رشته روانشناسی-دانلود پایان نامه : طبقات اجتماعی

دانلود پایان نامه

جامعه به انسجام و یکپارچگی می‎شود و تفاوت در کارکردهای زن و مرد به‎هیچ‎وجه به‎معنای برتری کسی بر دیگری نیست. شهید مطهری در این زمینه می نویسند:

آنچه از نظر اسلام مطرح است این است که زن و مرد به دلیل اینکه یکی زن و دیگری مرد است در جهات زیادی مشابه یکدیگر نیستند، جهان برای آنها یک جور نیست، خلقت و طبیعت آنها را یکنواخت نخواسته است و همین جهت ایجاب می کند که از لحاظ بسیاری از حقوق و تکالیف و مجازات ها وضع مشابهی نداشته باشند. در سیستم های غربی اکنون سعی می کنند که میان زن و مرد از لحاظ قوانین و مقررات و حقوق و تکالیف وضع مشابهی ایجاد کنند و تفاوت های غریزی و طبیعی زن و مرد را نادیده بگیرند، تفاوتی که میان اسلام و غرب وجود دارد در اینجاست (مطهری،136:1383).
آیات متعددی به تفاوت های تکوینی مخلوقات و همچنین زن و مرد اشاره می کند:
«قَالَ رَبُّنَا الَّذِی أَعْطَی کُلَّ شَیْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدَی»
گفت: پروردگار ما کسی است که به هر چیزی آفرینش خاص آن را اعطا کرده و سپس هدایتش نموده است (قرآن کریم، طه:50).
«وَ الَّذِی قَدَّرَ فَهَدَی‏»
«وآنچه را که مقدر نموده به سوی هدفش هدایت کرد» (قرآن کریم، اعلی:3).
«الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاء بِمَا فَضَّلَ اللّهُ بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ وَبِمَا أَنفَقُواْ..»
«مردان سرپرست زنانند چرا که خداوند بعضی از انسان ها را بر بعضی برتری داده..» (قرآن کریم، نساء:34).
4- دنیا و آخرت

در دیدگاه اسلامی نگاه حاکم بر هستی اینگونه است که هستی یک آغازی دارد و یک پایانی هم بر آن متصور است. به عبارت دیگر جهان هستی در مبانی هستی شناختی دینی دارای یک دنیا که به دار فانی از آن تعبیر می گردد و یک آخرت که از آن به دار باقی یاد می شود، است. شهید مطهری می نویسد:
هستی در جهان‏بینی اسلامی، واحد تجزیه‏ناپذیر است؛ یعنی رابطه اجزای جهان این گونه نیست که بتوان فرض کرد قسمت‏هایی از آن قابل حذف و قسمت‏هایی قابل ابقا باشد. حذف بعضی، مستلزم عین حذف همه اجزا است. همچنان که ابقای بعضی، عین ابقای همه است. بنابراین، هستی، سامانه‏ای است که همه اجزای آن به‏طور دقیق با هم در ارتباطند و یک واحد حقیقی را تشکیل می‏دهند. این واحد حقیقی در حرکت است و هیچ‏گونه آرامشی در او وجود ندارد و چون در حرکت است، هدف و مقصد نهایی برای آن ضرورت خواهد داشت (مطهری،72:1386).
در اسلام زندگی این دنیا مقدمه زندگی در دنیای آخرت است و از آنجا که اصالت با زندگی در جهان آخرت بوده می بایست در این دنیا انسان خود را آماده ورود به آن نماید. علاوه بر اینکه در قرآن یک سوره با عنوان “قیامه” وجود دارد، آیات متعددی در تایید وجود دنیای آخرت و اصالت آن وجود دارند.
«یَا قَوْمِ إِنَّمَا هَذِهِ الْحَیَاهُ الدُّنْیَا مَتَاعٌ وَإِنَّ الْآخِرَهَ هِیَ دَارُ الْقَرَارِ»
«اى قوم‏! این زندگى دنیا، تنها متاعی زودگذر است‏؛ و آخرت سراى همیشگى است‏» (قرآن کریم، غافر:39).
«اللّهُ لا إِلَهَ إِلاَّ هُوَ لَیَجْمَعَنَّکُمْ إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَهِ لاَ رَیْبَ فِیهِ وَمَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللّهِ حَدِیثًا»
«خداوند، معبودى جز او نیست‏! و به یقین‏، همه شما را در روز رستاخیز که شکى در آن نیست جمع مى‏کند! و کیست که از خداوند، راستگوتر باشد؟» (قرآن کریم، نساء:87).
«إِنسَانٍ أَلْزَمْنَاهُ طَآئِرَهُ فِی عُنُقِهِ وَنُخْرِجُ لَهُ یَوْمَ الْقِیَامَهِ کِتَابًا یَلْقَاهُ مَنشُورًا»
«و هر انسانى‏، اعمالش را بر گردنش آویخته‏ایم‏؛ و روز قیامت‏، کتابى براى او بیرون مى‏آوریم که آن را در برابر خود، گشوده مى‏بیند» (قرآن کریم، اسراء:13).

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

5- عالم غیب
جهان‏بینی اسلامی جهان را مجموعه‏ای از غیب و شهادت می‏داند. غیب یعنی نهان و به حقایقی اطلاق می‏شود که نادیدنی هستند؛ یعنی به علت نامحدود و غیر مادی ‏بودن، قابل احساس به حواس ظاهره نیستند و به این اعتبار آنها را نهان می‏نامند (مصباح یزدی،276:1383). رابطه جهان غیب و شهادت رابطه‏ای شبیه رابطه اصل و فرع است. از دیدگاه اسلامی چنین استنباط می‏شود که هر چه در این جهان وجود دارد، وجود تنزل یافته موجودات جهان دیگر است. آنچه در این جهان به صورت امری مقدر و محدود است، در مرتبه‏ای و در جهانی مقدم بر این جهان یعنی جهان غیب، به صورت وجودی نامقدر و نامحدود و به تعبیر قرآن به صورت خزائن وجود دارد (جوادی آملی،178:1355).
در هستی‌شناسی‌ دینی، طبیعت‌ همه‌ حقیقت‌ نیست‌ بلکه‌ بخش‌ نازل‌ و دانی‌ آن‌ است، یعنی‌ برای‌ هستی‌ بخش‌ دیگری‌ تصور می‌شود که‌ فائق‌ بر طبیعت‌ بوده‌ و نقشی‌ تعیین‌کننده‌ نسبت‌ به‌ آن‌ دارد. نامها، عناوین‌ و اسامی‌ گوناگونی‌ که‌ در فرهنگهای‌ دینی‌ برای‌ عالم‌ محسوس‌ وجود دارد، نسبت‌ به‌ طبیعت‌ حکایت‌ می‌کند، مانند «عالَم» که‌ به‌ معنای‌ علم‌ و نشانه‌ است‌ و چیزی‌ است‌ که‌ به‌ آن‌ امری‌ شناخته‌ شود و علامت‌ گذارده‌ شود و دنیا که‌ به‌ معنای‌ نزدیک‌ می‌باشد. اگر نگاه‌ انسان‌ به‌ هستی‌ نگاهی‌ دینی‌ باشد، به‌ دلیل‌ این‌ که‌ همه‌ ابعاد زندگی‌ طبیعی‌ و ماد‌ی‌ خود را در احاطه‌ غیب‌ آن‌ می‌داند، هیچ‌گاه‌ در مناسبات‌ و رفتار طبیعی‌ خود از باطن‌ امور که‌ نقشی‌ تعیین‌کننده‌ نسبت‌ به‌ ظاهر دارد، غافل‌ نمی‌ماند و بر همین‌ اساس‌ نیز کردار فردی‌ و اجتماعی‌ خود را توجیه‌ و یا تبیین‌ می‌نماید (پارسانیا:1390).
در جهان‏بینی توحیدی، عالم شهود عبارت از مجموعه آیه‏ها، پدیده‏ها و سنت‏ها است. پدیده‏های طبیعی مثل خورشید، ماه، زمین و…، پدیده‏های اجتماعی مثل خانواده، طبقات اجتماعی، ساخت سیاسی و…، پدیده‏های تاریخی مثل تمدن‏ها، ظهور و سقوط آنها و غیره. آنچه در اصطلاح فلسفه، نظام جهان و قانون اسباب و مسببات خوانده می‏شود، در زبان دین، سنت الاهی نامیده می‏شود. از نظر اسلام، جهان دارای نظام متقن علّی و معلولی و سببی و مسببی است (مطهری،72:1386). که در آن هرگز تغییری نخواهی یافت. پس پدیده‏های جهان به یک سلسله قوانین ثابت و سنت‏های لایتغیر الاهی محکومند. بدین ترتیب، ملاحظه می‏شود که در جهان‏بینی اسلامی هر دو عالم غیب و شهادت یا به تعبیری، طبیعت و ماورای آن مورد نظر بوده و آنچه در این رابطه مهم می‏نماید، جایگاه انسان در این عالم هستی و هدف از خلقت او و مسئولیت وی در بودن در این جهان است. آیات تایید کننده این موضوع نیز در قرآن بسیار به چشم می خورد. از جمله:
«عَالِمُ الْغَیْبِ وَالشَّهَادَهِ الْکَبِیرُ الْمُتَعَالِ»
«داناى نهان و آشکار و بزرگ بلند مرتبه است» (قرآن کریم، رعد:9).
«هُوَ اللَّهُ الَّذِی لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ عَالِمُ الْغَیْبِ وَالشَّهَادَهِ..»
«اوست‏ خدایى که غیر از او معبودى نیست داننده غیب و آشکار است..» (قرآن کریم، حشر:22).
«عَالِمُ الْغَیْبِ وَالشَّهَادَهِ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ»
«داناى نهان و آشکار و ارجمند سنجیده‏کار است» (قرآن کریم، تغابن:18).
«عَالِمِ الْغَیْبِ وَالشَّهَادَهِ فَتَعَالَى عَمَّا یُشْرِکُونَ»
«داناى نهان و آشکار و برتر است از آنچه به او شریک مى‏گردانند» (قرآن کریم، مومنون:92).
«…الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ..»
«]پرهیزکاران کسانی هستند[ که به غیب ایمان مى‏آورند..» (قرآن کریم، بقره:3).
«قُلِ اللَّهُمَّ فَاطِرَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ عَالِمَ الْغَیْبِ وَالشَّهَادَهِ..»
«بگو بار الها اى پدیدآورنده آسمانها و زمین اى داناى نهان و آشکار..» (قرآن کریم، زمر:46).
ب- مبانی انسان شناختی
مبانی انسان شناختی الگوی این تحقیق بایستی مورد بررسی و تبیین قرار گیرد چرا که سبک زندگی زن مسلمان با موضوع زن سر و کار دارد و زن نیز قبل از اینکه زن باشد انسان است و شناخت دقیق از ابعاد وجودی انسان و ملاحظات مربوط به او اولین ضرورت ارائه نظر و بحث پیرامون وی است. لذا مبانی انسان شناختی الگوی تحقیق حاضر به شرح زیر می باشند:
1- انسان بنده و خلیفه خدا
در نظام اعتقادی اسلام، محور و مدار هستی خداوند است و سایر موجودات جهان، مخلوق او و در نسبت با او به شمار می آیند. «در این نظام اعتقادی خداوند دارای وجود ازلی و ابدی و متصف به صفاتی چون حکمت، عدل، تدبیر و علم است. هر موجودی در نظام هستی دارای شان و مرتبه ای بوده و برخوردار از استعدادها و امکانهائی برای هدایت و رشد است» (مطهری،45:1383). در این دیدگاه، انسان در بین سایر مخلوقات هستی به دلیل دارا بودن عقل و اختیار نسبت به سایر موجودات دارای شان و منزلت و جایگاه فراتر در نظام هستی است به طوریکه خداوند متعال به ملائک مقرب خود نیز دستور می دهد تا به انسان سجده کنند. در این نگاه هستی انسان اصیل و هستی همه موجودات طفیلی وجود انسان می باشند.
انسان در نگاه دینی خلیفه و جانشین خدا بر روی زمین تلقی می شود. با این حال انسان موجودی بیگانه و بریده از عالم هستی نیست و با دیگر آفریدگان و موجودات هستی در مخلوق بودن اشتراک دارد. لذا برترین و بالاترین درجه و مقامی را که می توان برای انسان متصور شد مقام «عبد» و بندگی است و این صفتی است که برای پیامبر عظیم الشان اسلام(ص) به کار می بریم. البته باید توجه داشت که انسان یک هستی نامحدود و حقیقت مطلق نیست و بر وجود و رفتارش قوانین و سنت هائی حاکم است و هویت او در نسبت با مبدا و غایت هستی که همان پروردگار جهان است معنا یافته و تعریف می گردند. آیات بسیاری در قرآن مشاهده می شوند که حقیقت وجود و خلقت انسان را برای ما تبیین می کنند. از جمله این آیات عبارتند از:
«وَإِذْ قَالَ رَبُّکَ لِلْمَلاَئِکَهِ إِنِّی جَاعِلٌ فِی الأَرْضِ خَلِیفَهً..»
«چون پروردگار تو به فرشتگان گفت من در زمین جانشینى خواهم گماشت..» (قرآن کریم، بقره:30).
«وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلاَئِکَهِ اسْجُدُواْ لآدَمَ فَسَجَدُواْ إِلاَّ إِبْلِیسَ أَبَى وَاسْتَکْبَرَ وَکَانَ مِنَ الْکَافِرِینَ»
«و چون فرشتگان را فرمودیم براى آدم سجده کنید پس به سجده افتادند بجز ابلیس که سر باز زد و کبر ورزید و از کافران شد» (قرآن کریم، بقره:34).
«وَلَقَدْ کَرَّمْنَا بَنِی آدَمَ وَحَمَلْنَاهُمْ فِی الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَرَزَقْنَاهُم مِّنَ الطَّیِّبَاتِ وَفَضَّلْنَاهُمْ عَلَى کَثِیرٍ مِّمَّنْ خَلَقْنَا تَفْضِیلًا»
«و به راستى ما فرزندان آدم را گرامى داشتیم و آنان را در خشکى و دریا برنشاندیم و از چیزهاى پاکیزه به ایشان روزى دادیم و آنها را بر بسیارى از آفریده‏هاى خود برترى آشکار دادیم» (قرآن کریم، اسراء:70).
«هُوَ الَّذِی خَلَقَ لَکُم مَّا فِی الأَرْضِ جَمِیعًا..»
«اوست آن کسى که آنچه در زمین است همه را براى شما آفرید..» (قرآن کریم، بقره:29).
«وَسَخَّرَ لَکُم مَّا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الْأَرْضِ جَمِیعًا مِّنْهُ إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآیَاتٍ لَّقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ»
«آنچه را در آسمان ها و آنچه را در زمین است به سود شما رام کرد همه از اوست قطعا در این امر براى مردمى که مى‏اندیشند نشانه‏هایى است» (قرآن کریم، جاثیه:13).
«أَلَمْ تَرَوْا أَنَّ اللَّهَ سَخَّرَ لَکُم مَّا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الْأَرْضِ وَأَسْبَغَ عَلَیْکُمْ نِعَمَهُ ظَاهِرَهً وَبَاطِنَهً..»
«آیا ندانسته‏اید که خدا آنچه را که در آسمانها و آنچه را که در زمین است مسخر شما ساخته و نعمتهاى ظاهر و باطن خود را بر شما تمام کرده است..» (قرآن کریم، لقمان:20).
«وَسَخَّرَ لَکُمُ اللَّیْلَ وَالْنَّهَارَ وَالشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ وَالْنُّجُومُ مُسَخَّرَاتٌ بِأَمْرِهِ إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآیَاتٍ لِّقَوْمٍ یَعْقِلُونَ»
«و شب و روز و خورشید و ماه را براى شما رام گردانید و ستارگان به فرمان او مسخر شده‏اند مسلما در این امور براى مردمى که تعقل مى‏کنند نشانه‏هاست» (قرآن کریم، نحل:12).
