پایان نامه ارشد رایگان درمورد قصاص، معنای اصلی، بیت المال، امام صادق

وأحکامها” ضمن بیان روایاتى تصریح شده که آب وضو یا غسل باید خالص، طاهر و… باشد؛ اما در روایتى، انجام غسل و وضو با گلاب جایز شمرده شده است. شیخ طوسی در توجیه این روایت وجوهى را ذکر مى‏کند:
– این خبر، گرچه در کتب و اصول تکرار شده، شاذّ است و علما بر ترک عمل به ظاهر آن اتفاق دارند.
– محتمل است که مراد از “وضو”، شستشو باشد که از آن به وَضو (به فتح واو) تعبیر مى‏شود.
– وجه دیگر این‏که مقصود از “ماءورد” گلاب نباشد، بلکه آبى باشد که قدرى گلاب در آن ریخته باشند. ۱۰۶۲
۲ – حمل بر رخصت‏
در برخى از روایات، انجام بعضی از امور در شرایطی خاص مجاز شمرده شده است. از جمله: در باب “اول وقت نوافل اللیل” امام صادق ( در پاسخ به این سؤال که “آیا جایز است که نماز شب در شبهای کوتاه تابستان در ابتدای شب اقامه شود؟” راوی را تشویق کرده و این امر را اجازه فرمودند. شیخ طوسی این روایت را بر رخصت برای مسافر یا کسی که اقام? نماز در آخر شب برایش دشوار است، حمل می کند و در تأیید این دیدگاه به بیان چند روایت می پردازد.۱۰۶۳
۳ – حمل بر ضرورت‏
در روایات اسلامی، برخی احکام ناظر به حال ضرورت می باشند که بر اثر آن نوعی تعارض ابتدایی با روایاتی که مشمول احکام اولیه در حالت اختیار هستند پدید می آید. اما فقها با استفاده از آیات قرآن کریم۱۰۶۴ قواعدی را برای حالت اضطرار وضع کرده و این گونه روایات را بر ضرورت حمل کرده اند.
به عنوان نمونه روایاتی که قراءت سور? حمد را در نماز واجب کافی می دانند حمل بر حالت ضروت شده است و مؤید آن روایاتی است که بر این امر تصریح می نمایند. ۱۰۶۵
۴ – حمل اِخبار بر انشا
از موارد دیگری که سبب به وجود آمدن تعارض می گردد نادیده انگاشتن آهنگ سخن و در دست نبودن قراین حالی و مقالی است. این امر سبب می گردد تا برخی جملات انشایی را خبری و یا خبری را انشایی بپندارند. بر این اساس، محدثان برخی از جملات به ظاهر اخباری را بر تعجب، استفهام انکاری یا امر وجوبی حمل کرده و با جمع دلالی آنها، تعارض موجود را برطرف کرده اند.
به عنوان نمونه عمار بن موسی از امام صادق ( دربار? مردی پرسید که پرستویی را در صحرا می زند یا صید می کند، آیا آن را می تواند بخورد ؟ امام فرمود: آن از چیزهای خوردنی است!
شیخ طوسی جمل? امام را بر تعجّب حمل کرده و مؤید آن را روایتی می داند که از خوردن پرستو نهی کرده است. ۱۰۶۶
۵ – حمل مجمل بر مفصل
حدیث مجمل حدیثی است که در معنای خود ظهور نداشته و نیازمند تبیین باشد.۱۰۶۷ بدون شک، فهم و درک اخبار مجمل، با مراجعه به خبرى که دلالتش روشن است، ممکن می باشد. شیخ طوسى در موارد متعددی این قاعد? کلی را بیان می نماید: “والاخذ بالمفصل أولى منه بالمجمل”۱۰۶۸ و از این طریق روایات به ظاهر متعارض را تببین می نماید.
به عنوان نمونه در کتاب دیات در باب “مشارکت چند نفر در قتل یک فرد”، روایتى نقل شده که امام مى‏فرماید:
“در ازاى یک نفر تنها یک نفر کشته شود و هر کدام از قاتلان را که حاکم اراده کرد، در ازاى مقتول، قصاص مى‏کند”.
این روایت با روایات تجویز قتل چند نفر در ازاى یک نفر در ظاهر تنافى دارد، زیرا قصاص چند نفر با پرداخت دی? اضافه از جانب اولیای مقتول امکانپذیر است. اما شیخ طوسی این روایت را مجمل دانسته که بر روایات مفصّل حمل مى‏شود. ۱۰۶۹
۶ – حمل مطلق بر مقیّد
مطلق در لغت به معنای مرسل و رها و آنچه قید و بند ندارد و در اصطلاح به معنای واژه ای است که بر یک معنای شایع، که در مصادیق متعدد سریان دارد، دلالت می کند.
مقیّد در نقط? مقابل مطلق و به نحو تقابل عدم و ملکه است؛ یعنی واژه ای که شایع نیست، گرچه قابلیّت این شیوع را دارد و هرگاه قید را بردارند، مطلق و شایع می شود.۱۰۷۰
شیخ طوسى این نکته را مدّ نظر داشته که با وجود مقیّد یا مقیّدات، امکان عمل به مطلق نیست، لذا در چنین مواردى مطلق را بر مقیّد حمل کرده است.
به عنوان نمونه شیخ طوسی روایاتی را که در نهی از احتکار به صورت مطلق وارد شده بر روایاتی که در شرایط فقدان محصول از احتکار نهی می کند حمل می نماید.۱۰۷۱
البته باید توجه داشت برخی از روایات مطلق تا زمانی که دلیلی بر تقیید آنها وجود نداشته باشد بر اطلاق خود باقی می مانند. مثلا در باب “التیمم و احکامه” از امام ( در مورد فردى که تیمم کرده سؤال مى‏شود. امام ( مى‏فرماید: تا زمانى که آب یافت شود، تیمم کفایت می کند.
شیخ طوسی در ادام? این خبر می فرماید:
“و هذا الخبر على عمومه لأنّه لم یقیّده بوقت دون وقت، وإنّما أطلق بأن یجزئه إلى وقت وجود الماء”. ۱۰۷۲
۷ – حمل عامّ بر خاص
عموم در اصطلاح عبارت است از فراگیری معنا نسبت به هم? مصداقهای واژه و به عبارت دیگر تحقق فراگیری واژه در جایی که قابلیت این فراگیری را دارد، و عام همان واژ? دلالت کننده بر معنا و فراگیر بودن آن است.۱۰۷۳
خاص در اصطلاح عبارت است از دلیلی که در برابر دلیلی فراگیرتر (اعمّ) از خود قرار می گیرد و به صورت عموم و خصوص مطلق است، به گونه ای که معمولاً این دلیل از آن دلیل عام، دلالت قویتری دارد و موجب می شود تا از حکم آن دلیل عام دست بکشیم و بدان عمل نکنیم.۱۰۷۴
به عنوان نمونه در تهذیب الاحکام، “باب من قتله الحد” روایتی آمده است که هرکس از حد یا قصاص بمیرد، دیه ندارد.
در حالی که در روایات دیگری این مطلب به صورت مخصّص بیان گردیده و این حکم را به این صورت تخصیص می زند: اگر حد از حق الله باشد، دیه ای از بیت المال بر شخص نیست اما اگر از حق الناس باشد، دیه شخص از بیت المال داده می شود.۱۰۷۵
۸ – بیان دلالت الفاظ ظاهر در وجوب
برخی از انواع تعارض از معانی مختلف عبارات ناشی می گردد. مثلاً یکی از اقسام انشاء، صیغ? امر می باشد که ظهور در وجوب دارد اما گاهی در معنای اصلی اش که وجوب است استعمال نشده و در معانی دیگری که شماره آن را تا ۱۸ معنا آورده اند به کار می رود.۱۰۷۶
وجود این امر سبب گشت تا محدّثان و فقیهان صیغه امر را در بسیاری از موارد حمل بر معانی دیگری همچون استحباب، تخییر، اباحه، رخصت و غیره نمایند.
برای مثال در برخی روایات برای تأکید استحباب غسل جمعه، تصریح به لفظ وجوب شده است؛ امّا این روایات را به دلیل روایات دیگری که که در این باب وارد شده است بر استحباب حمل می کنند.۱۰۷۷
۹ – بیان دلالت الفاظ ظاهر در حرمت
صیغ? نهی نیز که ظهور در حرمت دارد گاه در معانی مختلفی غیر از معنای اصلی اش به کار رفته است، که مهمترین آنها استعمال نهی به معنای کراهت می باشد.
برای نمونه در باب “صید”، از امام رضا ( دربار? خوردن کلاغ سؤال شد، حضرت فرمود: “أنه لایؤکل”. مرحوم شیخ طوسی عبارت “لا یؤکل” را حمل بر کراهت کرده، مى‏گوید: این عبارت دلالتى بر حظر و منع ندارد، زیرا امام در روایتى صریحاً مى‏فرماید: “إنّ أکله لیس بحرام”.۱۰۷۸
۱۰ – حمل بر تقیه
یکی از مباحثی که در فقه و حدیث شیعه مورد توجه قرار گرفته، بررسی جهت صدور حدیث است. زیرا بخش قابل توجهی از احادیث شیعه در شرایط تقیه۱۰۷۹ صادر شده و این موضوع ضرورت بررسی عنصر تقیه و نقش آن در استنباط احکام را ایجاب می نماید. این مسأله که به دلیل شرایط خفقان حاکم بر جامعه اسلامی پدید آمده، سبب بروز مشکلاتی در فقه شیعه و باعث طعن مخالفان بر مذهب تشیع شد. از این رو، راویان شیعه از همان دوران حضور ائمه اطهار: به تعیین احادیث صادر شده در شرایط تقیه پرداختند و کتب مستقلی را به این امر اختصاص دادند.۱۰۸۰ البته استقبال از نگارش کتب مستقل در این موضوع، در میان محدثان مکتب قم و کوفه بیش از محدثان مکتب بغداد بوده و عنایت بغدادیان به این موضوع را می توان در آثار شیخ طوسی با بازشناسی احادیثی که از روی تقیه صادر شده و طرح تقیه به عنوان یکی از راه حلهای تعارض اخبار جست و جو کرد.۱۰۸۱ شیخ طوسی در دو کتاب تهذیب و استبصار در بسیاری موارد به حدیثی که در شرایط تقیه صادر شده اشاره می کند و اصالت آن را رد می نماید. از این رو، باید گفت:
“کتاب های تهذیب و استبصار در شناخت شرایطی که امامان شیعه در آن به سر می برده اند و نیز بررسی عنصر تقیه در مسیر حدیث شیعه، منابع قابل توجهی است. ضمن آن که این مطلب در جای خود، معرف تسلّط شیخ در شناخت آرا و نظریات فقهی اهل سنت است”.۱۰۸۲
البته باید توجه داشت که کاربرد شناسایی عنصر تقیه، تنها در استنباط احکام و مسائل فقهی نیست، بلکه با در نظر گرفتن بسیاری از حوادث دوران ائمه معصومین: شمار زیادی از جریانات سیاسی و اجتماعی آن عصر توجیه و تفسیر می گردد.۱۰۸۳
در خصوص حمل حدیث بر تقیه ادلّه و شرایط بسیاری وجود دارد که برخی از موارد به کاررفته در آثار اندیشمندان بغداد، به ویژه شیخ طوسی، را می توان به چند محور کلی تقسیم کرد:
– عامی بودن راوی؛۱۰۸۴
– موافقت حدیث با عامه؛۱۰۸۵
– تصریح امام بر تقیه؛۱۰۸۶
– مخالفت خبر با قرآن؛۱۰۸۷
– اجماع طائفه بر ترک عمل به حدیث؛۱۰۸۸
– شرایط زمانی و مکانی.۱۰۸۹‏
سخن را در باب شیوه های جمع و تأویل اخبار با بیان این نکته به پایان می بریم که چنانکه ملاحظه شد شیوه های فقه الحدیثی در جمع اخبار متعارض بیشتر اختصاص به شیخ طوسی دارد و در آثار دیگر اندیشمندان این جنبه از نقد محتوایی اخبار کمتر مورد عنایت قرار گرفته است. این امر نشان از احاط? بسیار شیخ بر احادیث عامه و خاصه دارد. امّا آنچه نباید از آن غفلت ورزید این است که شیخ طوسی:
“در تأویل و جمع میان اخبار، از روى دغدغه اى که نسبت به پاسخگویى معاندان داشته، چه بسا به افراط کشیده شده است و این امر سبب گشته تا فقیهانى چون محقّق و علامه در مواردى بر او اشکال کنند. مثلاً امر در روایت که براساس مبناى شیخ ظهور در وجوب دارد، به سبب آن که روایت دیگرى حکم به استحباب کرده، شیخ نیز حمل بر استحباب می نماید، با این که اگر تنها روایت اول در دسترس باشد، نمى توانیم آن را حمل براستحباب کنیم. دراین گونه موارد برخى از فقیهان راه دیگرى را مى پیمایند و وجه جمع دیگرى را ذکر مى کنند. دلیل این جمع شیخ آن است که او اساس را اقوال فقیهان و قول مورد قبول خود مى گیرد و مى کوشد با ذهنیّت خود روایات را تفسیر و تأویل یا طرح کند و روشن است که با این مبنا لازم مى آید روایتى که از نظر دلالت، ظهور در وجوب دارد و از نظر سند نیز مشکلى ندارد، حمل بر استحباب شود. این مبنا بعداً مورد نقد دیگران واقع شده و رفته رفته طرق دیگرى جایگزین این روش جمع گردیده است”.۱۰۹۰
فصل ششم
ویژگیهای مکتب حدیثی بغداد

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   با روز شکرگزاری بیشتر آشنا شید

دیدگاهتان را بنویسید