دانلود پایان نامه رشته روانشناسی درباره جغرافیای شهری

دانلود پایان نامه

خواهد بود که در آن شش متغیر یاد شده، در سه سطح مختلف، بر ابعاد دوگانهی حق به شهر تاثیرگذار هستند.
3-4- جمعبندی نظری و نتایج مورد انتظار
براساس تحلیلهای نظری که حاصل تلفیق نظریههای حق به شهر لوفور و دیدگاههای فمینیست سوسیالیست است، به نظر میرسد که در زمینهی ارتباط میان جنسیت، طبقه و حق به شهر به یکی از چهار نتیجهگیری زیر میتوان رسید:
طبقه و جنسیت به مثابه دو متغیر مستقل از هم: در چنین حالتی هم تحلیل طبقاتی و هم تحلیل جنسیتی به شکل دو متغیر مجزا از هم معتبر هستند بدون آن که همپوشانی داشته باشند. در این صورت زنان تحت تاثیر دو عامل عمدهی سرمایه و جنسیت قرار خواهند گرفت که سازوکارهای متفاوتی دارند. ضمن این که مردان طبقات پایینتر نیز هم چون زنان مورد بیتفاوتی سازوکارهای فضایی قرار میگیرند.
زنان به مثابهی یک طبقهی جدید: این نتیجه نشان خواهد داد که باید تحلیل طبقاتی از وضعیت زنان در شهر صورت گیرد با این تفاوت که زنان لزوما با طبقات معرفی شده در نظریهی مارکسیستی منطبق نیستند بلکه نوعی دیگر از دسترسی به ابزار و روابط تولیدی دارند که مختص جنسیتشان است. این رویکرد در واقع تلفیقی جدید از مفهوم جنسیت و طبقه به دست خواهد داد طوری که برخلاف حالت اول، که در آن جنسیت و طبقه به مثابهی دو عامل مجزا و مستقل عمل میکردند در این حالت، این دو متغیر سنتز جدیدی را به وجود میآورند که میتوان از آن تحت عنوان طبقهی جنسیتی نام برد.
زنان به مثابهی عضوی از یکی از طبقات موجود: این تحلیل (که بیشترین تطابق را با جریان ارتودوکس مارکسیستی دارد) معتقد است که متغیر اصلی طبقه است و زمانی که تاثیر طبقه در نظر گرفته میشود، تاثیر جنسیت از بین میرود. اگر یافتهها (به خصوص تحلیل لجستیک دوگانه که بخت جنسیتی را میسنجد) نشان بدهد که جنسیت عاملی بیتاثیر است، و تفاوتهای موجود از ادراک از حق به شهر به لحاظ طبقاتی معنادار باشد میتوانیم این نوع از تحلیل را معتبر بدانیم.
جنسیت به عنوان تنها عامل تاثیرگذار: این نتیجه زمانی حاصل میشود که بررسی طبقاتی از میزان ادراک بهرهمندی از حق به شهر، تفاوت معناداری را میان طبقات مختلف شهری در این ادراک نشان ندهد ولی جنسیت به عنوان عامل تاثیرگذار بر ادراک از حق شهر شناسایی شود. این برداشت که میتواند در راستای نظریات شهری دورهی اخیر مانوئل کاستلز باشد، طبقه را به عنوان عامل اساسی شناسایی نمیکند (ساندرز، 1392) و معقتد است که تغییرات رخ داده در نظامهای ارتباطاتی و اطلاعاتی در جهان سبب شده است که برداشتهای متفاوتی نسبت به محیط و فضای اطراف خود داشته باشیم.
فصل چهارم
روش پژوهش
4-1- روش پژوهش
یک دستهبندی عام از روشهای مطالعه در علوم اجتماعی، روشهای اسنادی را که با مطالعهی منابع از پیش موجود انجام میشود از روشهای میدانی که با تولید دادههای جدید از میدانهای تحقیق انجام میشود جدا میکند. در پژوهش حاضر هم از روش اسنادی و هم از انواع روشهای میدانی استفاده شده است.
علاوه بر این دستهبندی عام، گرایش به تقسیمبندی روشهای جامعهشناختی به دو گروه کمی و کیفی وجود دارد. بحث پیرامون رویکردهای پوزیتویستی (کمیگرا) و تفسیرگرا (کیفیگرا) که عموما با تفاوتهای روششناختی شناخته میشوند یک بحث دیرین در علوم اجتماعی است (ویلیامز، 2000). یک علت مهم شکلگیری این بحثها اهمیت قابلیت تعمیمدهی یافتهها در جامعهشناسی است. این اهمیت تا حدی است که برخی از اندیشمندان تعمیمدهی را اساس و بنیان تفکر علمی جامعهشناختی قلمداد کردهاند (پین و ویلیامز، 2005: 295).
این بحث همچنان ادامه دارد و علیرغم ایجاد رویکردهای جدید و بینابینی و مطالعات میان رشتهای که از هر دو روش بهره میبرند، مناقشه میان کیفیگرایان و کمیگرایان به قوت خود باقی است. این در حالی است که هر یک از این روشها در واقع بخشی از یک واقعیت را پوشش میدهند که رویکرد دیگر به خوبی قادر به انجام آن نیست. بنابراین استفاده از روشهای کمی و کیفی در کنار هم در صورت امکان (به لحاظ موضوعی، گستردگی و سطح پژوهش)، بهترین گزینهی است که یک محقق جامعهشناس در اختیار دارد. این رویکردی است که در این پژوهش اتخاذ شده است طوری که در ابتدا از روش کمی با اهداف زیر استفاده شده است:
آزمون نظریهی لوفور و بررسی آماری ارتباطات و همبستگیهای استخراج شده از این چهارچوب نظری؛
بررسی آماری ارتباط مفهوم جنسیت و حق به شهر و مولفههای فضایی دیگر؛
خوشهبندی شهروندان به لحاظ مشارکت در شکلدهی به فضاهای شهری و بررسی زنان از منظر پلکان مشارکت شهری (نظریهی آرنستاین)؛
ارائهی شواهد تفصیلی آماری (توصیفی و استنباطی) از وضعیت مولفههای شهری، طبقهای و جنسیتی در شهر تهران.
تحلیل یافتههای کمی با نتیجهگیری در مورد ارتباط مفهوم حق به شهر (و عوامل تاثیرگذار بر آن) با مفاهیم دیگر از جمله جنسیت و طبقه همراه خواهد بود. ضمن این که با توجه به دستهبندی صورتگرفته از اطلاعات براساس منطقهی شهری، تحلیل با ارائهی گزارشی از وضعیت عوامل تبیینکنندهی یاد شده در مناطق شهری تهران همراه خواهد شد.
روش کیفی به لحاظ زمانی پس از روش کمی به کار گرفته شده است و با تکنیکهای مصاحبه باز و نیمهساختیافته و مشاهده مشارکتی و عکسبرداری در شهر تهران انجام شده است. هدف از استفاده از این روش، در ابتدا دریافت تایید تجربی برای یافتههای کمی و توسعهی آنها به لحاظ کیفی بوده است. ضمن این که روش کیفی معناهای عمقی ایجاد شده در ذهن شهروندان که ناشی از ادراک فضایی است را آشکار میکند و سازوکارها و ریشههای تولید برداشتها را مشخص میکند.
مطالعهی اسنادی برای این پژوهش از سال 1391 آغاز شده است. گرچه این مطالعات در ابتدا به شکل هدفمند نبود، در سال 1392 و 1393 به شکل مدونتری انجام گرفت و به تولید مقالات توسط نگارنده نیز منجر شد. بخش میدانی پژوهش در دو نوبت صورت گرفت. نوبت اول پژوهش میدانی بود که برای آزمون پرسشنامهی طراحی شده صورت گرفته بود و در یک جمعیت نمونهی 168 نفری در شهر تهران در سال 1392 انجام شد و به تصحیح و تکمیل پرسشنامهی ساخت محققان انجامید. نوبت دوم پژوهش میدانی در مناطق بیست و دوگانهی شهر تهران، در مرداد ماه 1393 آغاز شد و در آبان ماه 1393 به انجام رسید.
4-2- نوع و سطح متغیرهای اصلی
4-2-1- متغیر وابسته
مفهوم «حق به شهر» متغیر وابسته اصلی است که در بخش مبانی نظری به تفصیل مورد بحث قرار گرفته است. این مفهوم در ادبیات نظری به کار گرفته شده پیوند دهندهی سه سطح است. لوفور این سه سطح را به شرح زیر در بررسی امر شهری شناسایی کرده است:
سطح جهانی: این سطح دربرگیرندهی خطمشیهای نهادیای است که عموما توسط حکومتها و سیاستگذاران در سطح کلان و در چهارچوب اقتصاد-سیاسی تعیین میشوند و در نظام سرمایهداری چرخهی سرمایه و افزایش سود را اولین اولویت خود قرار میدهند؛
سطح میانی: این سطح دربرگیرندهی واقعیتهای فیزیکی، ساختها و اشکال فضایی است که در شهر وجود دارد؛ این سطح تحت سلطه و حاصل منطقی سطح جهانی است و توسط طراحان و سازماندهان شهری کنترل و بازتولید میشود؛
سطح خصوصی: این سطح دربرگیرندهی ادراک سطح خرد هر شهروند در ارتباط با امر شهری و حاصل زندگی روزمره در فضاهای شهری است (لوفور، 1991).
با قرار دادن دو مولفهی اصلی حق به شهر – اختصاصدهی شهر به خود و مشارکت در امر شهری – در هر یک از سطوح امر شهری میتوان به عوامل سهگانهی تاثیرگذار بر هر مولفه دست یافت. این دستهبندی در جدول شمارهی (4-1) به تصویر کشیده شده است.
در برآورد ادراک شهروندان از حق به شهر منظور ما فقط برآورد میزان این ادراک است. کیفیت آن و تفاوتهای موجود به لحاظ طبقاتی و جنسیتی در بخش کیفی همین پژوهش مورد بررسی قرار خواهد گرفت. بر این اساس ادراک شهروندان از بهرهمندی از حق به شهر با استفاده از 5 گویهی گزارش شده در جدول شماره (4-2) برآورد شده است.
جدول شمارهی (4-2): گویههای برآورد متغیر وابستهی حق به شهر
متغیر
گویهها
حق به شهر
حقوق شهروندان در این شهر به خوبی رعایت میشود.
حقوق شهروندان در اقشار مختلف به یک اندازه پاس داشته نمیشود.
حق استفاده از شهر بین همهی اقشار به یکسان توزیع شده است.
به نظر من حق افرادی با موقعیت اجتماعی من در شهر پایمال می شود.
حقوق شهری، همهی اقشار را به یکسان مورد حمایت قرار میدهد.
4-2-2- متغیرهای مستقل
متغیرهای مستقل متغیرهایی هستند که در جدول شمارهی (4-1) ذیل دو مولفهی مشارکت و اختصاصدهی عنوان شدهاند. این جدول نشان میدهد که کدام دسته از متغیرهای مستقل ششگانه، بر ابعاد دوگانهی متغیر وابستهی «حق به شهر» تاثیرگذار هستند.
تعریف عملیاتی متغیرها، آنها را بر حسب عملیاتی توصیف میکند که برای تولید داده به کار خواهد رفت؛ به این منظور پژوهشگر یا از سوالات نمونهوار استفاده میکند یا ابزار مورد نظر را ضمیمه میسازد. در ادامه هر یک از متغیرهای مستقل، ابعاد و مولفههای آنان را ذکر کرده و گویههای به کار برده شده برای سنجش عملیاتی آنها ارائه میشود.
چنانکه در جدول شمارهی (4-1) مشاهده میشود، مولفههای تاثیرگذار بر بعد «مشارکت در شهر» عبارتند از:
تصمیمگیری شهری: تصمیمگیریهای کلان شهری در چهارچوب اقتصاد سیاسی نظام سرمایهداری و توسط سران سرمایه که عموما سران سیاست نیز هستند صورت گرفته است. اما جغرافیای شهری کنونی تنها ناشی از رابطهی میان جایگاههای تولیدی نیست بلکه جایگاه بازتولیدی مردان و زنان نیز در ساخت آن نقش داشته است (کوهن و ولپ، 1978: 7)؛ جنسیت نیز عامل تعیین کنندهای در شکلدهی به آن محسوب میشود.
سازماندهی شهری: سازماندهی شهری در ادبیات لوفور جایگاه عمدهای دارد. او اگرچه به مکاتب تفسیری که تعبیرهای نمادین از شهر و بدنهی شهری دارند، علاقهای ندارد اما نوع سازماندهی و طراحی شهری را در نگرش شهروندان و در فراگردهای زندگی روزمرهی آنان دخیل و تاثیرگذار میداند. مطالعات در زمینهی جغرافیای شهری نشان دادهاند که زنان عموما یا در جغرافیای شهری نامرئی هستند (ر.ک به هیفورد، 1974 و لریمور 1978) و یا به عنوان جانشینان سرپرست خانوار در نظر گرفته شدهاند (تیورز، 1978: 304). برنت (1973: 57) نیز مدلهای ساختار شهری را به این دلیل مورد انتقاد قرار داده است که پیشفرض اولیهی خود را یک جامعهی ساخته شده از خانوادهی هستهای پدرسالار با تقسیم کار سنتی میان دو جنس قرار داده است.
تولید فضا: این مفهوم نقشی کلیدی در نظریهی لوفور (1991) دارد و در کتابی به همین عنوان مورد بحث قرار گرفته است. آنچه لوفور از آن تحت عنوان تولید فضا یاد میکند فعالیت سیاسی در بازپسگیری شهر برای شهروندان از نظامی است که برپایهی افزایش مصرف شهروندان و سوددهی بیشتر شهر را از آن خود کرده است. این مفهوم اشاره به حرکتی فردی و سیاسی برای از آن خود کردن شهر و فضاهای آن دارد.
مولفهی تاثیرگذار بر بعد «اختصاصدهی شهر به خود» عبارتند از:
سهم فیزیکی: لوفور به این مساله توجه کرده است که علاوه بر تقسیمبندیهای صرفا فضایی، امکان ایجاد دستهبندی فضایی-زمانی در به کارگیری فضاهای شهری قابل انجام است. ایجاد محدودیت زمانی در استفاده از خدمات شهری مانع بهرهمندی شهروندان و مانع تحقق اختصاصدهی شهر به خود است. اختصاص یافتن زمانها و مکانهای خاص شهری به یک جنسیت خاص چه به طور رسمی و چه به طور غیررسمی مانع اختصاص دهی شهر به خود است (رهبری، 1391).
کنترل و مالکیت فضا: کنترل و مالکیت در دیدگاه لوفور مفهومی اقتصادی-سیاسی است. با توجه به ریشههای مارکسیستی نگرش لوفور، اقتصاد تعیینکنندهی سیاست شهری نیز هست. لوفور و پس از او ساندرز (1989)، کاستلز (1980) و هاروی (1391) به مسالهی کنترل و مالکیت فضا توجه کردهاند. برای نمونه، مصرف مناطق خوشآب و هوا توسط طبقات بالای جامعه، به دلیل روندهای جاری در قیمت زمین و مسکن و تجمع تسهیلات فراغتی در مناطق به اصطلاح «بالاشهری» که امکان سوددهی و تضمین بازتولید سرمایه را تامین میکند یکی از مصداقهای کنترل و مالکیت شهری توسط طبقات بالادست است. شاید بتوان الگوی مشابهی برای کنترل و مالکیت فضاها برحسب جنسیت به دست آورد طوری که زنان کمتر از مردان مالکان زمینها و مساکن شهری باشند.
سرزندگی شهری: لوفور سرزندگی شهری را در قالب سه متغیر امنیت، ارتباطات و تفریح مطرح میکند (لوفور، 1991). در حالی که جرایم بیشتر توسط مردان روی میدهد و قربانیان آن عموما مردان هستند، (گوتدینرو باد، 1390: 287) احساس ناامنی پدیدهای است که بیشتر در زنان مشاهده میشود. در زمینهی ارتباطات، تفریح و امنیت به نظر میرسد حمل و نقل مناسب عمومی، مهدکودکهای موقت و زمینهای بازی امن (برای نگهداری کودکان هنگامی که زنان در حال انجام فعالیتهای بیرون از خانه هستند)، پیادهروهای مناسب (به دلیل دسترسی کمتر زنان به وسایل نقلیهی شخصی) خدمات است که زنان در خدمات شهری جای خالی آن را احساس میکنند (گرید، 1994).
اولین متغیر تاثیرگذار بر مشارکت شهری، تصمیمگیری است که در سطح کلان قرار دارد. این متغیر با استفاده از گویههای تصویر شده در جدول شمارهی (4-3) زیر اندازهگیری شده است.
جدول شمارهی (4-3): گویههای برآورد متغیر تصمیمگیری
متغیر
گویهها

 

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   پایان نامه ارشد با موضوع نسبت

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

تصمیمگیری
میزان مشارکت مردم در تصمیمگیریهای شهری خوب است.
تصمیمگیریهای عمومی شهر با مشورت شهروندان صورت میگیرد.
در میان تصمیمگیرندگان شهری، نمایندگانی از بیشتر اقشار شهروندان وجود دارد.
دومین متغیر تاثیرگذار بر مشارکت شهری، در سطح میانی سازماندهی شهری است که با استفاده از گویههای تصویر شده در جدول شمارهی (4-4) اندازهگیری شده است.
جدول شمارهی (4-4): گویههای برآورد متغیر سازماندهی شهری
متغیر
متغیر
سازماندهی شهر
شهر تهران بیشتر مناسب پیادهها ساخته شده است تا سوارهها.
شکل فضاهای عمومی مانند گذرگاهها، مکانهای تفریحی و محلههای شهر رضایت بخش است.
دخالت مردم در طراحی فضای زندگیشان گسترده است.
رسیدگی مسئولان به خیابانها بیش از پیادهروها است.

مفهوم تولید فضا در ادبیات لوفور معنای گستردهای دارد. مفهومی که در این پژوهش مورد تمرکز است ادراک شهروندان از شهر به مثابهی مکانی برای انجام کنشهای جمعی اجتماعی است. این متغیر که سومین متغیر تاثیرگذار بر ادارک از مشارکت شهری و در سطح خرد است، با استفاده از گویههای گزارش شده در جدول شمارهی (4-5) اندازهگیری شده است.
جدول شمارهی (4-5): گویههای برآورد متغیر تولید فضا
متغیر
گویهها
تولید فضا
شلوغی فضاهای شهری، شهر را به مکان خوشایندتری تبدیل میکند.
مکانهای عمومی شهر از مکانهای خصوصی خوشایندتر است.
در این شهر مردم فعالیتهای اجتماعی و تفریحی مشترک انجام میدهند.

فعالیتهای اجتماعی و جمعی شهروندان در شهر تهران محدود است.
در بعد اختصاصدهی

پاسخی بگذارید