منابع مقاله با موضوع مقاله با موضوع – قسمت 7

دانلود پایان نامه
ح)برخورداری بیشتر از لذت های معنوی
خ) بهبود روابط اجتماعی، رعایت عدالت و اخلاق در روابط با دیگران در پرتو ایمان و تقوا.
د) کاهش ناراحتی ها: بالا بردن توان مقابله و مقاومت در برابر ناملایمات زندگی (آذربایجانی، 1385، صص176-175).
بخش دوم: شادمانی
مقدمه
شادی شایستگی روح وروان است. شادی گره گشای بسیاری از رنج هاست. شادی باعث می گردد تا فرد نوع نگرش خود را به زندگی ومعنویات آن مثبت جلوه دهد. نشاط یکی از هیجانات آدمی است که تأثیر ماندگاری برکنش وری جسمی، روانی و شناختی آدمی دارد و عملکرد اورا در قلمرو های مختلف فعالیتی فزونی می بخشد. فرد دارای نشاط به ندرت از نشانه هایی نظیر سردرد مزمن، احساس تنیدگی و فشار جسمانی( نظیر گرفتگی عضلات)، بی نظمی در کارکرد سیستم تنفسی وقلبی و جز آن رنج می رد. چنین فردی از نظر هیجانی به ندرت در دام اختلالات روانی، به ویژه اضطراب و افسردگی گرفتار می آید. افزون بر آن، فرد با نشاط از حد اکثر مهارت های ذهنی خویش در جهت رشد بهره می گیرد (الیاسی، 1385، ص15). شادی مؤمن لحظه ای است که خدا را بندگی و اطاعت کرده و توفیق انجام تکالیف را به دست آورده است. پیامبر اکرم (ص) در وصیت خود به امام علی (ع) فرمود: ای علی برای مؤمن در دنیا سه خوشحالی است: دیدار با برادر دینی، افطار از روزه، و شب زنده داری در آخر شب. علم جدید نیز با کشف رابطه ی شادمانی با برخی از ضروریات زندگی بر اهمیت شادی تأکید می کند، و یکی از زمینه های مهم در تحقیقات اخیر، رابطه ی شادمانی با سلامت جسمانی است. تحقیقات مؤید این نکته است که حتی افراد شاد در مقایسه با دیگران کمتر به بیماری های شایع چون سرما خوردگی و آنفولا نزا مبتلا می شوند. رابطه ی شادی با بهبود سیستم ایمنی بدن و مقاومت در برابر سرطان و…. و نیز رابطه ی عدم شادی با مرگ زود رس، بیماری ها، حملات قلبی، و…. از مواردی است که بر اهمیت و ارزش شادی در زندگی تأکید می کند (عابدی، 1383).
تعریف مفهوم شادمانی :
در اواخر قرن بیستم، با رشد خشونت و تأثرات روانی نظیر افزایش اضطراب، افسردگی و سایر بیماریها موضوع شادی و شادمانی بشر، به عنوان یکی از موضوعات مورد مطالعه ی جامعه شناسان، روان شناسان و متخصصان تعلیم وتربیت مطرح شد. این موضوع جدیداً حتی درحوزه علوم پزشکی نیز مطرح گردیده است. محور اصلی این بررسی ها بررسی عوامل تأثیرگذار بر شادی است ولی پاسخگویی به این پرسش ها در گرو درک مفهوم شادمانی است. مناسب ترین تعریف برای شادمانی کدام است؟ عوامل همبسته با این عنصر کدامند؟ آیا شادمانی را منحصراً در عوامل مادی باید جستجو کرد یا نه؟ می باشد. واژه شادکامی، چندین مفهوم متفاوت را به ذهن متبادر می کند( برای مثال شادی، خشنودی، لذت و خوشایندی و….)، از این رو تعدادی از روان شناسان، به اصطلاح بهزیستی ذهنی اشاره می کنند، که در برگیرنده ی انواع ارزشیابی ها است که فرد از خود و زندگی اش به عمل می آورد(داینر،2002). این ارزشیا بی ها، مواردی از قبیل رضایت از زندگی، هیجان و خلق مثبت و فقدان افسردگی و اضطراب را شامل می شود و جنبه های مختلف آن نیز به شکل شناخت ها و عواطف است(داینر و ساه، 1997). در صورتی که افراد از شرایط زندگی راضی بوده و عواطف مثبت بیشتر و عواطف منفی کمتری را تجربه کنند، گفته می شود؛ که از بهزیستی ذهنی بالاتری بر خوردارند. اصطلاح بهزیستی ذهنی، اصطلاح روان شناختی، معادل شادی است