منبع مقاله درمورد مقاله درمورد – قسمت 5

دانلود پایان نامه
انواع هویت دینی از نظر مارسیا:
مارسیا با توجه به چهار پایگاه هویت (موفق ، دیررس، زودرس ومغشوش)، ونقش مؤثر مذهب در تثبیت تعهد، کاهش بحران و میزان طی کردن مراحل (اکتشاف و تعهد) از طرف جوانان ، چهار نوع هویت دینی تشخیص می دهد که عبارتند از:
الف)هویت دینی موفق یا دست یافته:
در این وضعیت که از نظر رشدی، پیشرفته ترین وضعیت هویت است، مراحل اکتشاف و تعهد هر دو طی شده اند و افراد این گروه در زمینه ی جهان بینی، عقیده های گذشته ی خود را ارزیابی می کنند و به راه حلی می رسند، که آن ها را برای انجام فعالیت آماده می کند، متفکر و درون نگر هستند، ودر شرایط سخت و دشوار، عملکرد شناختی بسیار خوبی دارند، خلاق ترند، به عقاید دیگران برای تصمیم گیری های خود وابستگی کمتری نشان می دهند و غالب کسانی که چنین وضعیتی دارند، دارای یک نظام باوری متفاوت با نظام باوری دوران کودکی هستند.
ب)هویت دینی تعلیق یافته:
در این وضعیت، افراد در مرحله اکتشاف به سر می برند، ولی هنوز به تعهد کافی در مسائل مربوط به هویت دست نیافته اند. افراد دیررس،از نظر پیچیدگی شناختی، سطح بالاتری نسبت به افراد با وضعیت زودرس و سردرگم دارند. آن ها بیش از دیگروضعیت ها، شکاک هستند و می خواهند تجربه های جدیدی را کسب کنند. مدام در حال جستجو و تجزیه و تحلیل عقاید و اندیشه های متفاوتند واز تعهد به طور موقت اجتناب می کنند، در بعد دینی همنوایی فرد با دیگران کاهش پیدا می کند و به جایی می رسد که خود را مورد ارزیابی قرار می دهد واز خود می پرسد که چه کسی است؟ وبه چه چیزی باور دارد؟ این وضعیت ممکن است که برای اطرافیان و خانواده، نگران کننده باشد، ولی برای درونی کردن ایمان و رسیدن به هویت یگانه، لازم است.
ج)هویت دینی زودرس:
در این وضعیت فرد، فرد بدون آن که مرحله اکتشاف را گذرانده باشد، نسبت به بعضی مسائل هویت تعهد دارد. او بیشتر پیرو نظر دیگران است و عقیده ای که از جانب آن ها در زمینه ی شغل، مذهب، سیاست و غیره به او ارائه می شود بدون چون و چرا می پذیرد. چنین شخصی از مسئولیت هایی که با آزادی فردی همراه است وحشت دارد. افراد این گروه، تمایلی به کسب تجربه های جدید ندارند و تعهد های زندگی خود راکمتر مورد سؤال قرار داده اند و آن ها را بدون چون وچرا پذیرفته اند.
د)هویت دینی مغشوش:
در این وضعیت فرد مرحله ی اکتشاف را نگذرانده است و در رفتار و افکار او به میزان کافی تعهد به چشم نمی خورد. تعهد این گروه به دیگران یا نسبت به اصول وباورها ، اندک است؛ به نظر می رسد که صاحب اندیشه نیستد؛ نقش های اجتماعی را پیوسته مورد آزمایش قرار داده، سریع تصمیم می گیرند و به راحتی در سیطره ی هر نقشی در می آیند. این افراد بی هدف و سرگردان به نظر می رسند، و آگاهی های جدید اجتناب می ورزند و سعی می کنند تصمیم گیری های خود را به تأ خیر اندازند. چنین افرادی، در مورد ایدئولوژی (که از نظر اریکسون شامل دین وبینش سیاسی است ) تفکر کمتری دارند و پرداختن به مسائل مرتبط با فلسفه ی زندگی را نوعی اتلاف وقت می دانند(همان ،صص80-79).
اندیشمندان مختلفی از منظر جامعه شناسی مسئله ی هویت را مورد بحث و بررسی قرار داده اند. جامعه شناسان نظم گرا در آثار خود به مفهوم هویت جمعی پرداخته اند.
رویکردهای جامعه شناسانهی هویت و هویت دینی:
دورکیم: دورکیم معتقد است که انسان یک خصلت دوگانه و به عبارت دیگر دو بعد فردی و اجتماعی دارد. بخش اجتماعی از طریق جامعه پذیری توسعه می یابد و در طول زندگی از طریق تعامل با دیگران و مشارکت در فعالیت هایی با سوگیری جمعی تقویت می شود. قسمت فردی خودمحور است وبا امیال خودخواهانه ی فرد مشغول است. قسمت فردی وجود آدمی را می توان هویت فردی و قسمت اجتماعی آن را می توان هویت اجتماعی در نظر گرفت، از نظر دورکیم دین در ابتدا در میان جوامع اولیه، وقتی که افراد به جمع بزرگتری پیوستند به وجود آمده است. در این موقع مردم به درک یک نیرو که به نظر می رسد مافوق آن ها باشد می رسند و تمایز میان امور مقدس و غیر مقدس حاصل می شود. در واقع در جوامع ابتدایی هویت اجتماعی افراد همان هویت مذهبی آنان است که آن ها را تشویق می کند سود جمعی را در رفتارشان در نظر بگیرند. «محتوای نمادها و مناسک مذهبی حتی موجودیت مادی جامعه را تنظیم می کند» (کرایپن،1988،ص321).
پارسونز: پارسونز یکی از مهمترین جامعه شناسان نظم گرای معاصر است و از دیدگاه کلان به جامعه می نگرد او به نظام شخصیتی افراد و هویت فردی و اجتماعی افراد و همچنین دین و ارزش های اخلاقی و نقش آن ها در رهبری کنش های فردی و جمعی توجه اساسی دارد. از نظر پارسونز هر فرد در نظام شخصیتی خود که قسمتی از نظام کلی کنش است، هویتی منحصر به فرد و یکتا دارد اما این نظام شخصیتی در ارتباط متقابل با سایر بخش های نظام کنش و عمل می کند. پارسونز هویت اجتماعی را مسلط بر هویت فردی در نظر می گیرد، اما در عین حال می کوشد نشان دهد که هر کنشگر اجتماعی در قالب نظام شخصیتی، هویتی منحصر به فرد دارد (توسلی، 1369). می توان گفت که از نظر پارسونز دین از طریق جامعه پذیری در قالب ارزش های اجتماعی در نظام شخصیتی و هویت اجتماعی وارد شده و در آن نهادینه می شود. در جوامع مدرن هویت فردی غیر دینی است زیرا به دلیل تفکیک های کارکردی، حوزه ی دینی از جنبه های اقتصادی- اجتماعی افراد جدا می شود اما در هویت اجتماعی افراد هنوز هم حضور خواهد داشت، چرا که در نظر او فرهنگ و دین برای برقراری نظم اجتماعی اهمیت بسزایی دارند و می توانند کنش های اجتماعی را رهبری کنند (توسلی، 1369 ).
استرایکر: استرایکر یکی از نظریه پردازانی است که نظریاتی درباره ی هویت ارائه کرده است. از نظر او هر فرد در اجتماع هویتی مخصوص به خود دارد وقتی افراد در زندگی اجتماعی خود نقش های گوناگونی می پذیرند، هویت الصاق شده به آن ها نیز درونی می شود هویت ها قسمت هایی از«خود» هستند، خود در ارتباط با ساختار کلان اجتماعی و ماهیت آن و موقعیت خود در این ساختارها ونقش هایی که در ارتباط با این موقعیت ها بازی میکند، طرح هایی را ایجاد می کند. هویت ها این طرح های ساخته شده به دست خود را درونی میکنند (تورنر،1998). می توان گفت که افراد وقتی در موقعیت های مذهبی قرار بگیرند، هویت مذهبی خواهند داشت. از آنجایی که هویت ها اتصال فرد را با ساختار اجتماعی فراهم می کنند، می توان اهمیت هویت مذهبی را در سلسه مراتب هویتی افراد با توجه به ساختار اجتماعی که در آن زندگی می کنند حدس زد هر چه ساختار اجتماعی به نقش های مذهبی اهمیت بیشتری دهد، تعداد این نقش ها وحمایت اجتماعی که برای آن ها فراهم می شود، بیشتر خواهد بود (تورنر،1998).
ابعاد هویت:
هویت همواره متعدد و متکثر است و دارای یک پایگاه بندی سه گانه است. که عبارتند از؛ هویت فردی،هویت جمعی و هویت ملی. که در ادامه به بررسی طبقات سه گانه می پردازیم.
1-هویت فردی :
هویت در سطح فردی یکی از مهمترین مباحث جامعه ی بشری محسوب و بر اساس تعلق خانوادگی ارزیابی می شود ودر برخی مقاطع تاریخی بحران هویت به عنوان پدیده ای فراگیر، جوامع را به چالش می طلبد و بنا به علل درونی و بیرونی تبدیل به یک مسئله ی حیاتی می شود. لذا بشر در طول تاریخ هویت داشته و انسان ها و جوامع به دنبال کسب و حفظ هویت ودر عین حال موافق وپیشگام در تغییر و تبدیل هویت، متناسب با شرایط زمان خود گام بر می دارند وبا تکیه با منابع معرفتی خود (دین، ایدئولوژی سیاسی، حافظه ی جمعی، فرهنگ و …) به نوعی در صدد حفظ هویت هستند و برای رسیدن به این هدف، ناچار به طی روند تولید نماد های هویتی و نقد مستمر آن هستند(علیخانی،1383،ص 345).
2-هویت اجتماعی یا جمعی:
که به جایگاه و تعلق فرد به جامعه و گروه مربوط می شود. و انسان ها در هویت جمعی خود نیز تعهداتی از قبیل هویت جنسی، هویت سنی، نژادی، قومی، مذهبی، طبقاتی، ملی و فرا ملی دارند. بنا براین هیچ یک از این هویت ها در تقابل با دیگری نیست، بلکه هر کدام از نظر اهمیت و جایگاه دارای وزن خاص خود هستند، لیکن همه ی آن ها ماهیتویا دارند و همواره در حال تغییرند. پس هویت امر ثابتی نیست، بلکه روندی سیال و نو شونده است که که خانواده، ایل و قبیله به افراد می دهند.یعنی اجتماعی متشکل از مجموعه ای از افراد که در خوی، خلق، خاک، فرهنگ وچیزهای دیگر مشترک هستند. هویت جمعی یا اجتماعی در واقع بر اساس جایگاه مشخص فرد در اجتماع و جامعه تعریف می شود و از آن جا که جامعه متشکل از نهاد ها و گروه های گوناگون صنفی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی و فرهنگی است، هویت اجتماعی شخص نیز بر اساس تعلق او به این نهاد ها و جایگاهش در آن ها می تواند چند گانه باشد(علیخانی،1383،ص345).
3-هویت ملی :
هویت ملی، بالاترین سطح هویت است . در واقع یک فرد را به یک جامعه ی ملی یا دولت – ملت مشخص می کند. انسان ها معمولاً دارای هویت های فردی و ملی هستند. در میان نظام های اجتماعی هویت ملی فراگیرترین و در عین حال مشروع ترین سطح هویت اند، لیکن انسان ها هویت های اجتماعی گوناگونی به خود می گیرند. “هویت های اجتماعی زیر مجموعه ودر سطح پایین تر هویت ملی قرار می گیرند و نمی توانند جانشین آن شوند”(احمدی،1384).در هویت ملی بر برابری انسان هایی که عضویت یک دولت ملی را پذیرفته اند تأکید شده است و از لحاظ روانی اعضای یک ملت احساس می کنند که در دستیابی حقوقی از قبیل برابری، در فرصت دستیابی به مقامات سیاسی و اداری جامعه، برابری در فرصت های اساسی مانند تحصیلات، شغل مناسب، امکانات رفاهی، تساوی در حقوق و امتیازات قانونی، برابری در حقوق مربوط به مشارکت سیاسی، موقعیت برابر دارند و نسبت به آن ها ظلم و تبعیض روا نمی شود(علیخانی،1383،ص346).
هویت دینی و ابعاد آن:
عوامل زیادی از قبیل؛ آموزش و پرورش، هنر، ادبیات، فرهنگ رایج عامه، ساختار سیاسی معماران و حتی دانشمندان علوم تجربی بر هویت دینی تأثیرگذارند. به همین خاطر این گونه به نظر می رسد که هویت دینی را چنین می توان تعریف کرد؛ بخشی از مذهب که در افراد و جوامع مذهبی دارای درجاتی از ثبات بوده و از نسلی به نسل دیگر تداوم داشته است. این تعریف از هویت دینی، به وضوح جوامع مذهبی را از غیر مذهبی جدا می کند. هویت دینی بر آمده از شخصیت دینی می باشد؛ یعنی جایی که مفاهیم دینی، عقاید و مبانی بر رفتار، گفتار و اعمال فرد، خود را به منصه ی ظهور می رساند. از این رو هویت دینی،ضمیمه کننده نام یابی خاص و پیشینه ی کاملاً روشن، در خصوص چنین افرادی بوده و به طور معمول فرض بر این است که، زمینه ی تبعیت از قوانین و مقررات تصویب شده و صریح را در افراد ایجاد می کند و پیشینه ی تاریخی پر بار، افسانه ها و باورهای کهن، الگو های مشخص، آداب و سنن مذهبی، مقررات و پشتوانه های سنتی، این نوع از هویت می باشد (حبیب زاده مرو دشتی، 1382، ص99).
این مطلب مشابه را هم بخوانید :   دانلود فایل پایان نامه ها- قسمت 27