دانلود پایان نامه رشته روانشناسی در مورد مشکلات رفتاری

دانلود پایان نامه

آرامش سازی، الگوبرداری نمایشی
++
++

++ نرخ ضربان پایین‌تر؛
++ فشار خون پایین‌‍تر
دالکوئیست و همکاران
(1985)
مختلط
3 (1 د/ 2 پ)
گزارش موردی
فردی
4
مدیریت شرطی، هپنوتیزم، آموزش آرامشسازی
+++

پایان نامهاینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

کلرمن
(1983)
مختلط
18 (10 د/8 پ)
اندازه گیری های مکرر
فردی
2 جلسه در حین رویه های طبی
هپنوتیزم، آموزش آرامشسازی
++
++
کلرمن
(1979)
سرطان خون
1 دختر
مطالعه موردی
فردی
مدیریت شرطی، هپنوتیزم، آموزش آرامشسازی
+++
Attn= توجه؛ CBT=درمان شناختی-رفتاری؛ NRT= آزمایش غیرتصادفی؛ RCT = آزمایش بالینی تصادفی؛ tx=درمان
+ = معناداری آماری بهبود نسبت به گروه کنترل؛ 0 = عدم معناداری آماری بهبود نسبت به گروه کنترل؛ ++ معناداری آماری بهبور در پیش-پس آزمون؛ 00 = عدم معناداری آماری بهبود در پیش-پس آزمون
فوسون، مارتین و هالوی (1990) در پژوهشی اثر بازی درمانی را بر کودکان 5 تا 11 ساله ی بستری در بیمارستان بررسی کردند و نتایج حاکی از کاهش معنادار اضطراب کودکان در گروه آزمایشی بود.
کاردیو و لوی(1988)، در پژوهشی اثربخشی بازی درمانی را بر کودکان 2 تا 6 ساله ی بستری در بیمارستان بررسی کرده و به این یافته ها دست یافتند که آزمودنی های گروه آزمایش در مقایسه با گروه گواه، کمتر مضطرب بودند، بهتر می خوابیدند و واپس روی کمتری داشتند.
کاتنر، بومن، و تیزدل (1988)، اثر بخشی “مداخله تخیلی” هپنوتیزمی، انحراف رفتاری و عملیات پزشکی استاندارد را در کاهش درد، پریشانی و اضطراب در کودکان مبتلا به سرطان خون، در حین اسپیراسیون مغز استخوان مورد مقایسه قرار دادند. عملیات پزشکی استاندارد بدون استفاده فعال از اسباب بازی ها، کتاب ها یا فنون متمرکز بر کودک نظیر داستان های جالب یا ماجراجویانه و نیز بدون هیچگونه آماده سازی برای رویه انجام می شد. دو گروه از کودکان، 3 تا 6 سال، و 7 تا 10 سال، به طور تصادفی به سه گروه درمانی تخصیص داده شدند. دو جلسه مداخله ای به آنان ارائه شد. شرکت کنندگان در هر دو گروه آزمایش تحت یک جلسه 5 تا 20 دقیقه ای آماده ساز قرار گرفتند که در طول آن کودک با روش درمان روان شناختی بلافاصله پیش از رویه های طبی آشنا می شد. به گروه دوم تحت انحراف رفتاری در مرحله آماده سازی اسباب بازی ها، عروسک ها، کتاب های داستانی متحرک، و حباب های صابونی ارائه می شد. در مرحله انجام رویه پزشکی آن ها به انتخاب مشخصه دیداری که در اتاق درمان اضطراب مورد انتظار را کاهش می داد تشویق می شدند، مثلا یافتن آنچه در کتابخانه پنهان شده است. گروه سوم تحت مداخله تخیلی در حین جلسه آماده سازی در تعاملی لذت بخش درگیر می شدند که در آن تعدادی پیشنهادات غیر مستقیم برای ایجاد رفتارهای هپنوتیزم مانند به آنان عرضه می شد. فن “خاموش کردن-درد” نیز برای بی حسی هپنوتیزمی به آنان آموزش داده شد. در حین رویه ها در مرحله پزشکی، کودکان این گروه تجربه تخیلی هپنوتیزمی را دریافت کردند که منجر به تفسیر متفاوتی از تجربه آزار دهنده میشد. در مداخله آماده ساز، نمره دهی مشاهداتی از پریشانی، کاهش معناداری را برای گروه کم سن و سال تر در درمان هپنوتیزمی نشان داد، درحالیکه کودکان بزرگتر تقلیل های معناداری را در هر دو شرایط درمانی برای درد و اضطراب با نمره دهی مشاهده گر نشان دادند. در مداخله مربوط به مرحله انجام رویه های پزشکی، همه گروه ها کاهش هایی را نشان دادند و گروه کنترل نیز به نظر تحت تاثیر افزایش دانش کارکنان که از دو گروه درمانی دیگر اخد کرده بودند واقع شده و کاهش در درد و اضطراب را نشان دادند. روش هپنوتیزمی با تمرکز درونی دارای اثر همه یا هیچ بود، در حالیکه انحراف نیاز به مهارت های مقابله ای فراگرفته شده در طول جلسه اول یا جلساتی بیشتر را نشان داد.
