تحقیق درمورد رفتارهای خرابکارانه

دانلود پایان نامه

خانواده (میزان کنترل، کنترل و صمیمیت در خانواده) و خطر بروز رفتارهای خرابکارانه در کودکان پرداخت. این کودکان در محیطهای جرمخیز زندگی میکردند و عموماً شاهد موارد جرم و جنایت بودند. بر اساس نتایج پژوهش ماردیگال، محیط خانواده دارای نوعی نقش حمایتی است و سبب کاهش بروز رفتارهای پرخاشگرانه در کودکان در این مناطق میشود. این مطالعه همچنین نشان داد که ماهیت جو و محیط خانوادگی که شامل روابط والدین با یکدیگر و با کودکان است میتواند در ایجاد و اعتماد و استقلال در کودک و نوجوان تسهیل کننده یا بازدارنده باشد.

گودفردسون و همکاران (2007)، در مطالعهای با عنوان “ویژگیهای متمایز برنامههای مؤثر پس از مدرسه و برنامههای غیر مؤثر پس از مدرسه برای جلوگیری از بزهکاری و جرم” با استفاده از تکنیکهای مدلسازی چند سطحی، به بررسی ویژگیهای 35 برنامه بعد از مدرسه (asps) پرداختند که تحقیقات و نظریههای جرمشناسی پیشبینی کردهاند به نتایج رفتار خرابکارانه مربوط است. نتایج این پژوهش نشان داد در کنترل پیشبینی رفتار خرابکارانه در سطح فردی، ترکیب مشارکتکنندگان در برنامه ASP، ویژگیهای چند برنامه ASP به قربانی شدن، استفاده از مواد مخدر، و رفتار بزهکارانه مرتبط بوده و آنها را پیشبینی میکردند.

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

نتایج پژوهش مویدفر و همکاران (2007)، در مورد رابطۀ بین سبکهای دلبستگی و عزت نفس بر روی 84 نفر دانشجو نشان داد که افزایش سبک دلبستگی ایمن باعث افزایش عزت نفس اجتماعی و افزایش سبک دلبستگی اجتنابی و سبک دلبستگی مضطرب – دوسوگرا باعث کاهش عزت نفس اجتماعی میشود.
هومفری و همکاران (2007)، در پژوهشی دیگر تحت عنوان “قربانی شدن همگنان در میان کودکان با اختلال کمبود توجه/فزون کنشی”، به بررسی ارتباط بین قربانی شدن توسط همگنان و سازگاری روانی اجتماعی در کودکان با اختلال مذکور، دریافتند که ارتباط مثبت معناداری میان قربانی شدن توسط همگنان و گزارشهای والدین آنها از اضطراب، افسردگی، مشکلات اجتماعی، رفتارهای پرخاشگرانه، آزاردهنده و خرابکارانه ایشان برقرار است.
هولمبرگ و جرن (2008)، دو مقولۀ زورگوئی و اختلال کمبود توجه/فزونکنشی را در577 کودک 10 سالۀ سودانی مورد بررسی قرار دادند و رابطۀ مثبت معناداری را میان این دو، بین گروههای همگن در مدارس یافتند و توصیه داشتند که برای ارزیابی دقیق و درمان اختلال کمبود توجه/فزونکنشی و مشکلات رفتاری نباید از تأثیر زورگوئی در منزلت اجتماعی و مهار آن غافل ماند.
برینان و همکاران (2009)، در پژوهشی نشان دادند که بین 4 تا 45 درصد کودکان، زورگو و یا قربانی زورگویان هستند. مطابق با نتایج مطالعه آنها، زورگویی همراه با تجارب زیادی از ناهنجاریهای روانی و مشکلات هیجانی و اجتماعی است و زورگویان اغلب، سطوح بالاتری از مشکلات سلوک را از خود نشان میدهند و نزد همکلاسیهایشان منزلت اجتماعی پائینی دارند و نظردهی نسبت به آنها منفی است.
فانگ و همکاران (2009)، در مطالعهای به بررسی عوامل مؤثر در اختلالهای رفتاری پرخاشگرانه در نوجوانی پرداختند. آنها در بررسی 164 پسر و 180 دختر 14-11 ساله دارای رفتارهای ضد اجتماعی دریافتند که عنصر انسجام در خانواده، تعدیل کنندۀ نقش عامل هورمون تستسترون است. به این ترتیب اگر میزان انسجام محیط خانواده بالا باشد، بالا بودن میزان این هورمون به رفتار ضد اجتماعی نیانجامیده است در حالیکه وقتی میزان پیوستگی محیط خانواده پایین است، بالا بودن میزان این هورمون با بروز رفتارهای ضد اجتماعی و ناسازگارانه رابطه داشته است.
لوبر و همکاران (2009)، در پژوهشی با عنوان “نگاهی به اختلال نافرمانی مقابلهای، اختلال سلوک و ویژگیهای جامعهستیزی” مطالبی را در مورد اختلال نافرمانی مقابلهای، اختلال سلوک و شکلهای زودرس جامعهستیزی ارائه داده و تغییرات و ثبات رشدی هر یک، ارتباط و همبستگی درونی بین آنها و همچنین مداخلات درمانی مؤثر برای هر یک از این سه وضعیت را بررسی کرده و نشان دادند که اعمال مثبت والدین و تأکید بر روابط گرم و محبتآمیز، ممکن است برای کودکان با خلق و خوی در معرض خطر ویژگیهای عاطفی جامعهستیزی به عنوان یک سپر دفاعی عمل کند.
براین و همکاران (2010)، در مطالعه خود به بررسی نقش منزلت اجتماعی در بروز رفتارهای خرابکارانه پرداختند. آنها نشان دادند که تبلور منزلت اجتماعی پایین را میتوان در نقشهایی جستجو کرد که کودکان با توجه به موقعیت و مسائل شخصی خود بر میگزینند. برخی از کودکان در پی غلبه بر دوستانشان به زورگویی آشکار یا زیرکانه میپردازند. زورگویی یکی از این نقشهاست که به تمایل آگاهانه برای کسب امتیازهای روانشناختی و یا اجتماعی و مادی از دیگران اطلاق میشود و از طریق آزار، تهدید، استهزاء و ترساندن صورت میگیرد. اینگونه کودکان، قربانیان را از فعالیتهای گروهی محروم کرده و به طور کلی طرد میکنند و منزوی میسازند.
ترمبلی (2010)، در مطالعهای با عنوان “ریشههای رشد یابندۀ مسائلِ رفتاری خرابکارانه: فرضیۀ گناه اصلی، اپی ژنتیک و نتایج آن برای پیشگیری” به بررسی نشریاتی که در دهۀ گذشته به رشد رفتارهای خرابکارانه پرداختهاند، میپردازد. (رفتارهایی مانند تجاوز، مخالفت گروههای مقاومت، قانونشکنی، و سرقتِ خرابکارانه). وی در این مطالعه از دو مدل نظری یادگیری اجتماعی و بیماری بهره برد. با توجه به این دیدگاههای توسعهای، کودکان، رفتارهای خرابکارانه را یا از محیط خود یاد میگیرند یا به دلیل نوعی بیماری بدان دچار میشوند. وی در این مطالعه نشان میدهد که بررسیهای طولی که مسیر رشد و نمو اینگونه رفتارها را از دوران کودکی به بعد بررسی کردهاند، روند رشد و نمو معکوسی را نشان دادهاند. نتایج نشان داد رفتار خرابکارانه در اوایل دوران کودکی عمومی است و با افزایش سن، کودکان رفتارهای اجتماعی قابل قبول را از طریق تعامل با محیط خود یاد میگیرند. وضعیت بیماری نیز به کودکانی اشاره داشت که قادر به یادگیری رفتارهای اجتماعی قابل قبول نبودند. ترمبلی همچنین نشان داد که مکانیسمهای که منجر به کاهشِ استفاده از رفتارهای اجتماعی پذیرفته شده میشوند مبتنی بر امور پیچیده ژنتیکی و محیطی، از جمله مکانیسمهای اپی ژنتیک بوده و به شدت بین نسلیاند. پیشنهاد وی برای پیشگیری از این کاهش، پشتیبانی طولانیمدت و فشرده از پدر و مادرِ کودک بود.
رضائی و همکاران (2011)، در مقالهای با عنوان “خرابکاری در ایران (تهران) تأثیرگذاریِ برخی فاکتورهای محیطیِ شهر” از خرابکاری به عنوان دشمنخویی، خرابکاری یا آسیب مجنونانه به اموال خصوصی یا عمومی تعریف یاد میکنند و آنرا یکی از اشکالِ آشکار رفتار مجرمانه و از جمله جرمهای بسیار زیانآور برای اموال عمومی محسوب میکنند. آنها معتقدند استمرار رفتار خرابکارانه باعث افزایشِ چشمپوشیِ ساکنین از چنین اعمالی میشود، همچنین اضطراب در مورد جرم و ترس از قربانی شدن را افزایش میدهد. اینها عواقب شناخته شدۀ خرابکاریاند که در همۀ جوامع احساس شده است. هزینههای مالی تعمیر خسارت خرابکاری و همچنین هزینۀ انسانی از ناراحتی و دلخوری آنقدر مهم هستند که تلاش برای پیدا کردن راههای مؤثر جهت کاهش بروز و شیوع خرابکاری در محیط شهری را توجیه کنند. آنها به تجزیه و تحلیل نقش عوامل زیستمحیطی در طراحی شهریِ ویژۀ کلان شهر تهران در بروز خرابکاری پرداختند و عواملی مانند محل سکونت، نوع ساختمان، کیفیت طراحی محیط شهری و ویژگیهای ساختمان، در ارتباط با درجۀ خسارت خرابکاری و رخ دادنِ مداوم خرابکاری در سه ناحیۀ منتخب شهر تهران مورد بررسی قرار دادند.
آیزل و نیلگون (2011)، در مقالهای با عنوان “تأثیر عوامل مکانی بر خرابکاری در پارکهای ساحلی” به بررسی فاکتورهایی که به هنگام طراحی برخی فضاها نیاز به اندازهگیری برای به حداقل رساندن آسیبهای ناشی از خرابکاری دارند، پرداختند. به همین منظور سه پارک در شهر ترابوزان انتخاب و میزان آسیب بر مبلمان پارکها در ارتباط با مکان، ارزیابی شدند. نتایج بررسی نشان دهندۀ وجود ارتباط بین عوامل مکانی و خرابکاری بود. به طوریکه مشاهدات در فضاهای عمومی در ترابوزان نشان داد که به دلیل بروز خرابکاری در برخی فضاها و خیابانها، مبلمان شهری غیر قابل استفاده شده است. پژوهشگران پیشنهاد میکنند به منظور کاهش رفتارهای خرابکارانه در فضاهای شهری بهتر است در انتخاب مبلمان شهری، ویژگیهایی همچون: راحتی و آسایش، ویژگیهای آب و هوایی، خوش منظره، مواد، رنگها، دوام و … را مد نظر قرار دهیم.
ارواستی و همکاران (2012)، در مقالهای با عنوان “رابطه خرابکاری، قلدری و مدرسهگریزی با غیبتِ معلّمین به دلیل بیماری: یک تحلیل چندسطحی” با این هدف که آیا خرابکاری، قلدری، و پرسهزنی در میان دانشآموزان در مدرسه با غیبتِ معلّمان به دلیل بیماری، مرتبط است یا خیر، دادههای مربوط به اینچنین رفتارها را از 17033 دانشآموز در 90 مدرسه با سوابق غیبتِ 2364 معلّم در ارتباط قرار دادند. نتایج حاکی از آن بود که خرابکاری و قلدریِ مدرسهایِ گزارش شده توسط دانشآموزان با غیبت کوتاه مدت معلّمان (1 تا 3 روز) ارتباط داشت. در واقع رفتارِ خرابکارانه دانشآموزان زمانی تشدید میشد که غیبتِ معلّمان، کوتاه مدت بود. این در حالی است که میان رفتار خرابکارانۀ دانشآموزان و غیبتهای بلند مدت معلّمان (بیش از 3 روز) رابطهای یافت نشد. نهایتاً آنها نتیجه گرفتند که بین رفتار خرابکارانه دانشآموزان و غیبتِ کوتاه مدتِ معلّمان به دلیل بیماری، رابطۀ معناداری وجود دارد. آنها همچنین پیشنهاد کردند که تحقیقاتِ بعدی باید به این سمت برود که مشخص نماید که آیا رفتار خرابکارانه، علّت غیبت است یا نتیجه آن و یا اینکه ارتباطی غیرعلّی در کار است.
بارنوم و همکاران (2012)، در پژوهشی با عنوان “رابطۀ میان «در اختیار داشتن الکل در زیر سن قانونی» و «رفتار مجرمانۀ آینده»: تجزیه و تحلیلی تجربی با استفاده از مدلِ سن، همگروه و دورۀ زمانی” از طریق تحلیل به روش سن، همگروه و دورۀ زمانی به بررسی رابطۀ بین “در اختیار داشتن الکل پیش از رسیدن به سن قانونی” و “رفتار مجرمانه” پرداختند. آنها در این مطالعه با روش مدلهای سن، همگروه و دورۀ زمانی (APCC) و استفاده از دادههای ملّی، در حالی که سن و اثرات دوره را کنترل کردند، گروههای سنی یک سال را مورد بررسی قرار داده و نشان دادند که اجرای دقیق قانون PULA (سن قانونی مجاز برای خرید و حمل نوشیدنی الکلی) دربارۀ نوجوانان، به احتمال زیاد خرابکاری و ضرب و جرح آنان را هنگامی که به جوانی بزرگسال تبدیل شدهاند کاهش خواهد داد. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل آنها نشان داد هنگامی که همگروهی افزایش مییابد، بر حملات و خرابکاری نیز افزوده میگردد، اما این تأثیر بر والدین مجرد (جدا شده) و کسانی که از منابع محروماند کمتر است.
تامپسون و همکاران (2012)، در مقالهای با عنوان “از شکستن پنجرهها به یک برنامۀ پژوهشی: یک مرور بر ادبیات خرابکاری و گرافیتی در صنعت راه آهن” (اولین پژوهش خارجی که دربارۀ موضوع خرابکاری و نقاشیهای دیواری در صنعت راه آهن انجام میشود) بر عوامل و موانعِ اجتماعی خرابکاری و نقاشیهای دیواری در صنعت راهآهن تمرکز کردند. آنها در این مقاله ضمن مرور نظریههای روانی-اجتماعی گرافیستی خرابکاری، از برنامههای پیشگیرانه فنی، اجتماعی و غیر فنی برای کاهش رفتارهای خرابکارانه صحبت به میان آوردند. آنها معتقد بودن انجام خرابکاری و نقاشیهای دیواری بر دیوارهای تحت تملک راهآهن بر مقامات راهآهن، پشتیبانی خدمات راهآهن، هزینهها، و بهرهبرداری به موقع از خدمات، تأثیر قابل توجهی میگذارد و هزینههای مهم اجتماعیای بر مسافرانی که احساس نا امنی دارند تحمیل میگردد؛ همچنین هزینههای زیستمحیطی ِاز بین بردن نقاشیهای دیواری و تعمیر خرابکاریها هم که اظهر من الشمس است. نویسندگان این مقاله با تمرکز بر شناسایی اینکه چه عاملی در بروز اینگونه رفتارها در کار است و تحت چه شرایطی عمل میکند، به مطالعات موردی بینالمللی از طرحهای کاهش خرابکاری موفق از اروپا، انگلستان، ایالات متحده آمریکا و استرالیا پرداختند. پیشنهاد مشخص آنها، این بود که نیاز به یک مدل فرا تئوری برای تبیین خرابکاری و نقاشیهای دیواری، پژوهش قومنگاری بیشتر و بهبود ارزیابی و استراتژیهای تعیین معیار احساس میشود.
دی کارلو (2012)، در مقالهای با عنوان “مدل تبیینیِ رشدیِ امیال خشونتآمیز ناهنجار در نوجوانان آفریقایی آمریکایی” به ارائۀ مدلی برای سنجش رفتارهای خشونتآمیز پرداخت. وی معتقد است هدف اصلی این مدل، این است که درک صحیح از متخصصان بهداشت روانی و بالینی را تعمیق بخشد و همچنین درباره مداخلات متقاطعِ مؤسساتی که به مشکلات مربوط به رفتار پرخاشگرانه و ناسازگارِ جوانان آمریکایی-آفریقایی شهرنشین میپردازند فهم صحیحی به دست دهد. دی کارلو از طریق ترکیب نشانگرهای-زیستی-عصبی و مکانیزمهای روانی جدید، یک مدل تبیینی رشدی را پیشنهاد میکند که بخش قابل توجهی از واریانس نظری در رفتار پرخاشگرانۀ ناسازگارانه را توضیح میدهد.
جاکوب دول و همکاران (2013)، در پژوهشی با عنوان “درک این امر که چرا دانشآموزان از دبیرستان خارج میشوند، بر اساس گزارشهای خودشان: آیا آنها تحت فشار قرار گرفتهاند و با میل خود از دبیرستان رفتهاند، و یا اینکه مردود میشوند؟ تجزیه و تحلیل مقایسهای هفت مطالعه ملّی معرف” معتقدند پژوهش در مورد ترک تحصیل در مدرسه از 20 دهه اخیر قرن حاضر تا به حال گسترش یافته و معطوف به روند علل و پیشگیری بوده است. با این حال، علل خاص ترک تحصیل که توسط خود دانشآموزان در چندین مطالعۀ ملّی گزارش شده است، هرگز با یکدیگر مورد بررسی قرار نگرفتهاند، که اگر اینچنین میشد، میتوانست به درک بهتر از مشکل ترک تحصیل منجر شود. بنابراین آنها در بررسی خود به عواملِ فشار، کشش، و سقوط، به عنوان عواملی که چارچوبی برای فهمِ ترک تحصیل فراهم میآورند، معطوف شدند. عوامل فشار عبارتند از: آثاری که حضور و انضباط در مدرسه دارد و رفتار مدیران و معلّمان مدرسه موجب بروز اعمال خرابکارانه از سوی دانشآموزان و نهایتاً اخراج آنها (ترک تحصیل) از مدرسه میشود. عوامل کشش، عبارتند از: وسوسههای خارج از مدرسه مانند شغل و سطح دلبستگی کودک به خانواده و همسالان و نقشی که این متغیرها در ارتکاب رفتارهای خرابکارانه از سوی دانشآموزان دارند. در نهایت، عوامل سقوط اشاره دارد به عدم مشارکت در دانشآموزان که توسط عواملی به غیر از دو مورد پیش ایجاد شده باشد. بررسی آنها نشان داد که از سال 1966، بسیاری از مطالعات معرف ملّی، عامل کشش را دارای بالاترین رتبه دانستهاند. همچنین، مدیران در یک مطالعه تأثیر عامل کشش را برای ترک تحصیل جوانان (به دلیل بروز رفتارهای خارج از عرف توسط گروه همسال دانشآموزان) -نه آنهایی که مسنترند- اثبات کردهاند، در حالی

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   تحقیق درمورد قابلیت اعتماد-فروش فایل

پاسخی بگذارید