تعاملات اجتماعی، شهرسازی ایرانی، منزلت اجتماعی، روابط اجتماعی

دانلود پایان نامه

این مفاهیم در هنر اسلامی زمینه¬ساز محیط اجتماعی و کالبدی شهر،محله و خانه را متناسب با ویژگی¬های انسانی فراهم می¬سازد. مواردی چون عدم معیار قرار دادن مادیات در تشکیل محلات و شکل خانه، توزیع عادلانه¬ی امکانات، استقرار و مکان¬یابی مناسب محلات شهری و ارتباط منطقی و عادلانه آن¬ها با فضای مرکزی، تعادل بین رابطه محیط طبیعی و پاسخ¬گویی با ویژگی¬های روانی و فیزیکی انسان،¬ مصرف مناسب و به اندازه از امکانات شهر، رعایت تناسب¬ها و حد و اندازه در شکل¬ها، فرم¬ها و به کاربردن ارزش-ها در کالبد بنا از جمله مواردی است که در توجه به مفهوم آیات و روایات در ارتباط با اصول ذکر شده مورد اشاره می¬باشد. در بستر کالبدی خانه و شهر سنتی نیز می¬توان مصداق¬هایی از تعادل و نظم را یافت که می¬توانند هم به عنوان بازتابی اصولی از احکام و هم تجلی از آیات و روایات مورد توجه واقع شوند.
نوعی از این نظم در سلسله مراتب و دسترسی¬ها به عنوان مثال از بازار شهر تا واحدهای همسایگی، عبور از واحد همسایگی، معابر کم عرض(کوی) و عبور از کوی¬ها به معابرعریض¬تر که همه معابر به مرکز محله منتهی می¬شوند و معبری مهم¬تر که مرکز محله را به مرکز شهر متصل می¬سازد و یا در فضای خانه در سلسله مراتب دسترسی از گذر به کوچه، ورودی،هشتی و حیاط بیرونی و درونی قابل مشاهده می¬باشد. نوع دیگر نظم در ابعاد و اندازه¬ها مشهود است به عنوان مثال وسعت و جمعیت هر یک از محلات شهر دامنه مشخصی دارد و هیچگاه یه محله به اندازه دو محله ساخته نمی¬شود و هرگاه محله¬ای توسعه می¬یافت شرایط ایجاد یک محله جدید از نظر کالبدی و اجتماعی در آن فراهم می¬شده است . نظم در خانه سنتی بر اساس سلسله مراتب و دسترسی¬ها، انتظام فضایی و کالبدی (میثاقیان،۱۷:۱۳۹۲)، با استفاده از تناسب و ترکیبات مطلوب (ترکیب بندی مناسب بین ورودی، حیاط و بدنه)، تقارن با استفاده از ایجاد انتظام در فضاها (عامل نظم، ایستایی، استحکام و تکامل ازلی و ابدی در چشم)، نظم فضاهای باز و بسته (سلسله مراتب فضای بسته با باز، نیمه باز، نیمه بسته) برقرار می¬شده ¬است (بمانیان،۷۲.۷۶:۱۳۸۶).
مصداق تعادل هم در بستر شهر و خانه سنتی، به تناسب و هم¬خوانی جمعیت¬پذیری با توان موجود در طبیعت، توسعه کالبدی بناها و شهر با اتکا به مصالح طبیعی موجود، تقسیم¬بندی بنا و اجزاء شهر با خدمات مورد نیاز آن¬ها، همزیستی افراد فقیر و غنی در کنار هم بر اساس معیار تقوی قابل مشاهده می¬باشد. تعادل کالبدی نیز در براساس تعادل کل بناها و اجزاء آن¬ها با محیط پیرامونشان (مانند حیاط مرکزی)، تعادل در ارتباط با محیط (بنا تکمیل کننده طبیعت مانند باغ¬های ایرانی و باغ شهرهای ایران) و ایجاد فضای آرامش دهنده و ایستا (مراکز و میادین شهری یا حیاط خانه که توسط آب و گیاه سامان یافته بودند) به دست می-آمده¬است (همان،۷۷.۸۰).
همچنین در خانه¬های سنتی زندگی بر اساس قدر و اندازه و تناسب زندگی که در آن رخ می¬دهد در اطراف حیاط قرار می¬گیرد. در محور اصلی دانه¬هایی که زندگی جمعی و خانوادگی (از قبیل اجتماعات اهالی خانه یا میهمانان) در آن رخ می¬دهد، قرار می¬گیرد و در دو طرف آن دانه¬های مربوط به زندگی فردی یا جزء خانواده و در گوشه¬های حیاط ورودی، سرویس¬ها و فضاهای خدماتی قرار می¬گیرد. هر کدام به تناسب شأن و منزلت اجتماعی و بر اساس عدالت و فضیلت داشتن یکی بر دیگری، در مکان خاص خود قرار می¬گیرد (مسائلی، ۱۳۸۸: ۳۳). نحوه قرار گرفتن افراد خانواده درون فضاها و اتاق¬های مسکن سنتی هم براساس رعایت عدالت و به تناسب سن افراد و رعایت احترام به بزرگترها مشخص می¬گردد. لذا بر اساس قدر و منزلت هر فرد، مکان افراد خانواده درون اطاق¬های سه دری، پنج دری و تالار به طور ذهنی تعیین می¬گردد. افراد ساکن با استفاده از فراآگاهی خود مکان خود را درون فضا می¬یابند. بنابراین، تقسیمات درونی فضا به طور ذهنی بر اساس دو محور عمودی مشخص می¬گردد و مکان قرارگیری افراد روی محورها و یا دو طرف محور به تناسب احترام و سن افراد مشخص می¬شود. این ترتیب و اولویت¬بندی در هنگام خواب و قرارگیری اطراف سفره غذا هم رعایت می¬¬شود(همان، ۳۳).
بنابراین خانه و شهری که از نظم، تعادل، تنوع، کمال و هماهنگی، حفظ حریم برخوردار است شهرو خانه¬ای آرامش¬بخش و فاقد هرج و مرج می¬باشد و از آن¬جا که بنیانش بر عدالت گذاشته شده بنا بر گرایش به خیر و فضیلت خانه و شهر احسان و نیکی کردن می¬باشد. که به عنوان لازمه یک مسلمان و مختصات یک شهروند در روایات و احادیث بیشماری به مراتب و خصوصیات آن اشاره شده¬است. مواردی چون احترام و رعایت حقوق همسایگان، بزرگان و… که می¬تواند زمینه¬ پیش¬گیری از بسیاری از ناهنجاری¬های اخلاقی، رفتاری و اجتماعی را براساس معیار عدالت و تقوی برطرف سازد و خانه و شهر را در جهت برقراری امنیت در تمامی ابعاد شامل امنیت: اجتماعی، در مقابل تهاجم بیگانه، در مقابل بلایای طبیعی، در مقابل ساخته¬های انسان و عوارض فعالیت¬های او (آلودگی¬های طبیعی و صدمات بصری و …) تقویت نماید.
لازم به یادآوری است که امنیت از نیازهای اولیه و اساسی بشمار می¬رود و اهمیت مساله تا بدانجاست که حضرت ابراهیم در مقام دعا می¬فرماید: “پروردگار من این مکان شهری امن قرار ده و اهلش را روزی بخش” (بقره/۱۲۶). این تاکید نشان از اهمیت امنیت و مقدم داشتن آن از رزق و روزی دارد که یکی از اقدامات کالبدی در شهرهای گذشته ایجاد خندق در پیرامون شهر و نحوه ارتباط آن با م
حیط پیرامون و مرکز شهر و چینش عناصر تشکیل¬دهنده شهر بر اساس معیار امنیت و ساخت خانه¬ها و بناهای درون¬گرا در جهت ایجاد شهر تکامل¬ یافته و پیشرفته بوده¬است (اخوت و دیگران،۱۰۵:۱۳۸۹).
۳: گرایش به جمال و زیبایی
زیبایی چه به معنای زیبا دوستی و چه به معنی زیبا آفرینی جزئی از فطرت پاک انسانی است. انسان مظهر صفات و اسماء الهی است و همه¬ اسماء و صفات الهی نیز به او تعلیم داده شده¬است. در دنیای ما زیبایی موضوعی اصیلی است، نه به این علت که بشر آن¬ را مطرح کرده، بلکه ریشه در روح ما دارد و اساساً روح در این دنیا بدون دریافت زیبایی نمی¬تواند آرام بگیرد و دوام بیاورد. زیبایی تنها حس خاصی را در ما ایجاد نمی¬کند بلکه طریقی برای دریافت کمال است. یعنی با دقت در یک اثر زیبای خلقت، در عین آنکه حس زیبایی¬جویی انسان اشباع می¬شود انسان به دریافت کمال نیز نائل می¬گردد (جعفری،۱۷۴:۱۳۹۲). آیات و روایات بیشماری نیز بر زیبایی و مصادیق آن تأکید می نماید: همانا ما آسمان و دنیا را به زیور ستارگان آراستیم (صافات/۶)، زینت¬های خدا و روزی¬های پاکیزه¬ای را که برای بندگانش پدیدآورد، چه کسی حرام کرد؟ (اعراف/۳۲) که نشان از توجه به زیبایی و زیبا دوستی برای رسیدن به کمال دارد.
در هنر اسلامی، زیبایی هم در فضا و هم در کالبد بنا و هم در تعاملات اجتماعی تعریف شده¬است. که در میان شهروندان از عوامل مهم و فزاینده در تغییر رفتار آن¬ها می¬باشد. در بعد اجتماعی مسائلی چون حرمت همسایه ، رعایت حقوق همسایگان ، صله رحم ، اهمیت روابط اجتماعی وسیله¬ای برای آبادی شهر و عمر زیاد به واسطه¬ی رشد کمالات انسانی می¬باشد. در بعد کالبدی نیز آیات و روایات فراوانی به زیبایی و چگونگی آن پرداخته است که در تقویت معنای نهفته در هر کالبد و ایجاد هر قالب برای هر محتوا می¬تواند راهنما باشد. در قرآن ساختار عالم در قالب یکی از کلیدی¬ترین واژه¬¬های جهان¬بینی اسلامی یعنی قدر بیان شده ¬است که در ارتباط وثیقی با اصطلاحاتی چون الله، قدر، خلق، نور، صور، حسن (جمال) و رنگ (صبغه الله و من احسن) داردکه از یک سو بر خدای خلاق و قادر دلالت می¬کند که یکی از اوصاف جمالی او نور است و از دیگر سو بر عالمی که تجلی صفات اوست. عالم سراسر نور، زیبایی و تناسب است. کشف این تناسب هم شناخت عالم و هم وسیله ورود به بوستان معرفت الله و ادراک ذات و صفات اوست (بلخاری،۳۹۵:۱۳۸۸).
هم¬چنین در آیات دیگری چون آیات دوازده تا شانزده سوره نحل به نکات جالبی از زیبا آفرینی و زیبایی اشاره شده¬است. بر اساس آیه شب و روز، خورشید، ستاره، ماه و ستارگان و هرچه در زمین است در تسخیر انسان و برای بهره¬مندی در زندگی می¬باشد. دریا مبلغ تغزیه و آراستن انسان و آثار اوست. کوه¬ها حافظ زمین و نهرها برای راهیابی انسان می¬باشند (صارمی و صارمی،۱۰۶:۱۳۹۰) که می¬توان از آیه نکاتی چون تنوع رنگ¬ها، نظم، پویایی، تناسب، تقارن، تباین، اندازه، شادابی، طراوت، پاکی، بهره¬گیری از نعمات الهی و توجه به ابداع و تنوع را به عنوان مؤلفه¬های زیبایی کالبدی در پرداخت زندگی استخراج کرد. بنابراین از مصادیق زیبایی در شهر و خانه اسلامی می¬توان به هندسه و تناسب، رنگ و نور و شفافیت و نشانه¬ها و باغ و فضای سبز اشاره کرد.
هندسه: هندسه عینیت را به ذهنیت و مادیت را به معنویت می¬رساند. هندسه از فطرت و خواسته¬های فطری نشأت گرفته و براساس زیبایی فطری انسان بروز یافته و برفطرت و خواسته¬هی فطری او اثر می¬گذارد. انعکاس هندسه هم در پلان و هم در نماها و در نهایت در ترکیب فرمی با بهره¬گیری از تناسبات دل¬نشین و هماهنگی باعث ایجاد زیبایی می¬گردد. هندسه علاوه بر نظم¬دهی در فضا وسیله¬ای برای ایجاد همبستگی عمومی و کلی بین تمام عوامل و عناصر تاثیرگذار دربنا می¬باشد. هندسه که از مربع، دایره و اشکال منظم تشکیل شده در مکان¬های مختلف یکسان است اما از طرح¬ها، خطوط، تناسبات، ترکیبات متفاوت و با مفاهیم مختلف استفاده می¬کند که باعث ایجاد تازگی، طراوت و تنوع گردیده¬است و حس زیباجویی انسان را تقویت می¬کند.
نور، رنگ و شفافیت: نور و رنگ ومتناسب آن شفافیت هم از دیگر مصادیق زیبایی¬آفرین در فضای خانه و کلیت شهر می¬باشد. نور پدیده¬ای است که در تعالیم قرآن بسیار به آن اشاره شده و با تعابیری چون خداوند، پیامبراکرم(ص)، هدایت و ایمان، بینایی از آن یاد شده¬ است (نقی¬زاده،۲۰:۱۳۷۹). خانه سنتی با ایجاد درجات مختلف نورانیت و بهره¬گیری از جهات مختلف برای تابش و تکنیک¬های گوناگون انسان را به وجود نور متذکر می¬سازد که به عنوان نماد و نشانه نمایش رمز و مثال حقیقت وجودی می¬باشد. بنابراین زیباست و باعث جمال درونی فضا می¬گردد. رنگ نیز در فضای شهری هم عامل هماهنگی و هم عامل سرور و شادمانی می¬باشد. برخی رنگ¬ها ، دارای معانی نمادین و یادآور ارزش¬های مطلوب می¬باشند که می¬توانند تاثیرات متفاوتی بر روان، روحیه و خلق انسان¬ها بر جای گذارند. یکی از مهم¬ترین وظایف مسلمین¬ شناسایی و ترویج رنگ الهی می¬باشد. که به انسان فطرت ایمانی و سیرت توحیدی می¬بخشد (نقی-زاده،۳۷:۱۳۷۹).
نور و نگ با ترکیب هندسه به وحدتی روشنی بخش می¬رسد که باعث ایجاد حس آرامش قلبی و ذهنی و اطمینان درونی می¬گردد. برای مثال: ترکیب بافت خشتی شهر یزد با محیط پیرامون آن تناسبی فرمی و وحدت فضایی ایجاد کرده¬است. در یک تعریف کلی هم ¬می¬توان شفافیت را یکی از اصولی اصلی معماری و شهرسازی ایرانی است از نکات زیبایی آفرینی معماری سنتی
تلقی کرد. زیرا شفافیت یا به تعبیر بهتر دلبازی و سبکی و صفای فضا در فضای معماری و شهر،با کاهش از جرم و توده ساختمان و افزایش فضای خالی و با تجلی وجه باطنی و ملکوتی مواد و مصالح با شگردهای گوناگون به یاری نور و بازتاب آن و نقوش و بافت و رنگ و خط و روش¬های دیگر ایجاد می¬گردد. از نمونه¬های ارزشمند آن می¬توان به آینه-کاری و ترکیب کاشی و آجر و خشت در خانه¬های سنتی اشاره کرد (نقره¬کار،۴۳۳:۱۳۹۰). که زیبایی و تجلی صفات الهی و حس تنوع را پدید می¬آورد. بنابراین زیبایی با تنوع در شهر و خانه ایرانی با به کارگیری نشانه¬ و نماد (نظیر مناره، گلدسته و گنبدهای کاشی¬کاری شده، سردرهای رفیع،خانه¬های وسیع،حیاط¬های متفاوت،بدنه¬های زیبا متنوع در اطراف حیاط با تزیین¬های مختلف)، بازی نور وسایه، بهره¬گیری از عناصر طبیعی نظیر گیاهان، عناصر نمادین در سردر خانه¬ها، پیچ¬ها و گذرها متناسب با مقیاس محله¬ای، کلان محله-ای و شهری حاصل می¬گردد (میثاقیان،۱۴۳:۱۳۹۲).
۴: گرایش به خلاقیت و ابداع
خلاقیت، گرایشی در انسان است که می¬خواهد خلق کند و بیافریند چیزی را که نبوده و وجود نداشته¬است. هر انسانی براساس فطرت خویش تا اندازه¬ای میل و تمایل به خلاقیت دارد. انسان به اعتبار اینکه صورت الهی دارد و جانشین خداوند روی زمین می¬باشد صفات الهی در او تجلی کرده ¬است. اوست خدا، آفریننده نوساز، صورتگر، همه¬ نام¬های نیکو ویژه ¬اوست (حشر/۲۴) (مسائلی،۳۱:۱۳۸۸) و ما انسان را در بهترین صورت و اعتدال آفریدیم (تین/۴). هرچند انسان کامل¬ترین موجود و جانشین خدا در زمین است. اما برای دست¬یابی و رسیدن به کمالات باید به خودشناسی و خود سازی خود بپردازد. سپس معانی و حقایق را که از عالم و دین و قوانین الهی بدست آمده¬است را در ذهن خود خلق نماید و براساس معانی خلق کرده صورت بندی کند . هنر و صنعت ساخته او نیز به انسان رو می¬کند تا کاملا به خود بازگردد. یعنی انسان به جای اینکه نفس خود را به بیرون از خود منعکس کند در مرکز وجود خود مستقر می¬گرداند تا انسان بتواند شرف و عزت اصلی خود را که ارمغان ازلی اوست (فطرت) دریابد(همان).
این گرایش انسان را به این سو می¬کشاند که چیزی را که نیست ، بیافریند. این خلق و ابداع در او نوعی سرور و شادمانی ایجاد می¬کند این خلاقیت در امور محسوس و مادی قابل ملاحظه است، اما در امور نظری و عقلی بسیار فرح¬بخش¬تر است(خسروپناه،۱۰۶:۱۳۹۲). سرور و شادی در امور نظری و عقلی ناشی از تاثیرات محتوایی صنع انسانی با توانایی هدایتگری، اصلاح و عبرت آن که منجر به آرامش روحی آدمی می-گرددتحقق می¬یابد. بنابراین شهر و خانه سنتی چون هنر

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   دانلود پایان نامه ارشد درموردخواجه نظام الملک، امثال و حکم، ضرب المثل، حق الزحمه

دیدگاهتان را بنویسید