مرداد ۲۱, ۱۳۹۹

سرنخ هایی از خودروی آینده اپل؛ روایت اتومبیل مرموزی که تحسین استیو جابز را برانگیخت

عنوان ایمیل همین بود: «استیو جابز».

چند ساعت بعد «برایان تامپسون» (Bryan Thompson) سوار هواپیما می شد تا مثل فرانسیسکو سفر کنه و جلسه ای با تیم کوچکش که در همین شهر در حال پیشرفت نمونه ای اولیه از خودرویی سبک و فوق مدرن به نام «V-Vehicle» بودن، داشته باشه. به این تیم گفته شده بود که جابز، به شکل غیر رسمی مشاور سرمایه گذاران شون بوده و این پروژه، به نظرش باحال رسیده.

داستان به ماه مه از سال ۲۰۱۰ برمیگرده. تامپسون، یه طراح صنعتی با سابقه، دو سال منتهی به تاریخ یاد شده رو صرف پیشرفت خودرویی مرموز و آینده نگرانه کرده بود. ایده اش این بود که خودرویی سبک وزن پیشرفت دهد که از سوخت فسیلی تغذیه می کنه و ساختش لازمه به کار گیری مواد اولیه ارزون تریه. همینطوری، قرار بود در آخر قیمتی ۱۴ هزار دلاری براش تعیین شه. این وسط بعضی شرکتای سرمایه گذاری شناخته شده در سیلیکون ولی مثل «Kleiner Perkins» و «Caufield & Byers» سرمایه اولیه به اون تزریق کرده بودن. و البته جابز هم تمایل به دیدنش داشت.

ساعت ۵ عصر همون روز، تیم کوچیک به حومه «پالو آلتو» رسید و وارد ورودی خونه ای شد که گویی صاحبش، یه کارمند عادیه. شخصی لاغر اندام از خونه خارج شد و از فاصله می شد شلوار جین آبی رنگ کهنه و لبخندی که روی صورتش نقش بسته رو دید. با همه در حال دست دادن بود که یهو پسرش، «رید» (Reed – که در اون زمان ۱۴ ساله بود) بیرون دوید و با نمونه اولیه آیفون بعدی که هنوز معرفی نشده بود، گفت: «این کار نمی کنه!»

جابز پس از اینکه به پسرش گفت به داخل خونه برگرده، نگاهی طولانی و عمیق به خودرو انداخت. رفت و پشت فرمون نشست، تامپسون هم در صندلی کنار راننده لم داد و وقتی که دو نفر دیگه وارد بخش پشتی خودرو شدن، جابز به اون دو گفت: «احتیاجی به حضور شما نیس.»

تامپسون میگه در پونزده دقیقه بعدی، بیشتر از کل دوران تحصیل اش در دانشکده طراحی و حضور در صنعت خودروسازی، در مورد «پلاستیک» و بقیه مواد اولیه آموزش دیده. اون فقطً به ایده های جابز و نظرش در مورد موارد مصرفی جور واجور و البته چگونگی طراحی گوش می داد.

تامپسون به همراه «کامل ماناتو» (Tom Matano) و «انک بادک» (Anke Bodack)، خودرویی از جنس پلی پروپیلن و الیاف شیشه پیشرفت داده بود که ۴۰ درصد از اتومبیلای فولادی سبک تر و هزینه ساختش هم تا ۷۰ درصد کمتر بود. بدنه خارجی این هاچ بک که داخلش به رنگ کرم مزین شده بود، هنوز نقاشی نشده و طراحی کلی اون مثل خودروهای رده بالا مثل فراری ۳۶۰ یا بعضی اتومبیلای ساخته شده به وسیله آئودی بود.

نمای داخلی از V-Vehicle؛ در سراسر بخش داخلی فیبر چوب کار شده بود که به نمای داخلی اون حالتی بسیار ارگانیک می داد. طراحان اون می گن که همینطوری داخل ماشین همیشه بوی چوب می داد: «وقتی که خودرویی رو تازه خریده اید، بوی تازگی اش، بوی پلاستیکه. بوی چوب ولی لذت دیگری داره.»

جابز به تامپسون میگه که بهتره به جای تلاش واسه مخفی کردن پلاستیک، بر حضورش تاکید کنه: «اجازه بده متریالی که مورد استفاده قرار می دی، صداقت داشته باشه.» فیبر چوب استفاده شده در داشبورد، ترکیبی بود از صمغ و خمیر چوب مخصوص کاغذ سازی. جابز پیشنهاد کرده بود که اگه همین داشبورد یه تیکه ساخته شه، زیبایی بیشتری داره.

جابز هم اینکه طراح جوون رو تشویق کرد تا تنش بیشتری در بخش داخلی بسازه، دقیقاً مانند همون کاری که با بخشی خارجی کرده بود. مثلا، اضافه کردن خطوط عضلانی. تامپسون میگه: «اون راه حل پایانی رو جلوی پایم نمی گذاشت. این کار من بود. اما راهنماییای موثر و حساسیتایی که نشون داد، باعث تاثیر عمیقی روی کارم شد و من هم تلاش کردم همون حساسیتا رو به کار خود اضافه کنم.»

جابز هم اینکه به تامپسون میگه که تحت تاثیر قرار گرفته از اینکه یه تیم کوچیک، بدون همکاری با شرکتای بزرگ موفق به طراحی اینجور خودرویی شده. جابز از حضور قابل لمس روح طراحی در این محصول تقدیر و از هزینه کم پیشرفت اش تعریف می کنه. در پرواز برگشت، تامپسون با بی قراری شروع به کشیدن طرحای جدید می کنه: «اگه به من می گفتید که قراره اینجور صحبت ای به صورت روبرو با استیو جابز داشته باشم، از شدت لذت و هیجان روی زمین می افتادم.»

این تصویریه که تامپسون در پرواز برگشت از دیدار استیو جابز کشیده. اون تلاش کرده تا در این تصویر، چیزی که جابز به اون پیشنهاد کرده رو در طراحی بخش داخلی جای دهد. توجه کنین که تامپسون چیجوری تلاش کرده تا تعداد خطوط روی داشبورد رو کاهش داده و طراحی کامل تری از این بخش ارائه دهد.

بدیش اینه ولی پروژه V-Vehicle شکست خورد. بودجه دولتی که قرار بود واسه ساخته شدن واحد تولید به این شرکت پرداخت شه، هیچ وقت پرداخت نشد و سرمایه داران سیلیکون ولی هم حاضر به ادامه سرمایه گذاری نشدن.

V-Vehicle بعداً به «Next Autoworks» تغییر نام داد و طراحیای تامپسون به همراه ۸۹ میلیون دلار هزینه ای که واسه تحقیقات و تولید نمونه های اولیه صرف شده بود، از راه شرکتی به نام «LCV Capital Management» در سال ۲۰۱۵ خریداری شد. این شرکت که در ایالت پنسیلوانیا فعالیت می کنه، تصمیم داره تولید انبوه همین خودرو رو در آینده در کشور ایتالیا بکنه. مدیر عاملش هم شخصی نیس جز «تونی بانیدی»، یکی از مدیران قبلی NeXT Computer که با استیو جابز در اون شرکت همکاری داشته.

پروژه تایتان: خودروی اپل

شش سال پس از دیدار تامپسون با جابز، حالا خیلی از ایده های این طراح در اجناس الان پیدا میشه. BMW i3 اولین خودرویی بود که در قطعات داخلی اش از فیبر چوب استفاده کرد و حالا مدل ۳ از تسلا با اجزای داخلی بسیار سبکی همراه شده تا وزن سنگین باتری کمی پوشش داده شه.

اما ایده های تامپسون بسیار به شایعه از ایده های الان اپل واسه خودروی هوشمندش با عنوان Project Titan مثل س. دلایل جور واجور نشون دادن که اپل در حال پیشرفت یه خودروی الکتریکیه و خیلی خیلی راحت نمیشه این احتمال رو رد کرد. در میون این دلایل میشه از خرید مکانایی واسه آزمایش و پیشرفت گفت تا خرید دامنه های اینترنتی مربوط به خودرو و البته استخدام مهندسان این صنعت.

مدیر عامل تسلا، «ایلان ماسک» در آخر سال گذشته گفت که از نظر اون، تلاش اپل واسه تولید یه خودرو در سیلیکون ولی مثل یه راز سرگشودهه. ایشون قبلا از اپل به عنوان گورستان کارمندان تسلا یاد کرده و گفته بود: «اگه استعداد کافی واسه کار در تسلا رو نداشته باشین، می رید و واسه اپل کار می کنین.»

یکی از خودروهای موجود در کلکسیون ماشینای جاناتان آیو، مدیر ارشد طراحی در اپل

استیو جابز علاقه ای بیشتر از اندازه به خودروها داشت. طراح قبلی اپل، «تونی فادل» که پدر آیپاد هستش، در سال گذشته گفت که جابز بارها پیش خود فکر کرده که یه خودروی ساخته شده به دست شرکتش، چه ظاهری می تونه داشته باشه.

جابز همیشه کلکسیون خودروهای سنتی جاناتان آیو رو تشویق کرده، در حالی که خود آیو در فوریه جاری در مصاحبه با نیویورکر، گفته بود که به حال وضعیت فعلی خودروهای عادی در میان مردم تاسف می خوره.

تامپسون این تصویر رو از یه تویوتا کمری دهه ۸۰ با فوتوشاپ تغییر داده تا نشون بده افراد در خودروهای آینده چیجوری می تونن با هم تعامل داشته باشن.

اپل شایدً در مورد طراحی اتومبیل ریسکای زیادی رو قبول می کنه و رویکردش نسبت به خودرو، منتهی به اون می شه تا رقابت سخت تری بوجود اومده و نوآوریای بیشتری به این صنعت وارد شه. تامپسون خبر میده که از حالا کار طراحی کابین یه خودروی بدون راننده رو شروع کرده. ایشون تاکید می کنه وقتی که دیگه نیاز نباشه کسی رانندگی کنه، احتیاجی نیس نگاه همه به جاده باشه. افراد می تونن دور هم بشینن، مثل یه میز کوچیک در پارک.

«پیتر فیلیپس» (Peter Phillips) یکی از طراحان ارشد در انجمن طراحان انگلیس، کار خود رو با جانی آیو در اول دهه ۸۰ میلادی شروع کرده. ایشون به این مسئله اشاره میکنه که در همه اجناس اپل، یه زبون طراحی تقریباً مشترک هست: یه استایل سنتی که نوگرایی دهه بیست آلمانیا در اون مشخصه؛ یه تعادل مثبت میان مینیمالیسم و حالت لذت انگیز به کار گیری یه محصول.

ایشون خبر میده که همین موضوع، بازم به عنوان یه اصل در طراحی اجناس اپل باقی مونده: «روند طراحی با پرسیدن سوال "به چه دلیل" به یه مشکل شروع می شه. به چه دلیل باید یه خودرو پیشرفت داده شه؟ چون صنعت خودروسازی آمریکا پس از جنگ جهانی دوم پیشرفت خیلی عجیبی نداشته. خودروها رو می شه بهتر مهندسی و قشنگ تر طراحی کرد.»

طراح قبلی اپل «مارک ون د لو» (Marc van de Loo) توقع داره که خودروی اپل، الکتریکی و کاربردی بوده و شباهتی خاص به طراحی «مارک نیوسان» واسه طرح اولیه شرکت فورد داشته باشه. ایشون باور داره که خودروی اپل، اتومبیلی آف رود یا اسپورت نیس. در حالی که تنوع رنگی زیادی هم نداره.

طراحی مارک نیوسان در دهه ۹۰ واسه نمونه اولیه درخواستی از طرف شرکت فورد.

مارک ون د لو باور داره که اپل در پیشرفت ساختار خودرویش از فلزهای کم یابی استفاده می کنه که مقاومت بالایی در برابر خوردگی دارن. ایشون هم اینکه خبر میده که باید احتمال قرار گرفتن پنل خورشیدی در روی سقف خودرو واسه تامین بخشی از انرژی اونو هم محتمل دونست.

«ناتالیا آمیجو» (Natalia Amijo) طراح قبلی فورد توقع داره که تکنولوژی واقعیت اضافه نقشی کلیدی در خودروی اپل اجرا کنه: «جدا از بحث سرگرمی، واقعیت اضافه چگونگی تعامل ما با محیط دور و بر رو به وسیله اطلاعات دیجیتالی از این رو به اونو می کنه. همین فناوری می تونه به ما اجازه بده تا وقتی به اول یه خیابون می رسیم، بتونیم اون طرف پیچ رو ببینیم.»

اپل در سه سال گذشته، سه شرکت فعال در مورد واقعیت مجازی رو خریداری کرده: PrimeSense که در مورد اسکنای سه بعدی فعالیت داره، Metaio که از اول یه شرکت فعال در مورد واقعیت اضافه بوده و هم اینکه شرکت Flyby Media.

«اندرو هارگادون» (Andrew Hargadon) پرفسور مهندسی در دانشگاه کالیفرنیا که سابقه کار در اپل رو به عنوان یه طراح داره، میگه اپل وقتی که احساس کنه از دید سخت افزاری و نرم افزاری توانایی ساخت محصولی در صنایع دیگه رو داره، علاقه پیدا می کنه که این کار رو بکنه. این دقیقاً همون کاریست که شرکت اپل با آیپاد و صنعت موسیقی در سالای ۲۰۰۱ الی ۲۰۰۳ انجام داد. داستان آیفون و اپلیکیشنا هم از سال ۲۰۰۷ الی ۲۰۰۸ دقیقاً اینجور سناریویی داشت.

هارگادون میگه: «در سال ۲۰۰۱ صنعت کامپیوترای شخصی به مقطعی رسیده بود که تنها می شد اونو به شکل کم بهبود داد. در اون زمان، بیشتر پیشرفتا در خارج از بخش کامپیوتر شخصی انجام می شد، مثل موسیقی دیجیتالی، ویدیو و وب.»

اپل با اینکه به عنوان یه شرکت سازنده سخت افزار شناخته می شه اما حالا تصمیم داره وارد بخش ای شه که شرکتای نامدار اون، بیشتر از ۱۰۰ سال سابقه رو یدک میکشن و اینجور کاری، اصلا سخته.

هارگادون در ادامه میگه: «ساخت یه خودرو خیلی سخت تر از آیفونه. در این موبایل چند مدار الکتریکی به کار رفته در کنار چند لایه از پلاستیک و شاسی دستگاه و البته همین محصول پس از دو سال استفاده نه خیلی سخت، کنار گذاشته می شه.»

برایان تامپسون در مورد رانندگی در خودروهای آینده میگه: «تصور کنین که راننده حذف گشته. حالا صندلیا رو بچرخونین و با آدمایی که عقب نشسته ان، صحبت ای روبرو داشته باشین. خودروی شما تبدیل به یه سالن انتظار هوشمند و متحرک می شه. وقتی که از پنجره خودرو بیرون رو نگاه می کنین، خونهایی رو می بینین که بعضی از اونا با رنگ قرمز علامت گذاری شدن. این مسئله بیان کننده اون هستش که مالک خونه، به دنبال فروش اون هستش. پیام شناوری رو می بینین که میگه: "سلام! مایلین به صاحب این خونه اجازه بدین تا اطلاعات تماس شما رو داشته باشه؟" شما جواب مثبت می دید و خودرو، شما رو به فرد مورد نظر وصل می کنه.»