«وَسَخَّر لَکُمُ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ دَآئِبَینَ وَ سَخَّرَ لَکُمُ اللَّیْلَ وَالنَّهَارَ»
«و خورشید و ماه را که پیوسته روانند و نیز شب و روز را مسخر شما ساخت» (قرآن کریم، ابراهیم:13).
2- انسان موجودی ذو ابعاد
در نگاه دینی به انسان، انسان دارای دو بعد و وجه شخصیتی است که هر کدام از این دو بعد دارای شئون متفاوت از شخصیت و خلقت انسان می باشند. بعد اول که در ظاهر قابل مشاهده و محسوس است بعد جسمانی و فیزیکی اوست. در این وجه شخصیتی انسان فردی تفاوت ویژه ای با سایر موجودات زنده اعم از حیوانات و گیاهان ندارد و مانند آنها دارای فعالیت هایی چون خوردن، آشامیدن، خوابیدن، تولید مثل و… است و به عبارت دیگر این انسان صرفا در ساحت غریزه تعریف می گردد. اما بعد دوم شخصیت انسان که در آموزه های دینی دارای اصالت و برتری نسبت به بعد اول است، وجه روحانی و باطنی شخصیت انسان است که با حواس ظاهری قابل لمس و محسوس نیست. در این بعد از شخصیت انسان، او دارای رفتارهایی چون تفکر و تعقل، عشق و محبت، عدالت خواهی و ظلم ستیزی، کمال خواهی و خداپرستی و… است (مطهری،65:1380).
دیدگاه های متفاوتی در باب ارتباط میان روح و جسم انسان در میان فلاسفه وجود دارد. اما در دیدگاه اسلامی یکی از مبانی و پیش فرض هایی که از آموزه های برخاسته از آن بارها مورد توجه و تاکید قرار گرفته است، ارتباط مستقیم روح و جسم انسان و تاثیر و تاثر متقابل میان آنها است. در دیدگاه اسلامی ابعاد وجودی انسان دو وجه مجزا و بی ارتباط با یکدیگر نیستند و میان آنها ارتباط مستقیم و موثری وجود دارد (مصباح یزدی،89:1386). به طوری که ایجاد اثر و تغییر در جسم به تغییرات روحی انجامیده و برعکس این موضوع نیز متصور است. در واقع ارتباط میان روح و جسم انسان به شکلی است که تغییرات روحی انسان در مناسبات مربوط به جسم و تاثرات جسمی او در ابعاد روحی وی تاثیر جدی در بردارد. از ابتدایی ترین مثال ها و مصادیق مرتبط بودن روح و جسم می توان به تاثیر خجالت و شرمندگی به عنوان یک امر فراجسمی و روحی در سرخ شدن گونه ها و صورت و مواردی از این قبیل دانست.
ارتباط میان روح و جسم بدین صورت است که هر چقدر جسم انسان تحت فشار و ریاضت قرار گیرد، روح او به مراتب بالاتری از تعالی و قدرت معنوی رسیده و بدن را تحت تسخیر و اراده خود در می آورد و برعکس هر چقدر جسم مورد توجه و پرورش باشد و نیازهای جسمانی انسان بدون اندکی تعلیق، برآورده گردند و حتی مورد افراط نیز واقع شوند، روح انسان از رشد کمتری برخوردار خواهد بود. نمونه این ادعا را می توان در رفتار مرتاض ها و افرادی که بر جسم خود بیش از حد فشار آورده و متحمل ریاضت میشوند ملاحظه کرد که چگونه با قدرت روحی خود بدن را تحت تسخیر خود در می آورند.
در آموزه های دینی روح انسان بر جسم او برتری دارد و از آنجا که جسم او یک وجود فانی داشته و روح وی بعد از زندگی دنیایی نیز در دنیای آخرت زندگی جاویدان خواهد داشت، اصالت با روح

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   دانلود پایان نامه رشته روانشناسی در مورد شناختی رفتاری

پاسخی بگذارید