تعاریفی که در جدول بالا آورده شد، نمونه هایی از تعاریف در رابطه با مشارکت سیاسی است. آن گونه که در جدول بالا آمد مشارکت سیاسی توسط اندیشمندان مختلف با تأکید بر موضوع خاصی تعریف شده است. تأکید هانتینگتون در تعریف مشارکت سیاسی بر فعالیت خصوصی تأثیرگذار بر تصمیم گیری است. این نوع فعالیت می تواند هر نوع فعالیتی (اعم از قانونی، خشونت آمیز یا صلح آمیز و … ) را در برگیرد. تعریف هاگیو و همکاران او نیز می توان در قالب تعریف هانتینگتون جای داد. در تعریف او نیز می توان فعالیت تأثیرگذارنده بر تصمیمات سیاسی و حکومتی را دید. مککلوسکی، میلبراث، ابروکمبی، چیلکول و اسکف نیز در تعریفشان تقریباً بر اثرگذارنده بودن مشارکت سیاسی از طریق فعالیت افراد (شهروندان) اشاره دارند. همچنین همه آنها مشارکت سیاسی را نوعی فعالیت دانسته اند که قصد تأثیرگذاری بر حوزه سیاست (انتخاب رهبران، تصمیم گیری سیاسی و … ) دارند. (فیروزجائیان و جهانگیری، ۱۳۸۷: ۸۶)
با توجه به مباحث بالا در مورد تعریف مشارکت سیاسی و تعریفی که فیروزجائیان و جهانگیری (۱۳۸۷) از مشارکت سیاسی ارائه می کند، بطور کلی می توان این تعریف از مشارکت سیاسی را پذیرفت که: «مشارکت سیاسی به مجموعه فعالیت های ارادی مسالمت آمیز گفته می شود که از طریق آن افراد یک جامعه به قصد تأثیرگذاری بر تصمیم گیری های سیاسی به طور مستقیم یا غیرمستقیم به آن دست می زنند.»
ابعاد مشارکت سیاسی:
در ادبیات مربوط به مشارکت سیاسی این مفهوم به شیوه های گوناگون و هر کدام با تأکید بر معیار خاصی به ابعاد مختلف تقسیم شده است. عده ای آن را بر اساس گستره دخالت مردم در تصمیم گیری های سیاسی به چند دسته تقسیم کرده اند. برخی دیگر نیز بر اساس میزان و شدت دخالت سیاسی افراد و برخی دیگر هم بر اساس نوع سیستم حکومتی انواعی برای آن قائل شده اند. اندیشمندان دیگر نیز مشارکت سیاسی را بر اساس میزان تأثیر اولویت های مردم بر تصمیم گیری های سیاسی سیاستمداران و دیگران هم بر اساس شیوه مسالمت آمیز و غیر مسالمت آمیز، انواع مختلفی از آن را پیشنهاد کرده اند.
در ادامه سعی بر آن است تا توضیح مختصری از هر یک از موارد ذکر شده ارائه گردد. لستر میلبراث و گوئل۱ بر اساس میزان شرکت افراد در سیاست آن را به انواع زیر تقسیم کرده اند:

مطلب دیگر :
پژوهش دانشگاهی - رساله عدل و انصاف- قسمت ۲۷

  1. تماشاگران یا کسانی که در سطح پایین با سیاست درگیرند.
  2. گلادیاتورها یا کسانی که اغلب در سیاست فعالند.
  3. بی تفاوت ها یا کسانی که در سیاست درگیر نمی شوند. (همان،۸۸)

بهترین کار مفهومی و تجربی در این رابطه به وسیله سیدنی وربا و نورمن لی۲ انجام شده است. این افراد شش نوع اصلی مشارکت را به شرح زیر مشخص کرده اند:

  1. در پایین ترین سطح مشارکت افراد کاملاً منفعل قرار دارند.
  2. افرادی که فعالیت سیاسی آن ها رأی دادن است
  3. محلی گرایان که کنش سیاسی شان تنها بر روی بحث ها و مسائل محلی است.
  4. مشارکت کنندگان کوته بین که برای مسائل شخصی با دولت و اداره های محلی در تماس هستند.

