلوم است که خداوند زمانی به یک فعل امر می کند که برای ما مصلحت داشته باشد پس هرگاه مثل آن، مفسده انگیز باشد، لازم است که از آن نهی کند… حال که این نکته ثابت شد پس امر خداوند بر دلیل عقل مترتب است”.۸۲۵
شیخ مفید استفاده از عقل بدون وحی را گرفتاری در شر و خطا دانسته و اگر خداوند لحظه ای عقلا را از وحی و سمع محروم نماید بی آن که راهی برای شناخت امور مباح و ممنوع داشته باشند، دچار حیرتی گشته اند که شایست? حکمت خداوندی نیست.۸۲۶ بر این اساس عقل را مجال آن نیست تا منع یا اباحه چیزی را که حکم آن باید از طریق وحی وارد شود بیان نماید چون عقل هرگز در تعیین جواز و منع از سمع جدا نمی شود. ۸۲۷ بنابراین از دیدگاه شیخ مفید در استخراج احکام هر عقلی مصون از خطا نبوده و مساعدت عقل از ناحی? سمع سبب مشروعیّت احکام می گردد.
از برخى سخنان شیخ مفید استفاده مى شود که وى عقل را به عنوان منبعى بالقوّه مى شناسد۸۲۸ و معتقد است که: عقل مى تواند برخى از احکام شرعى را بشناسد، ولى هرآنچه را عقل از خوب و بد تشخیص مى دهد شرع در آن جا دستور دارد، بنابراین شرع جایگزین تشخیص عقلى شده است.۸۲۹ وى درباب حسن و قبح عقلى بر این باور است که راه تشخیص حرمت برخی از چیزها مستقلاً از آنِ عقل می باشد و آن اموری است که عقل آنها را ناپسند شمرده و به لزوم اجتناب از آنها فرمان داده است مانند ناپسندی ستم، بیهودگی و هرزگی. دسته دیگر احکام اموری است که عقل در برابر آنها سکوت اختیار نموده و ثبوت این دسته از احکام از طریق سمع (کتاب و سنت) است. ۸۳۰
از این سخنان استفاده مى شود که عقل در برخى از موارد توانایى کشف حکم شرعى را دارد ولى با آمدن شرع، قاعده آن است که حد و مرز را تعیین مى کند و به حرمت و یا حلیّت چیزى حکم مى دهد.
بنابراین، به طور کلی می توان گفت که “شیخ مفید در مسائل اعتقادی و احکام، عقل را معتبر می داند و به آنها تمسک می

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   پایان نامه ارشد رایگان درموردعلم اصول فقه، نقد محتوایی، اخبار علاجیه، دلالی

دیدگاهتان را بنویسید