دانلود پایان نامه روانشناسی : تحصیلات تکمیلی

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

مهاجرین پرداخته است. مهاجران اسکان یافته در ایران را به دو گروه تقسیم کرده که گروه نخست را پناه جویان تشکیل می دهند. با استفاده از یافته های تحقیق، نویسنده در نتیجه گیری از مهاجران در ایران به این مطلب اشاره نموده که هرچند مهاجران افغانی به احتمال قوی امکان دست و پاکردن شغلی را در بازار کار ایران داشته اند، اما بر اساس پایه ی تحصیلات و مهارت هایشان و نیز امکانات و محدودیت های جامعه ایران درامد و سرمایه قابل توجهی عایدشان نشده است. به علاوه با توجه به اینکه بسیاری از آنها مجبور به ارسال پول به کشورشان بوده اند، ولی این وجوه دریافتی شان امکان رهایی از فقر را به آنها نداده است. نویسندگان، همچنان در رابطه با مهاجرت ایرانیان به خارج نیز پرداخته اند که عوامل آن را اقتصادی، اجتماعی و سیاسی دانسته و و چنین بیان نموده اند: “این مهاجرین در جوامعی با توانایی های بسیار بالایی در اروپا و آمریکا مهاجرت کرده اند، و تعداد قابل ملاحظه ای از نیروی کار ایرانی غیر ماهر و نیمه ماهر طی ده تا پانزده سال گذشته به کشورهای خلیج فارس و ژاپن رفتند”.
زهرا، کریمی موغاری در سال 1383 تحقیقی را تحت عنوان ” تأثیر مهاجرین افغانی بر سطح دستمزد و اشتغال در ایران ” انجام داده است. در این تحقیق، تاثیر کارگران افغانی بر دستمزد و نرخ بیکاری در ایران مورد بررسی قرار گرفته و در قسمت دوم، نویسنده به مرور مقالاتی که تاثیر مهاجرین بر بازار کار کشورهای مهاجرپذیر را مورد مطالعه قرار داده اند، با استفاده از الگوی بورجاس(1995) پرداخته و نتایج آن را مطرح نموده است. و در قسمت دیگر، وضعیت پناهندگان افغانی در بازار کار ایران را مورد بررسی قرار داده و همچنان موضوع بازگشت افغانها را نیز در این پژوهش مطرح نموده است که در اینجا به نکات مهم و یافته های نویسنده از نتیجه ی این تحقیق اشاره می نماییم. نویسنده در رابطه به علل مهاجرت افغان ها، جنگ های طولانی، اقتصاد درهم شکسته و خشکسالی های پی در پی در افغانستان را نه تنها مانعی بازگشت مهاجرین افغانی دانسته، بلکه چنین بیان نموده که این عوامل، به طور مداوم موج جدیدی از پناهندگان را ایجاد کرده اند. در این تحقیق بیان شده که از کل مهاجرین افغانی که در ایران پناه گرفته اند، کمتر از ده درصد در اردوگاه های ویژه پناهندگان جای گرفته اند و بقیه در شهرها و روستاها و در میان ایرانیان زندگی نموده و از طریق کار خویش امرار معاش می کنند. وی بیان کرده که تقریباً تمام کارگران افغانی به صورت غیر قانونی مشغول به کار هستند. و عموماً کارگران غیر ماهر و ارزان قیمت هستند، که هر کاری به آنها پیشنهاد شود می پذیرند و بر همین اساس، مشاغل سخت را به عهده گرفته اند. در طول بیش از دو دهه، کارگران افغانی عرضه نیروی کار ایران را افزایش داده اند به همین جهت، طی این دوره افزایش دستمزد کارگران غیر ماهر، به ویژه در بخش ساختمان، که کارگران افغانی در آن سهم بالای دارند، بسیار کند بوده است. نویسنده در این پژوهش برای تخمین تاثیر مهاجرین افغانی بر نرخ بیکاری، از معادلات رگرسیونی استفاده نموده و نتایج محاسبات نشان داده که کارگران افغانی در استانهای نسبتاً پر رونقی چون: تهران، اصفهان، خراسان و … مشغول به کار شده اند که تقاضا برای نیروی کار ساده در آنها بالا بوده است. از آنجا که کارگران ایرانی به سهولت می توانند در کشور جابه جا شوند، حضور کارگران افغانی در برخی از استان ها سبب افزایش نرخ بیکاری در نقاط شهری و روستایی این استان ها نشده است. ولی نرخ بیکاری در کل کشور بالا رفته است. نویسنده در این پژوهش، در مورد تخمین میزان تاثیر حضور مهاجرین افغانی بر نرخ بیکاری کشور در طی چند دهه دو دیدگاه کاملاً متفاوت را مورد بررسی قرار داده است که در اینجا به آن اشاره می نمایم: دیدگاه اول: برخی از کارشناسان و مقامات کشور معتقدند که اگر افغان ها، که حدود یک میلیون فرصت شغلی را در ایران اشغال کرده اند، به کشور خویش بازگردند، کارگران بیکار ایرانی امکان کار خواهند یافت. دیدگاه دوم: برخی از اقتصاد دانان و فعالان تشکل های کارفرمایی، بر خلاف گروه اول، بر این عقیده اند که اگر کارگران ایرانی جایگزین کارگران افغانی شوند، هزینه تولید به شدت افزایش و تولید در بخش های مختلف اقتصادی کاهش خواهد یافت. این گروه اظهار می دارند که خروج کارگران افغانی به کمبود نیروی کار ساده در کشور منجر خواهد شد، زیرا نیروی کار تحصیل کرده ایرانی مشاغل دشواری که افغانها اشغال می کردند، نمی پذیرد و شمار بیکاران بیسواد و کم سواد که می توانند به جای افغانها کار کنند، به اندازه کافی نیست، بنا براین دستمزد کارگران ساده و هزینه تولید، به ویژه در بخش ساختمان، افزایش خواهد یافت. نویسنده، جدولی را در رابطه به آمار مربوط به تعداد کارگران افغانی و شمار بیکاران بیسواد و کم سواد (دارای تحصیلات راهنمایی و کمتر) ایرانی، در استان های مختلف کشور که توسط وزارت کشور و مراکز آمار ایران در 1380 صورت گرفته بود، آورده که به مراتب تعداد کارگران افغانی بیشتر از بیکاران بیسوا و کم سواد ایرانی هستند. بطور مثال: در استان تهران 157000 افغانی مشغول کار هستند، در حالی که تعداد بی سواد و کم سواد این استان کمتر از 107000 نفر است. در استان اصفهان حدود 130 هزار کارگر افغانی زندگی می کنند، در حالی که تعداد بیکاران بیسواد و کم سواد ایرانی در این استان که ممکن است کارهای سخت را بپذیرند، کمتر از 60 هزار نفر هستند. بیش از 67 درصد از کارگران افغانی در 9 استان کشور، که تعداد بیکاران بیسواد و کم سواد در آنها نسبتاً پایین است، به کار مشغول هستند. قطعاً بخشی از این بیکاران (از جمله بسیاری از افراد بالای 40 سال و زنان)، مایل نیستند و یا نمی توانند کارهای دشوار، از قبیل چاه کنی، حمل بارهای سنگین و انواع مختلف کارهای ساختمان سازی را بپذیرند. بنابر این بازگشت افغان ها به کمبود نیروی کار ساده در بسیاری از استان های ایران منجر می شود. بر اساس این دیدگاه در غیاب کارگران افغانی، دست مزد کارگران غیر ماهر شدیداً افزایش خواهد یافت و اگر افزایش دستمزد به کاهش تقاضا برای نیروی کار منجر شود، در نتیجه ی بازگشت افغان ها نرخ بیکاری کاهش نخواهد یافت. در نتیجه گیری، نویسنده با استفاده از این دیدگاه، چنین بیان نموده است که ممکن است در اثر خروج کارگران افغانی نرخ بیکاری ثابت باقی بماند و یا حتی در اثر کاهش شدید تولید، بالا رود.

پاپلی یزدی(1368)، در تحقیقی با عنوان “اثرات سیاسی حضور پناهندگان افغانی در خراسان” به این مسئله پرداخته که خراسان با داشتن 619 کیلومتر مرز مشترک با کشور افغانستان، دارای روابط اقتصادی ـ اجتماعی ـ سیاسی گسترده ای با آن کشور بوده است. به طوری که هر گاه در افغانستان ناامنی حاکم شده، عده ای از مردم آنجا به خراسان مهاجرت کرده اند. وجود چندین هزار هزاره (معروف به بربری) که مهاجرت آنها به خراسان، حتی قبل از تشکّل افغانستان به صورت یک کشور مستقل، شروع شده و هنوز نیز ادامه دارد، خود گواه این واقعیت است. نویسنده در مورد مهاجرت نیروی کار نیز چنین بیان نموده که: قبل از اشغال افغانستان توسط ارتش شوروی، هرساله تعداد زیادی کارگر فصلی نیز که گاه جمعیت آنها به بیش از 120000 نفر می رسیده است، برای کار در امور کشاورزی، ساختمانی و غیره به خراسان می آمده اند. بعد از اشغال افغانستان، روابط گسترده اقتصادی، فرهنگی( به ویژه زبان و مذهب مشترک برای بخش عمده ای از مردم دو کشور و وجود زمینه های اشتغال) باعث شد که عده زیادی از افغانها به ایران پناهنده شوند. به علاوه سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در این مورد نیز که بر مبنای کمک به برادران افغانی استوار است، در تسریع این حرکت تسهیلات لازم را برای مهاجرین افغانی فراهم آورده، و یا اینکه حد اقل مزاحمتی ایجاد نکرده است.
2-16-2- تحقیقات خارجی
ممیکو سایتو، در سال 2008، تحقیقی را با عنوان “از ناامیدی تا امیدواری: تغییر دادن تجارب جوانان افغان که از پاکستان و ایران به وطن بازگشت نموده اند” تحت اداره کمیشنری عالی سازمان ملل در امور پناهندگان، انجام داده که به دو زبان انگلیسی و فارسی منتشر شده است. این تحقیق، نوجوانان و جوانان بالغ افغانستان، در میان سنین 15 – 30 سال را که در پاکستان و یا ایران تولد شده اند و یا بیشتر عمر خود را در این دو کشور سپری نموده اند، که از سال 2001 بدینسو به افغانستان برگشته بودند، مورد بررسی قرار داده است. نویسنده در این تحقیق، بررسی تجارب شخصی جوانان از سفر به افغانستان، استقرار مجدد و برای بعضی ها عزیمت به جاهای دیگر، و خلاهای زیر را مورد بررسی قرار داده است: درک مسیرهای اجتماعی و عاطفی کمتر آشکار که توسط افغانهای جوان مهاجر در ارتباط به بازگشت و پیوستن مجدد به جامعه در وطن شان تجربه شده اند؛ و ارتباطات مهم میان این موضوعات و چالش های را که آنها بخاطر برآورده ساختن لوازم مورد ضرورت در جریان پیوستن مجدد روبرو هستند. نویسنده در این تحقیق، افغانستان را بزرگترین منبع پناهندگان از یک کشور واحد، تحت فرمان کمیشنری عالی سازمان ملل در امور پناهندگان، در اخیر سال 2007 دانسته و با آنکه نفوس افغانستان در 72 کشور مختلف پراکنده شده اند، 96 درصد این افغان ها در پاکستان و ایران اقامت گزیدند. تخمیناً نصف افغان های مهاجر در پاکستان و ایران در نسل دوم یا حتی سوم بیجاشدگان خارج از افغانستان به دنیا آمده اند. و برای فعلاً در حدود 2.8 میلیون پناهندگان راجستر شده، تا هنوز در این دو کشور همسایه زندگی می کنند. در پاکستان، 74 درصد نفوس افغان های مهاجر، کمتر از 28 سال عمر دارند، در حالیکه در ایران 71 درصد، 29 ساله و یا کمتر از آن می باشند. در این تحقیق چنین ذکر شده که از سال 2002 بدینسو 5.6 میلیون نفر از ایران و پاکستان به افغانستان بازگشت نموده اند که 20 درصد نفوس افغانستان را تشکیل می دهند. یافته های تحقیق از تحلیل های مفصل مصاحبه ها، با 199 تن پاسخ دهنده از پناهندگان و بازگشت کنندگان نسل دوم افغان ها، به منظور خاص انتخاب شده بودند که ازین دو مملکت همجوار و خود کشور افغانستان استنتاج شده است. از نظر نویسنده، پناهندگانی که به افغانستان بر می گردند، بخاطر تحصیل و مهارت های که کسب نموده اند، همچنین از لحاظ اقتصادی، پس اندازی که کرده اند، در مقایسه با آنانی که طی دوران جنگ در مملکت باقی مانده اند، کمتر آسیب پذیر به نظر می رسند. اگرچه بازگشت کنندگان، بخصوص آنانی که نسل دوم اند، بازگشت آنها به وطن اغلباً با فشارهای روحی و تلاش های عاطفی ناشی از ترک جایی که به آن خیلی آشنایی دارند همراه می باشد. بیشتر از ربع پاسخ دهندگان که به افغانستان برگشته بودند، هنوز امید یا توقع داشتند، تا کشور را در درازمدت یا کوتاه مدت، به دلایل مختلف، دوباره ترک گویند.
الساندرو مونسوتی، مدرس موسسه مطالعات بین المللی و توسعه تحصیلات تکمیلی در ژنو و دانشیار تحقیقاتی مرکز مطالعات پناهندگان (دانشگاه آکسفورد) طی تحقیقی با عنوان “استراتژی های مهاجرت افغانستان و سه راه حل برای مشکل پناهندگان ” با توجه به وضعیت پناهندگان افغان و جابجایی آنان در سه کشور افغانستان، ایران و پاکستان انجام داده است که در فصلنامه بررسی پناهندگان، در دانشگاه آکسفورد سال 2008 به چاپ رسیده است. این تحقیق به بررسی داده های سه پژوهش دیگر که در ارتباط با مهاجرت افغانها صورت پذیرفته بودند، پرداخته است. تحقیق مذکور استراتژی های کمیساریای سازمان ملل متحد شامل بازگشت داوطلبانه به کشور مبدأ، ادغام در کشور میزبان و اسکان مجدد در کشور ثالث که برای رفع مشکلات پناهندگان مطرح است را مورد بررسی قرار داده است. نویسنده به بررسی مهاجرت افغانها بخصوص قوم هزاره در اواسط دهه 1990 در افغانستان، ایران و پاکستان پرداخته و دلایل مختلفی را برای مهاجرت افغانها که عموماً به صورت گروهی انجام شده، بیان کرده است. این تحقیق بر اساس شواهد مورد مطالعه پیشنهاد داده است که به منظور کاهش اثرات این جابجایی گسترده، لازم است پارادایم گسترده ای در راستای نوسازی افغانستان در زمینه های مختلف از قبیل آموزش، اقتصاد، سیاست و… صورت بگیرد، تا زمینه انعطاف پذیری و نوآوری را در کشور افغانستان فراهم آورد که منجر به تغییر در شرایط افغانستان و شکل گیری یک دولت مترقی با حمایت جامعه بین المللی گردد. در قسمت دیگر این تحقیق به مهاجرت های بین المللی و نیز روند بازگشت مهاجرین افغانستان پرداخته است.

مارکوویزکی (2008) در تحقیقی با عنوان “فرایند سازگاری مهاجرین: نقش زمان در تعیین سازگاری روانی”، به بررسی نقش طول اقامت در تعیین سازگاری روانی 382 مهاجر جدید از اتحاد جماهیر شوروی در طول دو سال اول آنها در سرزمین های فلسطین اشغالی پرداخته است. نتایج تحقیق نشان داده که سازگاری روانی در سه مرحله صورت می گیرد: در مرحله اول، که 5 ماه اول اقامت در کشور جدید است، مرحله وخامت نام دارد. مرحله دوم، که بین 5 و 11 ماه رخ می دهد، مرحله رفاه اندک است. مرحله سوم، که پس از حضور بیش از 11 ماه در مقصد است، مرحله بهبودی نام دارد. این تحقیق نشان داده است که اختلاف معنی داری در سازگاری روانی میان مراحل اول و دوم وجود دارد.
ممیکو سایتو” و “پامیلا هانتی”، در سال 2007، تحقیقی را تحت عنوان “بازگشت یا ماندن: سردرگمی نسل دوم افغان ها در پاکستان”، در سه شهر کویته ، پشاور و کراچی، با حمایت مالی کمیسیون اروپا، تحت اداره کمیشنری عالی ملل متحد در امور پناهندگان، انجام داده اند. این تحقیق نیز در دو زبان انگلیسی و فارسی، توسط :واحد تحقیق و ارزیابی افغانستان” منتشر شده است. این تحقیق در مورد نسل دوم افغان ها در پاکستان و جهت گیری آنها در مورد بازگشت به افغانستان بوده و از یافته های تحقیق پیشین واحد تحقیق و ارزیابی افغانستان در مورد شبکه های فراملتی استفاده کرده است. تحقیق پیشین، حاکی از این نکته بوده است که اطلاعات مشخصی در مورد گروهی بزرگی از جوانان و بزرگسالان افغان که در حال حاضر در ایران و پاکستان زندگی می کنند، وجود ندارد. نویسندگان، هدف این مطالعه موضوعی را، رسیدن به چنین درکی از طریق کشف لایه های زیرین دانسته اند، که در پشت پاسخ های “بلی” یا “نخیر” عودت کنندگان در مورد قصد بازگشت در فهرست اطلاعات کمی موجود نهفته است: احصایه گیری افغان ها در پاکستان در سال 2005 و 2007، کشمکش های مربوط به تصمیم بازگشت را در میان جوانان و بزرگسالان افغان که عمدتاً در نواحی شهری پشاور، کویته و کراچی ساکن بودند، نشان می دهد. بر اساس اطلاعات احصایه گیری افغان ها در پاکستان (2007)، 74 درصد افغان های مقیم پاکستان کمتر از 28 سال عمر دارند. اکثر آنها در پاکستان متولد شده اند،

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *