پایان نامه ارشد رایگان درمورد فقه الحدیث، فهم روایات، علم اصول فقه، آیات و روایات

بر تأویل، نقد و تحلیل روایات و جمع اخبار به ظاهر متعارض از شیوه های نوینی بود که در برخورد با احادیث به کار گرفته شد.
تأویل مختلف الحدیث از شیوه های شیخ مفید در فهم روایات بود و گویا همو اثری مستقل با عنوان التمهید دربار? این موضوع نگاشت.۸۵۵ افزون بر این شیخ مفید رساله هایی را در شرح و نقد برخی اخبار مانند خبر “سهو النبی” و “نحن معاشر الانبیاء لا نورث” نگاشته است.
سیّد مرتضی نیز در پی استاد خویش، با نگارش کتاب الامالی و تنزیه الانبیاء، به شرح و تفسیر برخی آیات و روایات پرداخت. وی با تألیف کتاب الذریعه الی اصول الشریعه پایه های اصلی علم اصول فقه را که نقش اساسی در استنباط احکام فقهی از آیات و احادیث دارد بنیان نهاد. کتاب المجازات النبویه نگارش شریف رضی نیز با رویکرد شرح و تبیین احادیث نگاشته شده و می توان آن را از زمر? آثار فقه الحدیثی محسوب کرد. تکامل این شیوه را می توان در آثار سترگ شیخ طوسی همچون تهذیب الاحکام، الاستبصار فیما اختلف من الاخبار و عده الاصول ملاحظه کرد. بر این اساس، آثار حدیثی سده های سوم تا پنجم را می توان نخستین گام در زمین? فقه الحدیث، و تدوین جوامع روایی محسوب نمود که مهمترین آنها در مکاتب حدیثی قم و بغداد به چشم می خورد.
آنچه این محدثان را بر آن داشت تا به مقول? فقه الحدیث و دانشهای وابست? به آن بپردازند، مسائل خاصی است که بر احادیث عارض شده و بر دلالت هر یک به تناسب شرایط صدور حدیث اثر گذاشته است. از این رو، شیخ مفید روایات را بر اساس نوع دلالت آنها به چند دسته تقسیم می کند:
– احادیثی که ظاهر و باطن آنها موافق یک دیگر است.
– احادیثی که از روی تقیه صادر شده و ظاهر آنها خلاف باطن آنهاست.
– آن دسته از احادیث که از ظاهر آنها وجوب و الزام فهمیده می شود اما در واقع بر استحباب دلالت می کند و بر عکس.
– احادیثی که صورتی عام دارد اما مراد از آن خاص می باشد و برعکس.
– روایاتی که در قالب استعاره و در غیر معنای حقیقی خود به کار رفته است.۸۵۶
بدین ترتیب، در شرح و فهم احادیث، پیمودن مراحل مختلفی لازم است تا ما را در فهم متن و مقصود اصلی روایات یاری رساند. ما در این فصل با بیان پیش نیازهای فهم روایات، به بررسی روشهای شرح و فهم احادیث از دیدگاه مکتب حدیثی بغداد می پردازیم تا بتوانیم از برایند این کوششها در مطالعات حدیثی بهره جوییم.
۵ – ۱ – ۱. تحقیق و بررسی در صدور حدیث
یکی از عواملی که موجب کژفهمی روایت می گردد تقطیع حدیث، تصحیف و تحریف در متن حدیث یا توهم راویان در نقل حدیث است. از این رو بازیابی متن اصلی روایت نخستین مرحله ای است که باید در فهم حدیث مورد توجه قرار بگیرد.
۵ – ۱ – ۱ – ۱. تقطیع نادرست
از جمله مسائلی که در بسیاری از موارد موجب سوء برداشت از متن روایت می گردد، تقطیع احادیث است که سبب جداسازی قرینه های لازم در فهم حدیث می شود. از جمل? این روایات، روایت ذیل می باشد که در متن تقطیع شده آن چنین آمده است:
“اذا اتاکم عنا حدیثان مختلفان فخذوا بابعدهما من قول العامه”.
این روایت که از اخبار علاجیه به شمار می رود، تقطیع نادرست آن سبب برداشت نادرست از بسیاری از روایات متعارض می گردد. از این رو، شیخ مفید در مقام تصحیح متن حدیث مى‏فرماید: این حدیث به این گونه وارد نشده؛ بلکه متن آن چنین است:
“اذا اتاکم عنا حدیثان مختلفان فخذوا بما وافق منهما القرآن، فان لم‏تجدوا لهما شاهدا من القرآن فخذوا بالمجمع علیه، فان المجمع علیه لاریب فیه، فان کان فیه اختلاف وتساوت الاحادیث فیه فخذوا بابعدهما من قول العامه”.۸۵۷
افزون بر این نمونه، شیخ طوسی یکی از عوامل تقطیع نادرست حدیث را دیر رسیدن راوی به مجلس پیامبراکرم ۶ و نشنیدن بخش آغازین سخن ایشان می داند. بر این اساس، دربار? حدیث “انما الشؤم فی الثلاثه: الفرس و المرأه و الدار” (شومی در سه چیز است: اسب و زن و خانه) گفته اند این سخن نقل قول پیامبر اکرم ۶از آداب دوران جاهلیت بوده است، امّا راوی صدر حدیث را نیاورده است.۸۵۸
۵ – ۱ – ۱ – ۲. توهم راویان در نقل متن
یکی از موارد دیگری که دستیابی به متن صحیح روایت را دشوار می سازد، توهم راویان در نقل حدیث است. به عنوان نمونه در روایت: “من أوصى بسهم من ماله فهو سهم من عشره”۸۵۹ شیخ طوسی آن را ناشی از توهم راوی در یکسان انگاشتن جزء و سهم۸۶۰ می داند.۸۶۱
۵ – ۱ – ۱ – ۳. تصحیف
تصحیف و تحریف که به ترتیب به معنای دگرگونی سهوی یا عمدی متن سخن و نوشته است۸۶۲ یکی دیگر از موانعی است که در فهم حدیث پیش می آید. این امر ناشی از اشتباه راوی یا ناسخ در نقل حدیث است که مخلّ معنا می گردد.
به عنوان نمونه شیخ طوسی با بیان روایت: “سألت أبا عبدالله ( عن رجل باع جاریه حبلى وهو لا یعلم فنکحها الذی اشترى، قال: یردها ویرد نصف عشر قیمتها” به اسقاط واژ? “نصف” در عبارت “… یردها ویرد عشر ثمنها إذا کانت حبلى”۸۶۳ توجه داده و بدین ترتیب تصحیف رخ داده را یادآور می گردد.
۵ – ۱ – ۱ – ۴. اختلاف الفاظ و تباین معانی
استواری و عدم تشویش و اختلاف متن روایات در نظر محدّثان از اهمّیّت بسیارى برخوردار است، بطوری که یکی از معیارهای داوری دربار? روایات می باشد. شیخ مفید به ویژه به این موضوع اهتمام خاص داشته و در موارد بسیاری اضطراب و تشویش را عامل ضعف حدیث دانسته است. متفاوت بودن روایات در الفاظ و کلمات و نیز ارقام و اعداد و همچنین تفاوت در معنا و مضمون روایاتى که از یک واقعه یا جریان سخن مى‏گویند، از مهمترین ملاکهاى مورد نظر شیخ مفید براى سنجش روایات و پذیرش یا ردّ آنها است. به عنوان مثال، وى دربار? تعداد کشته ‏هاى جنگ جمل و مرجّح نبودن قول ابن‏زبیر در این مورد مى‏گوید:
“امّا نپذیرفتن نظر ابن زبیر به سبب تفاوت و فاصل? زیاد آن با نظر راویان دیگر است”.۸۶۴
در زمین? اختلاف در متن روایت نیز در برخى گزارشهاى تاریخى آمده است که رسول خدا ۶ در پایان عمر، هنگامى که در بیمارى به سر مى‏برد ابوبکر را مأمور کرد تا به عنوان امام جماعت با مردم نماز گزارد. شیخ مفید نه تنها این روایت و نظایر آن را نمى‏پذیرد، بلکه به عکس بر این باور است که هنگامى که آن حضرت از اقدام ابوبکر با خبر شد، با عجله به مسجد آمد و او را از این کار باز داشت. وى پس از بیان نظر خود، با دلایل متعدّدى روایات مربوط به گزارش یاد شده را نادرست دانسته که از جمل? آنها، اختلاف در نقل روایات است. به ویژه آن که اختلاف در هم? جوانب این روایات وجود دارد. از این‏رو مى‏گوید:
“این روایات هم از نظر لفظ و هم از نظر معنا اختلاف دارند و داراى تناقض اند، در حالى که داستان یکى است”.۸۶۵
خبر ازدواج ام کلثوم دختر امام علی( با عمر از موارد دیگرى است که مورد پذیرش شیخ مفید قرار نگرفته است. یکى از اشکالات این روایت نیز مختلف بودن نقلهاى آن است وى مى‏گوید:
“این سخن به شکلهاى مختلفى نقل شده است: یک بار مى‏گویند امام على ( دخترش را به عقد عمر درآورد. بار دیگر مى‏گویند عباس، عموى پیامبر، عهده دار این کار بود. یک بار مى‏گویند عقد واقع نشد، مگر آن که عمر بنى هاشم را تهدید کرد؛ بار دیگر مى‏گویند این کار از روى اختیار و انتخاب بوده است! به جز اینها، برخى راویان مى‏گویند ام کلثوم از عمر فرزندى آورد که نامش را زید گذاشت. برخى مى‏گویند عمر پیش از ازدواج با ام کلثوم درگذشت و جز اینها سخنان دیگر هم گفته اند. اختلاف اقوالى هم که در مقدار مهری? او وجود دارد، باعث بطلان اصل سخن شده آن را بى تأثیر مى‏کند”.۸۶۶
شیخ مفید از این مبنا در موارد بسیاری بهره جسته و اگرچه خبری از جهت واحد بودن یا مخالفت با قرآن و سنت مردود نباشد، اختلاف الفاظ و تضاد معانی، و به اصطلاح محدثان اضطراب حدیث، سبب ساقط شدن روایت می گردد.۸۶۷
۵ – ۱ – ۲. بررسی مورد صدور حدیث
سبب ورود حدیث، یعنی زمینه ای که موجب شده است تا معصوم ( سخن بگوید و حکمی را بیان و مسأله ای را طرح یا ردّ و انکار کند و یا حتی کاری را انجام دهد.۸۶۸ بنابراین آگاهی از سبب ورود حدیث می تواند در حلّ اخبار مبهم و مشکل راهگشا باشد و مانع از برداشتهای نادرست از احادیث گردد.
به عنوان نمونه درحدیثی از پیامبر اکرم۶آمده است: “ان المیت لیعذب ببکاء اهله”.
مضمون این حدیث از آغاز مورد خدشه قرار گرفت و برخی از صحابه همچون عایشه و ابن عباس با آن مخالفت ورزیدند. زیرا به زعم آنان این ظلم است که مرده ای به سبب گریه و اندوه خانواده و نزدیکانش عذاب شود. چه، این کار مسلماً با عدالت و حکمت خداوند سازگار نیست. امّا بیان سبب ورود و نقل متن کامل حدیث این شبهه را برطرف می گرداند و متن خبر را قابل قبول می سازد. اصل خبر این گونه است: پیامبر ۶ در مسیر خود یهودیانی را دید که بر مرد? خود می گریستند. حضرت خطاب به همراهان خود فرمود: ایشان می گریند در حالی که او عذاب می شود.
این فرمود? پیامبر ۶ دلالت بر آن دارد که میّت یهودی اهل عذاب است و گری? اهلش برای او سودمند نیست و به هیچ روی، بر معذّب بودن میّت به دلیل گریه خانواده اش بر او دلالت ندارد و این توجیه موافق مذهب اهل عدل و مخالف مذهب اهل جبر است.۸۶۹
۵ – ۱ – ۳. بهره گیری از دانشهای ادبی
آگاهی از دانشهای ادبی نظیر معانی، بیان، لغت، صرف و نحو از موارد دیگری است که در فهم حدیث مورد توجه قرار گرفته است. زیرا فهم دقیق حدیث در گرو فهم مفردات و ترکیبات متن بوده و به کارگیری دانشهای فوق ما را به درک صحیح احادیث رهنمون می سازد. محدّثان مکتب بغداد نیز که از این علوم بهره وافر داشته اند، این دانشها را در روشهای فقه الحدیثی به کار بستند.
۵ – ۱ – ۳ – ۱. توجه به قواعد نحوی
یکی از مواردی که موجب اختلاف در معنای حدیث می گردد، اختلاف در تحلیل نحوی جمله ای از حدیث است. مانند جمل? “لا نورث ما ترکناه صدقه” که در صحیح بخاری وارد شده است.۸۷۰
اهل تسنن “صدقه” را مرفوع می دانند و آن را خبر “ما ترکناه” به حساب می آورند. بنابراین معنی جمله این چنین می شود که رسول خدا ۶ فرمود: آنچه از ما پیامبران باقی می ماند صدقه است و به ارث برده نمی شود.
اما شیعه امامیه “صدقه” را منصوب و به اصطلاح نحویان تمیز می دانند. لذا معنی عبارت چنین می گردد: آنچه به عنوان صدقه از پیامبران باقی می ماند به ارث برده نمی شود.۸۷۱
شیخ مفید در تأیید این نظریه چنین می فرماید: اگر بر فرض بپذیریم که این جمله را رسول خدا ۶ فرموده است، باید این طور معنی کنیم که آنچه به عنوان صدقه نزد انبیاء بوده – چون صدقه است و ملک شخصی آنان نیست – به ارث برده نمی شود نه این که ملک شخصی آنان پس از وفات آنان صدقه به شمار آید و

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   منبع مقاله درمورد اجرای احکام، امور مالی، اجرای احکام مدنی، جبران خسارت

دیدگاهتان را بنویسید