• نگرش های موجود به قدرت سیاسی؛
  • احساسات مختلف به قدرت سیاسی؛
  • ارزشها (همان:۸۰).
  • ارتباط جامعه پذیری و فرهنگ سیاسی از موضوعات مهم بحث می باشد، چه آنکه که در نتیجه جامعه پذیری سیاسی، موجبات انتقال فرهنگ سیاسی به نسل آینده جامعه فراهم می آید. از طریق فرایند اجتماعی شدن، فرهنگی را فرا می گیرند و موجب انتقال فرهنگ می گردند. هر فرد دانش ها، اعتقادات، ارزشها، هنجارها و انتظارات جامعه خویش را از این طریق کسب می کند، از طریق یادگیری (درونی کردن ) فرهنگ، انسان موفق می شود برای خویش شخصیت کسب کند ، ازطریق فرهنگ مهارت هایی را که برای بقایش در انواع گوناگون محیط های طبیعی لازم است، فرا می گیرد. از جمله آنها آموزه های سیاسی است که افراد از طریق جامعه پذیری سیاسی آنها را می آموزند و به آنان فرهنگ سیاسی خاصی منتقل می گردد. بنابراین بین جامعه پذیری سیاسی و فرهنگ سیاسی رابطه ای ناگسستنی وجود دارد که سخن از نهادهایی به میان می آید که در فرایند جامعه پذیری سیاسی نقش ایفا می کند. (همان:۸۰)
    اگر نهادی توانایی ایجاد و انتقال یک فرهنگ سیاسی خاص را دارا باشد و بتواند آنرا به جامعه منتقل نماید، زمینه های حاکم شدن آن فرهنگ سیاسی نیز فراهم خواهد آمد و اگر با فرهنگ سیاسی حاکم هماهنگی و وجه اشتراک وجود داشته باشد، زمینه های بقا و تداوم آنرا در پی دارد و اگر تفاهم و تضاد واقع شود، زمینه های شورش و انقلاب و دگرگونی های دیگر را فراهم می آورد. (همان:۸۰)
    ۲-۶- شیوه ها و اشکال جامعه پذیری سیاسی:
    منظور از روش جامعه پذیری سیاسی راه هایی است که ساختارهای موجود، عمل جامعه پذیری را انجام می دهند، شاید روش ها و شیوه های متعددی وجود داشته باشد ولی معمولاً محققین به دو شیوه مهم اشاره می کنند که عباتند از :روش آشکار یا مستقیم – روش پنهان یا غیر مستقیم.
    الف: روش آشکار یا مستقیم :جامعه پذیری سیاسی به صورت مستقیم به معنای آن است که یادگیری سیاسی و تجربیات سیاسی ناشی از آن دارای ماهیتی سیاسی می باشد و در اشکال مستقیم می توان به حفظ الگوهای فرهنگی در جامعه همت گمارد. جامعه پذیری سیاسی به طور مستقیم در اشکال ذیل صورت می گیرد :
    ۱- روش تقلید: در جامعه پذیری سیاسی روش تقلید از مهم ترین و اساسی ترین شیوه های جامعه پذیری سیاسی مستقیم است. در این روش یادگیری سیاسی انسان ها در دوره های مختلف مبتنی بر تقلید می باشد که شامل ارزشهای سیاسی، رفتارهای سیاسی، مهارت ها، انتظارات و توقعات سیاسی و نگرش های سیاسی است. تقلید ممکن است آگاهانه و یا ناآگاهانه صورت پذیرد. تقلید ممکن است به صورت مثبت یا منفی بروز کند. تقلید مثبت، عمل بر اساس الگوهای رفتاری مورد قبول می باشد، ولی تقلید منفی، مخالفت با الگوها، ارزش ها، نظریات و اعتقادات است که حکومت در پی انجام و مبلغ آن می باشد.
