تحقیق درمورد عرفان نظری، اخوان المسلمین، رفتار سیاسی، عرفان عملی

دانلود پایان نامه

میان این دو واژه را اینگونه بیان میکند ‏که «عرفان»‏ بیانگر بعد فرهنگی این گروه خاص است، و «تصوف‏» بعد اجتماعی آنها را بیان می‏کند؛ اهل عرفان هرگاه با عنوان علمی یاد شوند با عنوان «عرفا» و هرگاه با عنوان اجتماعیشان یاد شوند غالبا با عنوان «متصوفه» یاد می‌شوند.2 در ادامه تعریف لغوی و اصطلاحی هر یک از دو واژه تصوف و عرفان ارائه میگردد.

معنای لغوی و اصطلاحی تصوف
تصوف مصدر ثلاثی مزید از باب تفعل، در لغت به معنای صوفی شدن است. باب تفعل در عربی بیان دارا شدن چیزی یا صفتی است به همین قیاس از کلمه صوفی تصوف ساخته شد.3 جمع صوفی صوفیه است که به صورت عنوانی برای پیروان تصوف به کار میرود.4 درباره ریشه و معنی کلمه صوفی اختلاف نظر است؛ به طور کل میتوان این اختلافات را به دو دسته تقسیم کرد: گروهی که معتقدند شاهدی برای اشتقاق صوفی از اصل عربی وجود ندارد و و گروه دیگر تاکید دارند که ریشه صوفی عربی است. برخی هم برای واژه صوفی هیچ نوع اشتقاقی قائل نیستند. به نوشته هجویری اشتقاق این لغت از هیچ معنی درست نیست زیرا که این معنی معظمتر از آن است که برای آن جنسی باشد تا از آنجا مشتق شود. صوفیان به سبب تهذیب اخلاق به صفا رسیدهاند و معنای تصوف برتر از واژگان و مفاهیمی است که بدانها منسوبش کردهند. همین گروه برای هر حرف از کلمه تصوف رمزی قائل شدهاند.5 در مقابل گروهی ریشه آن را عربی میدانند که در آن میان میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
– صوفی مشتق از صفاست که ضد کدورت است زیرا که ایشان از کدورت نفسانی رسته و به صفای قلب پیوسته‌اند.6
– مشتق از صوفانه نوعی گیاه صحرایی است که این گروه با آن زیست و قناعت میکردند.7
– مشتق از صف است به این مناسبت که از جهت قلب در صف اول هستند.8
– منسوب به اهل صفه است، جماعتی از فقرای صدر اسلام که در صفه مسجد النبی منزل داشتند.9
– منسوب به صوفهالقفا یعنی موهایی که در قسمت موخر پشت سر میروید و صوفی مانند این موها نرم و رام است.10
– مشتق از صوف به معنای پشم گوسفند، که این صفت دال بر پشمینهپوشی است تا زاهدان صوفی از دیگران بازشناخته شوند.11
درباره ماهیت تصوف متجاوز از هزار تعریف از عرفای بزرگ نقل شده است که اگر چه در ظاهر با هم متفاوت هستند اما مفهمومی که از آنها استنباط میشود یکی است. «جنید بغدادی» صوفیشدن را در پیوند با حق تعالی و قطع وابستگی به غیر او میجست.12 «ابوالحسین نوری» تصوف را ترک کلیه لذایذ نفسانی میدانست13 و شبلی تصوف را اشتغال به ذکر خدا بی اندیشیدن به غیر او معرفی میکند.14
تصوف از نظر فنی و علمی جهات و جنبه های مختلف دارد و میتوان با توجه به جنبه‌های مختلف تصوف را تعریف کرد. برای همین نمیتوان تعریف جامع و منطقی توقع داشت زیرا که این تعاریف به اصطلاح علمای منطق تعریف لفظی و مفاهیم عرفی است. از مجموع تعاریف این چنین بر میآید که تصوف در نظر پیشگامان این راه، بیشتر آدابی بوده است که منتهی به برخی از ملکات و اوصاف می‌شود و هدف آن حسن خلق با خلق، برای قبول حق است.15

معنای لغوی و اصطلاحی عرفان
عرفان از ریشه عرف و به معنی شناختی است که با وساطت تفکر و تدبر در آثار شیئی حاصل میشود. راغب اصفهانی در مفردات میگوید: «المعرفه و العرفان ادراک الشیئ بتفکر و تدبر لاثره و هو اخصّ من العلم و یضادّه الانکار…». معرفت و عرفان شناختی است که با میانجیگری فکر و اندیشه در نشانه‌های اشیاء به دست می‌آید. شناخت اخص از دانش و متضاد با انکار است.16
دراصطلاح، راه و روشی است که طالبان حق برای نیل به مطلوب و شناسایی حق بر میگزیند. شناسایی حق به دو طریق میسر است: یکی به استدلال از اثر به موثر، از فعل به صفت و از صفت به ذات که مخصوص انبیاء و اولیاء و عرفا است. این معرفت شهودی، هیچ کس را جز مجذوب مطلق دست نمیدهد، مگر به سبب طاعت و عبادت آشکار و پنهان، قلبی و روحی و جسمی.17 درواقع روش و طریقه‏ای ویژه است که برای دستیابی وشناسایی حقایق هستی و پیوند و ارتباط انسان با حقیقت، برشهود و اشراق و وصول و اتحاد با حقیقت تکیه دارد، و نیل به ‏این مرتبط (شهود حقیقت و اتحاد با آن) را نه از طریق استدلال ‏و برهان و فکر، بلکه از راه تهذیب نفس و قطع علایق و وابستگی از دنیا و امور دنیوی و توجه تام به امور روحانی ومعنوی و در راس همه، مبدا و حقیقت هستی می‏داند.
متخصصین، عرفان را به دو دسته عرفان نظری و عرفان عملی تقسیم کردهاند؛ در نظر آنها عرفان عملی عبارت است از انجام یک سلسله اعمال و اجرای برنامه‌ی دقیق و سخت و پر مشقت برای گذشتن از مراحل و منازل و رسیدن به مقامات و احوالی است که در مسیر دست یافتن به آگاهی و شناخت عرفانی و رسیدن به مقام توحید و فنا آن را طریقت نامیدهاند.18 عرفان نظری نیز مجموعه‌ای از سخنان و تعبیرهای عارفان از آگاهیها و دریافتهای شهودی و حالات خود درباره جهان هستی است. در این بخش می‌توان گفت که عرفان نظری همچون فلسفه الهی است که کار تفسیر و گزارش حقیقت جهان و انسان را بر عهده میگیرد که برای خود مبادی و اصول ویژه دارد که آن مبادی و اصول بر مبنای ذوق، اشراق، کشف و شهود بنا شده است، اما فلسفه در استدلال و مبادی خود به مبادی و اصول عقلانی تکیه دارد. عرفان نظری تا اواخر قرن ششم هجری مدون نبود و جسته و گریخته در برخی از کتاب‌های تصوف به طور پراکنده ثبت بود ولی از آغاز قرن هفتم به دست محی الدین ابوبکر محمد بن علی بن عربی حاتمی طایی(560 ـ 638ه ق) به عنوان یک جهانبینی ویژه با مبادی و مقدمات و اصول
خاص خود تاسیس شد.19

نگاهی به طریقت دسوقیه
اواخر سده 5، سراسر سدهی 6 و سدهی 7ق از مهمترین دوره‌های تاریخ تصوف است. ظهور بسیاری از مشایخ بزرگ صوفیه، پایهگذاری کهنترین طریقههای سازمانیافته، شکلگیری برخی آیینها همچون خرقهپوشی و سند اجازه سلسله، رشد و توسعه و نظاممند شدن خانقاهها به عنوان نهادهای رسمی اجتماعی، و تاثیر تصوف در تحول ادبیات فارسی، از مشخصات بارز این دوره است.20
طریقت دسوقیه از جمله طریقت‌هایی است که در قرن هفتم توسط ابراهیم دسوقی در مصر تاسیس شد. ابراهیم دسوقی آخرین قطب از اقطاب اربعه21، در سال 653 ه در دسوق، شهری از شهرهای مصر سفلی متولد شد. این طریقت به خاطر شهری که موسس این طریقت در آنجا به دنیا آمده و مدفون است به دسوقیه شهرت یافت. لفظ دسوق لفظ عربی و از ریشه دسق به معنای امتلاء، پر شدن است. این لفظ اشاره به شهری دارد که شبیه حوضی پر از آب است.22 این شهر به خاطر وجود مقبرهی ایشان از شهرهای زیارتی مصر به شمار می‌آید، به گونهای که مردم نذوراتی برای مقبره دسوقی که در مسجد دسوقی مدفون است اختصاص میدهند. مسجد دسوقی از مساجد بسیار مهم شهر دسوق است. نام دیگر طریقت برهامیه است که برگرفته از لقب شیخ یعنی برهان الدین است.
نسب ابراهیم دسوقی به امام حسین (علیه السلام) بر میگردد و در فقه مذهب شافعی را برگزید. او بیست سال در خلوت بود. به خاطر طول عمر کم و خلوت بلند مدت، اعتقاد بر این است که علم او وهبی بوده است و تالیفات بسیار کمی نیز در فقه، تفسیر و توحید دارد. ابراهیم دسوقی تاثیر زیادی در عصر خود داشته و در حال حاضر نیز از اقطاب مهم مصر به شمار میآید و بزرگداشت مولد او یکی از موالید باشکوه مصر است.
بعداز او برادرش شیخ موسی ابوالعمران جانشین او شد که نقش بسزایی در انتشار این طریقت داشت. این طریقت نیز همانند طریقت‌های دیگر در طول تاریخ انشعاباتی داشته است. نقل قول‌های مختلفی از تعداد انشعابات به چشم می‌خورد، به طور کلی می‌توان به انشعابات زیر اشاره کرد:
برهامیه: اطلاعاتی از شیخ فعلی آن در دسترس نویسنده نیست؛
شهاویه: شیخ فعلی آن محمد ابوالمجد شهاوی است؛
شرنوبیه: شیخ فعلی آن محمد عبدالمجید شرنوبی است؛
سعیدیه شرنوبیه: شیخ فعلی آن حمدی ابراهیم شرنوبی است؛
مجاهدیه: شیخ فعلی آن عبدالقادر احمد مجاهد است؛
برهانیه دسوقیه شاذلیه: شیخ فعلی آن محمد ابراهیم محمد عثمان عبده است؛
دسوقیه محمدیه: آخرین و جدیدترین شاخه در مصر است. شیخ فعلی آن مختار علی محمد الدسوقی است.
در حال حاضر شهاویه، شرنوبیه و برهانیه از شاخه مهم دسوقیه هستند. این طریقت اکنون در بسیاری از کشورهای جهان دارای زاویههایی است که مراسم و آداب طریقت در آنجا انجام میشود. مرکز فعالیت این طریقت در اروپا، در آلمان قرار دارد. انتشار طریقت دسوقیه در کشورهای دیگر بیشتر از طریق شاخه برهانیه بوده است.

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   پایان نامه دربارهامام صادق، صراط مستقیم، صحیفه سجادیه، رفتار انسان

مصر
اهمیت کشور مصر به تمدن باستانی آن و تاثیرگذاری و نفوذ فرهنگی آن پس از ظهور اسلام باز می‌گردد. تاثیرگذاری فرهنگی، اجتماعی و سیاسی مصر در دو سده اخیر به ویژه تاثیر ناصریسم، حضور قدرتمند مصر در جنگ با رژیم اشغالگر قدس، اخوان المسلمین، الازهر و … در میان کشورهای عربی غیر قابل چشم پوشی است و بر همین اساس باید شناخت عمیقتری از جامعه مصر پیدا کرد. به اعتقاد آقای امانی سفیر ایران در مصر اهمیت این کشور را میتوان در چند محور ذیل بررسی نمود:
1- اسلام سنی وسطی الازهری: وجود الازهر و غلبه نگرش معتدل در این دانشگاه یکی از عوامل اهمیت مصر و سیاست اصولی آن در باب وحدت اسلامی و تقریب مذاهب است. در این راستا گسترش وهابیت و دشمنی علیه شیعه اهمیت این عامل را دوچندان میکند.
2- جمعیت 84 میلیونی مصر.
3- ارتش مصر: ارتش مصر از جمله ارتشهای منظم کشورهای اسلامی است که سابقه جنگ با رژیم اشغالگر قدس را در کارنامه دارد.
4- کانال سوئز به عنوان مهمترین کانال استراتژیک جهان چه در بعد اقتصادی و چه در بعد نظامی.
5- توان بالقوه اقتصادی مصر.
6- پیشینه تمدنی مصر پیش و پس از اسلام23.
به غیر از موارد بالا به دو گروه اسلامی فعال در مصر نیز میبایست اشاره کرد؛ اخوان المسلمین و سلفیت که هر دو این گروهها نگاه انتقادی به تصوف دارند. اخوانالمسلمین در سال 1928 م توسط حسن البنا در اسماعیلیه تاسیس شد. پیدایی این سازمان از یک سو در نتیجه جریانها و شرایط خاص سیاسی و اجتماعی مصر و از سوی دیگر ناشی از شخصیت کاریزماتیک رهبر اخوان بود. جنبش اخوان هدف از تاسیس خود را احیای اصول اساسی اسلام و تشکیل یک جامعه سیاسی مبتنی بر اصول اسلام که با تهدیدهای فرهنگی و سیاسی غرب مقابله کند، اعلام کرد. از اواخر دههی 30 به بعد، اخوان به یکی از قدرتمندترین سازمانهای مصر تبدیل شد. این جنبش موفق شد آنچنان حمایت تودهای را سازماندهی کند که هیچ جنبش اسلامی دیگری در قرون اخیر کمتر قادر به انجام آن بوده است.24
از گرایشات دیگری که در مصر به چشم میخورد سلفی‌گری است. هرچند وهابیت در مصر، بر خلاف کشورهای عربی دیگر، به عنوان یک نگرش و گرایش مذهبی مطرح نیست و دانشگاه الازهر به عنوان بزرگ‌ترین نهاد دینی علمی اهل سنت گرایش به اندیشه وهابیت ندارد، ولی تعداد سلفی‌ها در مصر رو به گسترش بوده و سلفی‌گری در درجات مختلفی در این کشور قابل مشاهده است.25
در کنار دو جریان بالا که مخالف سر سخت تصوف در مصر محسوب میشوند جریان ریشهدار تصوف قرار دارد. تصوف از جمله جریانات مهمی است که در
اجتماع مصر تاثیرات عمیق و ریشهداری دارد. در حال حاضر صوفیان مصر بر اساس قانون دولتی شماره 118 که در سال 1976م به تصویب رسید، کلیه فعالیت‌های اجتماعی و دینی خود را اداره مینمایند، چنانکه قانون مزبور ناظر بر کلیه فعالیتهای مختلف تصوف میباشد. اکنون تعداد فرقههای صوفیه در مصر بیش از 70 فرقه برآورد می‌شود.26 مهمترین و کهنترین طریقه‌های مصر که اینک هرکدام شاخههای متعدد دارد عبارت است از: قادریه، رفاعیه، شاذلیه، احمدیه یا بدویه و دسوقیه.

طرحواره سیاسی اهل سنت
برای تحلیل و پیشبینی رفتار سیاسی میبایست از اصول اعتقادی و جهانبینی افراد آگاه بود. در مورد پژوهش حاضر که سعی دارد شناختی از طریقت دسوقیه و ابعاد مختلف آن به دست دهد باید اذعان کرد که شناخت تک تک عناصر موثر در رفتار سیاسی شیوخ و پیروان طریقتی امکان پذیر نیست. به دلیل همین محدودیت در این پژوهش از ذهنیت یا طرحواره سیاسی برای عموم صوفیان استفاده خواهد شد. طرحواره27 در روانشناسی شناخت، چارچوب دانش کلی است که یک شخ

دیدگاهتان را بنویسید