دانلود پایان نامه روانشناسی : مناطق کمتر توسعه یافته

دانلود پایان نامه

در دراز مدت یا کوتاه مدت دوباره ترک نموده و مهاجرت نمایند؛ آنها دلایل گسترده ای را که از جوابهای عاطفی، تا پروسه پیوستن مجدد به جامعه را در بر می گیرد بیان نموده بودند (سایتو،1387: 3).
احساس ناامنی در افغانستان، تنها به خاطر مشکل مصئونیت جانی نیست، بلکه همچنان محرومیت و دسترسی محدود به خدمات صحی، تسهیلات آموزشی، حقوق قانونی و سیاسی، اختلالات ناگهانی و زیانبخش در الگوهای زندگی روزمره، فرهنگ های اجتماعی و… را نیز در بر می گیرد. تمرکز بحث در باره امنیت برای همه مردم افغانستان مستلزم این مفکوره اساسی است که امنیت بشری یک محموله عامه است که تمام افراد جامعه مساویانه در آن شریک هستند.
اگرچه در کشور افغانستان، علاوه بر اینکه، امنیت سیاسی و اجتماعی مردم به آنصورت، تأمین نیست و در بسیاری از نقاط کشور، اکثر اوقات حوادث ناگوار (ترور شخصیت ها، انتحار، انفجار ماین، و…. ) توسط گروه های تروریستی و… رخ می دهد، که گاهی باعث از بین رفتن یک یا چند نفر می شود؛ اما همین حوادث، در افکار و روان تمام مردم کشور، یک نوع وحشت و احساس ناامنی ایجاد نموده است. به طور نمونه: در شهرها و جاده های عمومی افغانستان، وقتی افراد رفت و آمد می کنند، اکثراً بخاطر احساس ناامنی از وقوع حوادث انفجار ماین، انتحاری و… سعی می کنند در مکانهای که تجمع افراد زیاد است نروند، حتی نیروهای امنیتی نیز بخاطر بیم از وقوع این حوادث ناگوار در شهرهای پرجمعیت، از تجمع گسترده ای افراد در یک مکان جلوگیری می نمایند. گذشته از مسئله احساس ناامنی سیاسی، احساس ناامنی های اقتصادی- اجتماعی و… نیز دامن گیر جامعه ی افغانستان، بوده است. مردم افغانستان، بخصوص مهاجرینی که در خارج به سر می برند، نسبت به وضعیت اقتصادی ـ اجتماعی کشور هنوزهم نگران هستند.
2-14- شرایط اقتصادی – اجتماعی مهاجرت مردم افغانستان به ایران