که، به دلیل مفاهیم بسیاری که در خود نهفته دارد، ارجح است. اما با این وجود در ادبیات مربوطه به جای یکدیگر به کار می روند(ادینگتون و شومن ، 2004). واژه ی شادی، مفهومی روان شناختی است که دارای تعاریف و ابعاد مختلفی می باشد. در فرهنگ های لغت شادی با واژه هایی همچون، شادمانی، خوشحالی، بهجت، بشاشت، سرور، فرح، مقابل اندوه و غم، هم معنا دانسته شده است(دهخدا، 1372، ج30، ص66). از یک سو فیلسوفی چون ارسطو شادی را عالی ترین خوبی می داند و می گوید: عالی ترین خوبی های قابل دست یابی چیست؟…چه مردم عادی و چه خواص خواهند گفت: شادی». از سویی دیگر در نظر گفتار یکی از کمدین های لیور پول به نام “کن داد” نیز همین نظر را می بینیم: «شادی، شادی، بزرگترین موهبتی است که دارم»(آرگایل، 1382). ). افلاطون در کتاب جمهوری به سه عنصر در وجود انسان اشاره می کند که عبارتند از قوه عقل یا استدلال، احساسات و امیال، وی شادی را حالتی از انسان می داند که بین این سه عنصر تعادل و هماهنگی وجود داشته باشد (دیکی،1999، به نقل از جعفری1383). ارسطو به سه نوع شادی اعتقاد دارد.1- نازل ترین آن در نزد مردم عادی است که شادی حاصل از لذایذ است. 2-در سطحی بالاتر ودر نزد خواص، شادی حاصل از عمل خوب است مثل موفقیت در حرفه.3 – نوع دیگر شادی، که عالی ترین نوع آن است شادی حاصل از زندگی متفکرانه است.آیزنک معتقداست: شادی مساوی است با رضایت به علاوه سطحی از لذت (آیزنک، 1375،صص18-15). مک گیل معتقد است: شادی حالتی پایدار است که فرد بین امیال ارضاء شده وکل امیال خود مطلوب ترین نسبت را می یابد. دیکی(1999) معتقد است شادی یکی از شش هیجان اساسی انسان می باشد که عبارتند از: خشم، ترس، تنفر، تعجب، ناراحتی وشادی (جعفری،1383، ص9). شادی عبارت است از احساس خوشبختی ورضایت از زندگی، بهره گیری بهینه از نعمات الهی و به جا آوردن شکر و سپاس پروردگار(امیر حسینی، 1385،ص4). بودن در حالت خوشحالی و سرور با دیگرهیجانات مثبت، راضی بودن از زندگی و همچنین فقدان افسردگی، اضطراب، یا دیگر عواطف منفی می باشد( آرگایل، 1383،ص14). بااین وجود، چنین به نظر می رسد که جامع ترین و در عین حال عملیاتی ترین تعریف شادمانی را وینهوون(1988) ارائه می دهد. به نظر او شادمانی، به قضاوت فرد، از درجه یا میزان مطلوبیت کیفیت کل زندگی اش اطلاق می شود. به عبارت دیگر، شادمانی به این معنا است که فرد چقدر زندگی خود را دوست دارد(وینهوون، 1988،ص7).
مفاهیم فرح و مرح در قرآن:
در متون و منابع دینی ما (آیات و روایات) واژه هایی چون «فرح» و «سرور» بیشترین بار معنایی را برای تفهیم نشاط به دوش می کشند. در مقابل این واژه ها می توان از «یأس» و «حزن» نام برد که در قرآن کریم صریحاً در مقابل «فرح» آمده اند، علاوه بر واژه های فوق در قرآن به کلمه ای بر می خوریم که معانی متعدد دارد اما به نوعی با «فرح» ارتباط دارد و آن «مرح» است مرح در کتب لغت به معنای نشاط وخوشی آمده است و عرب به هر چیز نشاط آور وشادکننده «مروح» می گوید ( طریحی، 1412). از نظر علم تفسیر تفاوتی بین «فرح» و «مرح» وجود دارد که بسیار ظریف و زیباست، «فرح» هم جنبه ی مثبت دارد و هم جنبه ی منفی و در مواردی نهی شده و ممدوح است و درموارد دیگری مذموم؛ اما «مرح» که تنها سه مورد در قرآن استفاده است فقط جنبه ی منفی داشته و مورد نهی قرار گرفته است به همین دلیل است که «فرح» مقید به حق و باطل شده است اما «مرح» بدون قید ذکر شده است (طبرسی، 1379ق).
