تحقیق رایگان درمورد سازمان ملل، دفاع مشروع، توسل به زور، مخاصمات مسلحانه

دانلود پایان نامه

محدود می ساخت. با این همه، صلح کلی یا جزئی بعنوان یک رویا باقی ماند. با ظهور کشورها در اروپا پس از رهایی از قید استعمار و با پیدایش اختلافات مذهبی میان انسانها، شدت و قلمرو درگیری ها افزایش یافت. بتدریج در پایانت قرن 18 این تفکر بال و پر گرفت که انسانها باید مسئول اعمال خود شناخته شده و به همنی دلیل توسل به زور مورد انتقاد واقع شد. سرچشمه این حرکت را می توان در اواخر قرن 15 از بازتاب تغییر نگرش به طبقه پادشاهان در اصطلاحات انجام گرفته در قوانین اساسی بازیافت.91
یکی دیگر از جریانهای کاری نهضت های صلح، ضدیت در مقابل خدمت وظیفه و سربازگیری بوده ک ه اغلب به مفاهیم لیبرالیسم حقوق مدنی یا آزادی افراد ربط داده می شد. حتی قبل از اینکه سربازگیری مدرن در فرانسه در سال 1973 آغاز شود، جنگ و نظام وظیفه بارها در خیلی از کشورها با اعتراض مستمندان و افراد بی سواد روبرو شده بود.
از اوایل قرن نوزدهم، حامیان صلح دریافتند که کمتر می توانند بطور انفرادی در تحقق آرمان خود کامیاب باشند، بنابراین اولین انجمن ها در سالهای 1815 و 1816 در انگلستانت و سپس در 1828 میلادی در آمریکا تشکیل شد. تا اینکه سرانجام در سال 1905 شورای ملی صلح92 تاسیس گردید که فدراسیونی از گروه های موجود بود. جریان تاسیس گروههای مدافع صلح نیز در فرانسه در 1867 و در آلمان در 1891 اغاز شد و متعاقب این جریان ها بود که دوستداران صلح در صدد برآمدند تا در سطح جهانی مبادرت به تشکیل اداره صلح بین المللی93 در سال 1829 بنمایند. 94
کنگره وین در 1815 طلیعه روند تدریجی تکامل اندیشه صلح را اعتبار بخشید در طول سالهای 1848 تا 1851 کنفرانسهای متعددی در خصوص اهمیت صلح برپا شد و اینت جریان دوباره در سال 1899 با حضور 26 کشور در اولین کنفرانس صلح جهانی احیا شد و پیامد آن کنگره های سالیانه صلح جهانی تا قبل از برافروخته شدن آتش جنگ جهانی اول در کشورهای مختلف تشکیل گردید و این در حالی بود که کنگره های صلح و داوری ملی در ایالات متحده در بین سالهای 1907 تا 1915 پنج بار برگزار شد.
2-7. تصمیم به صلح
345- در حالی که آتش بس، متارکه جنگ یا تسلیم تنها منتهی به تعلیق یا خاتمه عملیات می شود، تصمیم به صلح پایان مخاصمه مسلحانه را در پیش دارد.
تصمیم آتش بس ، متارکه جنگ یا تسلیم ضرورتا به پایان وضعیت جنگی منتهی نمی شود. اما به تحلیل بندهای 232 و 249 رجوع کنید که حکایت از آن دارند که هر کدام از این اعمال می تواند تاثیر خاتمه یک مخاصمه را داشته باشد و اگر طرفها بخواهند می توانند وضعیت جنگی را خاتمه بخشند.
246- تصمیم به صلح عموما با انعقاد معاهده صلح نمایانت می شود. بنابراین حقوق بشردوستانه میان طرفهای مخاصمه ( حتی مقررات معدودی که به طور مثال به استرداد زندانیان جنگی مربوط می شود) بی درنگ اعمال خواهد شد.
247- انعقاد یک معاهده تنها توسط سران دولتها یا نمایندگان قانونی حکومت یک دولت انجام می شود.