    در جامعه ای که تقلید منفی به صورت نهادینه درآید، نظام سیاسی چاره ای جز تغییر الگوها ، واگذاری قدرت و یا گزینش شیوه استبدادی ندارد. (مهرداد،۸۶:۱۳۷۶)
    ۲- جامعه پذیری پیش بینی شده : روش جامعه پذیری پیش بینی شده آن است که افراد برای آینده خود، حرفه و شغل مشخصی را در نظر می گیرند و برای دست یابی به آن و بالا بردن ضریب موفقیت در آن شغل، از اعمال و رفتارهای دارندگان شغل، تقلید می کنند، به عنوان مثال افرادی که به پست های سیاسی علاقه مند هستند، برای ایجاد آمادگی در خود برای احراز همان پست، از حرکات و رفتارهای اجتماعی و سیاسی سیاست مداران تقلید می کنند. البته از این روش در جامعه شناسی سیاسی کمتر استفاده می شود. این روش شباهت زیادی به روش تقلید دارد. (همان:۸۷)
    ۳- آموزش سیاسی :
    شیوه آموزش سیاسی در جامعه پذیری سیاسی برای انتقال گرایش ها و نگرش های سیاسی از جانب دولت و گروه های دیگر به نسل جدید، امری ضروری است. نهادهایی چون خانواده، مدرسه ، سازمان ها و موسسات دولتی و گروه های اجتماعی و سیاسی مستقر در جامعه می توانند و به عبارت بهتر بایستی دست به آموزش سیاسی بزنند.
    آموزش مستقیم ارزش ها و رفتارهای مهم سیاسی و ترویج اصول آن، چه از طریق کانال های رسمی و چه از طریق کانال های غیر رسمی ضروری است. در آموزش سیاسی بایستی شهروندان را نسبت به وظایف، تعهدات و حقوق سیاسی و اجتماعی خود آگاه کرد و از جریاناتی که در درون نظام سیاسی در جریان است، مطلع ساخت، چرا که شهروندانی که فاقد چنین اطلاعاتی باشند، نه می توانند مشکلات خود را حل نمایند و نه یارای برداشتن باری از دوش دولت دارند .
    نظام سیاسی از طریق آموزش سیاسی، احساس وفاداری به نظام، حس میهن پرستی، وابستگی به نهادها و ارزش های سیاسی را در شهروندان تقویت می کنند و بدین وسیله، مشروعیت و سطح پشتیبانی از نظام ارتقا می یابد که موجب استحکام نظام سیاسی می شود. (همان :۸۹)
    ۴- تجربیات سیاسی :
    جامعه پذیری سیاسی از طریق تجربیات سیاسی به این معنا است که فرد از برخورد با شخصیت های سیاسی، ساخت ها، نهادها، و وقایع سیاسی، تجربیاتی را درباره سیاست می آموزد که در نحوه رفتار سیاسی او تاثیر می گذارند؛ چرا که مشاهدات سیاسی و مشارکت در فرایند سیاسی گرایش های سیاسی فرد را شکل می دهد. (همان :۹۱)
    اگر افراد جامعه احساس کنند در فرایند تصمیم گیری ها می توانند تاثیرگذار باشند، تمایل بیشتری برای شرکت در فعالیت های سیاسی از خود بروز می دهند. پس لازم است، شرایطی فراهم شود تا شهروندان به درجه اعتماد به نفس سیاسی دست یابند

