دانلود پایان نامه روانشناسی : کشورهای توسعه یافته

دانلود پایان نامه

پدیده های چون بیکاری، درآمدکم، بی سوادی و کم سوادی ، نبود امکانات بهداشتی، عدم دسترسی به سازمانها و مراکز مهم تصمیم گیری، نبود فضای شفاف سیاسی و اطلاعاتی، نبود آزادی بیان و … همه مسایلی هستند که با تعریف فقر به شدت در ارتباط اند. کارل مارکس تصویر مشخصی از فقر و محرومیت نسبی ارائه داده است، که لازم است به آن اشاره نماییم. مارکس در باره انسانی سخن گفت که در کلبه کوچکی می زیست و کاملاً احساس خوشبختی می کرد، تا اینکه همسایه اش در کنار او کاخی بنا نمود. از همان زمان، کلبه نشین احساس محرومیت کرد. محرومیت نسبی محرومیتی است که از مقایسه سطح زندگی خودمان با یک گروه مرجع که درآمدهای بالاتری دارند، ناشی می شود(استریتین، ۱۳۸۲: ۱۲۰). یکی از مشکلاتی که باعث شکاف طبقاتی و عدم تعادل در زندگی مردم افغانستان گردیده است، نبود زمینه کار و فقر اقتصادی در طول سه دهه جنگ و حتی پس از آن بوده است. عدم فرصت های شغلی مناسب و نبود زمینه معیشت برای عده کثیری از شهروندان افغانستان باعث شده که مردم افغانستان به مهاجرت های قانونی و غیر قانونی دست زنند و یا به مواد مخدر رو آورند. در افغانستان، مطالعه جدی و کاربردی روی مسأله فقر و تعیین خط فقر صورت نگرفته است، زیرا در این کشور به دلیل منازعات سیاسی مداوم و تغییرات پی در پی دولت‌ها و حکومت‌ها در هیچ زمینه‌ای به خصوص در زمینه‌های اقتصادی، از جمله وضعیت فقر، تعداد فقرا، میزان درآمد سرانه، نحوه‌ی توزیع درآمد، میزان هزینه و در نتیجه مقدار پولی خط فقر، آمار داخلی بصورت دقیق وجود ندارد و تنها آمارهای موجود، مربوط به سازمان‌های بین المللی نظیر سازمان ملل، بانک جهانی، صندوق بین المللی پول و… است. در آمارهای بین المللی، افغانستان در زمره فقیرترین کشورهای جهان که اکثراً زیر خط فقر قرار دارند، محسوب گردیده و از لحاظ شاخص های جمعیتی و رفاه اجتماعی در وضعیت نامطلوبی قرار دارد. فقر گسترده ای که همیشه دامنگیر مردم افغانستان بوده و بر میزان مهاجرت افراد جامعه نقش داشته است، محصول عوامل مختلفی است که می توان عمدتاً وابسته به مشکلات ذیل دانست:
بی برنامگی دولت ها: یکی از عوامل اساسی فقر در افغانستان را در بی برنامگی دولت ها یا عدم استراتیژی دقیق و همه جانبه برای برون رفت از بحران فقر می توان دانست. عدم برنامه ریزی دقیق برای شکوفایی کشاورزی و اقتصاد دهات که حدود 80 درصد جمعیت کل کشور را تشکیل داده است، می تواند به حیث عامل مهم فقر شناخته شود. اگرچه توزیع منابع کمیاب از جمله ثروت در یک کشور رابطه مستقیمی با فقر ندارد، اما می‌تواند به عنوان یکی از عوامل مهم و اصلی فقر در جامعه تلقی شود، زیرا اگر در جامعه‌ای ثروت و درآمد آن به طور نا عادلانه توزیع شود موجب ثروتمند شدن عده‌ای و فقیر شدن عده‌ای دیگر می‌شود و در واقع شکاف طبقاتی را در جامعه بوجود می آورد. در کشور افغانستان منابع کمیاب همیشه در اختیار طبقه خاصی قرار داشته و اکثریت افراد جامعه از دسترسی به آن محروم بوده اند و در طول تاریخ، این شکاف طبقاتی در آن کشور وجود داشته است. اما در رابطه به نقش فقر در مهاجرت مردم افغانستان که یکی از عوامل مهم مهاجرت است، نمی توان دیگر عوامل را نادیده گرفت، و به تنهایی فقر را عامل اصلی مهاجرت قلمداد نمود؛ زیرا در دوران سه دهه جنگ های داخلی و پس از آن، ثروتمندان افغانستان نیز به کشورهای دور و نزدیک، بخصوص کشورهای توسعه یافته مهاجرت نموده اند و امروزه نیز اکثر ثروتمندان و کارمندان بلندرتبه دولت و حتی برخی از نمایندگان مجلس و افسران ارشد دولت، تلاش دارند تا خانواده های خود را به کشورهای توسعه یافته و یا حد اقل به کشورهای پیشرفته تر انتقال داده و برای خود نیز گذرنامه های سیاسی بگیرند. زیرا زمانی که شرایط زندگی در افغانستان برایشان تنگ شد، بتوانند به راحتی در کشورهای دلخواه خود رفت و آمد نمایند. روند فرار مغزها از افغانستان، از آغاز تاریخ آن کشور تا به امروز جریان داشته و هنوز هم اکثر نیروهای تحصیل کرده، همه فکر و ذهنشان در مرحله ی نخست، پیدا کردن جای مناسب برای زندگی خود و خانواده هایشان در خارج از کشور(کشورهای توسعه یافته) می باشد.
بیکاری: بیکاری به حیث یکی از عوامل اصلی فقر در سطح کشور به خصوص دهات افغانستان دانسته می شود، که یکی از عوامل مهم در مهاجرت مردم افغانستان به حساب می رود. مسئله بیکاری را که نقش عمده در مهاجرت دارد، در ادامه به صورت مفصل مورد بررسی قرار گرفته است.
جنگ: سه دهه جنگ در افغانستان باعث از بین رفتن تمامی زیربناهای اقتصادی و بیجا شدن میلیون ها نفر در داخل و خارج کشور گردیده و روند عادی زندگی مردم را مختل ساخته و گذشته از فقر نسبی، بلکه فقر مطلق را نیز بالای بسیاری از افراد جامعه متحمل ساخته است.
آفات طبیعی: آفات طبیعی مانند سرازیر شدن سیلاب ها، رانش کوه، زلزله، امراض نباتی، خشکسالی و … در کشوری مانند افغانستان که تدارکات چندانی برای پیش گیری و رسیدگی به اینگونه حوادث و آفات را نداشته و حتی در دوره نظام جدید نیز وجود ندارد، از جمله عواملی هستند که فقر را در آن کشور گسترش داده اند، زیرا این آفات طبیعی، باعث از بین رفتن منابع غذایی شده و سبب گردیده تا مردم به قلت مواد غذایی و سایر مشکلات حوادث طبیعی مواجه گردند. حتی گاهی اوقات، این حوادث طبیعی خسارات مالی و جانی را در جامعه بوجود آورده است. بطور نمونه همه ساله در بسیاری از استان های کشور، در اثر حوادث طبیعی صدها ها نفر جان خود را از دست داده و صداها نفر دیگر آواره می شوند، بخصوص در بهار سال 1393، در اثر جاری شدن سیلاب در ولایات شمال کشور، خسارات هنگفت جانی و مالی به مردم وارد گردید. و یا در اثر رانش کوه در استان بدخشان، صدها نفر در داخل خانه های خود زیر خاک شدند که دولت توانایی نجات آنها را از زیر خاک نداشت. در اثر این گونه آفات طبیعی که برخی از افراد وقتی خانه یا مال و دارایی خود را از دست می دهند و یا در اثر خشکسالی های دوامدار، نتوانند مواد خوراکه خود را تهیه نمایند، مجبور می شوند که برای نجات از این بحران طبیعی دست به مهاجرت بزنند.

عدم کنترل نفوس: افغانستان در شرایط حاضر، با دو چالش عمده در مورد فقر عمومی مواجه است، یکی گرانی مواد غذایی و ناتوانی در تامین مواد غذایی در داخل کشور و دیگری افزایش سریع جمعیت. عدم کنترول نفوس در درون خانواده‌ها، از عوامل دیگر فقر در افغانستان شناخته شده است. افزایش روز افزون جمعیت، بسیاری از توده های مردم را به زیر خط فقر کشانده است، زیرا در افغانستان بسیاری از خانواده ها دارای بیش از 10 فرزند هستند که این کثرت فرزندان در خانواده های که در آن هیچگونه زمینه‌ء برای تعلیم، صحت، غذا و سایر نیازمندی ها وجود ندارد، فقر را در جامعه بیشتر گسترش داده است.
بیسوادی: یکی دیگر از عوامل فقر در جامعه افغانستان، بیسوادی است. موجودیت درصد زیادی افراد بیسواد که اکثریت شان در دهات زندگی می کنند، می تواند در امر گسترش فقر نقش مهمی را ایفا کند. حضور صدها هزار نیروی کار غیر متخصص و بی سواد تنها در ایران، نشانگر این است که افراد بیسواد، بیشتر از افراد باسواد، دست به مهاجرت می زنند. وقتی که درصد بالایی افراد جامعه بیسواد باشند و زمینه کار هم برای این افراد فراهم نباشد، خود بخود زمینه های فقر در جامعه فراهم شده و این افراد بی سواد، برای یافتن مکان مناسب جهت ادامه زندگی بهتر، مجبور دست به مهاجرت می زنند، تا بدین صورت از دست فقر رهایی یابند.
گرانی مواد غذایی: در هر جامعه ای قبل از همه چیز، مواد غذایی اهمیتی در خور توجه دارد، کشوری که از نظر محصولات غذایی وابسته باشد آسیب‌پذیری آن زیاد خواهد بود(اطاعت،1376: 54). چنانکه در قسمت ” اقتصادی” در این مورد اشاره گردید، افغانستان که وابستگی زیادی با وارادات مواد غذایی دارد، بیشترین ضربه را مردم، بخصوص کشاورزان در این کشور متحمل گردیده اند. بر اساس اعلام رسمی دولت، افغانستان سالانه به حدود شش میلیون تن گندم نیاز دارد که تامین آن در داخل کشور برای فعلاً کار بس دشوار است. زیرا مشکل اساسی در افغانستان، نبود یک زیر ساخت و بستر مناسب برای تولید بیشتر مواد غذایی است. «تا زمانی که خود افغانستان نتواند نیازهای عمده مواد غذایی خود را از طریق رشد کشاورزی و دامداری برطرف کند، این مشکل همچنان وجود خواهد داشت»(میرزاد،30/4/1390).
2-14-5- تأثیر هزینه های گزاف ازدواج در مهاجرت جوانان به ایران

ازدواج یک رویداد مهم و به یادماندنی در زندگی هر انسانی است. انسان‌ها همگی در این امر یکسان اند و هرکسی در طول عمرش نیاز به جنس مخالف دارد و باید ازدواج نماید؛ اما شیوه‌های شکل‌گیری مراسم ازدواج و نحوه نگرش به آن، از جامعه‌ای تا جامعه‌ای دیگر و از فرهنگی تا فرهنگ دیگر دارای تفاوت‌ها و تشابهات زیادی است. با اینکه ازدواج یک امر پسندیده است، اما در افغانستان برخی رسوم ناپسند و عنعنات نادرست، از قبیل تجمل گرایی و هزینه های هنگفت که به عنوان “قلین” شیربها، به صورت نقدی به پدر عروس پرداخت می شود و همچنین هزینه های گزاف برای دعوت مهمانان به هتل های مجلل و…. بیش از پیش جوانان را دچار آسیب های روانی کرده است. میزان مصارف ازدواج در جامعه‌ی مثل افغانستان که اقتصاد آن نوپا و شکننده بوده و روی خط فقر در حرکت است، در حد بالایی قرار دارد. مشکل ازدواج در افغانستان در حالی وجود دارد که این کشور نیاز شدید به آبادانی و پیشرفت و کمک های جامعه جهانی دارد و جوانان هم که سرمایه های امروز و امیدهای فردای کشور به حساب می‌آیند، بخشی از نیروی این قشر در اثر درگیری با انواع مشکلات به باد می روند، که به مرور زمان آسیب های روانی بیشتری را برای این نسل به ارمغان می‌آورد. از جمله مهم ترین آسیبهای که بر این جوانان وارد گردیده، اینست که این جوانان در اثر فشارهای اقتصادی ناشی از این امر، مجبور می شوند دست از آموزش در مدارس و تحصیل بردارند. عروسی در هوتل های مجلل، آوردن گروپ هایی موسیقی با هزینه ی بالا، درخواست طویانه های گزاف توسط خانواده های عروس، خرید طلا و جواهرات و… از جمله چالشهای عمده فراروی جوانان افغانستان هستند که بسیاری از خانواده ها برای عروسی پسران شان توانایی پرداخت چنین هزینه های گزاف را ندارند. همین مسئله سبب شده که اکثر خانواده ها، بخاطر هزینه عروسی پسرانشان، به ناچار زیر بار قرضداری رفته و یا جوانانشان را سال های زیادی قبل از گرفتن همسر، برای تهیه هزینه عروسی، حتی به صورت غیر قانونی به کشورهای همسایه بخصوص ایران بفرستند، تا هزینه عروسی را توسط دستمزد کارگری تهیه نمایند. اگرچه در رسم و رواج عروسی در مناطق مختلف افغانستان تفاوت های زیادی وجود دارد، در برخی مناطق هزینه عروسی تا اندازه ای کمتر است، ولی به صورت عموم در اکثر مناطق، این هزینه ها خیلی بالا است. تحقیقی که در این مورد (این نویسنده) در سال 1390 در استان فاریاب داشتم، از جمله یک شهرستان (ولسوالی) آن را وقتی بررسی نمودم، در آن منطقه روستایی، علاوه بر سایر هزینه های عروسی، تنها مقدار پول نقدی که به عنوان “قلین” شیربها، به پدر عروس پرداخت می شد، از هفتصد هزار افغانی(چهارده هزار دلار آمریکا)، تا دو میلیون افغانی (چهل هزار دلار آمریکایی) می رسید. در آن منطقه، پیرمردی را سراغ گرفتم که سرپرست یک خانواده هشت نفری بود و شغلش “ملازم”(نگهبان) یک مدرسه متوسطه بود، به جز یک خانه گِلی دیگر ملک و دارایی نداشت، چهار پسر داشت که سه تای آنها در ایران به صورت غیر قانونی مهاجر بودند، علت مهاجرت آنها را از پدرشان سوال کردم، در جوابم به مشکلات هزینه عروسی یکی از پسرانش اشاره نموده و به قول وی، برای یکی از آنها دختری را خواستگاری نموده که جدا از سایر هزینه های عروسی، یک میلیون و دوصد هزار افغانی (بیست و چهار هزار دلار امریکایی)، باید به پدر عروس پرداخت می کرد. سه پسرش به ایران رفته اند تا هزینه عروسی برادرشان را به وسیله ای کارگری تهیه نمایند. در صورتیکه اگر از ایران نیز، توسط نیروهای امنیتی، رد مرز نشوند. مواردی زیادی از این قبیل، در نقاط مختلف افغانستان وجود دارد که در مهاجرت نیروی جوان تأثیرگذار بوده است.
2-14-6- بیکاری و نقش آن در مهاجرت

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

اگرچه بیکاری یک مسئله ای است که در تمام کشورهای جهان وجود دارد و همین بیکاری باعث شده است، تا نظریه پردازان اقتصادی بخاطر رفع این معضل، در تصاعد فرهنگ اقتصادی خود گامی بهتری را در جاده‌ی اقتصاد خویش بردارند. بیکاری علاوه بر جنبه های اقتصادی، دارای عوارض و پیامدهای ناگوار اجتماعی و حتی سیاسی نیز است، به گونه ای که این مسئله می تواند در صورت تداوم، منجر به ایجاد و گسترش روز افزون بحران های دیگری از جمله، فقر و به تبع آن دزدی، فساد، مهاجرت، قتل، خود کشی، اعتیاد به مواد مخدر و… شده و از طریق سست نمودن بنیان های اجتماعی باعث کاهش مشروعیت دولت گردیده و ادامه حیات سیاسی دولت را نیز به خطر بیندازد. متاسفانه معضل بیکاری با همه جوانب و ابعاد منفی خویش در کشور افغانستان به گونه وسیعی گسترش یافته و کمتر خانواده ای را می توان یافت که با این مشکل مواجه نباشد.
بیکاری و مهاجرت بر یکدیگر تأثیرات متقابلی دارند، چرا که از یک سو توزیع ناعادلانه امکانات و خدمات به ظهور بیکاری و نبودن شغل برای افراد جویای کار منجر می شود و از سوی دیگر «عدم اشتغال به بخش انبوهی از نیروی کار، فشار وارد آورده و آنها را ناچار می سازد تا به منظور رسیدن به حد اقل امکانات زندگی، موطن خود را ترک نموده و به دنبال کار به شهرها»(ابراهیم زاده، 1380: 147) و جوامعی که زمینه کار در آنجا بیشتر فراهم باشد مهاجرت کنند(برگر، 2006: 9). نظر به آمارهای مختلف، افغانستان از جمله کشورهای است که بالاترین نرخ بیکاری را در جهان دارد. نبود فرصت های شغلی یکی از مشکلاتی است که برای جوانان و طبقه کارگر، مشکل ایجاد کرده است. نبود شغل چیزی است که اکنون جامعه افغانستان را در کام بحران فرو برده است و افغانستان در آستانه ی دور تازه ی از مهاجرت های شهروندانش قرار گرفته است. در این شرایط، جوانان اکثراً به دلیل فقر و بیکاری راهی خارج می شوند و کشور خود را ترک می کنند.
از یک طرف فرصت های شغلی در افغانستان، بخاطر نبود امنیت به آنصورت ایجاد نشده است و از سوی دیگر نیروی انسانی کنونی افغانستان از نظر مهارت های جدید و مهارت های که پاسخگوی نیازمندی های جامعه ی امروزی است، در شرایط بدی قرار دارند. نبود فرصت های تحصیلی یکی از عمده ترین مشکلات جوانان در این قسمت است؛ زیرا تعداد زیادی از مردم افغانستان در دوران سه دهه جنگ و ناامنی و حتی قبل از آن، شرایط برایشان مساعد نبود که باید درس می خواندند، بنابر این از تحصیل محروم

دیدگاهتان را بنویسید