پایان نامه ارشد رایگان درمورد دلالی، فقه امامیه، دسته بندی، امام صادق

گسترد? اندیشه وری اصولی در مکتب بغداد گشوده شود.۱۱۲۸
بنابر گزارشهای تاریخی علم اصول در عصر امام صادق ( تأسیس شد. هشام بن حکم، شاگرد مکتب امام صادق ( و یونس بن عبدالرحمن نخستین کسانی بودند که در علم اصول آثاری نگاشتند. عصر غیبت کبری (۳۲۹ ق.)، به ویژه تا زمان شیخ طوسی (د.۴۶۰ ق.) عصر تدوین و دوران تأسیس اصول فقه شیعی در مکتب بغداد است.
برخی آثار مکتوب این دوره عبارتند از: کتاب الالفاظ از هشام بن حکم، اختلاف الحدیث و مسائله از یونس بن عبدالرحمن، الخصوص و العموم از ابوسهل نوبختی، خبرالواحد والعمل به از حسن بن موسی نوبختی، المتمسک بحبل آل الرسول از ابن ابی عقیل عمانی، کشف التمویه و الالباس علی اغمار الشیعه فی امر القیاس از ابن جنید اسکافی.
پس از ایشان شیخ مفید کتاب التذکره باصول الفقه را نگاشت. این اثر نخستین میراث مکتوب اصولی شیعه است که به دست ما رسیده است. احتمالاً التذکره آن گونه که از عنوان آن پیداست بخش مختصری از کتاب دیگر شیخ مفید بوده که علامه کراجکی آن را در کتاب کنزالفوائد خود آورده و از این طریق به دست ما رسیده است.
الذریعه الی اصول الشریعه اثر سید مرتضی علم الهدی، کتاب مبسوط دیگری است که در علم اصول نگاشته شده است و در آن در جهت تفکیک علم اصول از علم کلام کوشش نمود و به شیو? استدلالی و برهانی مباحث اصولی را تبیین کرد.۱۱۲۹ سلاّر بن عبدالعزیز نیز کتاب التقریب فی اصول الفقه را تألیف کرد.
پس از آن کتاب عده الاصول شیخ طوسی، مشهورترین نگاشت? اصولی شیعه تا مدتها متن درسی حوزه های علمیّه بوده است.شهید صدر دربار? نقش شیخ طوسی در پیشبرد اصول و فقه امامیه می نویسد:
“شرکت شیخ طوسی در بالندگی دانش اصول، صرفاً دنبال کردن خط فقیهان سابق نبود، بلکه گزارشگر تحوّل جدیدی بود که بخشی از تطور سراسری در اندیشه وری فقهی و علمی هم? آن، به شمار می آمد. این فقیه پیشرو توانست این مرحله از پیش رفت را تحقق بخشد و کتاب العده نشان دهند? تطور جانب اصولی بود.حال آن که المبسوط در فقه نشانی از تحوّل در بحث فقهی به شمار می آمد”.۱۱۳۰
۶- ۵ – ۳. رویکرد به فقه تفریعی
با پایگیری مکتب بغداد، دیگر نقل حدیث برای تفریع مسائل فقهی کفایت نمی کرد. به موازات افزایش عده و نیز حمایت و محبوبیت شیعیان در قلمرو اسلامی نیاز به اخذ مبنای پر کشش تری برای بیان مسائل و احکام تازه یافته در فقه امامیه احساس شده بود.۱۱۳۱ از این رو، فقه از محدود? نصوص خارج شد و به مرحل? به کارگیری اصول و قواعد فقهی به صورت فنی و علمی درآمد.۱۱۳۲
در مسیر گذر از مرحل? “فقه منصوص”۱۱۳۳ به “فقه تفریعی” برخی از آثار میان این دوگونه به شیو? “فقه فتوایی” نگاشته شده است. در این شیوه فقها محصول اجتهاد خویش را در قالب فتاوی عاری از استدلال و مناقشه عرضه می کردند نظیر: المقنع و الهدایه شیخ صدوق، المقنعه شیخ مفید، جمل العلم و العمل شریف مرتضی و النهایه شیخ طوسی.
