دانلود پایان نامه روانشناسی : شورهای اسلامی

دانلود پایان نامه

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

شدند و بسیاری از مردان و جوانان حتی سواد خواندن و نوشتن را هم ندارند. این دسته از افراد، از همان اول به دلیل جنگ و ناامنی و یا فقر و تنگدستی که در اثر جنگ های خارجی و داخلی در افغانستان بوجود آمد، نتوانستند به “مکتب” (مدرسه) بروند و یا هم در محیط زندگی شان اصلاً مکتب (مدسه) وجود نداشت. بر این اساس، این دسته از افراد که امروزه اکثراً جوانان و مردان نیمه سال جامعه را تشکیل داده اند، بی سواد باقی مانده اند که امروزه از مهارت های مدرن برای دریافت شغل محروم هستند و ناگزیر به کشورهای که زمینه ی کار برایشان فراهم است مهاجرت می کنند. تعداد از جوانانی که تا سطح لیسانس (کارشناسی) در افغانستان خوانده اند، بسیاری از آنها اکنون نمی توانند به تحصیل خود ادامه بدهند؛ این فرصت برای شان مهیا نیست. در دانشگاه های افغانستان، برای فعلاً، تا مقطع لسانس تدریس می شود و در سطح بالاتر از آن، به صورت محدود، در چند سال اخیر صرفاً در کابل تدریس می شود که گنجایش پذیرش آن خیلی محدود است. از طرف دیگر، این فرصت نیز برای اکثریت وجود ندارد که در دانشگاه های کشورهای دیگر تا مقاطع بالاتر تحصیلات خود را ادامه بدهند. اکثر جوانان تحصیل کرده نیز وقتی در افغانستان کار برایشان میسر نشود، خواب کشورهای توسعه یافته را می بینند و از هر راهی که شده خود را به آن کشورها می رسانند. یکی دیگر از عوامل بیکاری، ظهور تورم و گرانی است؛ بدین صورت که وقتی نیازهای اولیه‌ و ثانوی انسان در جهت امرار معاش و حیات آن به حد اعلا از نظر اعتبار برسند و فرد قادر به تأمین آنها نشود؛ در واقع این فرد هرچقدر هم در نماد عموم بیکار نباشد و حقوقی را دریافت نماید، اما با توجه به شدت و فشارهای که از لحاظ اقتصادی بر روی آن است، این فرد زندگی خود را، یا با دشواری پشت‌سر می‌گذارد و یا اینکه حقوق و درآمد آن جوابگوی مشکلات معیشتی و رفاهی آن نیست. بنابر این، چنین افرادی نیز در اصل بیکار هستند، چرا که تعریف واقعی بیکاری به کسی صدق می کند که نتواند خواسته‌های معقول و واقعی خانواده اش را تأمین کند. بطور مثال: اکثر افرادی که در افغانستان در ردیف بیکاران قرار گرفته اند، بطور مطلق بیکار نیستند، بلکه شغل کشاورزی سنتی و یا برخی کارهای ساده دیگر را دارند، ولی بخاطر تورم بازار اقتصادی، بالا رفتن توقع زندگی خانواده ها در سطح جامعه و از طرف دیگر، کاهش روز افزون تولیدات کشاورزی در اثر خشکسالی های پی در پی، وقتی نتوانستند مایحتاج زندگی خود را از این طریق تأمین نمایند، ناگزیر دست از آن برداشته و در انتظار کار مناسب، در کنار افراد بیکار قرار گرفته اند. عامل دیگر ی بیکاری در افغانستان، جنگ و پیامدهای ناشی از آن است. طبیعی است که جنگ و ناامنی در افزایش بیکاری تأثیر بسزایی دارد. چون کشوری که در آن همیشه جنگ و ناامنی وجود داشته باشد، مشخص است که خسارات جانی و مالی و تخریب شدن کارخانه ها، شرکتهای تولیدی و قطب‌های مهم اقتصادی را نیز متحمل می‌گردد، که این موارد در افزایش بیکاری نقش عمده ای را دارند. افغانستان از جمله کشورهای است که در طول چندین دهه ی گذشته دچار بحران جنگ (خارجی و داخلی) و ناامنی های گسترده بوده و از این ناحیه خسارات هنگفت جانی و مالی را متحمل گردیده است.
2-15- اشتراکات تاریخی – فرهنگی ایران و افغانستان
ایران و افغانستان، تاریخ مشترک چند هزار ساله دارند. در طول این تاریخ چند هزار ساله، تلخی ها، شیرینی ها و فراز و نشیب های زیادی را با همدیگر چشیده و ره سپرده اند. از جدایی این دو کشور حدود دوصدو چند سال می گذرد که در برابر تاریخ مشترک چند هزار ساله عددی نیست. امروزه نیز هیچ دو کشوری با همدیگر، مثل ایران و افغانستان، دارای مشترکات فرهنگی، تاریخی، زبانی، دینی و…) نیستند. نکته مورد اهمیت در تمام مهاجرت‌ها، از نظر فرهنگی، یکسان بودن فرهنگ مبدا و مقصد است. مشترکات فرهنگی، تاریخی و… بین دو کشور، نقش به سزایی در روابط اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی آنها، بخصوص روابط بین افراد دو کشور با همدیگر دارند. عوامل مشترک بین دو کشور ایران و افغانستان، در مهاجرت مردم افغانستان به ایران در گذشته ها، نقش اساسی داشت که در اینجا به این عوامل مشترک اشاره می گردد.
2-15-1 فرهنگ مشترک
در تعریف عام، فرهنگ شامل همه ی فعالیت های مادی و معنوی و همه ی دستاورد های یک جامعه می شود و فراتر از تمدن است. یکی از عوامل مهمی که انسان ها را با همدیگر نزدیک می کند، فرهنگ مشترک آنها است که این فرهنگ مشترک، باعث می گردد، تا انسانهای همفرهنگ، اگر هم که دارای مرز جغرافیایی و سیاسی جدا از همدیگر باشند، باز هم با همدیگر احساس دوستی و برادری می کنند. اگر محققی، فرهنگ (یعنی مجموعه ی باورها، سنت ها، صفات، رسم و رسومات) دو ملت افغانستان و ایران را تدوین و بررسی کند، کمتر موردی پیدا خواهند کرد که با هم اختلاف داشته باشد. در طول تاریخ چند هزار ساله، دو ملت ایران و افغانستان از یک فرهنگ تغذیه نموده اند و حتی پس از ترسیم مرزهای جغرافیایی و سیاسی بین دو کشور، مردم این دو کشور با همدیگر مراودات فرهنگی داشتند و هنوز هم دارند. امروزه در افغانستان خیلی کم خانواده ای را می توان پیدا کرد که با فرهنگ مردم ایران آشنایی نداشته باشد و همچنین اکثریت خانواده های ایرانی نیز با رسم و رواج های مردم افغانستان آشنایی دارند.
جشن ها و مراسمهای ملی و بین المللی که در ایران برگزار می شود، در افغانستان نیز برگزار می گردد و در نحوه ی برگزاری این جشن ها و مراسمها هیچ تفاوتی وجود ندارد. بنابر این، فرهنگ مشترک بین ایران و افغانستان، در طول تاریخ، تأثیرات خود را بر مردم این دو کشور داشته است. یکی از نقش های این فرهنگ مشترک، این است که مهاجرین افغانستان در ایران (برخلاف برخی کشورهای جهان، بخصوص پاکستان که اکثریت مهاجرین را در اردوگاه ها قرار داده بودند)، از همان ابتدای مهاجرتشان در مناطق مختلف ایران، در کنار برادران ایرانی خود، بصورت دوستانه زندگی نموده اند که امروزه بسیاری از این مهاجرین، ایران را به عنوان خانه دوم خود دانسته و علاقه ی برگشتن به کشور خود را ندارند. اگرچه در چند سال اخیر محدودیت های از طرف دولت ایران در خصوص زندگی مهاجرین افغانی در مناطق مختلف ایران بوجود آمده است. بطور مثال: در کارت های اقامتی مهاجرین افغانی محدوده ی اقامت آنها در ایران تنها در یک استان مجاز است و علاوه از همان استانی که سکونت گزیده اند به شهرهای دیگر بدون دریافت نامه از دولت، حق عبور و مرور را ندارند و در برخی مناطق دیگر نیز ممنوع الورود هستند. شاید هم این کار دولت میزبان بخاطر جلوگیری از بروز برخی از مخاطرات و ناهنجاری های اجتماعی باشد، که هر کشوری در این زمینه قوانین خاص خود را دارد.
2-15-2 زبان مشترک
زبان از جمله عناصر اصلی و مهم سازنده ی هویت ملی ملّت ها است، که افهام و تفهیم در بین یک ملت همزبان را میسر می سازد و بنیادگزار اصلی پیوند انسانی و زاینده ی فرهنگ ملی است. زبان مشترک در ساختن یک ملت و ایجاد پیوند ناگسستنی در میان مردم نقش اصلی را داراست. یکی از مهم ترین عوامل تاریخی و فرهنگی مشترک بین دو کشور ایران و افغانستان، زبان فارسی است. این زبان با نامهای چون “فارسی” ، “دری” و “فارسی دری” یاد شده است که در واقع همه این اسامی برای یک مصداق هستند و نمی‌توان از لحاظ زبان شناسی و همچنان از لحاظ تاریخی، میان آنها تمایز قایل شد. هرچند لهجه و گویشهای گوناگونی در این زبان نیز مثل سایر زبانها وجود دارد، به طور مثال، لهجه برخی از مناطق افغانستان با لهجه مردم ایران فرق می کند، و یا حتی در بین مناطق مختلف هردو کشور نیز لهجه های مختلف وجود دارد، ولی وجه تمایز میان آن که بتوان هر کدام از این لهجه ها را جداگانه یک زبان مستقل دانست، محسوب نمی‌شود، بلکه از نظر ادبیات یکی هستند، ولی نحوه ی گویش افراد کمی باهم متفاوت است، که این اختلاف لهجه در هر زبانی بین افراد آن دیده می شود. بنابر این یکی از عوامل جاذب در مهاجرت افغان ها به ایران، زبان مشترک این دو کشور است. اگر به خصوصیات و ویژه گی های مهاجرین افغانی ساکن ایران نگاه کنیم، اکثر این مهاجرین، به جز زبان اصلی خود ( فارسی- دری و درصد کمی هم پشتو که آنها نیز در ایران به زبان فارسی تکلم می کنند) با سایر زبانهای رسمی جهان به آن صورت آشنایی ندارند. بطور مثال: اگر مهاجرین افغانستان در ایران و پاکستان را باهم مقایسه نموده و مورد بررسی قرار بدهیم، در پاکستان، بخاطری که زبان پشتو از جایگاه بالای برخوردار است، بر این اساس اکثریت افغان های پشتو زبان در آن کشور مهاجرت نموده اند. زیرا پاکستان را نسبت به ایران برای خود هم فرهنگ و هم زبان می دانند. در ایران نیز درصد بالایی از افغان های فارسی زبان مهاجرت نموده اند. بنابر این یکی از عواملی که باعث جذب یک عده از مهاجرین افغانی به خصوص طبقه کارگر به ایران گردیده، همین زبان مشترک فارسی است. متأسفانه امروزه، تلاش های هم وجود دارد که تا زبان فارسی را به سه زبان (فارسی ایرانی، دری افغانی و تاجیکی تاجیکستانی) تجزیه نمایند. برخی کلمات عربی را که وارد زبان فارسی دری گردیده و استعمال آن در جامعه ی افغانستان معمول شده است، منتسب به زبان دری افغانستان می نمایند و معادل فارسی ـ دری آن را به زبان فارسی ایرانی نسبت می دهند. بهر صورت، یکی از ویژگی های مهاجرین افغانستان در ایران، مشترک بودن زبان آنها با جامعه مقصد بوده که در مهاجرت آنها به ایران تأثیرات زیادی داشته است. اگر سیری در ادبیات فارسی ـ دری بیاندازیم، باوجودی جدایی مرزهای سیاسی و جغرافیایی بین کشورهای فارسی زبان، این زبان روز به روز در جهان گسترش یافته و طرفداران زیادی را به خود جذب نموده است. نه تنها زبان فارسی، بلکه تمام زبان های جهان از این ویژگی برخوردار بوده و در عرصه فرهنگی و اجتماعی، متکلمین و پیروان خود را با همدیگر نزدیک و متحد ساخته اند. مخصوصاً زبان انگلیسی، فرانسوی و… امروزه در بین کشورهای مختلف، مرزهای جغرافیایی و سیاسی را در نوردیده و تمام افراد همزبان را در یک دهکده فرهنگی و ادبی قرار داده اند. نمونه آن را در کشورهای اتحادیه ای اروپا و ایالات متحده آمریکا می توان به خوبی مشاهده نمود. حتی در آن کشورها، یکی از مهم ترین معیارهای پذیرش مهاجر، در قدم نخست مسلط بودن فرد متقاضی به زبان آن کشورها است. بنابراین، زبان فارسی ـ دری نیز یکی از عوامل جاذب در جذب مهاجرین افغانستان، بخصوص افراد بی سواد و غیر متخصص به ایران بوده است.
2-15-3 دین مشترک

عامل دیگری که در ابتدای مهاجرت های گروهی مردم افغانستان به ایران، باعث جذب مهاجرین افغانی به این کشور گردید، مقوله فرهنگ اسلامی بود. مردم افغانستان با اعتقاداتی که به دین اسلام داشتند، در زمان اشغال افغانستان توسط شوروی، بیشتر به کشورهای اسلامی از جمله ایران و پاکستان پناهنده شدند. همچنین از طرف مقابل، درهای باز دولت ایران و حمایت های همه جانبه امام خمینی(ره) و دولت ایران از مهاجرین افغانستان، بیشتر باعث تشویق و جذب آنها به ایران گردید. امام خمینی به مردم ایران توصیه به برخورد گرم با مهاجرین افغانی و پذیرایی جدی از آن ها می کرد و هم به مسولین دولتی دستور رسیدگی و کمک به پناهندگان را می داد. چنانچه در آن زمان، در بیانات خود خطاب به اعضای بسیج و سپاه چنین گفته بود: «آواره هایی که از افغانستان الآن در ایران هستند و مشکلات زیادی دارند…”البته ملت خیلی کمک می کند در همه این امور، لیکن اینطور نیست که کمک ملت کافی باشد…” دولت است که متکفل و مسئول این امور است»( خمینی،1378: 279 ). و در جایی دیگر طی فرمایشاتی به نمایندگان اصناف و بازاریان تهران می گوید: «…و همینطور مهمان هایی که داریم، خوب افغانی هستند، مسلمان هستند یا فرض کنید که عراقی هستند، بیچاره ها را از خانه های شان دور کردند، مال شان را بردند، خودشان را فرستادند اینجا، خوب باید چه کرد با این ها؟ نباید این ها را پذیرایی کرد؟ ما مسلمانیم، آن ها هم مسلمانند، ما باید از آن ها پذیرایی کنیم، خدمت کنیم به آن ها و این دولت است که دارد این کار ها را می کند»(خمینی،1378: 279). اگرچه این مسئله (اشتراکات تاریخی، فرهنگی، دینی و زبانی) در اوایل مهاجرت افغان ها به ایران نقش اساسی داشت، ولی به مرور زمان این مسئله کمرنگ شد. زیرا از زمانی که سیاست درهای باز دولت ایران به سیاست درهای بسته و سختگیرانه تبدیل شد، مهاجرین افغانی در یک چارچوب محدودتر قرار گرفتند، و شرایط کار و زندگی در ایران برای آنها سخت و دشوار گردید، به خصوص زمانی که مهاجرت های غیر قانونی افغان ها به ایران افزایش پیدا کرد، اکثر مهاجرین قانونی نیز آن احترام و امتیازاتی که در اوایل از طرف جامعه میزبان داشتند، کم کم از دست دادند. دیگر در ادبیات برخی از قلم به دستان ایرانی، که در اوایل از کلمات و تعابیر “مهاجرین مسلمان افغانستانی” و یا “برادران مسلمان افغانستان” استفاده می شد، به مرور زمان، این کلمات به تعابیری “مهمانان ناخوانده افغانی”، “افاغنه”، افغانیه و… تبدیل گردید. در حوزه اجتماع و رسانه های داخلی ایران نیز تنها چهره سیاه و بد از افغان های مهاجر به تصویر کشیده می شد و هر مشکلات و ناهنجاری های که در جامعه رخ می داد، به اسم این مهمانان ناخوانده ثبت می گردید. تا آنجا که امروزه در ایران، اکثریت مهاجرین افغانی به خصوص نسل دوم و سوم این مهاجرین، از ابراز هویت افغانی بودن خود احساس حقارت می کنند و سعی می نمایند تا هویت اصلی (افغانی بودن) خود را از دوستان ایرانی خود پنهان کنند. همچنین برخی از ایرانی های که آنقدر اطلاعی از جامعه افغانستان ندارند و تنها از رسانه ها تصویر جنگ و ناامنی و فقر در آن کشور را دیده و شنیده اند، افغان های مهاجر را تنها به عنوان طبقه کارگر و به عنوان عاملین همه ناهنجاری های جامعه ایران می شناسند. چون در جامعه ایران، بیشتر تصویر بد از این افغان های مهاجر به نمایش گذاشته شده است. در حالی که بسیاری از همین افغان های مهاجر در زمان جنگ ایران و عراق، دوشادوش برادران ایرانی خود در جنگ علیه ارتش عراق حضور داشتند و تعداد زیادی(بیش از دو هزار نفر) شهید دادند. از سوی دیگر، همین افغان های مهاجر به عنوان کارگران بی توقع، یا کم توقع، در ساخت و ساز ایران نیز نقش فعال داشتند و هنوز هم دارند. ولی این مزیت های مهاجرین، مورد اشاره رسانه ها و برخی قلم به دستان ایرانی قرار نگرفت که هیچ، بلکه برخی از محققین و پژوهشگران ایرانی نیز در تحقیقات خود، نگاهشان را به یک پله ترازو(یعنی پیامدهای منفی مهاجرین افغانی در جامعه ی مقصد) انداخته و پله ی دیگر( مزیت های مهاجرین در ساخت و ساز زیربناهای

دیدگاهتان را بنویسید