اولین تصمیمی که شرکت i در دورهt اتخاذ میکند،انتخاب بین منابع داخلی و خارجی است. Externalit توسط مقدار نسبی سرمایهگذاری Iitو C*it تعیین میشود. زمانی که سرمایهگذاری کمتر از منابع داخلی در دسترس است،شرکت انتخاب میکند،تامین مالی سرمایهگذاری خود را منحصرا از محل داراییهای نقد و نقدینگی تامین کند. این تصمیم بصورت ریاضی این گونه بیان می شود:
Externalit=
(۲-۳۵)Iit> C*it 1
در غیر این صورت۰
دومین تصمیمی که شرکت باید اتخاذ کند، این است که آیا از بدهی استفاده کند یا سهام. این تصمیم نیز توسط مقدار نسبی سرمایه گذاری C*it و D*it تعیین میشود. زمانی که سرمایهگذاری جاری از سطح C*it تجاوز کند،شرکت تصمیم میگیرد از منابع خارجی استفاده کند.اما چون مقدار کمتر از D*it است،شرکت از بدهی استفاده مینماید. زمانی که سرمایهگذاری شرکت از سقف بدهی فراتر رود،شرکت به تامین مالی از طریق سهام روی میآورد. این تصمیم به صورت ریاضی این گونه بیان میشود:
Iit>D*it (۲-۳۷) C*it ≤ D*it
دو نکته که در این مدل باید بیان کرد،چگونگی تعیین سقف نقدینگی[۱۴۰] C*it و سقف بدهی D*itاست. سقف نقدینگی از رابطه زیر بدست می آید:
C*it=CBit-1+CFit-CT*it (۲-۳۷)
CBit-1:سهم نقدینگی و دارایی نقد شرکت i درپایان دورهt
CFit:درآمد بعد از مالیات در طول دورهt بعلاوه استهلاک
CT*it:سطح داراییهای نقد و نقدینگی هدف[۱۴۱] شرکت در پایان دورهt
که سهم داراییهای نقد و نقدینگی بصورت مجموع نقدینگی و اوراق بهادار قابل فروش،موجودی کالا و حسابهای دریافتنی تعریف میشود. این معادله نشان میدهد شرکت منابع داخلی در دسترس دارد،اگر مجموع تراز نقدینگی[۱۴۲] دوره گذشته (CBit-1) و جریان نقدی دوره جاری (CFit) بیشتر از سطح تراز نقدینگی هدف در پایان دوره (CTit) باشد.ارزش منفی C*it میرساند که تراز نقدینگی موجود و جریان نقدینگی جاری برای رسیدن به تراز نقدینگی مورد نظر کافی نیست. بنابراین منابع داخلی در دسترس برای سرمایهگذاری وجود دارد. به جای تعیین سقف بدهی (D*it)،تعیین ظرفیت بدهی شرکت سادهتر خواهد بود.
معادله (۲)دوباره به صورت زیر باز نویسی میشود:
Iit>C*it+DC*it (۲-۳۸)
C*i t > Iit > C*it + DC*it
DC*it:ظرفیت بدهی شرکت در دوره t کهبرابر با D*it-C*it
ظرفیت بدهی شرکت را میتوان به صورت زیر تعریف کرد:
DC*it=maxD*it-Dit-1 (۲-۳۹)
Max D*it:حداکثر مقدار بدهی که شرکت قبل از اتمام ظرفیت بدهی خود می تواند از آن استفاده کند.
Dit-1:کل بدهی تسویه نشده شرکت[۱۴۳] در زمانt-1
بر اساس مطالعات،حداکثر ظرفیت بدهی شرکت max D*it به صورت زیر تعیین میشود:
max D*it = yZit-1it (۲-۴۰)
y: در بردارنده پارامتری ناشناخته :Zit-1:در بردارنده وقفه های مشاهده شده یک دوره برای کاهش هر گونه مساله درون زایی
itη:متغیر تصادفی نرمال مستقل از شرکتها
ترتیب تامین مالی بر اساس سلسله مراتب تامین مالی در شکل زیر نمایش داده شده است.
هزینه منابع
هزینه انتشار سهام جدید
هزینه منابع داخلی
تامین مالی D* C*
شکل ۲-۱:سلسله مراتب تامین مالی (بوند و مگیر ،۱۹۹۴)
این شکل بیانگر این است که در فاصله بین تامین مالی با بهره گرفتن از منابع داخلی و انتشار سهام جدید،شرکت با بدهی تامین مالی میکند که با افزایش مقدار استقراض،هزینه تامین مالی از طریق بدهی افزایش مییابد.
۲-۴- تامین مالی و سرمایهگذاری
۲-۴-۱- منابع داخلی و سرمایهگذاری
بر اساس یافته های مودیگیانی[۱۴۴] و میلر در سال ۱۹۵۸ در مورد عملیات شرکت در بازارهای کامل،سطوح سرمایهگذاری شرکت با دسترسی به منابع مالی داخلی،نامرتبط است.در مدلهای سرمایهگذاریمانند مدلهای شتابنده سرمایهگذاری، نئوکلاسیک و Q نیز پیشبینی خاصی در زمینه تامین مالی صورت نگرفته است. آن ها فرض میکنند که شرکت میتواند منابع کافی برای اجرای پروژه های سرمایهگذاری را بدست آورد و در حقیقت،در تامین مالی بودجه مورد نیاز برای پروژه های خود با هیچگونه محدودیتی روبرو نیست. و یا به عبارت دیگر در این ادبیات،منابع داخلی و خارجی جایگزین هم در نظر گرفته میشوند.(ساموئل ،۱۹۹۶)
اما ادبیات اخیر تامین مالی بیان کرده است که بیشتر شرکتها در بازارهای ناقص فعالیت میکنند که سبب میشود،هزینه بدست آوردن منابع خارجی بیشتر از هزینه فرصت (تنها هزینه منابع داخلی) منابع داخلی شود و در نتیجه شرکتها منابع داخلی را برای سرمایهگذاری ترجیح میدهند. در این تئوری،تصمیمات سرمایهگذاری شرکتها تحت تاثیر محدودیت تامین مالی است. مخصوصا سرمایهگذاری به عوامل مالی مانند دسترسی به منابع داخلی بستگی دارد. این تئوری بیان میکند که ارجحیت برای وجوه داخلی،به رابطه مثبت بین سرمایهگذاری و تامین مالی داخلی منجر میشود،یعنی با افزایش منابع داخلی شرکت که حاصل فعالیتهای شرکت است،سرمایهگذاری نیز متعاقبا افزایش مییابد.(کارپنتر[۱۴۵]،۱۹۹۴)
هوبارد (۱۹۹۸) دو دلیل عمده یرای ارتباط بین منابع داخلی و تصم

مطلب دیگر :
تحقیق - تأثیر ارتقای مهارت های مدیریت منابع انسانی بر سرمایه انسانی با میانجی گری مدیریت ...

دانلود متن کامل پایان نامه در سایت jemo.ir موجود است

یمات سرمایهگذاری ارائه کرده است. اولین دیدگاه، دیدگاه کلان است که در آن تغییرات دورهای در سرمایهگذاری تا حد زیادی توسط شاخص های سودآوری مورد انتظار آینده بازار یا هزینه کاربرد سرمایه توضیح داده میشود. دیدگاه خرد از پیامدهای نقص اطلاعاتی در بازار اعتباری ناشی میشود. مساله اطلاعات نامتقارن بین قرض گیرندگان و قرضدهندگان به شکاف بین هزینه تامین مالی خارجی و داخلی منجر میشود. این مطلب اشاره میکند، شرکت هایی که با هزینه های اطلاعاتی روبرو نیستند و شرکت های با ارزش خالص بالا، برای تامین مالی سهم سرمایه مطلوب خود، تحت تاثیر منابع داخلی قرار نمیگیرند. در حالی که، شرکت های با هزینه اطلاعاتی بالا و ارزش خالص پایین، با رابطه مثبت بین دسترسی به منابع داخلی و سطح سرمایهگذاریها روبرو هستند.
فازاری و دیگران (۱۹۹۸) و سایر محققان قبل از هانگ (۲۰۰۰) که مساله سرمایهگذاری را مورد مطالعه قرار دادند، فرض میکردند، بین سرمایهگذاری و جریان نقدی رابطه خطی مثبت وجود دارد، یعنی با افزایش جریان نقدی، متعاقبا سرمایهگذاری به صورت خطی افزایش مییابد. اما هانگ (۲۰۰۰) برای اولین بار بیان کرد که رابطه بین سرمایهگذاری و جریان نقدی یکنواخت و خطی نیست و رابطه U شکل بین جریان نقدی و سرمایهگذاری را اثبات کرد. کلری[۱۴۶] (۲۰۰۰) نیز شواهدی در حمایت از رابطه U شکل در مطالعه رابطه سرمایهگذاری و جریان نقدی یافت.
در این جا به بررسی مدل هانگ پرداخته میشود. بر اساس یافته های هانگ، همان طور که شکل زیر نشان میدهد، سرمایهگذاری تابع U شکل از منابع داخلی است و درw=W و w=I، شرکت در سطح بهینه I سرمایهگذاری میکند. در فاصله بین (I و W)، تابع بهینه سرمایهگذاری I(W) پایینتر از سطح I است و یک مینیمم منحصر به فرد در سطح منفی منابع داخلی W دارد.

مطلب دیگر :
رساله عدل و انصاف- قسمت ۲