تمایزیافتگی درمانگر:
اصرار بوئن در مورد اینکه درمانگر وارد سیستم عاطفی خانواده نشود با رویکرد «غرقه ی کامل» خانواده درمانگرهایی نظیر آکرمن، ستیر، کمپبل یا ویته کر اختلاف چشمگیری دارد. بوئن معتقد است به عنوان یک پیش نیاز برای کار موثر با خانواده ها، درمانگران باید نسبت به اینکه خودشان چگونه تحت تاثیر خانواده ی اصلی شان بوده اند، آگاه باشند. در واقع، بوئن به طور فزاینده ای بر تمایزیافتگی خود درمانگر به عنوان عامل اصلی کارش تاکید می ورزد و معتقد است هر چه درمانگر بر روی تمایزیافتگی از خانواده ی اصلی خویش بیشتر کار کرده باشد، بهتر می تواند موضع بی طرف، غیرقابل نفوذ و عینی خود را در طول کار درمان حفظ کند. اگر یک درمانگر بیشتر از حد با یک عضو خانواده در مواجهه درمانی همانند سازی کند، احتمال دارد که موضوعات حل نشده ی دوران کودکی خودش دوباره زنده شود. بدون خود آگهی، ادراک های فرد، متاثر از تاریخچه ی شخصی او به غلط تعبیر می شوند. در آن صورت درمانگر ممکن است نتواند درکارش با دید عینی برخورد کند و یا برای درک مراجعان ویژه ای آمادگی داشته باشد. این قضیه اجتناب ناپذیر است که مسئله ای که تمایز یافتگی از خانواده ی اصلی را برای درمانگر تا این اندازه مهم می سازد این است که الگوهای رفتاری بین اشخاصی که درمانگر در خانواده ی اصلی خود آموخته است، در رابطه با مراجعان، تکرار خواهد شد(کوری[1]، 1996).
بوئن 5کارکرداساسی درمانگررادر،فرآینددرمان خانواده به شرح زیربیان می کند:
1)رابطه بین زن وشوهرراتعریف وروشن سازید(یعنی شجره نامه راترسیم کنید وبه کاربندید).
2)خودراازمثلث خانواده دورنگه دارید.
3)کارکردنظامهای عاطفی خانواده را آموزش دهید،درحالیکه ازنظریات این الگواستفاده میکنید.
4)تمایز وتقارنرابه وسیله کنترل خوددرطول درمان،نشان دهید.
5)مساله جدایی وقطع رابطه راحل کنید (کارلسون و اسپری.الولویس جی ترجمه نوابی نژاد, 1387).
واقعیت درمانی:
نظریه واقعیت درمانى[2] توسط ویلیام گلسر در طول زمانى که ریاست بخش روانپزشکى دانشگاه کالیفرنیا در لوسآنجلس را عهدهدار بود، گسترش یافت  گلاسر با این باور کارش را شروع کرد که درمان های رایج سلامت روان موثر نبوده اند و از این بابت اقدام به ایجاد واقعیت درمانی کرد.  زمانی که بیشتر در کارش پیشرفت کرد برای اینکه موافقت دیگر متخصصان را بدست آورد می بایست به تشریح چگونگی کار واقعیت درمانی می پرداخت (هووات[3]،‌1997). اساس واقعیت درمانی این است که ما در قبال آنچه که تصمیم می گیریم انجام دهیم مسئولیم. فرض بنیادی این است که تنها چیزی که می توانیم کنترل کنیم زندگی جاری خودمان است (کوری جرالد(2012). ترجمه:سید محمدی, 1392). تجارب و فعالیت های گلاسر در مدرسه ی دخترانه ی ونتورا بود که باعث شد تا گلاسر واقعیت درمانی را شکل دهد(کرسینی[4]،1973؛گلاسر،1965و1975) (شفیع‌آبادی, 1386). واقعیت درمانی گلاسر ,دوست داشتن آن چیزی است که مردم انجام می دهند، نه آن چیزی که احساس می کنند. دوست داشتن یک علاقه و درگیری سخت و بی امان است . این دیدگاه به نکات زیر در مشاوره اهمیت می دهد:اینکه شما چه می کنید:یعنی درگیری عاطفی با شما و یا آگاهی شما از دنیای واقعی. شما در دنیای واقعی زندگی می کنید. اعمال شما پیامدهایی دارد.پیامدهای انتخاب و اعمال خود را بپذیرید(السون[5]،1979 ) (شیلینگ، لوئیس، مترجم آرین, 1391) واقعیت درمانی نوعی روان درمانی است که درآن سعی می شود با توجه به مفاهیم واقعیت, مسئولیت و امور درست ونادرست در زندگی فرد به رفع مشکلات او کمک شود. نظرات افراد موثر در نظریه ی واقعیت درمانی دانشمندانی چون آبراهام مازلو [6]دکتر هارینگتون و دکتر پل دوبوآ [7]بود.دکتر پل دوبوآ مهمترین فردی بود که افکارش مقدمه ای بر پیدایش واقعیت درمانی شد (شفیع‌آبادی, 1386).
[1] Kowri
[2] Reality therapy
[3] Howatt
[4] Kersini
[5]Olson
[6] Maslow
[7] Pol doboa
لینک جزییات بیشتر و دانلود این پایان نامه:
اثر بخشی واقعیت درمانی در تمایز یافتگی وهموابستگی زوجین ناسازگار