آلتی[۱۷۹](۲۰۰۳ ) مدلی را در مورد ارتباط بین جریان های نقدی و سرمایه گذاری ارائه نمود و بیان کرد که این ارتیاط برای بنگاه های با رشد بالا، با توجه به اینکه وجوه نقد موجود در آن بنگاه ها، فرصت های رشد جاری آن شرکت ها را انعکاس میدهد، مدیران این بنگاه ها با توجه به دسترسی به وجوه نقد، سرمایه گذاری جاری خود را تعدیل مینمایند.
پائولینا و رندبوگ[۱۸۰]( ۲۰۰۵ ) یافته های جنسن را تائید کرده و عنوان کردند که حساسیت موجود در بین سرمایه گذاری و جریان های نقدی از سرمایه گذاری بیشتر از حد مطلوب در وهله ی اول، توسط مدیران و با احتیاط بالایی ایجاد شده است.
هاواکیمیان و تیتمن[۱۸۱](۲۰۰۶ ) در تحقیق خود عنوان کردند که بین محدودیت های مالی از قبیل اندازه شرکت و میزان سود تقسیمی با میزان حساسیت جریان های نقدی به سرمایه گذاری ارتباط معناداری وجود دارد .
آرمن هاواکیمیان[۱۸۲] و گایان هاواکیمیان[۱۸۳] ( ۲۰۰۹) در تحقیق خود با بهره گرفتن از اطلاعات مالی ۷۱۷۶ شرکت فعال در بورس نیویورک طی سال های ۱۹۸۵ الی ۲۰۰۳ به بررسی ارتباط حساسیت جریان های نقدی- سرمایه گذاری با مخارج سرمایه گذاری پرداختند. آن ها دریافتند که حساسیت جریان های نقدی با هر دو نوع سرمایه گذاری کمتر از واقع، در زمان پایین بودن جریان های نقدی، و سرمایه گذاری بیش از واقع ، در زمان بالا بودن جریان های نقدی مرتبط است. امکان تامین مالی از منابع خارج از شرکت با جریانهای نقدی همبستگی مثبت دارد و حساسیت جریان های نقدی را تشدید مینماید. این نتایج بیانگر حساس بودن جریان های نقدی شرکت هایی که با محدودیت های مالی مواجه هستند در زمان قرار داشتن آن ها در سال های جریان های نقدی پایین میباشد. شاخص های سنتی محدودیت های مالی نظیر اندازه و سود سهام پرداخت شده به خوبی شرکت هایی که ممکن است بطور بالقوه با محدودیت مالی مواجه شوند مشخص مینماید اما در تفکیک بین دوره های محدودیت شدید و عدم وجود محدودیت برای تامین مالی کمتر موفق است. این دوره ها توسط شاخص KZ بسیار بهتر جدا شده است، اما این شاخص نیز به نوبه خود احتمالا در شناسایی شرکت هایی که با محدودیت نقدینگی مواجه هستند موفقیت کمتری دارد.
۲-۵-۲-۲- مطالعات خارجی متمرکز بر مبنای ایجاد محدودیتهای مالی
در مطالعاتی که در بالا ذکر شده بر محدودیت مالی و معیار های بیانگر محدودیت مالی متمرکز شده است. اما دسته دیگری از مطالعات بر مبنای ایجاد محدودیت مالی که همان مساله اطلاعات نامتقارن و هزینه نمایندگی است، تمرکز کردهاند.
وگت[۱۸۴] (۱۹۹۴) در تلاشی برای تشریح روابط سرمایهگذاری- جریان نقدی براساس جریان نقدی آزاد (اثرات نمایندگی) با ترتیب پلهای (اطلاعات نامتقارن )، یک نمونه از شرکتهای آمریکایی را بر اساس اندازه شرکت و پرداخت سود تقسیمی دسته بندی کرد. او نتیجه گیری کرد که مسائل نمایندگی برای شرکتهای بزرگ و با پرداخت اندک سود تقسیمی معنیدار نیست. در حالی که اثرات اطلاعات نامتقارن برای شرکت کوچک با پرداخت اندک سود تقسیمی معنا دار نیست. همچنین این شرکتها را بر اساس ارزش دفتری شرکت به سه دسته تقسیم کرد. گزارش کرد که حساسیت برای شرکتهای با بالاترین ارزش دفتری، بالاتر است. وی داده های مورد مطالعه را در فاصله زمانی ۱۹۹۳- ۱۹۷۹ از نمونه شرکتهایی که مخارج سرمایهای خود را اعلام کردند، استخراج کرد.۴۲۱ شرکت با اعلام افزایش مخارج سرمایهای و ۱۴۰ شرکت با اعلام کاهش مخارج سرمایهای را مورد مطالعه قرار داد. وی شرکتها را بر اساس q نیز، به دو دسته تقسیم کرد و به این نتیجه رسید که شرکت های با q بالا به طور معناداری بازده اضافی مثبت نشان میدهند. همچنین به این نتیجه رسید که جریان نقدی نقش مهمی در توضیح مخارج سرمایهگذاری شرکت ها بازی میکند و جریان نقدی اثر معنیدار مثبت بالایی بر سطح مخارج سرمایه ای دارد. همچنین نشان داد که شرکت های با q بالا، قویا بر جریان نقدی برای مخارج سرمایهای خود متکی هستند. وی همچنین شرکتها را بر اساس نسبت مالکیت افراد داخل سازمان هم دستهبندی کرد و به این نتیجه رسید که شرکتهای با مالکیت داخلی بالا دو برابر بیشتر حساسیت نسبت به جریان نقدی نشان دادند، چون این شرکتها فرصتهای سرمایهگذاری ضعیفی دارند .این نتایج در راستای رفتار جریان نقدی آزاد یک مدیر جسور است.
۲-۵-۲-۳ مطالعات خارجی با یافته های متضادمطالعات اولیه
همه مطالعاتی که مطرح شد، به رابطه مثبت بین سرمایه گذاری و جریان نقدی دست یافتهاند. کاپلان و زینگالس (۱۹۹۷) اولین افرادی بودند که رابطه قویتر برای شرکتهای با دسترسی کمتر به بازارهای سرمایه خارجی را زیر سوال بردند. KZ فرض اصلی در ادبیات این موضوع را زیر سوال بردند. آنها قبول نداشتند که حساسیت سرمایه گذاری– جریان نقدی به طور یکنواختی همراه با میزان محدودیتها افزایش مییابد.چون به نظر آنها هیچ گونه مدل نظری پذیرفته شدهای که به این رابطه اشاره کند، وجود ندارد. آنها نشان دادند که در درون زیرمجموعه با سود تقسیمی پایین FHP، شرکتهای با کمترین محدودیت، بالاترین حساسیت تخمین زده شده را دارند. آنها یک مدل نظری برای اثبات این نکته ارائه کردند. انتقادی که بر مدل KZ میرود این است که آنها تنها یک تشریح ریاضی در مورد رفتار حساسیت سرمایه گذاری– جریان نقدی ارائه میدهند و در ارائه هر گونه مفهوم اقتصادی ناتوان هستند. آن ها بحث میکنند که رابطه مثبت بین جریان نقدی و سرمایهگذاری از اخت

مطلب دیگر :
بررسی رابطه بین برخی سازوکارهای حاکمیت شرکتی و اعلام به موقع سود ۹۳

برای دانلود فایل متن کامل پایان نامه به سایت 40y.ir مراجعه نمایید.

لاف در بازارهای سرمایه خارجی ناشی نمیشود و در عوض از ناسازگاری ریسک مدیریتی یا هزینه های بالقوه محدودیت مالی یا محافظه کاری بیش از حد مدیران یا رفتار غیر بهینه آنها ناشی میشود. آنها اثبات کردند که ضریب حساسیت سرمایهگذاری- جریان نقدی میتواند مثبت یا منفی یا حتی صفر باشد.
اریکسون و ویتد[۱۸۵] (۲۰۰۰ ) نشان دادند که حساسیت جریانات نقدی به سرمایه گذاری ممکن است در بازارهای کارا برای دلایلی به غیر از محدودیت های مالی به طور خاص میتواند به علت سختی اندازه گیری فرصت های سرمایه گذاری نهایی و جریان های نقدی باشد. در چنین شرایطی انحرافات بین بخشی مشاهده شده در حساسیت بین جرایان های نقدی و سرمایه گذاری ممکن است منجر به ایجاد انحرافاتی در اندازه گیری خطای کیو (Q) گردد.
FHP (2000) در دو زمینه بر یافته های KZ انتقاد وارد میکنند: اول آن که بحث میکنند، تشریح یافته های KZ که تنها مبتنی بر زیر مجموعه کوچکی از ۴۹ شرکت با سود تقسیمی اندک است، دشوار است. چون این شرکتها مشابه هستند، دسته بندی مجدد آنها بر اساس میزان محدودیتهای مالی دشوار است. ثانیا، اعتبار طرح دسته بندی KZ را که شرکتها را بر اساس صورتهای مالی مدیریتی و با توجه نقدینگی شرکت به دو دسته با محدودیت مالی دسته بندی کرده بودند، زیر سوال بردند.
کاداپاکام[۱۸۶] و دیگران (۱۹۹۸)، اثر اندازه شرکت و جریان نقدی بر سرمایهگذاری شرکت را در فاصله زمانی ۱۹۹۱-۱۹۸۲ مورد مطالعه قرار دادند. آنها حساسیت سرمایهگذاری – جریان نقدی را با بهره گرفتن از داده های بین المللی تخمین زدند. آن ها شرکتها را در شش کشور OECD مورد تحلیل قرار دادند. آنها ابتدا همه شرکتها را بدون توجه به اندازه شرکت مورد آزمون قرار دادند و یافتند که مقدار سرمایهگذاری در هر شرکت تحت تاثیر منابع داخلی است و شرکتهای بزرگتر که انتظار اولیه مبنی بر دسترسی بهتر آنها به بازارهای سرمایه خارجی بود، حساسیت سرمایه گذاری –جریان نقدی بالاتری نشان دادند. نتایج آن ها در راستای نتایج KZ است. سپس آزمون را دوباره پس از تقسیم بندی نمونه بر اساس ۳ معیار اندازه شرکت، تکرار کردند.سه معیاری که آنها برای بیان اندازه شرکت استفاده کردند، میزان فروش، میزان دارایی و ارزش شرکت بود. آنها یافتند که در چندین کشور توسعه یافته، سرمایهگذاری نسبت به جریان نقدی، برای شرکتهایی که انتظار محدودیت مالی کمتر دارند، حساستر است. آنها یافته متضاد خود را که در راستای نتایجKZ است، چنین استدلال میکنند که این یافته ریشه در ملاحظات نمایندگی مدیریتی و انعطاف پذیری بیشتر شرکتهای بزرگ در زمان بندی سرمایهگذاری دارد. آنها نتیجهگیری کردند که میزان حساسیت سرمایهگذاری شرکت به جریان نقدی آنها نمیتوانند بیانگر معیار درستی از دسترسی آنها به بازارهای سرمایه باشد.
کلری(۱۹۹۹) نیز شواهدی درتضاد با این ایده که حساسیت سرمایه گذاری– جریان نقدی تابعی مثبت از میزان محدودیت مالی است، یافت. کلری مجموعه بزرگی از شرکتها، بالغ بر ۲۶۶۰ شرکت را در فاصله زمانی ۱۹۹۴-۱۹۸۷ مورد بررسی قرار داد. داده هایی در مورد شرکتهای غیرمالی و غیرانتفاعی که سهام آنها در بورس آمریکا مبادله میشد، جمعآوری نمود. وی محدودیت مالی شرکتها را توسط یک روش تحلیلی عینیتر اندازه گیری کرد و به جای q توبین، از جایگزین سادهتر ارزش بازاری به ارزش دفتری بهره برد. شرکتها را بر اساس تغییرات پرداخت سود تقسیمی طبقهبندی کرد بر اساس این رویه، شرکتها به سه دسته با افزایش پرداخت سود تقسیمی و کاهش پرداخت سودتقسیمی و پرداخت سود تقسیمی ثابت دسته بندی شده است. وی شواهدی در حمایت از رابطه U شکل سرمایهگذاری در مطالعه حساسیت سرمایه گذاری – جریان نقدی شرکتهای کانادایی یافت. یافته آنها در راستای نتایج KZ بود. اما دو ایراد بر شیوه دسته بندی کلری وارد است. اول این که گروه بدون تغییر شامل دو نوع شرکت است، شرکتهایی که تقسیم سود یکسانی در دو سال متوالی داشتهاند و شرکت هایی که اصلا سود تقسیمی پرداخت نمیکنند. این دو نوع شرکت آشکارا از نظر میزان نقدینگی باهم متفاوت هستند. ثانیا تغییر در پرداخت سودتقسیمی نماینده خوبی برای بیان محدودیت شرکت نیست.(آگاروال،۲۰۰۳)
۲-۶- خلاصه فصل:
مبانی نظری و پیشینه تحقیقدر این فصل مورد بررسی قرار گرفته استدر این فصل به بررسی تعداد از مطالعات پرداخته شده است که ادبیات موضوع حساسیت سرمایه گذاری- جریان نقدی را تشکیل میدهد و مهم ترین کارهای تحقیقاتی در این زمینه هستند که عمدتا به نتایج مشابهی در خصوص ارتباط حساسیت سرمایه گذاری – جریان نقدی با شاخص های محدودیت مالی رسیده اند و بیانگر وجود رابطه مثبت بین سرمایه گذاری و جریان نقدی میباشد و این رابطه در شرکت های با محدودیت مالی بیشتر شدیدتر از شرکت های با محدودیت مالی کمتر میباشد. بجز مواردی که نتایج بر خلاف نتایج بدست آمده از سایر تحقیقات بوده است، مثل نتایج بدست آمده از تحقیقات کاپلان زینگالس (۱۹۹۷) که اولین افرادی بودند که رابطه قویتر برای شرکتهای با دسترسی کمتر به بازارهای سرمایه خارجی و فرض اصلی در ادبیات این موضوع را زیر سوال بردند و قبول نداشتند که حساسیت سرمایه گذاری– جریان نقدی به طور یکنواختی همراه با میزان محدودیتها افزایش مییابد. چون به نظر آنها هیچ گونه مدل نظری پذیرفته شدهای که به این رابطه اشاره کند، وجود ندارد. آنها نشان دادند که در درون زیرمجموعه با سود تقسیمی پایین FHP، شرکتهای با کمترین محدود
یت، بالاترین حساسیت تخمین زده شده را دارند و یک مدل نظری برای اثبات این نکته ارائه کردند.
فصل سوم :
روش تحقیق
۳– ۱– مقدمه
در قرن حاضر یکی از شاخص های توسعه یافتگی، واحدهای تحقیق و توسعه (R&D) بوده و این عامل باعث جداسازی کشورهای غنی از کشورهای فقیر میباشد. رشد تحقیقات توسعهای در هر کشور با ایجاد فضای ملی تحقیق و توسعه و افزایش شاخص های سرمایه گذاری، نیروی انسانی، اطلاعات و اطلاع رسانی در تحقیق و توسعه امکان پذیر خواهد بود. در دنیای امروز تنها جوامعی میتوانند خود را با سیر تحولات سریع علوم تطبیق داده و از این راه به پیشرفت نائل شوند که تحقیق در آن جوامع نهادینه شده و اصل و محور تحصیلات باشد.
