پایه‌های عصب شناختی توجه

پژوهش‌ها در رابطه با شناسایی پایه‌های عصب شناختی توجه به دنبال دو سوال عمده می‌باشند. نخست، درعملکرد روانی گزینش برای کانون توجه، کدام ساختارهای مغزی دخالت دارند؟ و دوم اینکه چه تفاوتی بین پردازش عصبی محرک های توجه شده و توجه نشده وجود دارد؟
به نظر می رسد که درتوجه انتخابی دو دستگاه جداگانه در مغز در کارند. یکی از این دو دستگاه مسئول ویژگی‌های ادراکی شی از قبیل: رنگ و شکل و مکان در فضا است. این دستگاه عهده‌دار گزینش شی از میان اشیا بر اساس ویژگی‌های آن و به دستگاه خلفی (پسین) موسوم است. زیرا ساختارهای مغزی مربوطه یعنی قشر آهیانه‌ای و گیجگاهی و چند ساختار زیر قشری دیگر در پشت مغز قرار گرفته اند. دستگاه دیگر زمان و نحوه استفاده از ویژگی‌های شی را برای انتخاب در کنترل دارد. این یکی به دستگاه قدامی (پیشین) موسوم است. زیرا ساخنارهای آن یعنی قشر پیشانی همراه با ساختارهای زیر قشری دیگری، در جلوی مغز قرار دارد. خلاصه اینکه توجه انتخابی ما یا با تمرکز بر مکان شی صورت می‌گیرد، یا با تمرکز بر شکل یا رنگ آن. اگر چه انتخاب این ویژگی‌ها عملاً در بخش خلفی مغز صورت می‌پذیرد، فرایند انتخاب را بخش قدامی هدایت می‌کند. به همین دلیل برخی پژوهشگران بخش قدامی را «فرمانده» توجه انتخابی لقب داده‌اند(براهنی و همکاران، 1391).
اکنون به سوال دوم می‌پردازیم. وقتی شیئی برای کانون توجه انتخاب می شود چه تغییری در پردازش عصبی آن شیئ رخ می‌دهد؟ برای توضیح مطلب، آزمایشی را در نظر بگیرید که درآن چند شیئ هندسی رنگارنگ به آزمودنی عرضه می‌شود و از او بخواهید تنها به اشیای قرمز رنگ توجه کند و هر وقت مثلث ارائه شود به آزمایشگر اطلاع دهد. دستگاه قدامی، دستگاه خلفی را در راستای توجه به رنگ هدایت می‌کند. اما چه تغییرات دیگری در پردازش عصبی هر محرک رخ می‌دهد؟ پاسخ این است، در دوره‌ای توجه به رنگ مناطقی از قشر بینایی که رنگ را پردازش می‌کنند در مقایسه با دوره‌ای که آزمودنی به رنگ توجه انتخابی دارد فعال‌تر می‌شوند. به طور کلی، فعالیت مناطقی از رنگ که با ویژگی مورد توجه مربوطند (مثل رنگ، شکل، بافت، یا حرکت و جز اینها) تشدید می‌شود (براهنی و همکاران، 1391).
در ادامه، مفاهیم مختلف که برای توصیف توجه مورد استفاده قرار می‌گیرند مرور خواهند شد.
توجه انتخابی
هزاران محرک در هر لحظه با ما برخورد می کنند. اعصاب حسی برای انطباق با وظیفه ترس آور برخورد با سیل محرک‌هایی که دستگاه عصبی ما را تحت تاثیر قرار می‌دهند، مکانیسمی را بسط داده است که باعث می‌شود نسبت به آن دسته از محرک‌ها واکنش نشان دهیم که در تطابق با تجارب گذشته و نیازهای فعلی ما باشند. این فرایندهای متمرکز کننده توجه انتخابی نامیده می‌شوند (مرتضوی 1378).
