اختلالات شخصیت

وارد میسازد. پس حمایت ارزشمندترین سرمایه انسان است. خودکشی از نظر پیروان فروید، به معنای بر هم زدن موازنهی حیات اجتماعی بشری است که به قلمرو غریزه بنیانی زندگی یعنی غریزه حیات تجاوز می کند ولی مقصود این نیست که تمام خودکشی ها از حیث مفهوم بالینی جنبه عصبی داشته باشد (به نقل از آذر، نوحی و شفیعی کندجانی، 1385).
کارن هورنای
کارن هورنای2 (1885-1953) ناامیدی، تحمل رنج های مداوم، از خودبیگانگی و تلاش برای حصول ایده آل را از جمله عواملی می داند که باعث خودکشی می شوند(به نقل از آذر، نوحی و شفیعی کندجانی، 1385). هورنای (1950، به نقل از فیست و فیست3 ، 2002 ترجمه سید محمدی، 1389). نیاز به کمال را مطرح می کند که به سایق شکل دادن کل شخصیت در قالب خودآرمانی اشاره دارد. افراد روان رنجور صرفاٌ به ایجاد چند تغییر قانع نیستند؛ هیچ چیزی کمتر از کمال کامل پذیرفتنی نیست. آنها با ایجاد کردن یک رشته بایدها و نبایدها سعی می کنند به کمال برسند و هورنای این سایق را استبداد نامید. همچنین هورنای (1950، به نقل از فیست و فیست، 2002 ترجمه سید محمدی، 1389)

جاه طلبی روان رنجور را مطرح کرد که سایق وسواسی به سمت برتری است. افرادی که درجستجوی روان رونجور برای شهرت هستند ، هرگز نمی توانند از خودشان خشنود باشند،
______________________________________
1-Frued
2-Karen Horney
3- Fist&Fist
زیرا وقتی پی می برند که خود واقعی آن ها با در خواست های سیری ناپذیر خود آرمانی شان نمی خواند، از خودشان بیزار می شوند، خویشتن را خوار می شمارند. هورنای (1950، به نقل از فیست و فیست1 ، 2002 ترجمه سید محمدی، 1389) شش روش بیزای از خود را مشخص کرد.
روش اول بیزاری از خود می تواند به توقعات مدام از خود منجر شود که استبدادها بایدها نمونه ای از آن است.
روش دوم، گناهکار انگاری بی رحمانه ی خویش است. افرادروان رنجور مرتبا خود را ملامت می کنند.
در روش سوم بیزاری از خود ممکن است به شکل خودخوارشماری نشان داده شود، که بصورت حقیر شمردن، دست کم گرفتن، مورد تردید قرار دادن، رد کردن و مسخره کردن خویش ابراز می شود.
روش چهارم، ناکام کردن خود است به این صورت که از لذت بردن و خشنودی خویش جلوگیری می کنند.
در روش پنجم، بیزاری از خود به شکل خودآزاری و زجر دادن خویش آشکار می شود. در این صورت، فرد به خود صدمه وارد میکند یا خود را عذاب می دهد.
ششمین و آخرین شکل بیزاری از خود، اعمال و تکانه های خودتباهی است که می تواند جسمانی یا روانی، هشیار یا ناهشیار، حاد یا مزمن، به عمل در آمده یا فقط در عالم خیال باشد. پرخوری، سوء مصرف الکل و سایر داروها، رانندگی کردن بی پروا و خودکشی جلوه های رایج خودتباهی جسمانی است. افراد روان رنجور به صورت روانی هم ممکن است به خودشان حمله کنند مثلا رابطه ی سالمی را به نفع رابطه ی روان رنجور قطع میکند (فیست و فیست، 2002 ترجمه سید محمدی، 1389).