  1. L. Milbrath & Goel
  2. Sidney Verba & Norman

  1. مبارزان که تنها در رابطه با مسائل خاصی که مبارزه می کنند در سیاست در گیرند.
  2. افراد کاملاً فعال که هر کاری در زمینه سیاسی انجام می دهند. (سملسر، ۱۹۹۸: ۴۱۳) به نقل از فیروزجائیان (۱۳۸۷: ۸۸)

اینگلهارت۱ نیز با تأکید بر میزان دخالت مردم بر تصمیم گیری سیاسی و از آن طریق بر رهبران سیاسی به دو نوع مشارکت اشاره می کند:

  1. مشارکت سرآمد- وابسته که پیش از آنکه بازتاب تأثیر اولویت های مردم بر تصمیمات سرآمدان باشد، رهبری مردم توسط سرآمدان می باشد.
  2. مشارکت سرآمد- گردان: این شکل از مشارکت شیوه جدیدتر مشارکت می باشد که اولویت های فرد را با دقتی به مراتب بیشتر و بسیار مفصل تر از روش کهنه بیان می کند. این شیوه مسأله گرا و به جای اتکا بر سازمان های بوروکراتیک موجود، مبتنی بر گروه های ویژه است. (اینگلهارت، ۱۳۷۳: ۳۸۱) به نقل از فیروزجائیان (۱۳۸۷: ۸۸)
مطلب دیگر :
بررسی موانع اشتغال فارغ التحصیلان تکنولوژی آموزشی از منظر اساتید و دانشجویان ...

هاگیو۲ و همکاران انواع مشارکت را بر اساس نوع سیستم حکومتی مشخص کرده اند:

  1. مشارکت اختیاری که در دموکراسی های لیبرال عمومیت دارد.
  2. مشارکت حکومتی که در حکومت های توتالیتر عمومیت دارد.
  3. مشارکت بر اساس روابط حامی- موکل که در کشورهای در حال توسعه عمومیت دارد. (هاگیو، ۱۹۹۸: ۸۱) به نقل از فیروزجائیان (۱۳۸۷: ۸۸)

رابرت دال۳ نیز بر اساس روابط مشارکت سیاسی با قانون موجود در یک جامعه آن را به دو دسته کلی الف)مشارکت مسالمت آمیز (۱-تشکیل گروه های سیاسی ۲- به اجرا گذاشتن برنامه هایی که از طرف حزب یا حکومت تنظیم شده است. ۳- کار برای حکومت ۴- رأی دادن ۵- تماس با دستگاه های اداری ۶- تبلیغات برای کاندیدا ) و ب)مشارکت غیر مسالمت آمیز یا خشونت بار (۱- آدم کشی ۲- جنگ چریکی ۳- کودتا ۴- طغیان گروه های نظامی ۵- شورش و تظاهرات ۶- اعتصابات ۷- انقلاب) تقسیم می کند. (مصفا، ۱۳۷۵: ۴۱)
همان طور که آورده شد مشارکت سیاسی بر اساس معیارهای خاصی به ابعاد مختلف تقسیم شده است. اما با توجه به مباحثی که در ارتباط با اهمیت و تعریف مشارکت سیاسی آورده شد و همچنین اگر از دید کارکردی به آن توجه شود، یعنی تأثیری که مشارکت سیاسی می تواند بر حوزه سیاست به طور اخص و بر جامعه به طور اعم داشته باشد، همه این تقسیم بندی ها را می توان در دو بع

منبع فایل کامل این پایان نامه این سایت pipaf.ir است

د مشارکت کامل- تأثیرگذار در یک طرف و مشارکت ناقص- تأثیرپذیر در طرف دیگر جای داد. در صورتی که مشارکت نوع اول سعی در اعمال نفوذ در سیاست دارد، مشارکت نوع دوم نفوذ پذیر و آلت دست نهاد سیاست می باشد. این نوع از منفعلانه ترین نوع مشارکت تا خشونت آمیزترین آن شامل می شود. (فیروزجائیان و جهانگیری، ۱۳۸۷: ۸۹) بر این مبنا ما نیز در این پژوهش دو بعد ۱- مشارکت کامل – تأثیرگذار و ۲- مشارکت ناقص- تأثیرپذیر را بعنوان مؤلفه های مشارکت سیاسی در نظر می گیریم و برای معرف های آن از شاخص هایی که میلبراث و دال از مشارکت سیاسی عنوان کرده اند استفاده می کنیم و آن ها را به دو مؤلفه مشارکت کامل – تأثیرگذار و مشارکت ناقص – تأثیرپذیر تقسیم می کنیم.

مطلب دیگر :
رابطه باورهای ریاضی، دانش مفهومی و تجربه ریاضی معلمان با عملکرد و انگیزش ریاضی دانش‌آموزان ...

  1. Aynglhart 2. Hagyv