دانلود پایان نامه روانشناسی : توسعه کشاورزی

دانلود پایان نامه

همسایه مهاجر و پناهنده بودند، هنوز هم برای زندگی در افغانستان احساس ناامنی می نمایند.
از جمله راه حل مشکلات فقر و بیکاری در افغانستان اینست که برای از میان برداشتن فقر و بیکاری که لازمه آن رشد واقعی اقتصادی در کشور است، باید توجه اساسی به رشد صنایع و تولیدات داخلی شود، تا از این طریق، وضعیت اقتصادی مردم بهبود یافته و فقر و گرسنگی رفته رفته کاهش یابد. اما به جای این که سرمایه گذاری ها در مسیر رشد صنایع جلب شود، در مسیر وارداتی و مصرفی شدن جذب شده و اقتصاد افغانستان را به یک اقتصاد وابسته به تولیدات کشورهای همسایه مبدل کرده است. این روند، به شدت به رشد واقعی دیپلوماسی اقتصاد کشور صدمه زده و موجب گردیده تا فقر، بیکاری و وابستگی به کشورهای منطقه به صورت روزافزون گسترش یابد. و مردم روز بروز فقیرتر شده دست به کشت مواد مخدر و یا اقدام به مهاجرت های غیر رسمی نمایند. مهاجرینی که در خارج از کشور زندگی می کنند، وقتی این شرایط را می بینند، از برگشتن پشیمان گردیده و زندگی در غربت را نسبت به کشور خود ترجیح می دهند. با وجود آنکه توصعه صنعتی در افغانستان رشد قابل توجه ای نداشته ولی با آن هم، مطابق برخی از آمارها، درسال 1360، حدود 241 کار خانه، موسسه و شرکت تولیدی صنعتی و نیمه صنعتی، در کشور وجود داشته است که نقش اساسی در اشتغال زایی افراد جامعه داشت، در دوران سه دهه جنگ و ناامنی در کشور، 80 درصد آنها از بین رفته و یا تعطیل گردیدند. در حال حاضر که حدود یک و نیم دهه از دوران حکومت جدید می گذرد، تنها تعداد اندکی کارخانه های کوچک مثل صابون سازی، تولید پلاستیک، تولید روغن، تولید سمنت، پتو، نساجی، چاپخانه و … در کشور فعالیت دارند، ولی گنجایش جذب تمام افراد بیکار کشور را ندارند.
2-14-2 نقش استخراج منابع معدنی افغانستان در جذب نیروی کار مهاجرین
افغانستان از نظر منابع مختلف معدنی(نفت، گاز، آهن، مس، اورانیوم، ذغال سنگ، کوبالت، طلا، لیتیوم، نیکل، سلفر، سنگ لاجورد، آلمونیوم، سنگ مرمر و…) یک کشور نسبتاً غنی به شمار رفته است، که اکثر این منابع تا هنوز بکر و دست نخورده باقی مانده اند. در این رابطه “ژوزف ای. فالون” در مجله جنگ های کوچک، به تحلیل سیاست های کوتاه مدت و دراز مدت ایالات متحده در افغانستان پرداخته است. وی معتقد است: «اگر تخمین های اولیه درست باشد، افغانستان ششمین دارنده ذخایر فلزهای کمیاب است؛ واشنگتن با تحت کنترل درآوردن این منبع جایگزین، می تواند آمریکا و کشورهای صنعتی را از وابستگی به چین رها کند». ژوزف ای در قسمت مقاله اش در مورد ارزش منابع معدنی افغانستان بیان نموده است: «تخمین زده شده که ارزش مالی این منابع، بیش از میلیاردها دالر است. در میان این منابع معدنی استراتژیک، منابع فلزی کمیابی هستند که از مواد ضروری تکنولوژی های مدرن امروزی به شمار می روند. این مواد در ساخت مبایل، لپ تاپ، سی دی، مانیتورهای تخت، باتری های قابل شارژ، کاتالیزورها، ماشین های هیبریدی و صفحات خورشیدی و اقلام دیگر مهم هستند»( ژوزف، 1393: 2). اگرچه کشور های مختلف در این زمینه با دولت افغانستان اعلام همکاری نموده اند، تا به استخراج این منابع پرداخته و مورد بهره برداری قرار بدهند، که چند سال است برخی از شرکت های قرار دادی، فعالیت های خود را آغاز کرده اند. ولی در مجموع بخاطر اوضاع ناامن کشور، بسیاری از شرکت های داوطلب هنوز نتوانسته اند به صورت گسترده به فعالیت های خود ادامه بدهند. در اینجا سوال مطرح می شود که با وجود تأمین امنیت سیاسی و اجتماعی، آیا با استخراج منابع زیرزمینی توسط شرکت های خارجی، صدها هزار افراد بیکار افغانستان، از رنج بیکاری رهایی خواهند یافت؟ و صدها هزار نیروی کار مهاجر را که در کشورهای همسایه مصروف کارگری هستند، به کشور خود جذب خواهند کرد؟. با این روندی که فعلاً وجود دارد یعنی اینکه هر شرکت و موسسه ی قراردادی، وقتی کارمندان ماهر و حتی کارگر ساده خود را از کشور خود و یا از پاکستان و بنگلادیش استخدام نمایند، چنانکه در سال های گذشته نیروی کار این شرکت ها اکثراً از کشورهای پاکستان و بنگلادیش استخدام می شدند؛ ولی یک کارگر ساده و حتی بسیاری از کارگران ماهر و تحصیل کرده ی افغانستان به راحتی شانس استخدام شدن در شرکت های مذکور را پیدا نمی کردند. در اینصورت، بحران بیکاری و فقر در افغانستان حل نشده و بلکه ادامه خواهد یافت؛ روند مهاجرت جوانان و افراد بیکار به کشورهای همسایه نیز افزایش پیدا خواهد نمود. در هر جامعه ای اگر زمینه کار برای افراد آن وجود نداشته باشد، معمولاً افراد بیکار آن جامعه، بخاطر پیدانمودن کار مناسب، به مناطق و جوامعی که زمینه کار برایشان فراهم است مهاجرت می نمایند. این یکی از عوامل موثر بر روند مهاجرت مردم افغانستان است. بنابراین، اگر دولت افغانستان در این مورد که بهترین زمینه برای استخدام نیروی کار و جذب مهاجرین به کشور است، برنامه ریزی درست نداشته باشد، فقر و بیکاری همچون که تا هنوز دامنگیر مردم بوده، در آینده نیز ادامه خواهد یافت و روند مهاجرت نیروی کاری کشور نیز متوقف نخواهد شد.
2-14-3- نقش توسعه کشاورزی در مهاجرت نیروی کار روستایی
امروزه کشاورزی یک فعالیت اقتصادی است که سهم بسیار مهمی در تولید ناخالص داخلی هر کشور به وسیله تامین امنیت غذایی مردم آن ایفا نموده و همچنین برای نیروی کار زمینه اشتغال را نیز فراهم می کند. سرمایه گذاری در بخش کشاورزی و تاثیر آن بر بازدهی این بخش، بحث مهمی است که مطالعات انجام شده و شواهد تجربی به خوبی آن را تایید میکنند. سرمایه گذاری در بخش کشاورزی، علاوه بر رشد تولید و اشتغال در این بخش، به رشد تولید و اشتغال در سایر بخش های دیگر اقتصادی نیز مؤثر می باشد. جورجنسون(1961)، رانیس(1963) و فی (1964) در اواسط دهه 1960، تحلیل های که در مورد کشورهای مشترک المنافع (حوزه نفوذ بریتانیا) داشتند، به این نتیجه رسیدند که «کمبود مواد غذایی می تواند با محدودتر کردن عرضه کارگر در بخش غیر کشاورزی، از طریق کاستن از کشش نامحدود آن، رشد بخش غیر کشاورزی را متوقف سازد»(زاهدی، 1391: 135). همچنان جانستون و ملور در ایالات متحده آمریکا، در باره نقش کشاورزی در توسعه اقتصادی، استدلال کردند که نقش کشاورزی در فرایند توسعه ابداً یک نقش انفعالی نیست، بلکه این بخش می تواند پنج خدمت و کمک مهم به فرایند دگرگون سازی ساختار اقتصادی کشورهای جهان سوم در راستای رشد صنعتی ارائه دهد که از این قرار اند: تأمین نیروی کار، تأمین سرمایه، تأمین ارز، تأمین خوراک، و ایجاد بازار داخلی برای عرضه کالاهای صنعتی (ایخر و استاتز، 1985، به نقل از زاهدی، 1391: 135). در این قسمت به جواب این سوال می پردازیم که طی چند دهه ی گذشته، کشاورزی در افغانستان، چه نقشی در روند مهاجرت افغان ها داشته است؟ زیرا درصد بالایی از مهاجرین افغانستان در ایران را کشاورزان و طبقه کارگر تشکیل داده اند. همچنین، با رشد تولید و انکشاف صنعت در جهان و مهاجرت های فزاینده روستائیان به سوی مناطق صنعتی و شهری، مطالعات ویژه یی را در این عرصه ضروری ساخته است، محققین حوزه اقتصادی و غیر اقتصادی در این زمینه به تحقیقات پرداختند؛ از جمله مایکل تودارو و هریس در این زمینه مدلی را پیشنهاد کردند که در آن انگیزه تصمیم بالقوه یک فرد روستایی برای مهاجرت به شهر، بدواً عبارت است از تفاوت میان درآمد انتظاری او در شهر و دستمزد جاری اش در روستا. این مدل بر این مسئله دلالت داشت که کوشش برای کاهش بیکاری در شهر از طریق ایجاد فرصت های بیش تر اشتغال در اقتصاد شهری، به طور متناقضی به افزایش بیکاری در شهر منجر می شود. بدین ترتیب که اجرای برنامه های اشتغال زا در شهر، به روستائیان این باور را ایجاد می کند که پیدا کردن شغل در شهر افزایش یافته است، در این صورت، باعث تشویق بیشتری روستائیان به مهاجرت در شهر و مناطق صنعتی می شود. پیشنهاد تودارو و هریس در مورد کاهش روند بیکاری شهری و جلوگیری از مهاجرت های فزاینده روستایی، آن بود که می توان با افزایش سطح درآمدهای روستائیان از طریق اجرای برنامه های وسیع توسعه کشاورزی و روستایی، انگیزه مهاجرت به شهرها را کاهش داد(ایخر و استاتز، 1985؛ به نقل از زاهدی، 1391: 138). افغانستان از حیث توپوگرافی سرزمینی است که بخش عمده آن را ارتفاعات و کوهستانات بلند در بر گرفته که این ارتفاعات بلند، نه تنها برای کشاورزی افغانستان یک منبع بزرگ آبی بوده، بلکه علاوه بر آن، برای سرسبزی و آبادانی برخی کشورهای همسایه نیز یک منبع آبی قرار گرفته است. امروزه این آب های شیرین و رودخانه های سرشار از آب های صحی اکثرا در خارج از مرزهای کشور و مورد بهره برداری کشورهای همسایه قرار می گیرد. ولی نیروی کار افغانستان، بخصوص کشاورزان، از اثر خشکسالی و عدم توسعه کشاورزی دست به مهاجرت به کشورهای همسایه می زدند. چون با کشاورزی ابتدایی نمی توانستند معیشت زندگی خود و خانوده های خود را تأمین نمایند. با وجودی آنکه کشاورزی در افغانستان رشد نکرده و در سطح ابتدایی و سنتی باقی مانده است، ولی بازهم درصد بالایی از مردم کشور، از آنجایی که در مناطق روستایی سکونت دارند، به طور مستقیم یا غیر مستقیم در بخش کشاورزی و دامپروری به شکل سنتی مشغول به فعالیت هستند. بر این مبنا کشاورزی در طول تاریخ، عمده ترین وسیله امرار معاش در آن کشور بوده است. همچنان در کنار کشاورزی، دامداری نیز از دیرزمان پایه دوم اقتصاد افغانستان را تشکیل داده است و مردم آن با پرورش حیوانات، از قبیل (گاو ، شتر، گوسفند و… )، ضمن تامین نیازهای اولیه شان، مازاد محصولات آن را در بازار عرضه می کردند. به طور مثال می توان به یک نمونه ای از این محصولات حیوانی، “پوست قره قل” اشاره نمود که شهرت جهانی دارد. این محصول از پوست یک نوع گوسفند خاص که در افغانستان پرورش داده می شود، بدست می آید؛ امروزه قیمت یک “پوست قره قل” که از افغانستان صادر می شود، در بازارهای جهانی، به خصوص اروپا، بالای هزار دلار آمریکایی قرار دارد. اما در اثر جنگ های طولانی، مالداری نیز همانند کشاورزی تا آخرین سرحد کاهش پیدا نموده و مقداری زیادی از این حیوانات نابود شدند.

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

در کشور افغانستان توان بالقوه فراوانی در زمینه کشاورزی و دامپروری وجود دارد که از آن جمله می‏توان به فرصت‏های شغلی، نظیر دستمزد پایین نیروی کار در این بخش، منابع فراوان آب های سطحی و وجود آب و هوای مناسب جهت پرورش محصولات مختلف زراعی، باغی و حیوانی اشاره نمود. ولی با وجود پتانسیل مختلف در بخش کشاورزی و دامپروری، آمارهای رسمی حکایت از سهم اندک بخش کشاورزی در شاخص های اقتصادی افغانستان داشته و اقتصاد آن به عنوان یکی از فقیرترین کشورهای جهان تنها بر پایه دامپروری و کشاورزی بسیار ابتدائی استوار بوده است. عمده تولیدات مردم افغانستان به صورت خانگی و غیر سیستماتیک تأمین می‌شود که حتی در برخی مناطق، نمی تواند نیازمندی های خود کشاورزان را تامین نماید، چه رسد به اینکه مازاد تولید آن به بازارهای کشور عرضه شود. بنابر مشکلات فوق، در طول تاریخ گذشته تا کنون، افغانستان در مجموع یک کشور مصرفی بوده و اکثر نیازمندی های مردم، از قبیل مواد غذایی، سایر محصولات کشاورزی و… از خارج وارد می شد و هنوز هم این روند نیز ادامه دارد. تنها داشتن منابع طبیعی فراوان که مردم نتوانند از آن استفاده نمایند، در هر جامعه ای که باشد، هیچ نقشی در رشد و توسعه اقتصادی و اجتماعی آن جامعه نخواهد داشت و میزان فقر و بیکاری در سطح جامعه نیز پایین نخواهد آمد. چنانکه، صرف موجودیت منابع بلا استفاده(معدنی، آب و…) در افغانستان، تا کنون هیچ نقشی در توسعه و رشد اقتصادی کشور نداشته و فقر و بیکاری همیشه در آن کشور وجود داشته است. علاوه بر آن، افغانستان دارای آب های فراوانی که از جمله منابع طبیعی کشور به شمار می رود است، که اکثراً بدون استفاده از خاک کشور خارج می گردد. مردم افغانستان به آنصورت بهره ای از این آبها نمی برند. در عین حالی که در بسیاری از مناطق افغانستان، گذشته از کمبود آب کشاورزی، اکثر مردم از آب آشامیدنی صحی محروم هستند. اگر دولت افغانستان از این منابع آبی که دارد، علاوه بر نیروی برق کشور (که در این زمینه نیز به آن صورت توجه نشده و هنوز هم اکثر مردم افغانستان از تاریکی و کمبود برق رنج می برند، و انرژی برقی در اکثر شهرها از کشورهای همسایه تأمین می شود.) از این آبها برای کشاورزی استفاده نموده و در زمینه کشاورزی سرمایه گذاری درست نماید، علاوه بر رشد اقتصادی کشور، برای افراد بیکار نیز زمینه کار فراهم گردیده و نرخ بیکاری در کشور پایین خواهد آمد، زیرا درصد بالایی بیکاری را در افغانستان افراد بی سواد و کارگر ساده که اکثراً کشاورز بوده و از روستاها به طرف شهرها هجوم آورده اند تشکیل داده اند. در شهرها نیز وقتی زمینه کار فراهم نباشد، مجبور به کشورهای همسایه بخصوص ایران و پاکستان، مهاجرت می نمایند. به طور نمونه می توان به میلیونها مهاجر غیر قانونی افغانستان در کشورهای دور و نزدیک، بخصوص در ایران که طبق آمارهای مختلف بالای یک میلیون را تشکیل می دهند، اشاره نمود. بنابراین، نبود استراتژی مشخص و عدم توجه جدی در بخش کشاورزی به عنوان بخش کلیدی رشد اقتصادی، سبب شده است که بخش کشاورزی در افغانستان رشد چندانی نداشته باشد. نبود منابع مالی، امکانات و تجهیزات در بخش کشاورزی، علاوه بر وجود جنگ و ناامنی چند دهه گذشته، باعث گردیده که اکثر کشاورزان دست از کشاورزی ابتدایی و سنتی برداشته و اقدام به مهاجرت نمایند.
2-14-4- فقر و نقش آن در مهاجرت مردم افغانستان

قبل از ارائه تعریفی از فقر باید اذعان نمود که هیچ کس نمی تواند بصورت مشخص تعریفی از فقر ارائه دهد که برای تمامی زمانها و مکانها صادق باشد. بلکه تعریف فقر همگام با نیازهای عصر خود در تحول بوده است و مسایلی مانند شکاف درآمدی، رژیم غذایی، بهداشت، آموزش، توانمندی و … را در تعریف خود گنجانده است. “تانسند” فقر را به صورت زیر تعریف کرده است:” افراد، خانواده ها و گروههای جمعیتی را، زمانی می توان فقیر به حساب آورد که با فقدان منابع برای کسب انواع رژیم غذایی، مشارکت در فعالیتهای اجتماعی و شرایط و امکانات معمول زندگی مواجه باشند”(کاشی و دیگران، ۱۳۸۴:۱۴۰). امروزه نیز تعریف فقر از کشوری به کشور دیگر فرق می کند. فقر در کشوری مثل افغانستان که از جمله فقیرترین کشورهای جهان بشمار رفته است، با یک کشوری توسعه یافته کاملا متفاوت است. با در نظر گرفتن این مسایل می توان پدیده فقر را چنین بیان نمود: فقر به تمام عواملی که آزادی انتخاب انسان را در مقابل خواستهای معقول او محدود می کند و امنیت انسانی او را به چالش می کشاند، اشاره دارد؛

پاسخی بگذارید