_________________________________
1- Fist&Fist

پایان نامهاینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

دیدگاه جامعه شناسی
دروکیم1 پس از بررسی دقیق و رد دلایل کسانی که بر انگیزه های فردی خودکشی تکیه می کردند. بر اساس آمارها عوامل اجتماعی را مؤثر بر خودکشی دانست و بیان داشت: ” ما مستقیما در جستجوی عوامل اجتماعی مختلف بر خواهیم آمد، نظیر اعتقادات مذهبی، خانواده، گروه سیاسی و گروه های شغلی که به واسطه آن انواع خودکشی صورت می گیرد. دروکیم پس از بررسی عوامل مؤثر مانند جنگ، رکود اقتصادی و غیره به این نتیجه رسید که در هر مقطع از تاریخ هر کشور، جامعه دارای استعداد و ظرفیت معینی برای خودکشی است که ضریب مرگ و میر به وسیله خودکشی در جامعه مورد مطالعه قرار می گیرد. به نظر دورکیم واژه خودکشی دربرگیرنده ی هر گونه مرگی می شود که مستقیم یا غیرمستقیم از عمل مثبت یا منفی شخص قربانی ناشی شده است و قربانی پیشاپیش از نتیجه عمل خود آگاه باشد (به نقل از آذر، نوحی و شفیعی کندجانی، 1385).
اختلالات شخصیت
مطرح شدن مفهوم شخصیت غیرمتعارف به شکل امروزی در روان شناسی و روان پزشکی به اوایل قرن 19 بر می‌گردد هنگامی که پنیل روانپزشک فرانسوی، مانی بدون هذیان را توصیف نمود. نهایتاً دو الگوی طبقه‌بندی در حوزه اختلالات شخصیت بوجود آمد. الگوی طبقه‌بندی ابعادی در مقابل الگوی طبقه‌ای. پینل2 این اصطلاح را در مورد بیمارانی که مستعد حملات خشم و خشونت غیرقابل توجیه و بدون هذیان بودند بکار برد(نقل از گیلدر3 ، 1372).
گل‌پرور( 1379) معتقد است که، نه صرفاً با اشاره به اختلالات شخصیت جامعه‌ستیز بلکه به اشاره به اختلالات شخصیتی می‌گویند اختلالات شخصیت یکی از مهمترین، بحث‌انگیزترین و کمتر شناخته شده‌ترین طبقات آسیب‌شناسی روانی است. ( لیبوتیز، 1980)
____________________________________
1-Dorkheim
2-Pinel
3-Gilder
4-Libotis
چهارمین ویراست راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی (DSM-IV)1 اختلالات شخصیت را تجارب ذهنی پایدار و رفتاری تعریف می‌کند که خارج از معیارهای فرهنگی است. به گونه‌ای انعطاف‌ناپذیر نافذ هستند. شروع آنها در نوجوانی یا اوان جوانی است، در طول زمان ثابت هستند و به ناخشنودی و اختلال می‌انجامد.DSM-IV اختلالات شخصیت را در سه گروه جمع کرده است:
گروه اول (A)
مشتمل است بر اختلالات شخصیت اسکیزوئید، پارانوئید و اسکیزوتایپی. افراد مبتلا به این اختلالات اغلب غیرعادی و غریب به نظر می‌رسند.
اختلال شخصیت پارانویید
پدیده پارانوئیا تاریخچه طولانی در ادبیات بالینی و نظری دارد (میلون، میلون2 و داویس3، 1994). در پایان قرن 19 میلادی، روانشناسان بالینی به این نتیجه رسیدند. که افراد پارانوئید به شکلهای گوناگون خود را نشان میدهند، از اعتقاد به شکنجه و سیستم هذیانی در اسکیزوفرنیا گرفته تا اعتقادات پایدارتر در دیگر اشکال پارانوئید (میلون، 1994). کراپلین4 (1921) در طبقه بندی اولیه اختلالات روانی سه نوع پارانوئید را معرفی می کند: اسکیزوفرنی پارانوئید، اختلال هذیانی و اختلال شخصیت پارانوئید. کراپلین بیان کرد که برخی افراد حالت خفیفتر پارانوئیا را دارند، یعنی هذیانهای ثابت دارند، اما توهم و بدتر شدن اختلال در شخصیت مانند آنچه در اسکیزوفرنیا دیده می شود وجود ندارد. یک بحث طولانی این است که آیا اختلال پارانوئید و اختلال هذیانی زیرمجموعه اسکیزوفرنی هستند یا مجزا از آن؟ (برن استین5 و یوسیدا6 ، 2007).
شش ویژگی عمده ای که در ادبیات پژوهشی و نظری برای اختلال شخصیت پارانوئید بر شمردند عبارت است از : عدم اطمینان/سوء ظن، مخالفت/ پرخاشگری، درونگرایی/خودمختاری افراطی، حساسیت مفرط، گوش به زنگی و انعطاف ناپذیری، عدم اعتماد/ سوء ظن به فقدان اعتماد به دیگران اشاره دارد. افراد پارانوئید درباره قابل اعتماد بودن دیگران سؤال می پرسند و در این باره شک دارند.
_____________________________________
1- Diagnostic and Statistical Manual Of Mental Disorders
2-Millon&Millon
3-Davis
4-Keraplin
5-Bernstein
6-Useda
حساسیت مفرط اشاره دارد به تمایل به برداشت حمله یا انتقاد از گفته های عادی دیگران. افراد پارانوئید اعتقاد دارند که دیگران آن ها را به صورت منفی ارزیابی می کنند و در پاسخ آن ها اضطراب و عصابنیت را تجربه می کنند. مخالفت/ پرخاشگری تمایل به احساس عصبانیت، دعوا با دیگران و برداشت دنیا و دیگران به صورت تهدید کننده می باشد. درون نگری/ خودمختاری مفرط به تمایل به جدا کردن خود از دیگران اشاره دارد. کناره گیری / گوش به زنگی به تمایل به تجسسم مداوم محیط برای تأیید فرض فرد درباره تمایلات با انگیزه های بدخواهانه دیگران اشاره دارد. انعطاف ناپذیری یک ویژگی شخصیتی است که افراد اعتقادات و باورها و سبک های عاطفی خود را در پاسخ به چالش ها و تغییرات ثابت نگه می دارند و آن ها را تغییر نمی دهند. (کیامرثی و همکاران،1390).
خصیصه بنیادی اختلال شخصیت پارانوئید شکاکیت و بی اعتمادی به دیگران است که تظاهرات آن به صورت تمایلی است نافذ و ناموجه برای تفسیر اعمال دیگران به اعمالی که گویا به قصد تحقیر یا تهدید بیمار صورت گرفته است. این تمایل در اوایل بزرگسالی شروع می شود و در زمینه های مختلفی نمایان می گردد. افراد مبتلا به این اختلال تقریباً همیشه منتظر آن هستند که دیگران به نحوی آن ها را استثمار کنند یا به آن ها ضرر برسانند. آن ها در بسیاری اوقات بی هیچ توجیهی، در وفاداری یا صداقت دوستان و همکاران خود تردید دارند. اغلب حسادت مرضی دارند و در وفاداری همسر یا شریک جنسی خود بی دلیل شک می کنند. این گونه بیماران در واقع احساسات خودشان را برون سازی می کنند و دفاع مورد استفاده آن ها فرافکنی است. یعنی افکار و تکانههایی را که خود دارند و برایشان غیرقابل قبول است، به دیگران نسبت می دهند. افکار انتساب به خود و خطاهای ادراکی که قابل دفاع منطقی نیست، در این بیماران شایع است (سادوک1 و سادوک2، 2003 ترجمه پورافکاری، 1382).
میزان شیوع اختلال پارانوئید 5/0 تا 5/2 درصد در جمعیت عمومی است. این گونه بیماران هیچ وقت خودشان درصدد درمان بر نمی آیند و اگر توسط همکار یا همسر خود ارجاع داده شوند، اغلب نمی توانن رنجیدگی خود را پنهان کنند. در بستگان بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی میزان اختلال شخصیت پارانوئید بالاتر از افراد گروه گواه است.
مدل سنتی روانکاوری در مورد اختلال پارانوئید بر مکانیزم دفاعی فرافکنی متمرکز است. یعنی فرد احساسات و افکار پرخاشگرانه خود را به دیگران نسبت می دهد (وایلنت2، 1994).
________________________________
1-Sadock&Sadock
2-Vaillant

با وجود مباحثی که در رابطه با فرافکنی مطرح است، حمایت تجربی خوبی از این عقیده وجود دارد که افراد دارای اختلال شخصیت از مکانیزم فرافکنی و سایر مکانیزمهای غیرانطباقی استفاده می کنند. بهبود در دفاع های غیرانطباقی مانند فرافکنی نتیجه روان درمانی روان تحلیلگرانه را پیش بینی می کند (باند و پری1 ،2003).
اختلال شخصیت اسکیزوئید
اختلال شخصیت اسکیزوئید در کسانی تشخیص داده می‌شود که عمری را در کناره‌گیری از اجتماع گذرانده‌اند و درون گرایی و عواطف محدود و کند و هم چنین احساس ناراحتی آنان از برقراری روابط اجتماعی با دیگران، قابل توجه است (2003). برخلاف شخصیت‌هایی که با محیط تماس برقرار می‌کنند، شخصیت اسکیزوئیدی عملاً با خود بیگانه است (کریمی، 1374).
اختلال شخصیت اسکیزوئید می‌تواند به کارایی اجتماعی و شغلی فرد مبتلا به این اختلال لطمه وارد کند و موجبات نارضایتی و ناراحتی وی را فراهم آورد. این نشانه‌ها عبارتند از: کم‌رویی، گوشه‌گیری، مردم‌گریزی، محدودیت در برقراری روابط مناسب با دیگران، اجتناب از رقابت‌ها و درگیری‌های عاطفی، عدم وجود احساسات گرم و لطیف نسبت به دیگران، بی‌تفاوتی نسبت به احساسات و برداشت دیگران، حساسیت بیش از حد، خودمداری و عدم قدرت در بیان احساسات پرخاشگرانه(اخوت، 1362). آنان عادات و فعالیت‌های شغلی انفرادی را ترجیح می‌دهند و فاقد توانایی لازم برای برقراری ارتباط گرم و نزدیک با دیگران هستند. شاید به علت این گسستگی اجتماعی، مردان مبتلا به اختلال شخصیت اسکیزوئیدی به ندرت و زنان با احتمال بیشتری ازدواج می‌کنند. زندگی جنسی این افراد ممکن است منحصر به خیال پردازی شود و فعالیت جنسی پخته و واقعی، به طور نامحدود به تعویق افتد. این افراد نیروی عاطفی قابل توجهی را در مسایل نامربوط به انسان (نظیر ریاضیات و ستاره شناسی) به کار می‌برند. اغلب خود را با سرگرمی‌ها و هوس‌هایی نظیر رژیم غذایی و بهداشتی، مسایل فلسفی و طرح‌های بهبود اجتماعی – به خصوص آنهایی که مستلزم دخالت شخصی نیست – سرگرم می‌کنند. در بعضی از موارد، این افراد قادر به رشد و تکامل هستند و می‌توانند عقاید بدیع و سازنده به جهان ارائه کنند (کاپلان و سادوک2 ، 2003).