پس از این مرحله نگارش فقه به شیو? استدلالی و تفریعی مرسوم گشت. فقه استدلالی یا تفریعی فقهی است که در آن فقیه از محدوده نقل احادیث به عرصه اجتهاد و استنباط از ادله و منابع احکام وارد شده است. شیخ طوسی را می توان بنیانگذار فقه تفریعی و اجتهاد مطلق در تاریخ فقه شیعه دانست. چه او کتاب گرانسنگ المبسوط را با این شیوه نگاشته است. البته پیش از این نیز دو اثر به نامهای المستمسک بحبل آل الرسول از ابن ابی عقیل عمانی و تهذیب الشیعه لاحکام الشریعه از ابن جنید اسکافی در ۲۰ جلد به شیو? استدلالی نگاشته شده بود که به دلایلی که پیش از این اشاره نمودیم مهجور ماند و پس از قرن هشتم هجری بکلّی از میان رفت.۱۱۳۴
شیخ طوسی در آغاز مبسوط می گوید:
“چون امامیه در گذشته تفریع فروع نمی کردند و تنها به تبیین حکم موارد نصوصی که دست به دست به آنها رسیده بود قناعت می کردند مخالفان بر آنان طعن می زدند . این کتاب بدان سبب تصنیف شد تا بدانند شیعه امامیه به برکت احادیث وارده از ائمه: می توانند تمام مسائل را استنباط کنند و نیازی به اعمال قیاس و امثال آن ندارند”.۱۱۳۵
تقسیم مباحث فقهی و دسته بندی آنها موضوع دیگری است که نخستین بار در مکتب بغداد شکل گرفته است. در فقه شیعه، کهنترین تقسیم بندی در مراسم سلار بن عبدالعزیز دیلمی(د. ۴۴۸ ق.)، مهذّب قاضی عبدالعزیز بن برّاج (د. ۴۸۱ ق.) و کافی ابوالصلاح حلبی (ق۵) دیده می شود.۱۱۳۶
سلار بن عبدالعزیز فقه را به دو بخش عبادات و معاملات تقسیم کرده و بخش دوم را در دو قسمت عقود و احکام، و احکام را نیز به احکام جزایی و سایر احکام دسته بندی نمود.۱۱۳۷ محقق حلّی با الهام از شیو? سلار کتاب شرایع را به چهار بخش عبادات، عقود، ایقاعات و احکام تقسیم کرد۱۱۳۸ که این شیوه مقبول فقیهان پس از وی قرار گرفت.۱۱۳۹
ابن برّاج نیز که شاگرد فقیهان مکتب بغداد بود، در مهذّب احکام فقهی را دو بخش احکام مورد ابتلاء همگان و غیر آن تقسیم کرد. ۱۱۴۰
نکت? دیگر آن که ابوالفتح کراجکی نخستین کسی است که در کتاب فقهی خود به نام البستان، ابواب فقه را به ترتیب مشجّر (نمودار درختی) در سیصد و اندی باب از یک دیگر تفکیک نمود.۱۱۴۱
۶- ۴- ۴. تدوین تفاسیر اجتهادی
سبک نوشته های تفسیری عالمان شیعی مکتب بغداد با دیگر تفاسیر عالمان دوره های پیشین متفاوت است. آثار تفسیری نگاشته شده در سه قرن نخستین عمدتاً با رویکرد روایی فراهم آمده است نظیر: تفسیر علی بن ابراهیم قمی (زنده در ۳۰۷ ق.)، تفسیر فرات کوفی (زنده در ۳۰۷ ق.)، تفسیر العیاشی، نگاشت? ابونضر محمد بن مسعود عیاشی، تفسیر منسوب به امام حسن عسکری( به روایت ابوالحسن محمد بن قاسم استرآبادی، تفسیر نعمانی منسوب به ابوعبدالله محمد بن ابراهیم کاتب نعمانی معروف به ابن ابی زینب (اوایل قرن ۴). اما در آثار تفسیری مکتب بغداد نظیر حقائق التأویل شریف رضی، الامالی شریف مرتضی و التبیان شیخ طوسی همگام با تغییر نگرش کلّی مکتب بغداد از مکاتب پیشین، رویکرد اجتهادی و عقلانی به روشنی مشهود است. از این رو، میراث تفسیری مکتب بغداد و بویژه التبیان شیخ طوسی نقط? عطفی در تغییر ساختار و نگرش تفسیر نگاری شیعی به شمار می رود. به طوری که مؤلّفان تفاسیر جامع و اجتهادی پس از شیخ طوسی نظیر طبرسی در مجمع البیان و ابوالفتوح رازی در روض الجنان عموماً وامدار تفسیر وی بوده اند و اهتمام به تفسیر نگاری به عنوان ویژگی ای برای پیروان مکتب شیخ طوسی در سده های بعد خود نموده است.۱۱۴۲
۶- ۵- ۵. اعتبار بخشی به علم و یقین
اندیشمندان اسلامی دراستنباط احکام اسلامی بر چند دسته اند:
گروهی فقط به آن دسته از ادله تمسک می جستند که مفید علم به احکام بوده و از راه یقین و قطع، انسان را به فروع احکام رهنمون می گردند. از قبیل خبر متواتر و دلیل عقل و هرچیزی که از رهگذر آن یقین به احکام پیدا شود. از قائلان به این دیدگاه اخباریان – که البته تمامی اخبار کتب اربعه را مفید علم می دانند- و گروهی از اصولیان همچون ابن قبه، سید مرتضی، ابن زهره و ابن ادریس می باشند.
گروه دیگر برای رسیدن به فروع احکام الهی، راه را منحصر به ادلّه ای که موجب قطع و یقین می گردد ندانسته، بلکه با اثبات حجیت ظنّ راه های ظنّی را برای رسیدن به احکام شرع کافی دانسته اند. بیشتر اصولیان متأخر قائل به این دیدگاهند.
در این میان عالمان مکتب بغداد عموماً در مقام استنباط ، اجتهاد از راه رأی و منابع ظنّی نظیر: قیاس، استحسان، مصالح مرسله، استصلاح، مذهب صحابی، شریعت سلف، عرف و حتّی خبر واحد را نپذیرفته اند. از این رو، یکی از ویژگی های این عصر علم گرایی و رسیدن به قطع و یقین در احکام بود که به طور کلی در دو امر نمود یافته است: نخست عدم حجیت خبر واحد و دیگری نفی قیاس.
بنابر آنچه پیش از این گفتیم شاید بتوان چنین ادعا کرد که به دلیل اهمّیّت حصول علم و یقین در نظر متقدّمان، هیچ یک از دانشمندان شیعه که مشرب عقلی را پذیرفتند و به عنوان فقیه و متکلّم مشهور بودند، خبر واحد محض را حجّت ندانسته اند و عموماً اخبار آحاد را بدون توجّه به وضع راوی آن بی اعتبار می دانستند، مگر آن که قرین? قطعیّه ای بر آن اقامه گردد؛ و اگرچه در عبارات برخی از آنان مسأل? حجّیّت خبر واحد بدون قرینه به چشم می آید- مانند عباراتی از شیخ طوسی که در فصل پیش به آن پرداختیم- امّا ایشان نیز در عمل اخباری را معتبر دانسته اند که محفوف به قرینه بوده است و حتی آن گونه که از عبارات و سیر? عملی شیخ طوسی بر می آید وی نقد سندی روایات را در مرتب? بعد از متن پژوهی قرار داده است.۱۱۴۳
از این رو، شاید بتوان چنین ادّعا کرد که تا عصر ظهور مکتب حلّه هیچ یک از متکلّمان، به سبب در اختیار داشتن قراین علم آور، به خبر واحد بدون قرینه که افاد? ظنّ و گمان می کرده توجهی نداشته اند. بدین سان، حصول این مبنا چنان اهمّیّتی در مکتب کلامی بغداد داشته که آرا و نظریات حدیثی این مکتب را نیز تحت الشعاع قرار داده است، به طوری که عدم حجّیّت خبر واحد را می توان یکی از ویژگیهای مکتب حدیثی بغداد دانست.
دیگر نشان? توجه به حصول علم ویقین، ابطال قیاس فقهی با الهام از تعالیم ائم? اطهار: است.۱۱۴۴ آن گونه که پیش از این نیز گفتیم دانشمندان مکتب بغداد، روش آن دسته از عالمان امامیه نظیر ابن جنید اسکافی را که به قیاس عمل می کردند، به شدت محکوم نمودند.۱۱۴۵
در مقابل، استناد به ادلّ? علم آور نظیر اجماعی که کاشف از رأی معصوم باشد یا اخبار متواتر و محفوف به قرینه که مفید علم است، نزد آنان حجّت بوده است. از این رو، متأخران شیعه اجماع عالمان صدر اول تا شیخ طوسی را معتبر می دانند. زیرا این اجماع، با عنایت به سخت گیری و احتیاط ایشان در استنباط احکام، کاشف از دلیلی معتبر نزد آنان می باشد.۱۱۴۶
۶- ۵- ۶. مقابله با حدیث گرایی قمیان
آن گونه که در بخشهای پیشین اشاره شد، فقه و کلام اهل سنت دو رویکرد متفاوت داشت:
نخست جریان “حدیث گرا” که جریان غالب بود و دیگری “اهل رأی” که مدتی خوش درخشیدند و به ویژه در دور? آل بویه اندیشه ای مسلّط داشتند، اما دولت آنها مستعجل بود و سرانجام با گسترش سلجوقیان به حاشیه رانده شدند. اگرچه سبک معتزله و شیو? خرد ورزان? آنان به کلّی از میان نرفت و حداقل تا قرن نهم هجری، و در میان “حنفیان” خوارزم دوام یافت.۱۱۴۷
بدین سان، آن گونه که در میان اهل سنت این دوگانگی روش شناختی میان “اهل حدیث” و “اهل رأی” مشاهده می گردد، همین دوگانگی در جامع? شیعیان سده های اولیه نیز وجود دارد که در دو مکتب حدیث گرای قم و عقلی مشرب بغداد نمود یافته است.
در حالی که مشربهای اصولی، کلامی و عرفانی به موازات حدیث گرایی در سد? سوم هجری جریان داشت،

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   دانلود پایان نامه ارشد درمورد استان مازندران، ارزیابی عملکرد، ارتباط معنی دار، استرس اکسیداتیو

دیدگاهتان را بنویسید