پایان نامه ارشد رایگان درمورد نماز جماعت، اصول اخلاقی، انسان کامل، طلاق

داند. نکت? قابل توجه در این باره، چنانکه در مبحث خبر نیز به آن پرداختیم، عبارت شیخ است که به طور کلی حجّت بودن خبر واحد را در این مقام انکار کرده و می گوید:
“و اما السنه فانما تنسخ بالسنه ایضا اذا تساویا فی الدلاله. فان کانت الاولی من اخبار الاحاد، فعلی مذهبنا ذلک ساقط، لانا لا نعمل به”.۱۰۴۰
اما فقهای عامه خبر واحد را نیز در عرص? نسخ وارد کرده و این نکته را یادآور می گردند که نسخ سنت به سنت در صورتی جایز است که دو خبر در عرض هم بوده و دلالت یکسان داشته باشند.۱۰۴۱یعنی به تعبیر محقق حلی و صاحب معالم هر دو متواتر یا آحاد باشند،۱۰۴۲ اما نسخ خبر متواتر به خبر واحد جایز نیست. زیرا دلیل علمی را با دلیل ظنّی نمی توان نسخ نمود.
۲ – عدم تعارض با سنت
عرض? حدیث بر سنت متواتره یا مقطوعه معیار مهمی در سنجش احادیث تلقی می شود و در بیشتر روایاتی که از عرض? حدیث بر قرآن سخن به میان آمده بر لزوم عرض? حدیث بر سنت قطعی تأکید شده است.
دانشمندان مکتب بغداد نیز موافقت خبر با سنت متواتر را یکی از قراین صحّت مضمون خبر برشمرده اند. گفتنی است بنابر دیدگاه ایشان، سنتی که معیار و ملاک ردّ و قبول اخبار آحاد قرار می گیرد، سنّت متواتر است۱۰۴۳ که می تواند به مفهوم اخبار “مجمعٌ علیه” باشد. زیرا چنانچه خبر متواتر را به مفهوم اصطلاحی آن در نظر بگیریم در عمل گستر? کاربرد سنت در سنجش روایات با محدودیت مواجه می گردد؛ بلکه می توانیم همچون برخی محققان قید تواتر را بحثی نظری دانسته و نشانه های دیگری نظیر مخالفت با روح کلی شریعت و اهداف دین را بدان بیفزاییم. ۱۰۴۴
از باب نمونه می توان به روایت ذیل اشاره کرد:
“أحمد بن محمد بن یحیى عن یعقوب بن یزید عن ابن أبی عمیر عن مرازم قال: کان یعمل لأبی الحسن ( الفقاع فی منزله”.
شیخ طوسی در نقد این روایت وجوه مختلفی را برشمرده که از جمل? آنها مخالفت حدیث با سنّت قطعی معصومین: است.۱۰۴۵
۳ – عدم تعارض با اجماع
شیخ طوسی در مقام رفع تعارض اخبار یکی از مرجّحات را اجماع دانسته است. یعنی در صورتی که عمل به یکی از دو روایت اجماعی باشد، از باب ترجیح خارج است. زیرا اجماع دلیل قاطع بر صحّت خبر می باشد و بطلان خبر دیگر را در پی دارد.۱۰۴۶
افزون بر این سیّد مرتضی بر این باور است که اگر اجماع بر صحّت یکی از اخبار متعارض نباشد هم? این اخبار مردود بوده و گویا چنین روایاتی صادر نشده است.۱۰۴۷ در این صورت، به ظاهر کتاب رجوع کرده۱۰۴۸ و چنانچه دلیل شرعی بر آن حکم یافت نشود، به مقتضای حکم عقل عمل می نماییم.۱۰۴۹
این در حالی است که شیخ طوسی فقدان اجماع بر صحت یا ابطال یکی از دو خبر را، سبب حکم تخییر دانسته است. بدین شرح که گویا صحّت هر دو خبر مجمعٌِِ علیه بوده و عمل به هر دو جایز خواهد بود.۱۰۵۰
۴ – عدم تعارض با عقل
همان گونه که در فصل پیش گفته شد، شیخ مفید عقل را مانند قرآن یکی از موازین سنجش صحت و سقم احادیث معصومین: قرار داده و حدیثی را که مخالف احکام عقل باشد، مردود می شمارد. از این رو، با قاطعیت اعلام مى‏کند:
“اگر ما حدیثى را مخالف احکام عقل یافتیم رهایش مى‏کنیم”.۱۰۵۱
بر این اساس روایاتی مانند اخبار دال بر تشبیه، تجسیم و نظائر آن نپذیرفته و یا تأویل می نماییم.۱۰۵۲
۵ – تعدّد راویان و صفات آنان
هنگامی که خبر واحد معارضی داشته باشد، باید متعارضین را بررسی نمود و به روایتی عمل کرد که راویانش عادلتر هستند و اگر راویان هر دو حدیث در عدالت مساوی بودند، باید روایتی را ترجیح داد که راویانش بیشتر هستند و چنانچه در عدالت و عدد، راویان هر دو حدیث برابر بودند و هیچ کدام از قرائن را نیز نداشتند، روایتی که عمل به مضمون آن، عمل به خبر دیگر را هم در پی داشته باشد، می توان ترجیح داد. و اگر تنها عمل به یک خبر ممکن بود، خبر دیگر را باید بر وجوه دیگری حمل یا تأویل نمود، در این صورت تأویلی که دلیلی بر صحّت آن باشد اولویّت خواهد داشت.۱۰۵۳
۶ – مخالفت با عامّه
مخالفت با عامّه یا دور بودن روایت از احکام عامّه که از مرجّحات جهتی محسوب می گردد، یکی از دیگر موازینی است که در نقد روایت و تعارض آنها به کار می آید. شیخ طوسی این معیار را در احادیث فقهی و جز آن به کار می گیرد و بسیاری از احادیث را به جهت موافقت با عامّه و صدور آن از روی تقیّه مرجوح یا متروک معرّفی می کند. شیخ مفید گرچه این معیار را به طور کلّی می پذیرد، ولی در بیان حلّ تعارض اخبار به کمک این معیار با توضیح جمل? “فخذوا بابعدهما من قول العامه” به دو نکت? مهم اشاره کرده است:
الف- معنى “فخذوا بابعدهما من قول العامه” اختصاص به روایاتى دارد که مربوط به امامت و ولایت است، نه احکام شرعى. مثلا یک حدیث مى‏گوید: به متقدمین از امیرمؤمنان على ( تولّى بجویید و دسته‏ دیگر مى‏گوید: تبرّى بجویید. در اینجا حدیث تبرّى را مى‏گیریم. چه، تقیّه ائمه: را به پشتیبانی از عامّه واداشته تا از این راه خون خود و شیعیان خود را صیانت کنند.
ب- ملاک قرب و بعد، نقل جمهور فقهاى خاصه و عدم آن است. آنچه جمهور فقها نقل مى‏کنند ابعد از قول عامه است. زیرا احادیث تقیه‏اى را جمهور علما نقل نمى‏کنند. در نتیجه آنچه را تعداد کمى نقل مى‏کنند، قریب به قول عامه مى‏شود.۱۰۵۴
۷ – شهرت روایی
ترجیح به مدد شهرت از دیگر مواردی است که در مقام تعارض روایات به آن استناد می گردد. این مرجّح برگرفته از روایاتی نظیر: “اذا اختلفت احادیثنا علیکم فخذوا بما اجتمعت علیه شیعتنا فانه لاریب فیه” می باشد.۱۰۵۵
چنانکه از ظاهر این روایت برمی آید مقصود از اجتماع شیعه، اجماع آنان بر یک روایت است. بدین ترتیب، اگر روایتی را بزرگان طایف? امامیه نقل کرده باشند و مخالفتی با آن نباشد، آن حدیث را می پذیریم.
۸ – شهرت عملی
بر اساس همان روایت پیشگفته، می توان چنین ابراز داشت که ممکن است مراد از اجماع شیعه، اجماع آنان در فتوا و عمل به یک روایت باشد. زیرا چنانچه مثلاً امام در حادثه ای بر مبنای تقیّه فتوا دهد، با قراینی بر فقیهان این مطلب روشن می گردد که صدور حکم از باب تقیّه بوده است، و اگر یکی از ایشان از این امر غفلت بورزد، بر دیگران پوشیده نخواهد ماند.۱۰۵۶
بر این اساس، می توان گفت آنچه در مقول? شهرت، مورد توجّه قرار گرفته، اجماع خبرگان شیعه است. از این رو، در این گونه موارد، اگرچه سند روایت ضعیف باشد، شهرت می تواند ضعف سند را جبران نماید. زیرا وثاقت و اطمینان به مضمون خبری که مورد عنایت اصحاب قرار گرفته، کمتر از وثاقت رجالی نیست.۱۰۵۷
۹ – عدم تعارض با احکام فقهی
در روایات آمده است که حضرت رسول ۶ سر بر زانوى امام على ( نهاده و خفته بودند. این ماجرا سبب شد که از وقت نماز بگذرد. اما به دعاى پیامبر ۶خورشید پس از غروب بازگشت تا امام على( نماز قضا شده خود را در داخل وقت بخواند. این روایت از معجزات و فضایل امیرمؤمنان ( شمرده شده است.
این درحالی است که شریف مرتضی مى‏گوید: نماز در هیچ زمانى از انسان مکلف ساقط نمى‏شود و در سختترین شرایط دست‏کم با اشاره خوانده مى‏شود. پس چگونه می توان گفت آن حضرت به نماز بى‏توجهى نشان داده نمازش را ترک کرده است ؟ بدین‏ترتیب سید مرتضی روایت قضا شدن نماز را با معیار شخصیت ‏شناسى رد کرده و گفته است نماز انسان کاملى مانند ایشان قضا نمى‏شود. “ردّ شمس” در فاصل? بسیار اندکى پس از پایان یافتن وقت فضیلت نماز عصر بوده و دلیل آن نیز تنها براى درک فضیلت اول وقت بوده است، نه به جا آوردن نماز قضا در وقت خودش.۱۰۵۸
۱۰. عدم تعارض روایت با اصول اخلاقی
از دیگر معیارهایی که در نقد حدیث به کار می آید، نقد روایت با توجه به اصول اخلاقی است. این معیار بیشتر دربار? احادیث مرتبط با شخصیت انبیاء: و منزّه ساختن دامان آنان از مسائلی که با عصمت ایشان در تضاد است، به کار می آید.
از جمل? این موارد روایتى است که مضمون آن چنین است:
رسول خدا۶ خواستار ازدواج با زینب دختر جحش شد و هنگامى که زید بن حارثه براى طلاق دادن همسرش نزد حضرت آمد، ایشان تصمیم خود را دربار? ازدواج با زینب در دل پنهان داشت. در این هنگام وحی بر ایشان نازل شد: (وَتُخْفِى فِى نَفْسِکَ مَا اللهُ مُبْدِیهِ‏).۱۰۵۹
سید مرتضی با توجه به شخصیت دینى و اجتماعى رسول خدا۶ روایات دالّ بر عتاب پیامبر اکرم۶به سبب تمایل نفسانی او به ازدواج با زینب را انکار کرده است. زیرا آیه شریف? در صدد بیان نسخ سنت جاهلیت دربار? محدودیت ازدواج با همسران مطلق? پسر خوانده هاست و علّت ازدواج پیامبر۶ با زینب نیز تحقق این سنّت الهی بوده و ذیل آی? شریفه گواه بر این مطلب است.۱۰۶۰
۵ – ۲ – ۲ – ۲. شیوه های جمع و تأویل اخبار
گام دیگر در جمع روایات متعارض، به کارگیری شیوه های جمع و تأویل اخبار و به اصطلاح جمع عرفی میان روایات است. این گام پس از مقایس? روایات متعارضین با مرجّحات پیشگفته و اطمینان از برابری هر دو حدیث از هم? جهات و فقدان هم? مرجّحات به کار می آید. در جمع عرفی باید توجه داشت که در بسیاری موارد این امر با تشکیل خانواد? حدیث و جمع آوری قرینه ها در یک موضوع ممکن می شود. مقصود از تأویل در مبحث تعارض نیز تفسیر روایات وارده در یک موضوع با کمک یک دیگر است که شیخ طوسی در موارد بسیاری با بهره گیری از این شیوه به جمع میان اخبار پرداخته و تعارض میان آنها را رفع کرده است. در این مجال با بیان نمونه هایی از احادیث به ظاهر متعارض شیوه های جمع و تأویل اخبار را بیان می داریم.
۱ – بیان معانی اخبار
از مواردی که برای رفع تعارض میان اخبار مورد عنایت محدثان قرار گرفته، بیان معانی روایات و زدودن ابهام از آنهاست. ارائ? وجوه مختلف در معنای خبر یا بیان معنای روایات اگرچه شاذّ و ضعیف باشند از باب تسلیم جدلی، نمونه هایی است که در موارد متعددی، عدم تعارض میان اخبار را آشکار می سازد.
برای نمونه در فضیلت نماز جماعت، روایتی هست که در آن از امام صادق ( در مورد نمازگزارى که فرادى نماز خوانده و سپس به نماز جماعت برخورد کرده سؤال شده است. امام ( مى‏فرماید:
“یصلّى معهم و یجعلها الفریضه” (با جماعت نماز بگزارد و نیت فریضه نماید).
مرحوم شیخ طوسی در معنای این حدیث می فرماید: نمازگزاری که مشغول نماز است و به نماز جماعت برمى‏خورد، نمازش را به نیّت نافله تمام کند و سپس نماز فریضه را به جماعت اقتدا کند. این حکم در مورد نمازگزارى که نمازش را به نیت فریضه تمام کرده نیست؛ زیرا اگر نمازى به نیت فریضه به ‏جا آورد، نمى‏تواند بعد از فراغت از نماز، نیّت نافله کند. نیز احتمال دارد که منظور از فریضه قضای نمازهای واجب باشد.۱۰۶۱
نیز در باب “المیاه

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   پایان نامه ارشد رایگان درمورد دینامیکی، بازدارندگی، مورفولوژی، نرم افزار

دیدگاهتان را بنویسید