248- یک معاهده صلح مقررات ذیل را در مورد حوزه هایی خاص دربر دارد:
– پایان همه عملیات
– ایجاد دوباره روابط صلح آمیز میانت دولتهای متخاصم
– حل و فصل اختلافاتی که منجر به شروع عملیات جنگی شده اند
– حل اختلافات ارضی
– محدودیت سازی سلاح ها یا تکلیف به خلع سلاح
– استرداد زندانیان جنگی و
– پرداخت غرامت برای خسارات جنگی
1- صرفنظر از معاهداتی که منشاء آنها جنگ جهانی دوم بوده است، معاهدات صلح از سال 1945 به ندرت منعقد شده اند. اما در سال 1979 مصر و اسرائیل معاهده ای را منعقد کردند که بنداول ماده یک آن مقرر می دارد: وضعیت جنگی میان طرفها خاتمه خواهد یافت و صلح میان آنها برمبنای تبادل اسناد تصویب این موافقتنامه برقرار خواهد شد.95
2- معاهده صلح تصویب نشد و وضعیت میان اسرائیل و لبنان در سال 1982 بسیار مبهم و نامشخص بود. موافقتنامه سال 1982 مقرر داشت که طرفها تایید می کنند که وضعیت جنگی میان اسرائیل و لبنان خاتمه یافته و دیگر وجود نخواهد داشت.96 اما روشن نیست که آیا این وضعیت تحت تاثیر موافقتنامه بوده یا اینکه موافقتنامه صرفا قصد داشت تا بر چیزی تاکید نماید که طرفها از قبل تحقق آن را در نظر گرفته بودند . اگر مورد دوم هدف طرفها بود، پس از ارزیابی نتایج قصور در تصویب این موافقتنامه بسیار دشوار است.
3- اغلب دیگر مخاصمات که از سال 1949 به ایجاد وضعیت جنگی منجر شده اند، با انعقاد موافقتنامه هایی خاتمه یافتند که صریحا با وجود وضعیت جنگی در ارتباط نبودند.97 هنگامی که یک مخاصمه مسلحانه در معنای رسمی جنگی تلقی نمی شد، حتی کمتر متداول بود که هر معاهده و یا موافقتنامه ای شبیه به معاهده سنتی صلح منعقد شود.98
249- این روزها، در اغلب مخاصمات مسلحانه ، آتش بس بدون هیچ معاهده صلحی یا صرفا به واسطه خاتمه عملیات پایان می یابد.
روشن نیست که آیا ختم مخاصمه مسلحانهای که جنگ تلقی نمی شود امضای یک سند رسمی در معنای معمول آن لازم است یا نه؟ از آنجا که مخاصمه مسلحانه به لحاظ فنی یک مفهوم حقوقی نیست.99 بلکه شناسایی واقعیت عملیات است، پایان عملیات است، پایان عملیات فعال برای خاتمه یافتن مخاصمه مسلحانه کافی به نظر می رسد. پس از محاصره نیروهای آرژانتین در جزایر فالکلند ، دولت بریتانیا میان محاصره نیروها در زمین و پایان کلی عملیات تفکیک قائل شد.100 و تلاش کرد تایید رسمی آرژانتین را برای پایان مخاصمه به دست آورد. این تایید صورت گرفت و تنها دولت انگلیس و آرژانتین، در سال 1989 توافق کردند تا رو
ابط عادی خود را از سرگرفته و آغاز کنند.101
اما در عمل دولت انگلیس مخاصمه مسلحانه را در سال 1983، خاتمه یافته تلقی کرده بود، اگرچه به اقدامات احتیاطی و دفاعی خود در اطراف جزایر تا سالهای پس از آن ادامه داد. به نظر میرسد در حالی که یک دولت می تواند در جستجوی تایید پایان عملیات نظامی به عنوان تضمینی برای از سرگیری و مقدمه آغاز روابط معمولی باشد واقعیت اینکه عملیات فعال احتمالا خاتمه یافته اند و مخاصمه مسلحانه پایان گرفته است، می تواند عینیت داشته باشد، بدون اینکه تایید رسمی صورت گیرد. در هر صورت، به همان سرعتی که عملیات پایان میگیرد تعهدات خاصی مانند تعهد به استرداد زندانیان جنگی102 به اجرا درمی آید، خواه آن دولت وضعیت جنگی را مستقر بداند یا نه.103
2-8. آتش بس از حیث لغوی
به معنای پایان جنگ به صورت موقتی و تحت شرایط خاص که دو طرف درگیر به این نتیجه می رسند که سرنوشت جنگ از طریق رویارویی مسلحانه و ابزار نظامی مشخص نمی شود و اصطلاحا باید شلیک آتش را به طرف یکدیگر به صورت موقتی متوقف کنند و راه چاره دیگری غیر از جنگیدن بیابند و به عبارت دیگر آتش بس یعنی متارکه جنگ، ترک مخاصمه و عدم شلیک آتش می باشدکه منتهی به تعلیق یا خاتمه عملیات می شود و ضرورتا به خاتمه جنگ منتهی نمی شود.
2-9. تعریف آتش بس
ترک عملیات جنگی به طور موقت را آتش بس گویند. آتش بس ابتکار جدید شورای امنیت است و عملی است که مقدمه لازم ترک مخاصمه و به دنبال آن انعقاد معاهده صلح می باشد. آتش بس، هرچند جنبه تسویه ای دارد، اما هرگاه طرفین متخاصم یا یکی از آنها به آن تمکین نکرده و آنرا نقض کنند، شورای امنیت می تواند به انحاء مختلف آنها را به قطع مخاصمات به منظور اعاده صلح و امنیت بین المللی ملزم کند.
2-10. آتش بس در حقوق بین الملل
در رویه شورای امنیت، آتش بس متفاوت از ترک مخاصمه می باشد. آتش بس درخواست آمرانه شورای امنیت به طرفین متخاصم مبنی بر توقف عملیات جنگی و نظامی است، اما ترک مخاصمه عهدنامه ای است که طرفین پس از اعلام آتش بس و رعایت آن و فراهم شدن زمینه های لازم ، معمولا با مداخله مامور منتخب شورای امنیت ( دبیرکل سازمان یا شخص دیگر) در خصوص شرایط آن با یکدیگر توافق می کنند.مثلا میانجیگری رالف بانج (Ralph Bunche) در خاورمیانه (1949)
ولی به هر حال ترک مخاصمه قراردادی بین طرفین است و هیچ موردی را نمی توان ذکر کرد که شورای امنیت ( مستقیما) ترک مخاصمه را به طرفین یک مخاصمه تحمیل کرده باشد.104
شورای امنیت در قطعنامه هائی که بر طبق فصل هفتم منشور صادر می نماید، مراحل مختلف خاتمه مخاصمات را عموما مشخص می کند.
آتش بس ممکن است اساسا به انعقاد عهدنامه ترک مخاصمه و حتی پیمان صلح منجر نشود، اما عملا مخاصمات پایان پذیرد.
2-11. آتش بس و متارکه جنگ
232 – موافقتنامه متارکه جنگ با هدف فراهم کردن فرصتی برای خاتمه مخاصمه مسلحانه منعقد میشود. هدف این موافقتنامه، خاتمه دائمی عملیاتجنگی است. اما وجه ممیزه یک موافقتنامه متارکه جنگ از آتش بس چیست؟ متارکه می تواند محلی باشد ( ماده 37 مقررات لاهه). مهمترین موضوع این است که موافقتنامه متارکه باید برای تعلیق عملیات نظامی میان طرفهای مخاصمه و هموارکردن راه مذاکرات صلح طراحی شود.
1- تفکیک میان متارکه جنگ و آتش بس، به لحاظ سنتی، بر این اساس بوده که متارکه جنگ مرحله ای برای پایان دائمی عملیات خصمانه و انعقاد معاهده صلح تلقی شده است. لذا متارکه جنگ رتوندس در سال 1918 پیش شرطی برای برگزاری مذاکرات صلح بود که در سال 1919 به انعقاد معاهده صلح ورسای و پایان جنگ جهانی اول منتهی شد. اما از زمان جنگ جهانی دوم مواردی هم وجود داشتند که عملیات جنگی با انعقاد موافقتنامه متارکه جنگ خاتمه یافته اند و هیچ معاهده صلح دیگری پس از آن منعقد نشده است. جنگ کره با انعقاد موافقتنامه متارکه جنگ پان موم جام در سال 1953 پایان یافت و جنگ اعراب و اسرائیل موافقتنامههای متارکه جنگ سال 1949 میان اسرائیل ، مصر، اردن ، لبنان و سوریه خاتمه یافت.
2- از نظر تاریخی، معمولا این گونه قلمداد می شد که آتش بس یا متارکه جنگ، وضعیت جنگی را پایان نمی دهد.105 سوال این جاست که آیا این اصل هنوز بخشی از حقوق موضوعه است؟ به ویژه هنگامی که موافقتنامه متارکه جنگ با کمک سازمان ملل منعقد شود، مانند موافقتنامه های متارکه جنگ میان اعراب و اسرائیل106 به نظر می رسد احتمالا جواب صحیح جوابی باشد که توسط باکستر داده شده یعنی این که این امر می تواند وضعیت جنگی را خاتمه دهد اگر طرفها قصد بخشیدن این اثر به موافقتنامه مذکور را داشته باشد. 107
3- در مورد این مساله که آیا یک توافق متارکه که جنگ یا آتش بس می تواند به مخاصمه مسلحانه ای که هنوز جنگ در معنای قانونی و حقوقی آن نیست، پایان دهد به بند 249 مراجعه کنید.
233 – آتش بس، قطع موقت عملیات نظامی تعریف می شود که محدود به منطقه خاصی است و معمولا میان فرماندهان محلی در مورد آن توافق حاصل می شود . به طور کلی آتش بس، اهداف بشردوستانه به ویژه جستجو و جمع آوری بیماران ، کشتی شکسته ها ، ارائه کمکهای اولیه به این افراد و انتقال غیرنظامیان را در خود نهفته دارد. (ماده 15 کنوانسیون اول ژنو، ماده 18 کنوانسیون دوم ژنو ، ماده 17 کنوانسیون چهارم ژنو) قواعد حاکم بر متارکه جنک ( ماده 41 – 36 مقررات لاهه) به همین نحو در مورد آتش بس نیز بکار رود.
در حال حاضر مخاصمات محدودی وجود دارند که یا توسط خود طرفها و یا از سوی سایر کشورها به
عنوان خاتمه وضعیت رسمی جنگی تلقی می شود. البته باید میان آتش بس ، متارکه جنگ و سایر اشکالتعلیق عملیاتجنگی که به طور فزایندهای تشخیص آنها از یکدیگر دشوار میشود، تفکیک قائل شد.108 نمونه بارز آن موافقتنامه آتش بس میان ایران و عراق در سال 1988 است که با وساطت سازمان ملل متحد منعقد شد و از تنظیم قطعنامه 598 شورای امنیت در این مورد پیروی کرد.109
234- اگر طرفهای مخاصمه مدت زمان متارکه جنگ را تعیین نکرده باشند، فرض معتبر این است که متارکه جنگ، برای گذار به ختم قطعی عملیات جنگی طراحی شده است. محدودیتهای توسل زور مندرج در منشور سازمان ملل در این مدت زمان گذار باید در نظر گرفته شود. برخلاف مقررات لاهه در ارتباط با قوانین و عرفهای جنگ زمینی ( ماده 36 مقررات لاهه) طرفهای مخاصمه هیچ گاه نمی توانند بعد از انعقاد موافقتنامه متارکه جنگ، عملیات نظامی را از سر گیرند مگر اینکه اعمال حق دفاع مشروع، ضرورت قطعی این عمل باشد.
1- تغییر در قوانین مربوط به توسل به زور با تنظیم منشور سازمان ملل موجب شد که تاثیر ویژه ای بر حق طرفها برای شروع مجدد عملیات بعد از انعقاد موافقتنامه متارکه جنگ و آتش بس در طول دوره نامشخص بخشیده شود. به موجب این قوانین حق کلی شروع دوباره عملیات تنها یکب ار وجود داشته است ( ماده 36 مقررات لاهه) که امروزه می تواند نقض ماده 2، بند 4 برای دولت از سرگیرنده عملیات جنگی تلقی شود مگر اینکه رفتار طرف مخالف آتش بس یا متارکه جنگ موجب حمله مسلحانه یا تهدید به حمله مسلحانه باشد. همین طور اگرچه طبق قواعد سنتی انعقاد موافقتنامه متارکه جنگ به حق یک طرف برای اعمال حقوق متخاصم بر کشتی رانی لطمه ای وارد نمی سازد تنها وقتی این اقدام قانونی است که ضرروی و با دفاع مشروع متناسب باشد.
2- قواعد مربوط به از سرگیری عملیات و مخاصمه از زمانی که مقررات لاهه توسط شورای امنیت در سال 1951 شفاف شد، تغییر پیدا کرده است مخصوصا هنگامی که شورای امنیت به دولت مصر حکم کرد که تداوم اجرای حقوق متخاصمان بر کشتی رانی با موافقتنامه متارکه جنگ اعراب و اسرائیل در سال 1949 ناسازگار نیست. شورا مقرر نمود که : “… از زمان استقرار وضعیت ترک مخاصمه که نزدیک به دو سال و نیم می گذرد یک ویژگی دائمی آن این بوده است که هیچ کدام از طرفها نمی توانند اعمال حق تفتیش و بازرسی و ضبط هر هدف قانونی دفاع مشروع توسط متخاصم را نقض کنند…” 110 به نظر می رسد که هیچ تفاوتی میان آتش بس نامعین و متارکه جنگ در این مورد وجود ندارد. بلکه باید از سرگیری عملیات نظامی موجه باشد یا این که باید با استناد به معیارهای منشور ملل متحد در هر مورد ارزیابی شود.111
235- هر گونه نقض جدی آتش بس یا متارکه جنگ موجب می شود تا طرف مقابل فورا عملیات جنگی را دوباره آغاز کند. نادیده گرفتن موافقتنامه متارکه جنگ ( ماده 40 مقررات لاهه) تنها وقتی ضروری خواهد بود که وضعیت نظامی اقتضاء کند.
236- نقض شرایط متارکه جنگ توسط افراد، طرف آسیب دیده را مجاز نمی سازد تا موافقتنامه را کنار بگذارد مگر اینکه خواستار مجازات مرتکبان و پرداخت غرامت برای آسیب های وارده باشد ( ماده 41 مقررات لاهه).
نقض جدی آتش بس یا متارکه جنگ حق شروع دوباره

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   منبع مقاله با موضوعتعهدات قراردادی

دیدگاهتان را بنویسید