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

مهاجرت معمولاً برای بهبود بخشیدن به وضعیت اجتماعی – اقتصادی مهاجران صورت می گیرد. اگر از سرگذشت تاریخی مهاجرت انسان بگذریم، موضوع مهاجرت بعد از انقلاب صنعتی در اروپا به دلیل تحولات شگرف اقتصادی، در جوامع آن دیار به عنوان یک مسئله مهم اجتماعی مطرح شد، که علاوه از حوزه مطالعات اجتماعی و جامعه شناسی، اقتصاد دانان نیز به صورت فعالانه وارد حوزه بررسی عوامل مؤثر بر مهاجرت و شناخت فرایند آن برآمدند. بر این اساس می‌توان «عوامل مؤثر بر مهاجرت را به صورت کلی به دو دسته عوامل اقتصادی و عوامل غیراقتصادی دسته‌بندی نمود»(مارتین، 1386: 6). اما از آنجایی که مهاجرت در اغلب موارد موضوعی انتخابی است که فرد با توجه به محدودیت‌های محیط پیرامون و پیش‌بینی‌های آینده بدان اقدام می‌کند و با خصوصیات اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و جمعیتی وی در ارتباط است، نقش و میزان نفوذ عوامل اقتصادی و غیراقتصادی و میزان اثرگذاری هر یک از آنها در نقاط مختلف متفاوت است. علل مهاجرت وابسته به ویژگی های مختلف شخصیتی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی افراد متفاوت است. هدف عده ای از مهاجرت، اشتغال است، هدف برخی شاید فشارهای سیاسی باشد، قصد عده ای دیگر تحصیل، ازدواج و … که قطعاً نتایج متفاوتی دارد. مهاجرت نتیجه مجموعه پیچیده‌ای از عوامل اجتماعی، روان شناختی، اقتصادی و سیاسی است که از دیرباز به عنوان یک عامل مؤثر بر حجم نیروی کار، توزیع نیروی کار بر حسب مهارت، آموزش، تخصص و اشتغال، فرصت‌های شغلی، پس‌انداز، سرمایه‌گذاری و تولید بوده است. و همچنین عاملی است که پی‌آمدهای اجتماعی و روان شناختی را نیز بر مبدأ و مقصد مهاجرت داشته است. مهاجرت با تغییر پایگاه، شغل و موقعیت مکانی فرد نیز مرتبط است.
تئوری‌های سنتی مهاجرت بین موارد «عوامل رانده شدن» و «عوامل جذب و کشش» تفاوت و تمایز قائل می‌شوند که عوامل راندن و رانده شدن در وهله اول موجب تحریک و انگیزش افراد برای مهاجرت از مبدا می‌شود. در این موارد مانند مهاجرت اقتصادی یا کاری (معمولا مهاجرت نیروی کار)، تفاوت‌ در میزان و سطح دستمزدها از جمله عوامل مهم و تعیین‌کننده مهاجرت است. افراد فقیری که در مناطق کمتر توسعه یافته یا در حال رشد ساکن هستند، می‌توانند استانداردهای زندگی بالاتری را در مناطق توسعه یافته‌تر برای خود مهیا کنند، یا دست کم چنین تصویری در ذهن آنها وجود دارد. «به طور کلی، مهاجرت در کشورهای جهان سوم به صورت مهاجرت نیروی کار از مناطق کمتر توسعه یافته به مناطق توسعه‌ یافته‌تر صورت می‌گیرد. از آنجا که وجه غالب این جابجایی جمعیت اساساً مهاجرت نیروی انسانی است، بر اساس نظریه گزینشی مهاجرت، بیشتر نیروی انسانی کارآمد در مقوله مهاجرت در کشورهای در حال توسعه قرار می‌گیرد» (ارشاد، 1384: 108). اکثر مهاجرت های فردی و خانوادگی مردم افغانستان به ایران و سایر کشورها، یکی از علل عمده اش شرایط ناگوار اجتماعی – اقتصادی مهاجرین بوده است. امروزه نیز اکثر مهاجرین افغانی که با وجود شرایط و قوانین سخت مهاجرتی، علاقه برگشتن به کشور خود را ندارند، علت آن بیشتر احساس ناامنی اجتماعی، شرایط نامساعد اقتصادی و فراهم نبودن زمینه کار برای مهاجرین در کشور افغانستان می باشد. اگرچه مهاجرت های گروهی که در چند دوره مشخص، ابتدا در اواخر قرن 19 و همچنین در نیمه اخیر قرن20، (دوران اشغال افغانستان توسط شوروی، جنگ های داخلی و دوره طالبان) عمدتاً در اثر جنگ و عوامل سیاسی صورت گرفته بود، و این عوامل در مهاجرت های گروهی مردم افغانستان نقش عمده را داشتند. امروزه نیز تداوم ناامنی بصورت کلی احساس ناامنی را در میان شهروندان افغانستان، بخصوص در بین مهاجرین خارج از کشور ایجاد کرده که در بازگشت آنها به کشور تأثیر منفی گذاشته است. ولی در مهاجرت های فردی و خانوادگی و همچنین مهاجرت های غیر قانونی که هنوز هم ادامه دارد، عوامل اجتماعی – اقتصادی نقش اصلی را دارند. بطور مثال مهاجرین افغانی که بصورت فردی و اکثراً غیر قانونی در ایران مشغول به کار هستند، خانواده های اینها به افغانستان زندگی می کنند، اگر این افراد از گیر جنگ و نا امنی فرار کرده باشند، خانواده خود را جا گذاشته به تنهایی به مهاجرت اقدام نمی کردند، از طرف دیگر، مهاجرت های فردی افغان ها به ایران طولانی مدت نبوده، بلکه کوتاه مدت (فصلی) است و پس از چند مدتی در عین حالی که امنیت کشور بهبود نیافته باشد، ولی بازهم به کشور خود بر می گردند. پس میتوان گفت: علل این گونه مهاجرت (مهاجرت های فردی) بیشتر اقتصادی است. در رابطه به مهاجرین افغانستان که ابتدا در اثر جنگ و نا امنی کشور خود را ترک نموده و به صورت دسته جمعی و گروهی به کشورهای دور و نزدیک از جمله ایران و پاکستان مهاجرت نموده اند، این نویسنده تا آنجایی که با اکثر مهاجرین ساکن در استان های ایران بخصوص مهاجرین تهران در ارتباط بوده، همچنین یافته های تحقیق نشان داده است، که اگرچه در آغاز این مهاجرت ها عوامل سیاسی(جنگ و ناامنی) دخیل بوده، اما برای فعلاً که چرا این مهاجرین به کشور خود بر نمی گردند؟ عوامل مختلف، بخصوص عوامل اقتصادی تأثیرگذار اند. چون هنگامی که این مهاجرین دست به مهاجرت زدند، خانه و کاشانه خود را رها نموده، مال و دارایی خود را از دست دادند. امروزه اکثراً خانه هایشان در افغانستان به ویرانه تبدیل شده است. از سوی دیگر، بسیاری از مهاجرین افغانستان در کشور ایران، از یک طرف به خاطر نداشتن مهارت کاری و از طرف دیگر محدودیت های کاری که از سوی دولت ایران برایشان ایجاد گردیده است، اکثراً در حاشیه شهرهای ایران به یک جامعه فقیر تبدیل شده اند. اگرچه در ابتدای مهاجرت افغانها به ایران، سیاست دولت ایران در مورد مهاجرین، سیاست درهای باز بود، و مهاجرین از یک شرایط مناسب برای زندگی از قبیل (دسترسی به امکانات درمانی، غذایی و….) برخوردار بودند. اما پس از گذشت چند سال، این سیاست درهای باز، به سیاست درهای بسته و سخت گیرانه تبدیل گردید که محدودیت های زیادی (از جمله نپذیرفتن و منع بسیاری از فرزندان مهاجرین از تحصیل در مدارس آموزشی و دانشگاه ها، محدودیت کاری، اقامتی و….) برای مهاجرین ایجاد گردید، و در این اواخر، اگرچه دروازه مدارس آموزشی و دانشگاه ها به روی فرزندان مهاجرین باز گذاشته شده است، ولی در مورد خروج یا تمدید اقامت مهاجرین یک سیاست مشخص وجود نداشته است، شاید هم بخاطر شرایط نابسامان کشور افغانستان باشد، که هنوز هم در اثر ناامنی اجتماعی، زمینه عودت مهاجرین در آن کشور مساعد نشده است. این سیاست مبهم و نامشخص دولت ایران در مورد مهاجرین افغانی، همچنین شرایط سخت اقتصادی، در مقابل درآمد کم و هزینه های زیادی که بخاطر تمدید اقامتشان به دولت ایران می پردازند، شرایط زندگی را برای آنها در ایران نیز دشوار ساخته است. اگر مهاجرین افغانی بخواهند به کشور خود عودت نمایند، علاوه بر احساس ناامنی در افغانستان، بسیاری از مهاجرین از لحاظ اقتصادی، توانایی برگشتن و بازسازی خانه های ویرانه ی خود را ندارند. گذشته از آن، زمینه کار در افغانستان برای مهاجرین فراهم نیست. همچنان، از لحاظ شرایط و امکانات زندگی(آب، برق، گاز و…)، افغانستان نسبت به ایران در سطح خیلی پایین قرار داشته و مردم آن از این ناحیه رنج می برند. بر این اساس، مهاجرینی که قبل از مهاجرت، در افغانستان از شرایط زندگی نسبتاً بهتر برخوردار نبودند و اکثراً در روستاها زندگی می کردند، بخصوص درصد بالایی از زنان مهاجر، ایران را (از لحاظ آسایش و رفاه زندگی، تسهیلات بهداشتی ـ درمانی و…) نسبت به افغانستان ترجیح داده و قصد برگشتن را ندارند. به صورت کلی، تحولات اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و امنیتی در افغانستان، متغیرهای اصلی تأثیرگذار بر روند مهاجرت های گروهی و فردی هستند. همچنین، جامعه قوی و دولت ضعیف، تداوم شکاف های اجتماعی ماقبل مدرن، چندپارگی قومی، قبیله ای، مذهبی، جغرافیایی و زبانی که در گذشته وجود داشت، ضعف در فرآیند دولت – ملت سازی که خود متأثر از تکثر و تقابل هویت های اجتماعی متکثر در جامعه افغانستان است، منافع متفاوت قدرت های بزرگ بین المللی و دخالت آن ها در امور داخلی افغانستان در راستای هدایت تحولات کشور در مسیر مورد نظر آن ها، پیامدهای حوادث طبیعی از قبیل (خشکسالی، زلزله ، سیل و…)، محصور بودن در خشکی و عدم دسترسی به آب های آزاد، فقدان ارتباط جاده ای کافی بین مرکز و مناطق مختلف کشور و همچنین موقعیت سیاسی و ژئوپلتیکی، متغیرهایی هستند که هر کدام بر تحولات سیاسی و اجتماعی – اقتصادی افغانستان و مهاجرت افغان ها به خارج از کشور تأثیر بسزایی داشته اند.

2-14-1- نقش توسعه اقتصادی در مهاجرت نیروی کار

در هر کشوری به خصوص در کشورهای عقب مانده، عمده ترین هدف پیشبرد برنامه های اقتصادی، کاهش فقر و بیکاری است. افغانستان که در طول تاریخ، با نظام طبقاتی گسترده روبرو بوده و ثروت، قدرت و…. میان گروهی محدود توزیع شده و قشر عظیم کشور، فقیر و تنگ دست باقی مانده اند. سیاست ها و استراتژی های اقتصادی افغانستان در طول تاریخ، نه در محور منافع ملت و زدودن فقر و بیکاری، بلکه در محور سرمایه دار شدن تعداد محدودی می چرخید. بازار اقتصادی افغانستان در دوران سه دهه جنگ و نا امنی های داخلی در یک وضعیت نابسامان قرار داشت. اگرچه از زمانی که به میدان کشاکش و رقابت های قطبین جهانی تبدیل شد، کمکهای هنگفت در داخل کشور سرازیر گردید. ولی این کمک ها، به جز پیامدهای منفی، هیچ نقش مثبتی در رشد اقتصادی مردم ایجاد نکرد. علاوه بر آن، در اثر توسعه جنگها و اختلافات داخلی، بحران فراگیر اقتصادی و اجتماعی در سراسر کشور گسترش پیدا کرد. ساختار اقتصادی و اجتماعی سابق، تأسیسات، زیربناها و امکانات اقتصادی در سطح نابودی قرار گرفتند، تمام خودکفایی های طبیعی و عنعنوی جامعه به مرور زمان رنگ باخت و در عوض، وابستگی کشور به کمک های بیگانه افزایش پیدا کرد. این کمک ها در بین افراد خاص جامعه تقسیم و برای شعله ور ساختن جنگ های داخلی به مصرف می رسید. و مردم بی دفاع همیشه قربانی این حوادث تاریخی بوده و راهی جز مهاجرت و آوارگی به کشورهای دیگر را نداشتند. گذشته از دوران سه دهه جنگ و ناامنی های داخلی که اقتصاد افغانستان در حالت بحرانی قرار داشت، از سال 2001 تا کنون، میلیاردها دالر از طرف جامعه جهانی به افغانستان کمک گردیده است، این کمک ها نیز نتواستند میزان فقر و بیکاری را در کشور کاهش دهند. زیرا عدم برنامه ریزی های درست اقتصادی در افغانستان، باعث گردیده که این کمک ها تأثیری در رشد اقتصادی و زیرساخت های کشور نداشته باشند. برخی از کارشناسان اقتصادی و بازرگانان کشور نیز بر این باورند که دولت افغانستان طی ۱۳ سال اخیر، فرصت های زیادی را در عرصه های توسعه و رشد اقتصادی از دست داده است، چنانکه با وجود سرازیرشدن پول های هنگفت از سوی جامعه جهانی، تا کنون مشکل بی کاری حل نگردیده و حتی زمینه بازگشت مهاجرین در کشور فراهم نشده است. در قانون اساسی افغانستان، نظام اقتصادی، نظام بازار آزاد در نظر گرفته شده و دولت مکلف است «سرمایه گذاری ها و تشبثات خصوصی را مبتنی بر نظام اقتصادی بازار، مطابق به احکام قانون، تشویق، حمایت و مصئونیت آن ها را تضمین نماید»( قانون اساسی افغانستان، 1382: ماده 10). اگرچه در این بین، شروطی نیز مطرح شده که در آن، دولت باید بر اساس مصالح علیایی کشور و منافع مردمی، قوانینی را برای تطبیق نظام بازار ایجاد کند، تا جلوی هرگونه سوء استفاده را بگیرد و به نفع مردم تمام شود. چنانکه در ماده یازده قانون اساسی کشور این مسئله تصریح گردیده است:«امور مربوط به تجارت داخلی و خارجی، مطابق به ایجابات اقتصادی کشور و مصالح مردم، توسط قانون تنظیم می گردد»(قانون اساسی افغانستان،1382: ماده11) اما در طول سال های گذشته، به گونه ای عمل گردیده که نظام اقتصادی افغانستان، به یک نظام لجام گسیخته مبدل شده است. از طرف دیگر، سرمایه داران افغانستان، سرمایه های نقدی خود را که اکثراً در دوران سه دهه جنگ های داخلی به خارج از کشور انتقال داده بودند، بخاطر عدم امنیت نتوانسته اند در داخل کشور سرمایه گذاری کنند، بلکه هنوز هم روند فرار سرمایه ها از کشور ادامه دارد. منظور از این بحث سرمایه گذاری و اقتصادی به خاطری این است که درصد قابل توجه مهاجرین افغانستان را سرمایه داران و تاجران تشکیل داده اند، که با سرمایه های نقدی خود دست به مهاجرت زده و هنوز هم اکثریت آن ها به کشور بر نگشته اند. زیرا دولت افغانستان در طول بیش از یک دهه نتوانسته امنیت را در کشور تأمین نماید، تا سرمایه گذاران داخلی و خارجی برای سرمایه گذاری در کشور اطمینان پیدا نمایند، تا که از این طریق میزان بیکار کاهش یابد. گذشته از آن حتی افراد عادی که سالهای زیادی در کشورهای

پاسخی بگذارید