به عبارتی توجه انتخابی، فرایند انتقال تمرکز حواس به یک مجموعه از محرک ها و در همان حال نادیده گرفتن بقیه می باشد و می توان گفت: توجه انتخابی پاسخ به این پرسش است که به کجا بنگریم؟ بسته به اینکه توجه چگونه به چه چیزی معطوف شده است، توجه انتخابی می تواند هدف دار یا اتفاقی باشد (ایمر، تات کمپر، شروگر و پرینز 1996). انتخاب هدفدار زمانی رخ می دهدکه ما به طور ارادی یک منبع اطلاعاتی را انتخاب کنیم (مثل گوش دادن به صدای رادیو) و در عین حال از توجه به منابع دیگر اطلاعاتی اجتناب کنیم (مثل عدم توجه به تلویزیون یا کسی که با ما صحبت می کند). انتخاب غیرخودکار توجه معمولاً در پاسخ به محرک بیرونی حاصل می شود. برای مثال، زمانی که شما به طور ناگهانی به یک صدای دلخراش یا بلند گوش می دهید (مثل صدای برخورد دو ماشین باهم)، (حمایت طلب و قاسمی 1391).
از طرفی، دلیل اینکه ما به برخی از محرک‌ها توجه می‌کنیم، اغلب به ناتوانی ما در پرداخت همزمان به همه محرک‌های حسی مربوط می‌شود. این نظریه ناظر است بر اینکه در نقاطی از مسیر پردازش اطلاعات تنگ راه‌هایی وجود دارد که بخشی از آن احتمالاً ناشی از محدودیت‌های عصبی و شناختی است. برخی از عواملی که توجه افراد را به نشانه‌های مهم جلب می‌کنند، عبارتند از: الف) تضاد بین علائم مهم و بی‌اهمیت، ب) تجارب گذشته، ج ) شدت علائم و د) نسبت بین علائم مهم و بی‌اهمیت (رحمانی نیا 1384).
نورافکن یا عدسی دوربین عکاسی با کانون متغییر یک تشبیه متناسب برای توجه انتخابی است. هر چیزی که در محدوده شعاع نورافکن قرار گیرد خواه مهم خواه بی‌اهمیت مورد توجه واقع می‌شود. برای اجرای موفقیت‌آمیز باید بتوانیم نور را بر روی همه اطلاعات متمرکز کنیم. در نتیجه پهنای شعاع نور بستگی به مقدار اطلاعاتی دارد که می‌خواهیم بدست آوریم و موقعیت شعاع نور با اطلاعات مهمی که در موقعیت‌های مختلف فضایی دارد تنظیم می‌شود. نورافکن نقش یک راهنما برای استفاده‌کننده دارد و باعث می‌شود که مغز اطلاعات در دسترس را با توجه به تجربیات گذشته ترجمه و تفسیر کند (بادامی 1384).
توجه مورد نیاز هنگام حرکت
تا چه مرحله‌ای از یک حرکت به توجه نیاز داریم؟ پاسخ این است که همیشه در شروع حرکت، اهرم لازم، توجه است که با مرور زمان و پیشرفت حرکت میزان آن کاهش می‌یابد. حرکت واقعی و یا مرحله اجرای حرکتی که خوب یاد گرفته شده و به قول معروف در اثر تمرین و تکرار به‌صورت خودکار درآمده است، نیازی به توجه ندارد. بر همین اساس، نیازهای توجه در خلال کل حرکت به‌شکل منحنی U است که نشان دهنده این واقعیت است (شکل1-2). مانند زمانی که یک کشتی¬گیر در یک مانور دستش را در موقعیت مناسبی قرار می‌دهد. از این شکل می‌توان نتیجه گرفت که در هنگام اجرای یک حرکت ساده، شروع و پایان حرکت نیاز به توجه دارد، در حالی که خود حرکت می‌تواند مستقل از توجه باشد. این نتیجه‌گیری بر اساس افزایش زمان واکنش مهارت دوم در هنگام شروع و پایان مهارت اولیه انجام گرفته است (رحمانی نیا 1384 ).
توجه و نوع مهارت
مهارت¬ها در یک نوع تقسیم¬بندی به مهارت‌های ساده و پیچیده تقسیم می¬شوند. در مهارت¬های ساده، آغاز و پایان نیازمند توجه است، در حالی که خود حرکت می¬تواند مستقل از توجه باشد. مانند پرش سه گام دوی 100 متر سرعت؛ اما در مهارت¬های پیچیده، تمامی مراحل اجرا نیازمند توجه اند.

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   مدیریت ابراز عواطف خویش