این فصل به بحث پیرامون ساختار و متدلوژی تحقیق اختصاص دارد . روش تحقیق مجموعه ای از قواعد ، ابزار و راه های معتبر و نظام یافته برای بررسی واقعیت ها، کشف مجهولات و دستیابی به راه حل مشکلات است. این تحقیق با توجه به اینکه از اطلاعات تاریخی برای آزمون فرضیات استفاده میشود در دسته تحقیقات نیمه تجربی قرار میگیرد. با توجه به این که در تحقیقات نیمه‌تجربی امکان کنترل یا دستکاری کامل متغیر یا متغیرها ‏وجود ندارد محقق می‌کوشد با شناسائی هر چه بیشتر این متغیرها و گسترش آگاهی لازم در این زمینه روش خود را به روش تحقیق ‏تجربی نزدیک کند. در واقع در روش تحقیق نیمه تجربی (غیرآزمایشی) محقق روابط بین متغیرهایی که خود آن ها را ‏دستکاری نکرده است، و به گونه‌ای در گذشته اتفاق افتاده‌اند مورد بررسی و مطالعه و تاثیر آن ها را بر متغیرهای مورد ‏نظر مورد مشاهده قرار می‌دهد. روش تحقیق نیمه تجربی یک مطالعه تجربی نظام دار است که محقق نسبت به ‏متغیرهای اثرگذار (مستقل) کنترل مستقیم ندارد، زیرا آن ها قبلاً رخ داده‌اند یعنی در گذشته اتفاق افتاده و هم‌اکنون ‏مورد مطالعه قرار گرفته‌اند.
روش تحقیق حاضر از نوع همبستگی بوده و به بررسی رابطه بینتغییرات سرمایهگذاریبا سطحمخارجسرمایهگذاریمیپردازد. داده های مورد نیاز تحقیق از طریق مراجعه به صورت های مالی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران فراهم شدهاند و دوره زمانی تحقیق ۱۰ سال طی سال های ۱۳۸۲ الی ۱۳۹۱ میباشد.
۳ – ۲ – بیان مساله و تدوین فرضیه های تحقیق
۳ – ۲ – ۱ – ارتباط بین حساسیت سرمایه گذاری- جریان های نقدی با سطح و زمان بندی مخارج سرمایه گذاری( سرمایه ای)
اولین فعالیت در هر پژوهشی انتخاب مساله آن پژوهش میباشد. در واقع صورت یک مساله غالبا اساسی تر از حل آن است. حل مساله ممکن است فقط مستلزم مهارت تجربی و ریاضی باشد حال آن که طرح سوالات نو و بررسی مسائل قدیمی از دیدگاه نو نیازمند ذهنی خلاق است. بر همین اساس انتخاب مساله و بیان آن یکی از جنبه های عمده پژوهش های علمی است زیرا برای حل یک مساله ابتدا باید آن را دقیقا شناخت و سپس اقدام به بیان آن نمود. لازم به ذکر است که انتخاب مساله و بیان آن مرحله ای از پژوهش نیست که بتوان به راحتی از کنار آن گذشت. درحقیقت بخش عمده ای از وقت محقق صرف این مرحله میشود. مساله تحقیق باید بصورت بسیار روشن مطرح شده باشد به گونه ای که اهداف به راحتی آشکار گردند.
سرمایه گذاری نوعی دارایی است که واحد سرمایه گذار برای افزایش منافع اقتصادی نگهداری میکند. سرمایه گذرای ممکن است به اشکال مختلفی صورت گیرد و به دلایل گوناگونی نگهداری شود. در بازار سرمایه همواره تمایل زیادی برای ارزیابی عملکرد سرمایه‌گذاری وجود دارد چرا که ارزیابی عملکرد شرکت‌های سرمایه‌گذاری به عنوان ارزیابی عملکرد متخصصان سرمایه‌گذاری، یکی از مباحث مطرح در حوزه سرمایه‌گذاری بوده و دوره سرمایه‌گذاری به عنوان عاملی تأثیرگذار بر تصمیمات سرمایه‌گذاری است. بدین منظور فرضیه های زیر برای بررسی بیشتر ابعاد ارتباط بین سرمایه گذاری، جریان های نقدی و مخارج سرمایه گذاری تدوین گردید:
۳ – ۲ – ۲ – فرضیه اول:حساسیت سرمایه گذاری – جریان های نقدی در شرکت های بیش سرمایه گذار با شرکت های کم سرمایه گذار تفاوت معناداری دارد..
۳ – ۲ – ۳ – فرضیه دوم:بین نسبت ارزش بازار به ارزش دفتری حقوق صاحبان سرمایه و میزان مخارج سرمایه گذاری رابطه معناداری دارد.
۳ – ۲ – ۴ – فرضیه سوم:حساسیت سرمایه گذاری – جریان های نقدی در شرکت های مواجه با محدودیت های مالی بیشتر از شرکت های بدون محدودیت مالی میباشد.
۳ – ۳ – آزمون های آماری
رگرسیون در لغت به معنی بازگشت میباشد و در اصطلاح کاربردی یعنی پی بردن به رفتار یک متغیر به کمک رفتار متغیر دیگر. در آمار رگرسیون یعنی یک نوع رابطه یا تابع ریاضی که بین متغیر وابسته yاز یک سو و متغیرهای مستقل xاز سوی دیگر برقرار میباشد. دریافت روابط علت و معلولی بین عوامل تاثیرگذار (x) و تاثیرپذیر (y)، حصول اطمینان از وجود همبستگی معنی دار بین دو متغیر و همچنین هدف گذاری برای برآورد یک متغیر بر حسب متغیر دیگر است. تحلیل رگرسیونی یک ابزار آماری مفید برای مشاهده رابطه بین متغیرها به کار میرود. تحلیل رگرسیون فن و تکنیکی آماری برای بررسی و به مدل درآوردن ارتباط بین متغیرهاست. در حقیقت تحلیل رگرسیونی ممکن است فن و تکنیک آماری با بیشترین و وسیع ترین کاربرد بین تکنیک های آماری باشد.
در این تحقیق برای بررسی ارتباط میان متغییر وابسته (سرمایه گذاری) و متغییر مستقل (جریان ها
ی نقدی و نسبت ارزش بازار به ارزش اسمی حقوق صاحبان سهام ) از تحلیل رگرسیونی استفاده میشود.
۳ – ۳ – ۱ – آزمون های مرتبط با فرض های اساسی مدل رگرسیون
۳ – ۳ – ۱ – ۱ – فرض های اساسی رگرسیون
در هر مدل رگرسیون باید فرض های خاصی برقرار باشد که در صورت نقض هر یک از آن ها مشکلاتی درباره مطلوبیت برآورد پارامترهای رگرسیون، یا آزمون فرضیه ها به بار میآید. فرض های اساسی رگرسیون عبارتند از:
الف ) میانگین مساوی صفر است: به علت تصادفی بودن می توان این فرض را بصورت ۰=E نوشت. معنی این فرض آن است که، عوامل تشکیل دهنده خطا ها اثرات مثبت و منفی خود را طوری برجا میگذارند که متوسط مقادیر جمله خطاها برابر صفر شود.
ب ) جمله خطاها دارای توزیع نرمال است: فرض بر این است که جمله خطاها به نحوی است که پراکندگی آن در مجاورت میانگین حداکثر بوده و هرچه از میانگین دورتر شویم در سمت راست و چپ آن به یک نسبت کاهش مییابد. در نتیجه شکل توزیع زنگوله ای شکل است.
ج ) جملات خطاها در مشاهدات مختلف نا همبسته اند. اگر این فرض نقض شود با مساله ای موسوم به خود همبستگی مواجه خواهیم بود. بطور کلی هرگاه ها از نظم خاصی پیروی کنند، فرض ناهمبسته بودن ها نقض شده و خود همبستگی مثبت، منفی یا تلفیقی از خود همبستگی مثبت و منفی خواهیم داشت.
د ) واریانس جملات خطاها همگی برابر عدد ثابتی مانند هستند: یعنی =. هرگاه فرض اخیر نقض شود با مساله ای موسوم به ناهمسانی واریانس ها مواجه خواهیم بود.

مطلب دیگر :
پژوهش دانشگاهی - بررسی رابطه بین دوره‌های استانداردسازی و تعالی رفتار پلیس راهنمایی و رانندگی و ...