    مطلب دیگر :
    بررسی ابعاد و مؤلفه های جامعه پذیری سیاسی در کتب علوم اجتماعی متوسطه- قسمت ۳۰

    دانلود متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir

    . به طور کلی اعتماد به نفس سیاسی در محیطی رشد می کند که دولت ها نسبت به نیازها و تقاضاهای عمومی پاسخگو باشند و شخص احساس کند در تحقق نیازها و تقاضاهایش به موفقیت هایی دست یافته است، البته این نوع از جامعه پذیری در بزرگسالان متداول تر از دوره کودکی است. چون امکان تماس با مقامات و سازمان های دولتی و سیاست های آنها برای شهروندان بزرگسال بیشتر فراهم می باشد. (همان :۹۱)
    بروش غیر مستقیم جامعه پذیری سیاسی:
    معتقدان این نظریه بر این باورند که نگرش ها و تمایلات سیاسی فرد در سنین بزرگسالی همگی ناشی از تاثیراتی است که در دوران اولیه و در محیط خانواده به خود گرفته است. در واقع گرایش های سیاسی، نگرش ها و ارزشهای اجتماعی هر فرد را حاصل تعمیم مسائلی می دانند که او در محیط خانواده کسب کرده است. (همان :۷۷)
    درخور توجه است که فرایند جامعه پذیری سیاسی غیر مستقیم در دوران کودکی متوقف نمی شود بلکه در تمامی دوره های زندگی ادامه می یابد. دیگر اینکه جامعه پذیری سیاسی غیرمستقیم تنها به انتقال انتظارات و توقعات از نقش های غیرسیاسی به افراد سیاسی محدود نمی شود، بلکه شامل انتقال مهارت ها، عادات و رفتارها و تمریناتی که متناسب با فعالیتهای سیاسی است نیز می شود. (همان:۸۱)
    جامعه پذیری غیرمستقیم به سه شیوه ذیل صورت می گیرد، اگر چه هر یک با دیگری رابطه تنگاتنگی دارد یعنی با سه شیوه ذیل می توان الگوهای فرهنگی و پندار را حفظ و حتی ایجاد کرد.
    ۱- شیوه انتقال از طریق روابط متقابل (روابط شخصی ) :
    کودک در این شیوه می تواند به خوبی به اتکای تجربیاتی که در محیط خانواده و مدرسه کسب کرده، زمینه هایی که در رابطه با خود با اقتدار و قدرت در دو محیط خانواده و مدرسه کسب کرده ، واکنش مناسبی را برای اقتدار و قدرت سیاسی از خود نشان دهد، یعنی روابطی که کودک در آینده با عوامل صاحب اقتدار و با قدرت سیاسی خواهد داشت، احتمالا از کنش – واکنشی که وی در دوران کودکی در برخورد با والدین و اولیای مدرسه تجربه کرده، بهره فراوان خواهد برد و چنین تجربیاتی بر رفتار اوآثار قابل ملاحضه ای خواهد داشت، در واقع تجربیات هر فرد در دوره کودکی موجب تاثیر در انتظارات و توقعات وی در حوزه سیاسی در سنین بعد از کودکی می شود، البته این شیوه شامل گروه های هم سال، احزاب نیز می شود. (همان:۸۰ )
    ۲- شیوه شاگردی :
    در این روش، تجربیات و رفتار شخص در امور غیر سیاسی، سبب کسب مهارت ها، تخصص ها و ارزشیابی هایی می شود که وی به طور مستقیم در زمینه های سیاسی از آنها بهره برداری می کند. کارشناسان این روش معتقدند فعالیت های غیر سیاسی به نوعی تمرین و شاگردی برای فعالیت های سیاسی به حساب می آید، یعنی هر فردی با کسب تجربیات از فعالیت های غیر سیاسی، به مهارت ها، ارزشها و بینش هایی دست می یابد که راه را برای ورود به جهان سیاست و فعالیت های سیاسی هموار می سازد. یادآوری این نکته لازم است که مشارکت فرد در فعالیت های غیر سیاسی و در تصمیم گیری ها در دوران پس از کودکی می تواند زمینه مناسبی برای ورود شخص در فعالیت های سیاسی شود. . (همان:۸۲ )
    نظام سیاسی در معادله ی بین تجربیات بدست آمده، از فعالیت های غیر سیاسی در میزان مشارکت فرد در فعالیت های سیاسی نقش مهمی ایفا می کند؛ در واقع مشارکت در نهادهای نخستین تحت تاثیر ارزشها و معیارهای نظام سیاسی قرا ر می گیرد و دارای تأثیر و تأثر متقابل نسبت به یکدیگر می باشند. (همان:۸۲ )
    ۳- شیوه تعمیم :
    تعمیم گرایش ها و تمایلات از یک حوزه اجتماعی به حوزه دیگر، از روش های غیر مستقیم جامعه پذیری سیاسی برای حفظ الگوهای فرهنگی به حساب می آید، یعنی ارزش های اجتماعی و الگوهای فرهنگی و عقیدتی به عوامل سیاسی تعمیم داده می شود. (همان :۸۳ )
    ۲-۷- کارکردهای جامعه پذیری سیاسی :
    برای جامعه پذیری سیاسی کارکردهایی همچون :

    مطلب دیگر :
    رساله عدل و انصاف- قسمت ۳۵

    1. تربیت افراد جامعه در بستر ارزش های سیاسی رایج که این امر باعث می شود افراد جامعه شیوه ارتباط برقرار کردن با نظام سیاسی و انتظاراتی را که از آنها می رود به خوبی انجام دهند؛
    2. ایجاد شرایط مناسب برای آموزش اعضای جامعه و ایفای نقش سیاسی برای آنها؛
    3. کمک به تغییرات و تحولات سیاسی در جامعه که به صورت آرامی صورت می گیرد؛
    4. جامعه پذیری سیاسی با انتقال فرهنگ از نسلی به نسل دیگر موجبات حفظ و نگهداری فرهنگ سیاسی و یا تغییرات آن می گردد؛
    5. همچنین در مواقع بحرانی شرایط خلق یک فرهنگ جدید را موجب می شود؛
    6. حفظ و نگهداری فرهنگ سیاسی؛
    7. تغییر و تحول در فرهنگ سیاسی : از آنجایی که جوامع دائماً در حال تغییر و تحول و جایگزینی پدیده های نوین می باشد، جامعه پذیری سیاسی نیز تحت این فشار قرار دارد و باید به گونه ای متناسب فرهنگ سیاسی را با تفسیرهای ایجاد شده متحول ساخته و هماهنگ نماید؛
    8. خلق فرهنگ سیاسی : با اتفاقاتی که در جهان می افتد، واحدهای مجزایی شکل می گیرد و یا گروه ها برای حفظ و بقای خود مجبور به ایجاد یک فرهنگ جدید می شوند که در مواقع ایجاد واحدهای سیاسی جدید این امر خودش را نشان می دهد. (اخترشهر،۴۸:۱۳۸۶)