____________________________________
1-Band&Perry
2-Kaplan&Sadock
بسیاری از محققان این فرضیه را پیش می‌کشند که هر چند شخصیت اسکیزوئیدی عملاً بسیار تنهاست، ولی از انزوا می‌ترسد و تمایل شدید به برقراری روابط با دیگران را دارد (کریمی، 1374).
افراد با شخصیت اسکیزوئید دارای ویژگیهای زیر هستند:
1- نه میلی برای برقراری روابط نزدیک – از جمله با اعضای خانواده – دارد و نه از این نوع روابط لذت می‌برد.
2- تقریباً‌ همیشه فعالیت‌های انفرادی را برمی‌گزیند.
3 – به ندرت ممکن است ادعای هیجانات قوی (مثل خشم و لذت) را داشته باشد یا به نظر برسد که چنین هیجاناتی را تجربه می‌کند.
4 – تمایل به داشتن تجربه جنسی با همه (در صورتی که فرد متأهل باشد) اگر در او هم وجود داشته باشد، بسیار اندک است (با توجه به سن).
5 – نسبت به تعریف یا انتقاد دیگران، بی‌تفاوت است.
6 – غیر از بستگان درجه یک، دوستان نزدیک یا محرم ندارد (فقط با یک نفر رابطه نزدیک دارد).
7 – عواطف او محدود است، مثلاً کناره‌گیر و سرد است و به ندرت حالات متقابل (مثل لبخند زدن یا تکان دادن سر) در او دیده می‌شود.
ب) وقوع اختلال منحصراً در جریان شکل‌گیری عارضه اسکیزوفرنی یا اختلال هذیانی و همراه با این عوارض، ظاهر نشده باشد (کاپلان و سادوک1 ، 2003).
اختلالات شخصیت اسیکزوتایپی
شخص مبتلا به شخصیت اسکیزوتایپی ویژگی‌هایی دارد که حتی در نظر مردم عادی نیز عجیب و غیر عادی جلوه می‌کند. تفکر سحرآمیز، عقاید انتساب، اشتباه حسی و مسخ واقعیت، قسمتی از دنیای روزمره این بیماران است (کاپلان و سادوک، 2003). میزان بروز این اختلال در بین دوقلو‌های یک تخمکی بالاتر از دوقلوهای دو تخمکی بوده است(کاپلان و سادوک، 2003).
_____________________________________
1-Kaplan&Sadock
هرچند افراد دارای اختلالات شخصیتی اسکیزوفرنی‌گونه نیز مانند اشخاص اسکیزوئیدی، دوری‌گزین، از لحاظ عاطفی سطحی و از لحاظ اجتماعی نیز ناپخته هستند، اما الگوی کلامی آنها کاملاً متفاوت است. سخنانی که آنها در محاوره می‌گویند، فهمیده نمی‌شود؛ زیرا از لغات و عبارات غیر معمول استفاده می‌کنند یا لغات معمول را به شیوه‌های غیر معمول، به کار می‌برند. آنها اغلب افکار و عقاید خود را به طور مبهم بیان می‌کنند. معمولاً وقتی تحت فشار روانی هستند، تفکرشان رو به زوال می‌رود و ممکن است عقایدی بیان کنند که هذیانی به نظر برسد. در چنین مواقعی، رفتارشان در مرز عجیب بودن قرار می‌گیرد (ساراسون و ساراسون 1، 1987؛ ترجمه نجاریان، 1377).
افراد اسکیزوتایپی بیشتر از حد متوسط در معرض خطر حمله اسکیزوفرنی هستند؛ چون این فرض وجود دارد که افراد مبتلا به اسکیزوفرنی، عوامل ارثی و زیست‌شناختی دارند.
در مجموع افراد با اختلال شخصیت اسکیزوتایپی دارای ویژگیهای زیر هستند:

1- عقاید به خود بستن یا به خود نسبت دادن (به استثنای هذیان‌های به خود بستن)
2- اضطراب اجتماعی مفرط (مثلاً، احساس ناراحتی شدید در موقعیت‌های اجتماعی که افراد بیگانه در آن حضور دارند).
3- باورهای غریب و تفکر سحرآمیز، که بر رفتار شخص تأثیر گذاشته و با معیارهای فرهنگ بیمار، هماهنگ نیست (مثل موهوم پرستی، غیب بینی، تله‌پاتی، حس ششم و این باور که دیگران می‌توانند احساس مرا بفهمند).
4- تجربیات درکی غیر عادی (مثل خطای حسی یا احساس وجود یک نیرو یا انسان که در واقع وجود ندارد).
5- ظاهر یا رفتار غریب و غیر عادی (مثل موهای پریشان، ادا و اطوار غیر عادی و حرف زدن با خود).
6- نداشتن دوستان نزدیک یا محرم (یا فقط یک نفر) از بستگان درجه یک.
7- گفتار غریب (بدون شل شدن تداعی‌ها یا بی‌ربطی کلام) یا گفتاری که پوچ و بی‌محتواست، پرت و پلاگویی و ابهام یا انتزاع نامتناسب.
8- عاطفه محدود یا متناسب، ابلهانه یا انزواطلبانه. فرد مبتلا به این اختلال به ندرت ممکن است

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *