. ر.ک. سید علی‏ الموسوی القزوینی، رساله فی العداله، (بی جا، بی نا ، ۱۲۹۷ ه ق‏ ، ملحقات کتاب الرسائل)، ص۱۸؛ عبد اللَّه بن محمد حسن‏ المامقانی، حاشیه على رساله فی العداله، (نرم افزار جامع فقه اهل البیت) ص۲۵۱

. محمدمعین، فرهنگ فارسی (تهران: امیرکبیر، ۱۳۶۲ه ش) ج ۲، صص ۲۲۷۹ و ۲۲۸۲، علی اکبر نفیسی، فرهنگ نفیسی، (تهران: بی نا، ۱۳۱۷ه ش ) ج۱، ص ۴۲۷

. به نقل از مرتضی مطهری، یادداشتها، پیشین، ج‏۶، ص: ۲۱۹

. علی محمد حق شناس و دیگران، فرهنگ معاصر هزاره، (تهران: انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی،۱۳۸۲ه ش، چاپ دوم) ص۸۷۱ ؛ حارث سلیمان الفاروقی، المعجم القانونی (بیروت:‌ مکتبه لبنان،۱۹۹۱م، چاپ سوم) ج۱، ص۱۶

. گرچه ابن منظور برای استعمالات عدل در قرآن چهار وجه ذکر کرده است : «اول عدل در حکم “فاحکم بینهم بالعدل “، دوم عدل در قول “وإذا قلتم فاعدلوا “، سوم عدل به معنای “فداء لا یقبل منها عدل “و چهارم عدل در معنای شریک گرفتن” ثم الذین کفروا بربهم یعدلون”.»(لسان العرب ،پیشین، ص۴۳۲) ولی با دقت بیشتر میتوان آن‌را به پنج دسته تقسیم کرد .

. نحل: ۹۰

. هم چنین آیات « فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تَعْدِلُوا فَواحِدَهً » (نساء: ۳) و «وَ تَمَّتْ کَلِمَهُ رَبِّکَ صِدْقاً وَ عَدْلاً لا مُبَدِّلَ لِکَلِماتِهِ وَ هُوَ السَّمیعُ الْعَلیم » (انعام: ۱۱۵) نیز بر این معنا دلالت می‌کنند .

. المائده : ۹۵

. البقره : ۱۲۳ ؛ آیه‌ی«وَ ذَرِ الَّذینَ اتَّخَذُوا دینَهُمْ لَعِباً وَ لَهْواً وَ غَرَّتْهُمُ الْحَیاهُ الدُّنْیا ……. وَ إِنْ تَعْدِلْ کُلَّ عَدْلٍ لا یُؤْخَذْ مِنْها» (الانعام : ۷۰) نیز از جمله‌ی همین آیات است .

. الإنفطار: ۷

.پیرامون این معانی به عنوان نمونه می‌توان ر.ک. الراغب، پیشین، ص ۲۲۶؛ احمدبن علی الطبرسی، تفسیر مجمع البیان، (بیروت: مؤسسه الأعلمی للمطبوعات، ۱۴۱۵ق، چاپ اول) ج۱، صص۱۹۹-۲۰۰

. انعام : ۱

. «من اعتدل یوماه فهو مغبون» محمّد بن على بن بابویه الصدوق، أمالی، (قم : مؤسسه البعثه، ۱۴۱۷ ه ق) ص ۴۷۷.

. «عن أبی عبد الله (علیه السلام) قال : من حج فلیتمتع إنا لا نعدل بکتاب الله عز وجل وسنه نبیه صلى الله علیه وآله» محمد بن یعقوب الکلینی، الکافی، تصحیح وتعلیق علی أکبر الغفاری (تهران: دار الکتب الإسلامیه، ۱۳۶۷ه ق، چاپ سوم) ج ۴، صص ۲۹۱ – ۲۹۲ ؛

. الراغب الأصفهانى، پیشین، ص ۳۲۵.

. ابن أبی جمهور الأحسائی، عوالی اللئالی، تحقیق مجتبى العراقی، (قم : ۱۴۰۵ه ق، چاپ اول) ج ۴، صص ۱۰۲ – ۱۰۳ ↑
. المناوی ، الفتح السماوی، تحقیق أحمد المجتبى، (ریاض : دار العاصم، )ج ۳ ، ص ۱۰۲۰ ↑
.« فانّ الوالی إذا اختلف هواه، منعه ذلک کثیراً من العدل فلیکن امر الناس عندک فی الحق سواء فانه لیس فی الجور عوض من العدل» [محمد بن حسین السید الرضى، نهج البلاغه، ترجمه و شرح سید علینقی فیض الاسلام (تهران: انتشارات فقیه فیض الاسلام، ۱۳۷۵ ه ش، چاپ دوم) ص۱۰۴۴] ↑
. « ان الله لم یترک شیئا من صنوف الاموال الا وقد قسمه ، واعطى کل ذی حق حقه، الخاصه والعامه، والفقراء والمساکین، و کل صنف من صنوف الناس… لو عدل فی الناس لاستغنوا.. .» [محمد بن یعقوب الکلینی، پیشین، ج‏۱، ص‏۵۴۲] ↑
. السید الرضى، پیشین، ص۱۰۲

. «استعمل العدل و احذر العسف و الحیف.» السید الرضى، همان ، حکمت ۴۷۶ ، ص۱۰۹

. افلاطون از قول تراسیماخوس میگوید: «عدالت چیزی نیست مگرعمل به نفع و مصلحت اقویا.» ر.ک. افلاطون، جمهور، ترجمه فؤاد روحانى، (تهران: بنگاه نشر و ترجمهی کتاب، ۱۳۴۸ش) ص۵۳

مطلب دیگر :
فایل - نوآوری های قانون مجازات اسلامی در باب علل رافع مسئولیت کیفری- قسمت ...

دانلود متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir