پایان نامه ارشد رایگان درمورد قرآن کریم، نظام سیاسی، مبانی فکری، اخبار علاجیه

اعطا کرده است.۱۲۴۶ تفاوت دیدگاه ایشان با گروههای غلات و مفوضه نیز در این است که آنان علم امام را ذاتی می دانند اما به تصریح عالمان بغداد علم غیب ذاتی منحصر به ذات ربوبی است و علم پیامبران و امامان با الهام خداوند حاصل شده و از این رو اکتسابی است و این گونه از علم امام مورد انکار هیچ یک از عالمان امامیه قرار نگرفته است.۱۲۴۷
۶- ۵- ۶- ۲- ۲. اختلاف مکاتب قم و بغداد دربار? حدّ غلو
به طور کلی می توان گفت مکاتب قم و بغداد دربار? اصل موضوع غلو، موضع یکسانی دارند و هر دو گروه، غلات و مفوضه را تکفیر می کنند؛ اما در خصوص برخی از جزئیات و حدّ غلو، میان آنها اختلاف نظر وجود دارد. آن گونه که دیدیم مشایخ قم و غضائری از بغدادیان برای ائمه شأن و منزلت خاصی برحسب اجتهاد خود قائل بودند و تجاوز از آن حد را غلو و ارتفاع در مذهب (بیرون رفتن از چارچوب مذهب) می‌شمردند.۱۲۴۸ به نظر ایشان تفویض، خرق‌عادت، معجزه، علم غیب، و اغراق در شأن ائمه مانند نفی سهو از پیامبر ۶منجر به غلو می‌شده است.۱۲۴۹ (البته اختلاف دیدگاهها در مکتب قم نیز به سان هر مکتب فکری دیگری نباید نادیده انگاشته شود). در حالی که بسیاری از اموری که از دیدگاه قمیان غلو بوده امروزه از ضروریات مذهب به شمار می آید.۱۲۵۰
نسبت دادن تقصیر و کوتاهی در حق ائمه: به مشایخ قم، دیگر مشخص? غالیان از دیدگاه محدثان قم است.۱۲۵۱ در حالی که شیخ مفید این دیدگاه استادش شیخ صدوق را ـ دایر بر این که هرکس مشایخ قم را متهم به تقصیر و کوتاهی در حق ائمه کند از مفوّضه است ـ نمی‌پذیرد، معتقد است برخی از مشایخ و دانشمندان قم واقعاً مقصرند و در حق ائمه کوتاهی می‌کنند و آنان را از مراتبشان پایین می آورند. بسیاری از ایشان بر این باورند که ائمه احکام دینی را نمی دانند تا به قلوبشان القا شود و برخی از آنان می گویند که ائمه در استخراج احکام به رأی و ظنون پناه می برند و این امور بدون تردید از تقصیر و کوتاهی در حق ائمه است.به نظر شیخ مفید آنچه ابن ولید گفته که “اولین درجه غلو نفی سهو از پیامبر(ص) و امام است”، از مصادیق بارز تقصیر است.۱۲۵۲ در حالی که شیخ مفید مشخص? غلو را در این می داند که “از امام نفى حدوث شود و دربار? آنان قائل به الوهیت و قدمت باشیم زیرا نتیجه آن قول به خلقت اجسام و ایجاد جوهر است که مقدور عباد نیست و از ویژگیهاى خالق جهان خداوند است”.۱۲۵۳
با ملاحظ? هم? آنچه گفته شد شاید بتوان این دیدگاه را که قمیان در برابر غلو موضع سختی گرفته اند، در بوت? نقد نهاد. زیرا اگرچه شدت عملهایی از برخی عالمان مکتب قم در مواردی دیده می شود، اما گویی بهره گیری از اتهام راویان به غلو در مواردی بوده که مبانی فکری فرد با عقاید قمیان ناسازگار بوده است. ضمن آن که بسیاری از مواردی که شیخ مفید بر عقاید شیخ صدوق خرده گرفته، عیناًً آنها را به غالیان نیز نسبت داده است. از این رو، می توان گفت که مکتب بغداد با آگاهی بیشتری قدم به عرص? نقد عقاید غالیان گذاشته و با به کارگیری معیارهای نقد حدیث، محدود? اندیشه های غلوآمیز را با دقت نظر بیشتری مشخص نموده است.
۶- ۵- ۶- ۳. عدد و رؤیت
در دوران شیخ صدوق و جعفر بن محمد قولویه قمی،۱۲۵۴ نظری? جدیدی در اثبات حلول ماه رمضان مطرح شد که براساس آن ماه رمضان همواره سی روز و ماه شعبان بیست و نه روز خواهد بود و بدین سبب به رؤیت هلال نیازی نیست.