کوپر و بلیتز (1983) در مطالعه خود از برنامه بازی درمانی طراحی شده در بخش کودکان سرطانی 42 تخته بیمارستان سلوآن-کترینگ برای ارتقای همکاری کودکان با درمان های پزشکی و کمک به آنان در مقابله با تشخیص، درمان و بستری شدن استفاده کردند. نتایج مطالعه آن ها بهبود در وضعیت سلامت عمومی روان شناختی کودکان را نشان داد.
2-5-2. پژوهش ها در داخل کشور
آقامحمدیان شعرباف، صفدری، قنبری، و بنی هاشمی (2013) تاثیر قصه درمانی را بر کاهش اضطراب کودکان سرطانی مورد بررسی قرار دادند. روش اجرای پژوهش آن ها کاربردی و از نوع نیمه آزمایشی بود. با بهره گرفتن از روش نمونه گیری در دسترس از میان کودکان مراجعه کننده به بیمارستان دکتر شیخ مشهد در محدوده سنی8 تا 12 سال تعداد 27 نفر برای شرکت درپژوهش انتخاب شدند و در گروه کنترل و آزمایش به طورتصادفی گمارده شدند. این افراد درابتدا با آزمون SCSRED جهت اندازه گیری میزان اضطراب، مورد آزمون قرار گرفتند. سپس درگروه آزمایش، مداخله قصه درمانی به مدت 8 جلسه اجراشد. بعد از اتمام این دوره درمان به منظورسنجش میزان تغییر متغیر وابسته (میزان اضطراب)، مجددا آزمون SCSRED به عنوان پس آزمون در هر دو گروه اجرا گردید. بر روی داده ها آزمون آماری t و آنوا (ANOVA) انجام گرفت. نتایج تحلیل آماری به تاثید فرضیه آن ها با معناداری 0.05p انجامید. بدین معنا که قصه درمانی در گروه آزمایش به طور معناداری موجب کاهش اضطراب در مقایسه با افرادی که درمان رایج را دریافت نکرده بودند شده بود. آنان با توجه با یافته های پژوهش خود چنین نتیجه گرفتند که قصه درمانی برکاهش اضطراب کودکان سرطانی تأثیرگذار است. به این دلیل که کودک از طریق قصه متوجه می شود که دیگران نیز دارای مشکل هستند و سعی می کنند که مشکلات خود را ازطریق تفکر و راه درست حل کنند.
جدید، حکمت پو، اقبالی، و معماری (1391) تجارب والدین دارای کودک مبتلا به سرطان خون را در مطالعه ای کیفی با رویکرد آنالیز محتوا و جمع آوری اطلاعات با بهره گرفتن از مصاحبه مورد بررسی قرار دادند. مطالعه با نمونه گیری هدفمند شروع و در طی تکامل طبقات، با نمونه گیری نظری تا اشباع داده ها ادامه یافت. تعداد22 نفراز والدین به مدت 2 ماه مورد مصاحبه قرار گرفتند. بررسی داده ها به روش تجزیه و تحلیل مداوم مقایسه ای انجام گردید. یافته های آن ها نشان داد که بریدن از زندگی، کوله بار مشکلات، کتمان سرطان از فرزند و دیگران، توکل به خدا، ازخودگذشتگی والدین، سازگاری، قصورات درمانی، تعاملات انسانی اثر بخش و تسهیلات بیمارستانی به عنوان کدهای سطح سوم ناشی از تبیین تجربیات والدین دارای فرزند سرطانی و”به بن بست رسیدن زندگی والدین” به عنوان تم یا درون مایه اصلی پدیدار شده اند. دراین پژوهش، تجارب والدین دارای کودک مبتلا به سرطان با ژرفای بیشتری مورد شناسایی قرارگرفت و درو نمایه اصلی این مطالعه یعنی ” به بن بست رسیدن زندگی والدین ” لزوم توجه همه جانبه به آنها را مورد تاکید قرار داد.این پژوهشگران نتیجه گرفتند که بهره گیری بیشتر از تجارب والدین کمک می کند تا با افزایش امیدواری آنها، انجام مراقبت های درمانی اثر بخش تر شود.
بزمی و نرسی (1391) در مطالعه ای شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون یک گروهی، اثر تکنیک های بازی درمانی را در کاهش اضطراب و افزایش احساسات مثبت و سطح سازگاری عمومی در کودکان 9-12 ساله مبتلا به سرطان خون مورد بررسی قرار دادند. گروه نمونه آن ها 30 کودک 9 تا 12 ساله مبتلا به سرطان خون در مرکز طبی اطفال شهر تهران بود که به روش در دسترس نمونه گیری شدند. سه آزمون پرسشنامه اضطراب حالتی اسپیل برگر کودکان، آزمون جملات ناتمام راتر، برای سنجش احساساست مثبت و سازگاری عمومی آزمون ترسیم آدمک رنگی روآیه بکار برده شد. تجریه تحلیل یافته های آن ها با بهره گرفتن از آزمون t گروه های همبسته حاکی از آن بود که تاثیر تکنیک های بازی درمانی در کاهش اضطراب و احساس ناامنی و افزایش سطح سازگاری و احساسات مثبت در کودکان مبتلا به سرطان بود.
فرخ نیا، شهدیدی، فتح آبادی (1390) اثربخشی استفاده توام از مداخلات شناختی آماده سازی کودک و والد و انحراف مسیر توجه کودک، روی شدت درد گزارش شده، میزان پریشانی ناشی از نمونه گیری یا تزریق به مایع مغزی-نخاعی و سطح کیفیت زندگی موقعیتی کودکان مبتلا به سرطان را مورد مطالعه قرار دادند. پژوهش آن ها یک مطالعه کارآزمایی بالینی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آن ها شامل پژوهش حاضر یک مطالعه کارآزمایی بالینی ، ب ا طرح پیش آزمون – پس آزمون با گروه شاهد بود. جامعه شامل تمام کودکان مبتلا به انواع سرطان بود که به بیمارستان محک و مفید در شهر تهران مراجعه کرده بودند. 41 زوج کودک و والد انتخاب شدند و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه قرار گرفتند.کودکان دوبار ملاقات شدند. در ملاقات اول، هر دو گروه تحت مراقبت معمول قرار گرفتند و در ملاقات دوم، گروه آزمایش مداخلات شناختی و گروه شاهد مراقبت معمول دریافت کردند. داده ها، از طریق پرسشنامه اطلاعات جمعیت شناختی، مقیاس های اوچر، چئوپس و کیفیت زندگی قیاسی- دیداری عملکرد کنونی در طب اطفال گرد آوری شدند. نتایج مطالعه آن ها نشان داد که مداخلات شناختی آماده سازی کودک و والد و انحراف مسیر توجه کودک توانست شدت درد و سطح پریشانی را کاهش دهد و کیفیت زندگی موقعیتی کودکان را بهبود بخشد. بین شدت درد گزارش شده و میزان پریشانی همبستگی معنادار مثبت، بین کیفیت زندگی موقعیتی و شدت درد همبستگی معنادار منفی و بین کیفیت زندگی موقعیتی و پریشانی، همبستگی معنادار منفی یافت شد. بدین ترتیب آن ها نتیجه گرفتند که مداخلات شناختی در کاهش شدت درد گزارش شده، پریشانی و بهبود کیفیت زندگی موقعیتی کودکان مبتلا به سرطان که تحت نمونه گیری از مایع مغزی- نخاعی قرار دارند، مؤثر است و آن ها پیشنهاد کردند که در این اقدام دردناک، جهت مدیریت درد و پریشانی کودک از مداخلات شناختی استفاده شود.
عبدخدایی و صادقی اردوبادی (1390) میزان اضطراب جدایی کودکان و اثربخشی بازی درمانی مبتنی بر رویکرد رفتاری- شناختی بر کاهش اضطراب جدایی را بررسی کرده اند و روش مطالعه آنها عبارت بود از جامعه تحقیق کودکان مهد کودک‌های منطقه 2 شهرداری شهر مشهد. تعداد نمونه، در بخش اول مطالعه 358 نفر بوده اند و با روش نمونه‌گیری تصادفی چند مرحله‌ای انتخاب شدند و برای بخش دوم مطالعه 30 کودک دارای اضطراب جدایی که والدینشان رضایت شرکت در جلسات بازی درمانی را داشتند با گمارش تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه قرار گرفتند. ابزار اندازه‌گیری پرسشنامه علائم مرضی کودکان بود. برای گروه آزمایش 10 جلسه بازی درمانی با رویکرد شناختی رفتاری انجام شد. یافته‌ها در بخش اول مطالعه از 358 نفر شرکت کننده 97/13 درصد دارای اضطراب جدایی تشخیص داده شدند و در بخش دوم مطالعه تفاوت معنی‌داری بین میزان اضطراب جدایی آزمودنیهای گروه آزمایش در مقایسه با گروه گواه در مراحل پس آزمون و پیگیری مشاهده شد و اضطراب جدایی آزمودنیهای گروه آزمایش کاهش چشمگیری را نشان داد. نتیجه‌گیری آن ها نشان می دهد که میزان اضطراب جدایی در کودکان از آمار قابل توجهی برخوردار است و با توجه به پیامدهای نامطلوب آن ازجمله مشکلات حضور در مدرسه، درمان آن حائز اهمیت است و کودکانی که برنامه درمانی را دریافت می‌کنند، پس از درمان و همچنین مرحله پیگیری کاهش معنی‌داری در اضطراب جدایی نشان می‌دهند و بدین ترتیب آن ها این درمان با توجه به جذابیت آن برای کودکان توصیه کرده اند.
زارعپور و همکاران (1388) در مطالعه ای مداخله ای تاثیر بازی درمانی گروهی را بر میزان افسردگی کودکان مبتلا به سرطان مورد بررسی قرار دادند. جامعه پژوهش آن ها کودکان 6 تا 15 ساله مبتلا به سرطان بستری در مرکز درمانی-رفاهی محک در سال 1386 بودند. شیوه نمونه گیری آن ها در دسترس بوده و برای محاسبه نمره افسردگی از ابزار CDS-A استفاده کردند. در نهایت 24 نفر را که نمره 84 به بالا را کسب کرده و افسرده شناسایی شده بودند را به طور تصادفی به دو گروه مداخله و کنترل تخصیص دادند. سپس جلسات بازی درمانی (7جلسه، 2 ساعته) در اتاق بازی بر روی گروه مداخله اجرا شد و در پایان برنامه بازی دوباره بر روی هر دو گروه آموزن بررسی افسردگی بعد از یک هفته اجرا شد. یافته های آنها با بهره گرفتن از روش های آماری من ویتنی U، کروسکال والیس و ویلکاکسون نشان داد که تفاوت نمرات میانگین پیش آزمون و پس آزمون برای گروه آزمایش دارای معناداری آماری است. بدین ترتیب از آنجا که یافته های آن ها نشان داد بازی درمانی به طور معناداری موجب کاهش افسردگی گروه مداخله در مقایسه با گروه کنترل گشته است، آن ها چنین نتیجه گرفتند که بازی می تواند به عنوان یک مداخله موثر به وسیله اعضای تیم بهداشتی برای کمک به کودکان بستری استفاده شود تا آن ها را برای انجام روش های درمانی دردناک و تنش ناشی از بستری شدن آماده و سازگار نماید.
احمدی و زارع (1388) در مطالعه ای اثر بخشی بازی درمانی به شیوه شناختی-رفتاری را در کاهش مشکلات رفتاری کودکان 7 تا 9 ساله پسر مورد بررسی قرار داده و نشان دادند که جلسات بازی درمانی شناختی-رفتاری موجب کاهش مشکلات رفتاری کودکان می شود.
2-6. جمع بندی
بنابر آنچه ذکر آن رفت می توان بیان داشت که تحقیقات نشان میدهند در سرطان شناسی طب اطفال، درد علامتی است که کودکان بیش از همه از آن می ترسند (فرخ نیا، شهیدی، و فتح آبادی، 1390). اقدامات دردناک متعددی روی کودکان مبتلا به سرطان صورت می گیرد. از میان اقدامات بسیار زجر آور تشخیصی و درمانی در سرطان طب اطفال، آسپیراسیون مغز استخوان، پانکچر کمری یا نمونه گیری مایع مغزی- نخاعی و تزریق های وریدی می باشند که بر طبق گزارشاتی شرح آن ها رفت چنین اقداماتی درجات بالایی از درد، ترس، اضطراب و پریشانی هیجانی در کودک ایجاد می کنند. درد برای کودکان مضر است و دردی که تخفیف نیابد، پیامدهای جسمانی و روان شناختی منفی دارد. عدم کاهش درد، از کیفیت زندگی رضایت بخش ممانعت به عمل می آورد فرخ نیا، شهیدی، و فتح آبادی، 1390). از راهبردهای غیر دارویی به طور گسترده ای در مدیریت درد و مقابله با پریشانی هیجانی استفاده می شود. پاره ای از مولفه های درمان شناختی-رفتاری چون مدیریت شرطی ها، هپنوتیزم، انحراف توجه/شناخت، حساسیت زدایی منظم، الگوبرداری و ترکیبی از آن ها به عنوان بسته مدخلات رفتاری چندوجهی از راهبردهایی هستند که اثربخشی آن ها در کاهش درد، اضطراب و پریشانی های کودک به خوبی اثبات شده اند. در این میان ترکیب بازی درمانی سنتی با درمان های شناختی-رفتاری به منظور تنظیم کردن درمان های شناختی-رفتاری با سطح تحولی کودک، نیاز کمتر به برقراری ارتباط کلامی و نیز کاهش نیاز به ابراز کلامی مشکل از سوی کودکان دستاوردهای در خور توجهی در این زمینه به همراه آورده است. بطوریکه توجه محققان در این زمینه به ایجاد و بررسی اثربخشی چنین درمان هایی جلب شده است و آن ها شروع به اقدام استفاده از مولفه های درمان شناختی-رفتاری در برنامه بازی ها به قصد آشنا ساختن کودک با فنون رفتاری در مرحله آماده سازی برای رویه های طبی دردناک پیشرو و نیز بهره گیری از بازی های در حین مراحل دردناک تشخیص و درمان کرده اند، نظیر مدیریت شرطی ها (تشویق ها و تقویت های واکنش های مثبت کودک به رویه های پزشکی در هنگام آماده سازی آن ها از طریق بازی ها یا حین انجام رویه های طبی واقعی) انحراف فکر (مثلا حباب سازی و استفاده از سوت یا بازی های کامپیوتری)، هپنوتیزم (از طریق داستان ها و خیال پردازی ها)، حساسیت زدایی منظم (مثلا از طریق رویارویی موفقیت آمیز قهرمان داستان کودک با سلسله مراتب ترس های وی)، تمرینات رفتاری (بازی با عروسک ها و ایفای نقش برای فراگرفتن واکنش های مقابله ای در برابر رویه های دردناک پزشکی)، الگوبرداری نمایشی و غیره.
بدین ترتیب در پژوهش حاضر نیز سعی بر آن بوده تا با ادغام مولفه های درمان شناختی-رفتاری با

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   پایان نامه روانشناسی با موضوع : کودکان مبتلا به ADHD-خرید پایان نامه کامل

دیدگاهتان را بنویسید