دانلود پایان نامه ارشد درمورد خواجه نظام الملک، مفهوم و مصداق، عقده حقارت، حاصل مصدر

تابستان1393

فصل اول
کلیــــات
1-1 – تعریف موضوع
با توجه به موضوع که عدالت ودادرسی در تاریخ بیهقی وسیاست نامه است .دراین پژوهش ضمن تعریف واژه عدالت ودادرسی وبازتاب آن درادبیات سعی می شود مبانی عدالت ودادرسی وشیوه ـ های احقاق حق مردم وسیاست مداران در تاریخ بیهقی و سیاست نامه بررسی شود ونیز شیوه برخورد با مجرمان ودادن حق به مستعضفان درمباحث دیگر استخراج ،تجزیه وتحلیل وطبقه بندی شود.
با عنایت به ارتباط موضوع باکتب ومنابع تخصصی رشته های حقوق ،ضرورت داشت که برخی ازآثارتخصصی این رشته نیزمورد مطالعه وپژوهش قرارگیرد.برای تدوین مجموعه فراهم آمده ،کتب ادبی،تاریخی وحقوقی مورد کنکاوش قرارگرفت ؛چراکه آثارادبی که دراعصارگذشته نوشته شده است به ویژه آثارتاریخی – ادبی ،به مقتضای موضوع خود ، به چگونگی طرح دعوی وکیفیت مجازاتها اشاراتی نموده اند .ونیز شیوه های محکمه وآیین دادرسی وعدالت که درآثار ادبی به آن پرداخته اند مورد مطالعه وبررسی قرارگرفته تا سیمای عدالت ودادرسی دراعصارپیشین ،باز شناخته شود.
1-2 – بیان مسئله
آیا مفهوم عدالت تا چه حد و اندازه ای در کلیه متون دینی و تاریخی و حقوقی و سیاسی و … با رویکرد ادبی وجود دارد و مورد استفاده قرار گرفته است ؟ این مفهوم دارای مصداقهای زیادی در کلیه متون است که ما به رویکرد آن در آثار ادبی با هدف تاریخی می پردازیم
مسائل مورد نظر ما به صورت ویژه اینها می باشد که آیا مفهوم عدالت و دادرسی در دو اثر مورد نظر به صورت متشابه به کار رفته یا متمایز؟ آیا وجوه مشترک میان این دو اثر از لحاظ مفهوم و مصادیق در این موضوع وجود دارد ؟ دو نویسنده مورد نظر ما به چه شکلهای این موضوع را در اثر خود استفاده کرده اند آیا به صورت کاملاً واضح با واژگان فقط به این موضوع پرداخته اند یا به صورت مفهوم نهانی در قالب عبارات و داستانها نیز از این موضوع استفاده وافر نموده اند .
1-3 – هدف تحقیق
با توجه به نیاز جامعه به آشنایی با عدالت ودادرسی ،که از موضوعات اجتماعی در همه زمانها می باشد و به هیچ وجه رنگ کهنگی نمی گیرد؛ بررسی آن درواقع می تواند درتأثیر برافراد موُثرباشد. وشناسایی مباحث ناگفته ومیراث کهن ادب فارسی موضوعی ضروری وبایسته تحقیق است . وما باید بدانیم میراث کهن ما به همه ی مسائل انسانی توجه داشته است.
عدالت بنیاد وقوام جامعه سالم است که بسیاری از زمینه های اجتماعی، اقتصادی وسیاسی انحراف ها و جرایم را از میان می برد؛ افزون برآن هنگام بروز کجی وانحراف در جامعه، می کوشد تا بهترین شیوه ممکن حالت اعتدال را به جامعه باز گرداند؛ به گونه ای که حقوق مشروع افراد وکیان اجتماع لطمه ای نخورد نقش کار ساز وزیر بنایی عدالت، انسان را همواره شیفته خود ساخته است وهیچ انسانی هرچند ستم کار، ازشعار عدالت خواهی وعدالت طلبی نمی گریزد.
هدف ما به طور کلی از این تحقیق اثبات وسعت کار ادبیات می باشد که می تواند با به کار گیری شیوه های زیبا گویی و به کار بردن آرایه ها و زیبائی های ادبی مفاهیم والای همچون عدالت را به نحو احسن به تصویر بکشد و تأثیر وافر در خوانندگان و شنوندگان داشته باشد .
هدف ما به صورت اخص اثبات وجود مفهوم و مصداق و بررسی عدالت و دادرسی در دو اثر گرانبها از دو نویسنده گرانسنگ می باشد که می خواهیم به اثبات برسانیم:
1- آیا عدالت و دادرسی در این دو اثر فقط بصورت واضح و آشکار به کار رفته است یا در قالب متنها نیز می توان این موضوع را ردیابی کرد؟
2- آیا عدالت و دادرسی در این دو اثر به صورت همگون و بدون اختلاف به کار رفته است ؟
3- آیا عدالت و دارسی در این دو اثر بصورت متفاوت و حتی متناقض استفاده شده است ؟
1-4 -پیشینه تحقیق
هرچند به طور گسترده موضوع عدالت وآیین دادرسی بررسی شده اما درباره شگردهای بیهقی و در تاریخ بیهقی وسیاست نامه کار مستقلی انجام نگرفته است.
در این موضوع مقالات و پایان نامه های در رشته های زبان و ادبیات فارسی و حقوق وجود دارد که مبحث مورد نظر ما از لحاظ ادبی مورد توجه است لذا به مفهوم و مصداق عدالت در آثار ادبی به صورت کلی پرداخته شده است ماننددادورزی وستم ستیزی ازنگاه خواجه نظام الملک ازعباس زاده ویوسف لو(1391)وبررسی عقده حقارت درداستان حسنک وزیربراساس روایت بیهقی ازقوام قبول(1386)و… ولی به صورت اخص به تأثیر عدالت در آثار بیهقی و خواجه نظام الملک پرداخته نشده است .
لذا می توان مقالات وموضوعاتی که دراین خصوص وجود دارد سر لوحه کار قرار داد.

