۲-۲-۱۹-۲ فناوری اطلاعات
عبارتست از شبکهای پیچیده از رایانهها، سیستمهای ارتباطات از راه دور و دستگاه های کنترل که به افراد و سازمانها در گردآوری، انتقال، پردازش و بازیابی داده ها و اطلاعات کمک میکند(ای. توربن و دیگران، ۱۳۸۶).
۲-۲-۲۰ نقش IT در فرایندهای سازمان
نقش IT در فرایندهای سازمان، از قبیل تولید و فروش، رشد چشمگیری داشته است. اولین نسخه های فنآوری رایانه در ابتدا برای نگهداری اطلاعات عملکرد سازمان استفاده میشد؛ اتفاقات و فعالیتهای روزها و هفته های گذشته در اختیار مدیران قرار میداد. با توسعه سیستمها و فنآوری شبکه، امکان جمعآوری و استفاده از اطلاعات همزمان با رخداد آنها فراهم شد؛ یعنی اطلاعات عملیات سازمان در لحظه وقوع از طریق شبکه در اختیار مدیران قرار میگرفت. بعدها بسیاری از مراحل ثبت دستی اطلاعات به روش های رایانهای و اتوماسیون تبدیل شد و برخی مراحل کاری کارمندان نیز حذف گردید.
سیستمهای رایانهای اکنون امکان مشاهده و نظارت بر عملکردها را فراهم کرده و خطاها و مشکلات کارگاه را قبل از وقوع به اطلاع کارکنان و مدیران سازمان میرسانند. بسیاری از فرایندهای دستی قدیمی به طور اتومات شدهاند. این تحولات موجب تغییرات مهمی در ساختار شغلی و تخصصی پرسنل شده است.
برخی مشاغل حذف شدهاند و برخی کارها قبلا دستی انجام می شداز طریق رایانه و به شیوه های جدید انجام میشوند؛ برای مثال، برنامهریزها یا افراد مسئول کنترل پروژه ها، که قبلا کار خود را به روش های دستی و روی کاغذ و فرمهای دستی انجام میدادند، اکنون با بکارگیری سیستمهای رایانهای ویژه، تبدیل به کاربران تخصصی و برنامهنویس رایانهای شدهاند و قدرت و مهارت شغلی خود را چندین برابر توسعه دادهاند(سید جوادین ، ۱۳۸۶).
استفاده از فناوری اطلاعات، علاوه بر اثر روی طبیعت کار و محیط کار، نحوه رقابت سازمانها را هم تغییر داده است. IT موجب توسعه و بهینهسازی عملیات داخلی سازمانها، کاهش هزینه های داخلی و تسریع در امر تولید شده است. کاهش هزینه ها فرصت سودآوری حتی در قیمت پایینتر برای محصولات را نیز ممکن ساخته، با سرعت عمل در رساندن محصول به بازار، دسترسی به سود سریعتر رخ میدهد. IT به یاری فرایندهای بازاریابی و فروش آمده و سرعت عمل در بازاریابی را خصوصاً در مواردی که محصولات جدید موجب گرانی قیمت و پایمال شدن فرصتها میشود بهبود بخشیده است(مومنی، ۱۳۸۰).
اطلاعات دقیقتری از مشتری در اختیار عوامل فروش در سازمان قرار گرفته و نیاز مشتری به موقع تشخیص داده میشود. محاسبه دقیق محصول متناسب با نیاز و منابع هر مشتری امکان پذیر است. بکارگیری سیستمهای IT فرایندهای خرید را نیز سادهتر و سریعتر نموده است.
نقش IT تنها به خرید محصول توسط مشتری ختم نمیشود؛ بلکه میتواند خدمات مشتری را از طریق حفظ اطلاعات عمومی از هر مشتری و اطلاعات ارتباطات مشتری توسعه و بهبود ببخشد(پیتر ، ۲۰۰۹).
با توجه به دو دسته مفاهیم و نگرشهای وظیفهگرا(خاص حوزه های عملیاتی) و فرایندگرا (مشتری محوری توجه به ارزش مشتری)، استفاده از سیستمهای اطلاعاتی به منظور توسعه و بهبود ارتباطات، تصمیمگیری و کنترل تمام فرایندهای درون و بیرون سازمان، نقش مهم و تعیین کنندهای پیدا میکند.
شناخت سیستمهای اطلاعاتی به عنوان نمود عینی IT و ابزارهای تجارت الکترونیکی و تقویت سازمانها در عصر کنونی، یکی از ضرورتهای حتمی خصوصاً برای مدیران و کارشناسان حوزه های IT و دیگر دستاندرکاران اداره سازمان میباشد. این شناخت در ترسیم معماری IT براساس اهداف استراتژیک و اهداف عملیاتی هر سازمان کمک مؤثری خواهد نمود. البته این شناخت نباید منجر به تهیه یک لیست از سیستمهای IT و عقد قرار داد برای پیاده سازی آنها گردد؛ بلکه به دیدگاه حرکت به سمت تجارت الکترونیکی و استفاده از IT برای بهبود مدیریت و هماهنگی فعالیتهای سازمانها کمک کرده و بایستی در چارچوب مدلهای انتقال به تجارت الکترونیکی از آنها استفاده نمود(احمدی و شمس عراقی، ۱۳۸۲).
امروزه تنوع سیستم های اطلاعاتی بسیار زیاد و مزایای آنها بعضاً همراه با مفاهیم و اهداف مشترک (تداخلی) است. همین تنوع و پراکندگی موجب پیچیدگی و عدم پایداری در تصمیمگیریهای مدیران سازمانها و برنامه ریزی توسعه IT شده است(جهانگرد، ۱۳۸۴).
۲-۲-۲۱ کاربرد فناوری اطلاعات و ارتباطات
برای به کارگیری فناوری اطلاعات و ارتباطات در سازمان سه روش را میتوان عنوان کرد: نخست نگرش از پایین به بالا[۱۰] که در این روش فناوری برای استفادۀ کارکنان سطوح پایین(عملیاتی) سازمان است و اطلاعات تا هنگامی که برای کاربردی مفید واقع گردد در سطوح مختلف انباشته میشود. بدیهی است که این اطلاعات ممکن است نقش چندان بایستهای در برنامههای راهبردی سازمان ایفا نکند. اما نگرش دوم از بالا به پایین[۱۱] است. بر پایه این روش، نگرش راهبرد سازمان برای تصمیم گیریهای بازاریابی با ارائه خدمات و توجه به این مسائل مطرح میشود، و این سؤالها که اطلاعات لازم برای انتخاب راهبردهای منطقی کدامند؟ چه نوع فناوری اطلاعاتی برای حصول به چنین هدفهایی لازم است؟ و منابع چگونه باید به تحصیل هدفها تخصیص یابند؟ نگرش سوم درون- برون سازمانی[۱۲] نامیده میشود که در آن ارتباطات اطلاعاتی بر اساس انتقال و برقراری روابط سازمانها از درون به برون و بالعکس تنظیم میشود و اطلاعات مبادله میشود سازمان هایی که اطلاعات خود را برای دیگر نهادها تهیه میکنند از این نوع نگرش طراحی میتوانند استفاده کنند.( مومنی ، ۱۳۸۰ )
فی المثل به بررسی سه نمونه از نظامهای اطلاعات میپردازیم. در هر شرکت تولیدی نظامهای اطلاعاتی با تکیه بر ردیابی و نظارت بر عملیات فروش به ارزیابی عملکرد فروشندگان و واحدهای فروش و بازاریابی میپردازد، مانند: میانگین زمان تحویل کالا، درصد کالاهای معیوب و هزینه های حمل و نقل. از این رو، نظام اطلاعاتی معرف آن است که چگونه بهترین روش فروش و فروشندگان را انتخاب کنیم. حال نظام اطلاعاتی دیگری را بررسی میکنیم، یعنی حذف فروشندگان و عرضه کالا به طور مستقیم و از طریق فناوری مدرن، بازرگانی و تجارت الکترونیکی. به عبارت ساده سفارش کالا با نظام دریافت سفارشها که مستقیماً به تولید کننده انتقال مییابد. اگر چه این نظام هزینه بالاتری را در بر دارد کاربرد آن در شرکت سبب می شود که فروش شرکت به راحتی ظرف چند سال تغییر یابد (توجیه چنین امری این است که مدیریت را برای سرمایهگذاری در نظام اخیر تشویق میکند). اما اگر به منظور آگاهی بیشتر مشتریان با نظام اطلاعاتی ویژهای مانند روابط عمومی اطلاعات دیگری نیز در اختیار آنان قرار گیرد، جزو ارتباطات درون و برون سازمانی محسوب میشود. نتیجه اینکه انتخاب نظام باید مستقیماً با هدفهای راهبردی سازمان هماهنگ باشد و آثار آن به اینکه انتخاب نظام باید مستقیماً با هدفهای راهبردی سازمان هماهنگ باشد و آثار آن به اینکه انتخاب نظام باید مستقیماً با هدفهای راهبردی سازمان هماهنگ باشد و آثار آن به صورت ملموس برای مدیریت بیان شود.(باقری و کاظمی ، ۱۳۸۷ )
۲-۲-۲۲ تأثیر فناوری اطلاعات بر اقتصاد و تجارت
فناوری اطلاعات در زمینه های مختلف اقتصادی تأثیری شگرف گذاشته است. از نظر اشتغال، توسعه این فناوری موجد مشاغل جدید با کیفیتی نو و برتر است. به عنوان مثال در استرالیا نرخ رشد شاغلان در این بخش در فاصله سالهای ۱۹۹۶ تا ۲۰۰۰ بیش از ۳۰ درصد بوده است در ایرلند این نرخ برابر ۱۸ درصد در فاصله سالهای ۹۲ تا ۹۹ میباشد. و متوسط سهم اشتغال فناوری اطلاعات و ارتباطات در ۱۵ کشور عضو اتحادیه اروپا ۳/۹ درصد بوده است. از طرف دیگر با توجه به اینکه استفاده از فناوری اطلاعات موجب افزایش سود و بهبود وضعیت صنایع میگردد. لذا باعث افزایش تولید ناخالص داخلی نیز خواهد بود همچنین از اواسط دهه ۱۹۹۰ نشانه هایی از افزایش بهره وری حاصل از کاربرد فناوری اطلاعات در آمار دیده شده است(فتحیان و سید حاتم مهلوی نور، ۱۳۸۵، ۸۹).
۲-۲-۲۳ مدل مفهومی پژوهش
تغییرات بازار
فناوری اطلاعات
عملکرد شرکت
چابکی زنجیره تأمین
پاسخگویی به تغییرات بازار
نمودار۲-۱، مدل مفهومی پژوهش: مأخذ: شارون و توماس،۲۰۱۳
۲-۳ پیشینه پژوهش
۲-۳-۱ پیشینه پژوهشهای انجام شده در داخل کشور
میرویسی(۱۳۸۸) پس از تحقیقات متعدد سه ویژگی عملیات زنجیره تأمین برای چابک شدن را ارائه می‌کند، روش پژوهش از نوع همبستگی بوده است: ۱- مدیریت و بهره‌گیری از نوسانات و انحراف‌ها ؛۲- پاسخگویی سریع ؛۳- پاسخگویی واحد و در حجم کوچک. سوافورد در پایان نامه خود چارچوبی برای چابکی زنجیره تامین مبتنی بر انعطافپذیری ارائه کرده و بیان می دارد چابکی بسیار متاثر از انعطاف پذیری در بخشهای مختلف زنجیره تامین شامل توسعه محصول جدید، تدارکات و منبعیابی، ساخت و توزیع است.
عمید و دیگران(۱۳۸۸) در پژوهشی به بررسی آثار اندازه شرکت بر ارتباط میان سطح پذیرش فناوری اطلاعات و سه سطح عملکرد شامل عملیاتی، استراتژیکی و مالی پرداخت. روش پژوهش از نوع توصیفی پیماشی بوده، نتایج نشان داد، اندازه شرکت یک متغیر تعدیل کننده مهم در کار ایی عملیاتی است. به بیان دیگر با استفاده مؤثر از فناوری اطلاعات در ارتباطات با شرکای بالادست و پاییندست در زنجیره تأمین، شرکتهای بزرگ میتوانند زمان تأخیر را کوتاه کرده و در نتیجه کارایی عملیاتی را ارتقاء بخشند.
رجبزاده و دیگران (۱۳۸۹) تأثیر فناوری اطلاعات را بر زنجیره تأمین و عملکرد بنگاه های تجاری مورد بررسی قرار دادند. در این پژوهش از روش رگرسیونی استفاده شده است همچنین یافتهها نشان داد، سه عامل کیفیت تکنیکی واحد فناوری اطلاعات، سودمندی برنامه فناوری اطلاعات، حمایت و پشتیبانی مدیران ارشد از فناوری اطلاعات به طور مثبت و معنادار بر تأثیرگذاری فناوری اطلاعات بر زنجیره تأمین مؤثر بوده و در همین راستا ارتباط مثبت و معنادار با عملکرد مالی در سطح شرکت دارند.
۲-۳-۲ پیشینه پژوهشهای انجام شده در خارج کشور
مطالعات مشابه عمدتاً توسط محققین خارجی صورت گرفته است.در اینجا به مهم ترین موارد پیشینه تحقیق در ارتباط با شاخصهای ارزیابی چابکی در زنجیره تأمین پرداخته میشود:
اسلاکتر(۲۰۰۹) به مطالعه ارتباط بین سرمایهگذاری در فناوری اطلاعات و کارایی عملیاتی در خرید پرداخت. روش پژوهش مورد استفاده در این پژوهش از نوع همبستگی بوده همچنین تجزیه و تحلیل اطلاعات نشان داد، سرمایهگذاری در فناوری اطلاعات بر کارایی عملیاتی خرید، تأثیر مثبت میگذارد. به طور اساسی برای انجام دادن و نیز ارتقاء دادن بعضی از فعالیت های خرید توسعه یافته مانند همکاری با تأمینکنندگان، ارزیابی تأمین کنندگان، درگیرکردن تأمینکنندگان در توسعه و طراحی محصول و نیز یکپارچه سازی لجستیک، پذیرش فناوری اطلاعات در زنجیره تأمین ضروری است.
آنجلیس (۲۰۰۹) در پژوهشی به بررسی تأثیر فناوری اطلاعات بر قابلیت‌های زنجیره تأمین و عملکرد شرکت پرداختند. روش پژوهش مورد استفاده روش رگرسیونی بوده است همچنین یافته ها نشان دادند، قرارگیری فناوری اطلاعات در سیستم ارتباطات زنجیره تأمین میتواند به ایجاد امکانات بهتر در زنجیره تأمین در زمینه هایی مانند تبادل اطلاعات، هماهنگی، یکپارچهسازی فعالیتها و حساسیت تأثیرپذیری زنجیره تأمین منجر شود.
سزن(۲۰۱۰)، به بررسی آثار نسبی طراحی، یکپارچهسازی و تسهیم اطلاعات بر کارایی زنجیره تأمین به صورت تجربی پرداخت .روش پژوهش مورد استفاده از نوع توصیفی موردکاوی انجام گرفت، همچنین بررسی داده ها نشان داد، یکپارچه سازی و تسهیم اطلاعات، روش هایی مطمئن برای افزایش کارایی در زنجیره ها ی تأمین هستند. همچنین طراحی یک زنجیره تأمین نیز نقشی مهم در دستیابی به سطوح مطلوب کارایی دارد.
آگاروال(۲۰۰۷)، به مطالعه پذیرش فناوری اطلاعات در مدیریت زنجیره تأمین پرداختند. در این مطالعه، هدف آنها تعیین کردن میزان استفاده از فناوری اطلاعات در زنجیره تأمین و نیز میزان استفاده از اینترنت توسط شرکتها بود.روش مورد استفاده در این پژوهش علی مقایسهای بوده است، همچنین نتایج نشان داد، استفاده از فناوری اطلاعات در زنجیره تأمین برای اکثریت شرکت ها ۵۳ درصد بوده است که از این میزان ۱۸درصد، دستیابی به نیازمندیهای مشتریان و بهبود سطوح خدماتدهی بوده است، همچنین ۱۲ درصد از شرکتها، دستیابی سریع به اطلاعات و بهبود یکپارچهسازی اطلاعاتی و مزیتهای رقابتی و نیز حفظ مزیتهای رقابتی را به عنوان مهمترین دلایل برای استفاده از فناوری اطلاعات در زنجیره تأمین بیان کردند .همچنین نتایج نشان داد، اکثریت شرکتهایی که سایت اینترنتی دارند، از آن برای برقراری ارتباط با مشتریان از طریق پست الکترونیکی، ارائه تبلیغات فروش و فعالیتهای عمومی ارتباطی و نیز ارائه اطلاعات محصولی به صورت دیداری و شفاهی استفاده کردهاند.
برانسچیدل(۲۰۰۹) اقدامات زنجیره‌تأمین چابک را شامل موارد زیر می‌دانند: همکاری با رقبا، ‌همکاری بلندمدت با مشتریان و تأمین کنندگان، اهرمی‌کردن اثر منابع اساسی به وسیله تشکیل شبکه با دیگر شرکت‌ها، شرایط سخت عملیاتی که همکاری با دیگر شرکت‌ها را ناگزیر می‌سازد، ‌ائتلاف با همتاهای کسب‌ وکار، یکپارچه نمودن اطلاعات با دیگر شرکت‌ها برمبنای سیستم‌های رایانه‌ای، اعطای اولویت بالاتر به ائتلاف نسبت به نفوذ به بازار. سوآفورد و همکاران[۱۳](۲۰۰۵) به روش مشابه توانمندی‌های چابکی را عبارت از موارد زیر می‌دانند: پاسخگویی، شایستگی، انعطاف، سرعت. آگاروال و همکارانش با بهره‌گیری از ادبیات تحقیق و نیز با برگزاری جلسات طوفان ذهنی، توانستند مجموعه ۱۵ متغیر را برای چابکی ارائه دهند. این متغیرها عبارتند از: حساسیت به بازار، سرعت، صحت داده‌ها، معرفی محصول جدید، طرح‌ریزی همکارانه، یکپارچه‌سازی فرایند، استفاده از ابزار تکنولوژی، کاهش زمان تاخیر، بهبود سطح خدمت، حداقل‌سازی هزینه، رضایتمندی مشتریان، بهبود کیفیت، حداقل‌سازی عدم اطمینان، گسترش اعتماد و کاهش مقاومت در برابر تغییر. مهمترین معیارهای ارزیابی چابکی بر اساس مدل مرجع عملیات زنجیره تأمین عبارتند از: پاسخگویی و انعطافپذیری. این دو معیار در قالب شاخصهایی مانند انعطافپذیری افزایشی تدارکات، انعطافپذیری افزایشی ساخت ، انعطافپذیری افزایشی توزیع، انعطاف‌پذیری بازگشت اضافی به تأمینکنندگان، انطباقپذیری افزایشی تدارک، انطباقپذیری افزایشی ساخت، انطباق پذیری افزایشی توزیع، انطباق‌پذیری کاهشی تدارک، انطباقپذیری کاهشی ساخت و انطباق‌پذیری کاهشی توزیع مورد ارزیابی قرار میگیرد.
فصل سوم
روششناسی پژوهش

مطلب دیگر :
دسته بندي علمی - پژوهشی : بررسی نقش دوره های آموزش ضمن خدمت در عملکرد مدیران و کارکنان سازمان توسعه و نوسازی ...

دانلود کامل پایان نامه در سایت pifo.ir موجود است.