این نظریه بر این مبنا استوار است که چون سال قمری ۳۵۴ روز تمام است در نتیجه، ماههای قمری، یک ماه در میان، ۲۹ روزه خواهد بود که بنابر آن، ماه رمضان همواره سی روز و ماه شعبان بیست و نه روز خواهد بود و نیازی به رؤیت هلال نیست.۱۲۵۵
نظری? عدد، جز در میان اندکی از فقهای شیعه، از جمله شیخ صدوق مقبول نیفتاد و وی نیز برای اثبات دیدگاه خود به روایاتی استناد جست.۱۲۵۶ شیخ مفید نیز، ابتدا از طرفداران این نظریّه بود و رساله ای با نام لمح البرهان در تأیید و اثبات نظری? عدد نگاشت،۱۲۵۷ امّا بعدها از این دیدگاه بازگشت و رسال? جوابات اهل الموصل فی العدد و الرؤیه را نوشت. وی در این رساله به تفصیل ادل? قائلان به عدم نقصان ماه را پاسخ گفته است و با استناد به ظواهر آیات قرآن کریم و نقد سندی و دلالی روایات و رفع تعارض آنها بر مبنای اخبار علاجیه، احادیث رؤیت را به دلیل موافقت با قرآن کریم و مخالفت با عامّه پذیرفتنی می داند.۱۲۵۸
پیروان مکتب وی همچون سیّد مرتضی۱۲۵۹ و شیخ طوسی۱۲۶۰ نیز احادیث مورد استناد صدوق و موافقان این نظریه را از جعلیّات زنادقه و جاعلان حدیث دانسته و به ردّ آنها پرداختند.۱۲۶۱
بدین ترتیب ملاحظه می گردد که اختلافاتی که میان مکتب قم و بغداد وجود دارد عمدتاً برخاسته از مبنای ایشان در نحو? پذیرش احادیث و به سخن دیگر در حجّیّت یا عدم حجّیّت اخبار آحاد و مقدار توجه آنان به عقل در فهم معنای احادیث است.
خاتمـه
پژوهش حاضر، تاریخ و تحلیل مکتب حدیثی بغداد است که در قرن چهارم و پنجم هجری ظاهر شده و دستاوردها و نتایجی در تاریخ برجای گذاشته است. کوشش ما بر آن بود تا با کاوش در رویکردهای حدیثی این مکتب و ارزیابی مبانی آن، سرشت اندیشه های حدیثی این دوره را بازیابیم.
چنانکه ملاحظه شد، جدا از دور? حضور امامان: که گرایشهای متفاوتی میان اصحاب ایشان وجود داشته است، در عصر غیبت نیز گرایشهای گوناگونی در زمین? فقه و کلام وجود داشته که برخاسته از نحو? نگرش دانشمندان امامیه به اخبار و روایات و به طور کلی منابع احکام است. صاحبان این گرایشها را اجمالاً به دو گروه می توان تقسیم کرد:
گروه اول- اصحاب حدیث که خود به دو شاخ? افراطی و معتدل تقسیم می گشتند؛ گروهی از ایشان روایات را با اصول دقیق علم رجال و علم حدیث نقد می کردند همچون شیخ کلینی، محمد بن حسن بن ولید و شیخ صدوق. گروه دیگر طرفدار بی قید و شرط احادیث بودند و هرگونه حدیثی را می پذیرفتند؛ از قبیل حشویه و مقلده. به طور کلی پایگاه اهل حدیث در هر دو شاخ? آن شهرهای “قم” و “ری” بوده که در قرن سوم و چهارم فعالیت داشته اند.
گروه دوم- این گروه که فعالیت خود را هم زمان با استیلای مکتب اهل حدیث آغاز کرد، مکتب متکلّمان بوده است. نخستین پایه گذاران مشرب عقل گرایی در میان امامیه ابن ابی عقیل عمانی و ابن جنید اسکافی بوده اند که معمولاً از ایشان با عنوان “قدیمین” یاد می کنند. به پیروی از ایشان در اواخر قرن سوم با ظهور شیخ مفید و پس از او سید مرتضی مکتب “فقیهان متکلّم” بر مجامع علمی امامیه تفوّق یافت و با فعالیتهای پیگیر شیخ طوسی تا قرنهای متمادی به مکتب بلامنازع فقه، حدیث و کلام امامیه بدل گردید. آنچه در این پژوهش مورد مطالعه و بررسی قرار گرفت، نگرشها و رویکردهای حدیثی مکتب متکلمان بغداد بود که خلاصه ای از دستاوردهای آن را ذیلاً می آوریم:
در فصل آغازین، کوشش نمودیم تا نشان دهیم که آرایش نظام سیاسی و فرهنگی عصر آل بویه سبب گشت تا زمینه های تکوین و گسترش مکتب بغداد فراهم آید.
در فصل دوم، گفتیم که مکتب بغداد، به سان هر نظام فکری و علمی دیگر، بر اثر عواملی امکان ظهور و بروز یافت. ضمن ارزیابی تحوّلات تاریخی این دوران، عوامل مؤثر در گسترش این مکتب را بررسی نمودیم و به این نتیجه دست یافتیم که جریانهای خردگرای شیعه و سنی در بغداد، همچون معتزله و نوبختیان نقش مؤثری در تکوین مکتب عقل گرای بغداد داشته اند. همچنین به برکت حضور ائمه اطهار: در بغداد، این شهر در قرون دوم و سوم شاهد حضور شیعیان و فعالیتهای علمی آنان بود که این خود نقش مهمی در گسترش فعالیتهای مکتب بغداد در قرن چهارم تا نیم? قرن پنجم داشت. بویژه آن که بزرگانی همچون شیخ مفید، شریف رضی، شریف مرتضی و شیخ طوسی در آن دیار به فعّالیت علمی پرداختند و مکتب کلامی و فقهی شیعه را بنیان نهادند.
فصل سوم این پژوهش را به معرّفی مشاهیر مکتب بغداد و آثار حدیثی آنان اختصاص دادیم. آنچه در این میان حایز اهمّیّت بود حضور بسیاری از محدّثان مناطق دیگر در بغداد و نگارش و انتشار آثار حدیثی خود در این شهر بود.
در فصل چهارم، با ارائ? پیش فرضهای مکتب حدیثی بغداد، چگونگی نگرش آنان به احادیث را مورد بررسی قرار دادیم. بارزترین مبنای این مکتب که به تفصیل بیان شد، اعتقاد به عدم حجّیّت خبر واحد بود که به تبع آن ناگزیر به مباحثی نظیر عقل و اجماع نیز پرداختیم. در بحث از خبر و اقسام آن گفته شد که خبر به متواتر و واحد تقسیم می گردد و قسم اخیر را از دیدگاه عالمان مکتب بغداد بررسی کردیم و کوشیدیم وجوه اتّفاق و افتراق مکتب متکلّمان و مکتب شیخ طوسی را در این باره توضیح دهیم. برآیند کلّی این بحث در این نکته متجلّی است که اگرچه تفاوت ظاهری میان دیدگاه مکتب متکلّمان مبنی بر “عدم حجیت خبر واحد” و مکتب شیخ طوسی مبنی بر “حجیّت خبر واحد” وجود دارد، در عمل هر دو رأی به یک نظریه باز می گردد و آن عدم حجیّت خبر واحد بدون قرینه است. زیرا شیخ طوسی نیز اگرچه خبر واحد را حجّت دانسته، امّا با ذکر قراین و شرایطی در حجّیّت خبر واحد به همان مبانی مکتب متکلّمان ملتزم گشته است، اگرچه در تعابیر آنان اختلاف ظاهری وجود دارد.
به سخن دیگر، روش فقهی مکتب متکلّمان، که امروزه از آن با نام اجتهاد یاد می کنند، بر قواعد کلی قرآنی و احادیث مسلّم و مشهور استوار بود و برای جبران خلأ ناشی از اخبار آحاد به اجماعی که کاشف از رأی معصوم بود رو آوردند. چهره های ممتاز مکتب متکلمان ابن ابی عقیل عمانی، ابن جنید اسکافی، شریف رضی، شیخ مفید و سید مرتضی هستند.
اما مکتب شیخ طوسی که بخش مهمی از آرا و نظریات مکتب بغداد را به خود اختصاص داده است با برگزیدن شیو? میان? اصحاب حدیث و مکتب متکلّمان به احادیث توجه بیشتری کرد. وی با پی افکندن بنیان نظریه “حجیت خبر واحد” البته با حصول شرایط آن، تحولی در فقه شیعه ایجاد کرد. امّا چنانکه پیش از این نیز گفتیم دیدگاه شیخ طوسی با مکتب متکلمان تفاوت ماهوی ندارد. زیرا دیدگاههای هر دو مکتب معلول شرایط زمان? ایشان بوده است، بدین معنا که در برهه ای از زمان به بیان احکام در قالب اجماعات دینی و نفی حجیت اخبار آحاد پدید آمد و در مقطعی دیگر نیاز به بیان این احکام در قالب حجیت بخشیدن به خبر واحد (البته با حصول شرایط آن) نیاز احساس شد. ضمن آن که مشایخ مکتب متکلمان نیز همچون شیخ طوسی به بسیاری از اخبار آحاد عمل می کردند و همان شرایطی که شیخ طوسی برای حجّیّت خبر واحد قرار داده است از دیدگاه آنان قرینه ای برای حجیت اخبار بوده است.
در پایان بحث از خبر واحد، به شیوه های برخورد با احادیث

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   منبع مقاله درمورد تجارت الکترونیک، فناوری اطلاعات، تجارت الکترونیکی، جامعه اطلاعاتی

دیدگاهتان را بنویسید