1-5 – سئوالهای تحقیق
1- آیا نویسندگان ما درزمانهای پیشین به امر عدالت ودادرسی توجه داشته اند؟
2-آیا در تاریخ بیهقی و سیاست نامه به این موضوع پرداخته شده است ؟ اگر توجه داشته اند شیوه آنها درعدالت ودادرسی چگونه بوده است؟
3- آیا شیوه آنها درعدالت ودادرسی مثل هم بوده یا با هم تفاوت داشته واگر تفاوت داشته ،تفاوت آنها درچه مسائلی بوده؟

1-6 – فرضیه های تحقیق
1- نویسندگان ادبی ما در زمانهای گذشته به وفور به امر عدالت و دادرسی در آثار خود پرداخته اند.
2- بیهقی و خواجه نظام الملک عدالت ودادرسی رابه نحو خاصی درآثار خود بازتاب داده اند .
3-نگاه بیهقی و خواجه نظام الملک درعدالت ودادرسی شباهتها وتفاوتهایی دارد.

1-7 – روش کارو تحقیق:
روش کار بیشتر به صورت مطالعه کتابخانه ای و پرسش
و پاسخ از اساتید زبان و ادبیات فارسی و حقوق و علوم سیاسی بوده است ما ابتدا تمام هر آنچه در مورد عدالت و دادرسی در کلیه متون دینی ، ادبی ، حقوقی و … بود در حد توان مطالعه کرده،و هر آنچه لازم بود برای فصول اولیه یادداشت برداری کردیم و سپس این موضوع را در دو اثر مورد نظر به صورت دقیق تر کنکاش کرده و مصداقهای آن را در آورده و به مقایسه آن پرداختیم تا وجوه تفاوت و شباهت آنها بر ما نمایان گردد. سپس به بررسی آن پرداختیم .

فصل دوم

فصل دوم
نگاهی به عدالت و دادرسی وسیرتاریخی آن دراعصارومتون گذشته
در این فصل کوشیده ایم که معنی لغوی و اصطلاحی و تعریف درستی از دادرسی و عدالت بیان شود و عدالت و دادرسی از منظر قرآن کریم و معصومین (ع) را به نظر خوانندگان برساند و سپس مروری مختصر به قضیه عدالت و دادرسی در عهد پیش ازاسلام و عهد اسلامی داشته باشد و همچنین به بررسی کوتاه و مختصر این موضوع در متون گران سنگ و مشهور از ادیبان ادب فارسی بپردازد.
2-1 -عدالت ازنظر لغوی واصطلاحی
2-1-1- عدالت از نظر لغوی
عدالت دارای معانی خاصی است که در زیر به آنها اشاره می کنیم
راغب اصفهانی در کتاب “مفردات” عدل را به معنای مساوات دانسته است:
“عدل تقسیم کردن به طور مساوی است و از این رو گفته شده است آسمان و زمین بر پایه عدالت استوار شده است برای آگاهی دادن به اینکه اگر یک رکن از چهار رکن جهان از ارکان دیگر بیشتر یا کمتر باشد جهان مقتضای حکمت و نظم نخواهد بود”(راغب اصفهانی؛1388:ذیل ماده عدل)
در فرهنگ معین درباره‌ی عدالت آورده است داد کردن ، دادگر بودن – انصاف داشتن -دادگری در اجتماع عدالتی که همه افراد جامعه ازآن برخوردار باشند(معین؛ 1383 :2279)
فرهنگ عمید عدالت را دادگر بودن ، انصاف داشتن و دادگری معنا می نماید ( عمید ؛1389: 726)

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   دانلود پایان نامه ارشد با موضوعتکرار جرم، قانون مجازات، معاونت در جرم، عدم امکان اجرا

عدالت در لغت معادل نظم و ادب است. در پارسی “داد” معادل عدل، و “دادمندی” یا “دادگری” معادل عدالت است. “دادگر” نیز معادل عادل می‌باشد. “دادگستر” نیز به معنای گسترنده? عدل است. از دیگر واژه‌های دارای ترکیب داد در پارسی، دادگاه، دادیار، دادستان، دادخواهی، داددهی، دادرسی، دادپرسی و غیره می‌باشند.(نرم افزارفرهنگ پارسیمان، سرواژه‌های “عدل، عدالت، عادل”)
پس در نتیجه :
عدالت در لغت به معنی مساوات ،ضد جور، عدم افراط و تفریط و هر چیزی در سر جای خود ،می باشد

دادرسی:
داد درلغت درمعنای قانون ،عدل وانصاف درزبانهای ایرانی وفارسی،سابقه ای چند هزارساله دارد .
کلمه‌ی داد رسی حاصل مصدر است و در لغت به معنای به داد مظلوم رسیدن ،قضا ومحاکمه است (معین؛1383: 513 )ونیزرسیدگی به داد خواهی دادخواه وعمل دادرس را دادرسی می‌گویند .(دهخدا ؛1341ش:121)
دراصطلاح حقوقی ،داد رسی به مفهوم اعم رشته‌ای است از علم حقوق که هدف آن تعیین قواعد مربوط به تشکیلات مراجع قضایی و صلاحیت آنها وتعیین قواعد مرتبط با انواع دعاوی و اجرای تصمیمات دادگاه ها می‌باشد که در فقه به آن قضاء می‌گویند.(جعفری لنگرودی؛ 1384 : 273)
2-1-2 -عدالت در اصطلاح:
مرحوم شهید مطهری در کتاب عدل الهی می‌نویسدبرای عدل سه معنی و یا سه مورد استعمال برای این کلمه است :

الف) موزون بودن
اگر مجموعه‌ای را در نظر بگیریم که در آن اجزاء و ابعاد مختلفی بکار رفته است و هدف خاصی از آن منظور است . باید شرایط معنی در آن از حیث مقدار لازم هر جزء و از لحاظ کیفیت ارتباط اجزاء با یکدیگر رعایت شود و تنها در این صورت است که آن مجموعه می‌تواند باقی بماند و اثر مطلوب خود را بدهد و نقش منظور را ایفا کند . مثلاًً یک اجتماع اگر بخواهد باقی و برقرار بماند باید متعادل باشد ، یعنی هر چیزی بقدر لازم ( نه بقدر مساوی ) وجود داشته باشد ، یک اجتماع متعادل به کارهای فراوان : اقتصادی ، سیاسی ، فرهنگی ، قضایی و تربیتی احتیاج دارد و این کار‌ها باید در میان افراد تقسیم شود و برای هر کدام از آن کارها به اندازه‌ای که لازم و ضروری است گماشته شوند ، از این جهت تعادل اجتماعی آنچه ضروری است این است که میزان احتیاجات در نظر گرفته و متناسب با آن احتیاجات بودجه و نیرو مصرف گردد ، اینجاست که پای مصلحت به میان می‌آید .
مصلحت کل ، مصلحتی که در آن بقاء و دوام ” کل ” و هدفهایی که از کل منظور است در نظر گرفته می‌شود از این نظر ” جزء ” فقط وسیله است ، حسابی مستقل و برای خود ندارد .
همچنین است تعادل فیزیکی ، یعنی یک ماشین مثلاً برای منظوری ساخته می‌شود و انواع نیازمندی‌ها برای ساختمان این ماشین هست اگر بخواهد یک مصنوع متعادل باشد باید از هر ماده‌ای بقدری که لازم و ضروری است و احتیاج ایجاب می‌کند در آن بکار برده شود .

تعادل شیمیایی نیز چنین است . هر مرکب شیمیایی فورمول خاصی میان عناصر ترکیب کننده‌ی آن هست و تنها با رعایت آن فورمول و آن نسبت‌های متفاوت است که تعادل برقرار و آن مرکب بوجود می‌آید .
نقطه‌ی مقابل عدل به این معنی بی تناسبی است نه ظلم ، لذا عدل به این معنی از موضوع بحث ما خارج است (مطهری ؛1392: 13 تا 15)

ب) معنی دوم عدل تساوی و نفی هر گونه تبعیض است
گاهی که می‌گویند فلانی عادل است منظور این است که هیچگونه تفاوتی میان افراد قائل نمی‌شود بنابر این عدل یعنی مساوات .
شهید مطهری سپس در توضیح این نوع عدل می‌نویسد اگر مقصود این باشد که عدالت ایجاب می‌کند که
هیچگونه استحقاقی رعایت نگردد با همه چیز و همه کس به یک چشم نظر شود ، این عدالت عین ظلم است . اگر اعطاء بالسویه عدل باشد ، منع بالسویه هم عدل خواهد بود جمله عامیانه‌ی معروف ” ظلم بالسویه عدل است ” از چنین نظری پیدا شده است . اما اگر مقصود این باشد که عدالت یعنی رعایت تساوی در استحقاقهای متساوی ، البته این معنی درستی است و عدل ایجاب می‌کند این چنین مساواتی را ، و این مساوات از لوازم عدل است(همان: 16)
ج) عدل یعنی رعایت استحقاقها
رعایت استحقاقها و عطا کردن به هر ذی حقی آنچه استحقاق آن را دارد ، معنی حقیقی عدالت اجتماعی بشری ، معنی عدالتی که در قانون بشری باید رعایت شود و افراد بشر آن را محترم شمارند همین معنی است . این عدالت متکی بر ” حقوق” است و خود حقوق اعم از حقوق طبیعی و اکتسابی ریشه‌ی طبیعی دارد .
شهید مطهری می افزاید از نظر حکماء الهی مفهوم حقیقی عدل که هم درباره‌ی خداوند صادق است و هم درباره‌ی بشر همین است . چنان چه مولوی می‌فرماید :
عدل چبود وضع‌ اندر موضعش ظلم چبود وضع در ناموضعش
عدل چبود آب ده اشجــار را ظلم چبود آب دادن خـــار را
( مولوی به نقل از :مطهری ؛1392 : 16و17)
2-1-3 تعریف عدالت ودادرسی
بر اساس مستندات فوق در مورد معنی لغوی و اصطلاحی عدالت می توان برای عدالت و دادرسی تعریف زیر را که به نظر جامع و مانع ترین تعریف می باشد، عنوان کرد:
عدالت: عدالت این است هر نیرویى هر حقى دارد به حق خود برسد و در جایى که شایسته است قرار گیرد.طباطبائی؛1411ق:1/371)
دادرسی:مجموعه اقداماتی که به منظور پیدا کردن یک راه حل قضایی به کار می‌رود ،داد رسی به مفهوم اخص می‌گویند.( همان ) دادرسی در برخی موارد به مفهوم دعوا یعنی اختلافی که به دادگاه برده می‌شود ، به کار می‌رود.( شمس؛ 1384 :2/117 )به عبارت دیگر مجموعه اقدامات دادگاه در بررسی دعوا واستماع اظهارات ومدافعات و ملاحظه‌ ی لوایح طرفین و رسیدگی به دلایل ومستندات آنان و نیز انجام تحقیقات لازم به منظور مهیا کردن پرونده‌ای برای صدور رأی وقطع وفصل دعوا را دادرسی یا محاکمه گویند.(بهشتی ؛بی تا : 81 )
2-2 -عدالت ودادرسی ازدیدگاه قرآن کریم وائمه معصومین (ع)
2-2- 1-عدالت ودادرسی ازدیدگاه قرآن کریم
در قرآن کریم برای بیان مفهوم عدالت از دو واژه مهم عدل و قسط استفاده شده است که با بررسی انجام شده در تعدادی آیه مطالب آمده است. علاوه بر آن مشتقات این دو واژه نیز، در برخی آیات آمده است. که با تدبیر و تأمل دقیقی می‌توان به اهمیت و ارزش آن پی برد.
عدالت و دادرسی در قرآن کریم با همین اصطلاح و اصطلاحاتی دیگر به کار گرفته شده است که ما به آنها اشاره مختصری می کنیم:
“بِالعَدلِ قَامَتِ السََّمَاوَاتِ وَ الاَرض “(الرحمن / 7)
“زمین و آسمان ها به واسطه عدالت بپاداشته شده اند “
“یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا کُونُوا قَوَّامینَ لِلَّهِ شُهَداءَ بِالْقِسْطِ وَ لا یَجْرِمَنَّکُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلى‏ أَلاَّ تَعْدِلُوا اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوى‏…”(مائده /8)
“اى کسانى که ایمان آورده‏اید! همواره براى خدا قیام کنید، و از روى عدالت، گواهى دهید! دشمنى با جمعیّتى، شما را به گناه و ترک عدالت نکشاند! عدالت کنید، که به پرهیزگارى نزدیکتر است!”
خداوند در این آیات به مؤمنین دستور میدهد که دائماً و مستمراً حق و عدالت را چه در گفتار و چه در رفتار

دیدگاهتان را بنویسید