فعالیت نظامی دولت ها در فضای ماورای جو از دیدگاه حقوق بین الملل-پایان نامه ارشد حقوق

 دانلود پایان نامه

موضوع :

 بررسی فعالیت نظامی دولت ها در فضای ماورای جو از دیدگاه حقوق بین الملل

پایان نامه ارشد :

 

دفاع مشروع بر روی اجرام آسمانی و منطقه قطب جنوب

در مفهوم دفاع مشروع یک منطقه غیر نظامی بطور کل و اجرام آسمانی بطور خاص می توانند مکان دفاع مشروع واقع شوند. یک نظریه “غیر تهاجمی “طرفدار تاسیسات نظامی روی اجرام آسمانی با هدف دفاع مشروع می باشد.[1]علاوه ‌بر ایرادهای وارد آمده، این مبحث از دید حق جنگ[2]“jus contra bellum” قابل پذیرش نیست. غیرنظامی کردن اجرام آسمانی می‌تواند به عنوان یک قانون کلی در نظر گرفته شود که دقیقا برای جلوگیری از تهدید علیه صلح انجام شده است. اجرام آسمانی اشیایی مشترک برای تمامی انسانها جهت اهداف غیر نظامی و صلح آمیز می باشند. در این موقعیت است که مقایسه این قانون با رژیم  حقوقی آنتارتیک (قطب جنوب) بسیار به جا و مربوط به نظر می رسد. مقدمه پیمان  قطب جنوب، آنتارتیک، به روشنی بازگو و تصدیق می‌کند که این به نفع تمام بشریت است که قطب جنوب برای همیشه منحصرا جهت اهداف صلح‌آمیز به کار خود ادامه دهد و صحنه جدال بین‌المللی قرار نگیرد.

همچنین این پیمان، تنها، استفاده از منطقه قطب جنوب را جهت اهداف صلح‌آمیز تضمین می‌کند. تداوم هماهنگی بین‌المللی در قطب جنوب اهداف و قوانین منشور سازمان ملل را بیشتر در برداشته است.[3] ارجاع به منشور سازمان ملل تنها در زمینه‌ پیشبرد اهداف و قوانین ذکر شده است. در نتیجه در پیشبرد حق جنگ و حفظ صلح و امنیت بین‌المللی، کشورها یک گام فراتر از منشور برداشته‌اند و آنتارتیک را محدود به اهداف صلح آمیز کرده اند، علاوه ‌بر این که «آنتارتیک نباید صحنه یا هدف بین‌المللی» قرار بگیرد. این جمله می‌تواند این‌گونه تعبیر شود که قطب جنوب نباید صحنه یا هدف دشمنی قرار گیرد. عرف بین دولت‌ها تصدیق می‌کند که این قانون  حتی در زمان جنگ هم لغو نمی شود.[4] کشورها به صورت غیر آشکارا از چنین نظریه‌ای در سال 1967 با به کار بستن الفاظ مشابهی در معاهده فضا، تأکید بر روی جامع بودن آن با عبارت “منحصراً برای اهداف صلح‌آمیز” قدردانی کرده‌اند.[5] از این‌رو می‌توان نتیجه گرفت که ماده چهارم، معاهده فضا هر فعالیت نظامی (تهاجمی یا دفاعی) در یا برعلیه اجرام آسمانی را منع کرده است.

[1]– H.H Almond, ‘Demilitarization and Arms Control: Antarctica’, Vol. 17 case Western J.I.L. 1985, p. 250.

[2]-علمای حقوق بین الملل و دیپلمات ها همواره میان حق بر جنگ (jus ad bellum)یعنی پذیرش دفاع مشروع و ممنوعیت تجاوز از یک سو،با حق در جنگ (jus in bello)به معنی رعایت قوانین بشر دوستانه حین جنگ از سوی دیگر،تفکیک و تمایز قایل شده اند.هنجار های اولیه حق بر جنگ تاپایان قرن نوزده منجر به تأسیس قاعده ممنوعیت توسل به زور در روابط بین المللی نشد. اما در حقوق بین الملل نوین قاعده حق بر جنگ تکامل یافته و به قواعد حقوق جنگ (jus contra bellum)تبدیل شده است که مفهومی کلی است مشتمل بر “ممنوعیت تجاوز و پذیرش دفاع مشروع در چارچوب نظام بین المللی مبتنی بر منشور سازمان ملل متحد “است.

منبع:

Ove bring,”betha von Suttner and international law:ius contra bellum”,symposium on bertha von Suttner-

First woman to be awarded with the nobel peace prize in 1905,hague,april 2005.

[3]– Antarctic Treaty, preamble (emphasis added).

[4]–  To illustrate this point with State practice, one can refer to the care taken by the UK during the Falklands War to avoid military operations in the Antarctic region. See D.R. Rothwell, The polar Region and the Development of International Law (Cambridge University press, 1996), p. 72.

[5]– Cf. Antarctic Treaty, Article 1.

سوالات یا اهداف این پایان نامه :

سوال و فرضیه تحقیق

با توجه به تغییر و تحولات اخیر در فعالیت های فضایی، حقوق بین الملل چه نوع رویکردی به فعالیت های فضایی دولت ها در فضاء ماوراء جو دارد.

با توجه به نقض برخی از قوانین(از جمله منشور سازمان ملل و برخی معاهدات )در خصوص نحوه کاربری از فضا توسط دولت ها واکنش جامعه جهانی و حقوق بین الملل نسبت به این گونه فعالیت ها کامل نمی باشد.