تاریخچه مطالعات انجام شده در مورد شادی:
شاد بودن از مواردی است که انسان ها از دیر باز به دنبال آن بوده اند. فلاسفه و دانشمندان همواره به دنبال پاسخ این سؤال بوده اند که انسان چگونه می تواند به طور متعادل شاد زندگی کند. اولین پژوهش تجربی در مورد شادکامی درسال (1912) دربین دانش آموزان یک مدرسه پسرانه در انگلیس انجام گرفت در این مطالعه بر سطح لذت دانش آموزان تمرکز شده است. بعد از جنگ جهانی دوم تعداد پژو هش های مربوط به شادکامی افزایش یافت ودر این پژوهش ها توجه ازسطح لذت به میزان کلی شادکامی تغییرکرد(وینهوون ، 1984). از سال 1960 به بعد پژوهش های مربوط به شادکامی کلی به شدت افزایش یافت در واقع در دهه ی 1960 مؤسسات پژوهشی آمریکا، کار خود را در مورد سنجش میزان شاد کامی آغاز کردند، این کار به چند پژوهش کلاسیک منجر شد. در خلال سال های دهه 1970 مطالعات مربوط به شاخص های اجتماعی آمریکا با محوریت بررسی شادی مردم صورت گرفت. کمپل و همکاران در سال 1976 کتاب کیفیت زندگی آمریکایی و اندروز و ویتی شاخص های اجتماعی سلامتی را به رشته تحریر در آورند که موضوع اصلی آن ها میزان و چگونگی شادی مردم آمریکا بود. موضوع شادی در کشور های دیگر نیز مورد بررسی قرارگرفته است. آلاردت در سال 1976 به بررسی کشور های اسکاندیناوی از نظر ابعاد رفاه اجتماعی و میزان شادی آنان پرداخت. در استرالیا نیز هدی و ویرینگ درسال 1992 اولین پیمایش بزرگ مقیاس طولی را با عنوان فهم شادی انجام دادند. مجلات روان شناختی نظیر مجلات شخصیت و روان شناسی اجتماعی نیز شروع به منتشر نمودن مقالات مربوط به شادی کردند. در سال 1999وینهوون کتاب سه جلدی همبسته های شادی را که در آن 630 زمینه یابی عمده را در سراسرجهان دوباره تجزیه و تحلیل کرده بودند، پدید آورد. آرگایل نیز در سال( 2001 ) کتاب روان شناسی شادی را منتشر ساخت. وی در این کتاب به طور تخصصی به تعریف شادی و عوامل مؤثربرآن پرداخته است، همچنین سلیگمن در سال(2002) کتابی با عنوان شادمانی اصیل منتشر ساخت (آرگایل، 1383،ص22).
مؤلفه های تشکیل دهنده ی شادمانی:
شادی از عوامل چندی از قبیل رضایت اززندگی، رضایت از مقوله های خاص زندگی، وجود عواطف مثبت(خلق و عواطف خوشایند) و فقدان نسبی عواطف منفی(خلق و عواطف نا خوشایند) تشکیل می گردد این مؤلفه ها را می توان به اجزای کوچکترتقسیم کرد. عواطف مثبت را می توان تحت مفاهیمی چون خوشی، وجد، رضایت، غرور، محبت و شوق تقسیم بندی کرد. عواطف منفی را نیز می توان در قالب مفاهیمی مانند احساس گناه، شرم، غمگینی، اضطراب و نگرانی، خشم، استرس، افسردگی و حسادت طبقه بندی کرد. رضایت از زندگی را نیز می توان به اجزایی از قبیل رضایت از زندگی فعلی، رضایت از گذشته، امید به آینده ورضایت از دیگر افراد مهم در زندگی تقسیم بندی کرد. رضایت از مقوله های مهم را نیز می توان به مقوله هایی چون کار، خانواده، تفریح، سلامتی، امور مالی خود و گروه تقسیم بندی نمود(ادینگتون و شومن،2004).
رضایت از زندگی:
از مؤلفه های تشکیل دهنده ی شادکامی که اندروز و ویتی(1999) آن را شناختند، رضایت از زندگی است. این مؤلفه، ارزیابی قضاوتی- شناختی از زندگی است. ذکر این نکته مهم است که قضاوت در مورد چگونگی رضایت هر فرد از زندگی، بستگی به ملاک های خاص همان فرد دارد که از خارج به او تحمیل نشده است وبه همین دلیل جزء ملاک های شامانی است. بنابر این محقق نمی تواند ملاک هایی را برای رضایت از زندگی تعیین کند. وبر اساس آن این سازه را تعریف نماید، زیرا تفاوت های هر فرد، احتمالاً مستقل از دیگران است و هر فرد برای قضاوت در مورد زندگی خود، ملاک های خویش را دارد. مطابق با نظریه قابلیت بقاء شادکامی هنگامی به وجود می آید که نیاز های اساسی ارضاء شوند، اما در جوامع مدرن و فرد گرا که نیازهای اساسی اغلب شهروندان ارضاء می گردد، رضایت از زندگی به میزان زیادی با دست یابی به اهدافی که فراتر از نیازهای اساسی هستند ارتباط دارد(وینهوون،1999). ولی در جوامع عقب افتاده ارضاء نیازهای اساسی، بیشتر مورد توجه قرار می گیرد. رضایت از زندگی پیش از بزرگسالی، خصوصاً در خلال نوجوانی، یک متغیر روان شناختی مهم است. در این مورد، دلایلی وجود دارد. از آنجایی که رضایت از زندگی با تعهد فرد به یک سری اهداف و دست یابی به آن اهداف ارتباط دارد، پیدایش اهدافی که به روابط اجتماعی، کار و فعالیت در جامعه مربوط می شود، احتمالاً رضایت از زندگی را با معنی روان شناختی مهم القاء می کند. نظریه هایی که بر محور عواطف قرار دارند، تصریح کرده اند که شادکامی، شرایط، تجارب و رویدادهای مثبت و منفی بلا فصل و فوری را منعکس می کند. با این حال پژوهش ها نشان می دهد که رضایت از زندگی انعکاس ساده ای از شرایط و حوادث واقعی نیست، بلکه خلق و ارزیابی شناختی افراد از رویدادها و شرایط را نیز نشان می دهد. تعدادی از دانشمندان که به بررسی رضایت از زندگی در بزرگسالان پرداخته اند، در یافتند که بهتر است بین دو دسته از عوامل که بر ادراک افراد از سلامت ذهن تأثیر می گذارد یعنی عوامل شخصیتی( یا درونی) و عوامل بافتی (یا بیرونی) تمایز قائل شویم. شواهدی که از پژوهش ها در مورد بزرگسالان در جوامع ثروتمند به دست آمده است، نشان می دهد که رضایت از زندگی به میزان زیادی با عوامل شخصیتی رابطه دارد. اما رضایت از زندگی نوجوانان بیشتر منعکس کننده ی این است که نوجوانان چه چیزی را تجربه می کنند و اینکه چه احساسی دارند(بردلی و کروین ،2004).
هیجانات (عواطف) مثبت ومنفی:
مفهوم هیجان یا عواطف مثبت و منفی توسط واتسون برای تبیین رویداد های روان شناختی مختلف در افراد به کار گرفته شده است او معتقد است عواطف مثبت با خصیصه ی شخصیتی برو ن گرایی و عواطف منفی با خصیصه ی روان نژندی ارتباط دارند. از نظر واتسون همبستگی بین عواطف و خصایص شخصیتی بسیار مهم بوده و دامنه ای بین 9/0-4/0 دارد. عواطف مثبت دارای ابعاد خوشی( مثل بشاشی، شادی و سرزندگی)، اعتماد به خود( مثل شجاعت، قوی بودن و راز داری) و هوشیاری( مثل تمرکز داشتن و مصصم بودن) است. عواطف مثبت بعد از 30 سالگی به طور موقتی ثابت باقی می ماند نقطه ی اوج هیجان های منفی در اواخرنوجوانی است و بعد از آن با افزایش سن تا اواخر بزرگسالی کاهش می یابد. به عقیده ی واتسون تفاوت های فردی مشخصی در عواطف مثبت و منفی و دوره های کوتاه مدت خلق مثبت که به دنبال ریتم مشخص می آیند( در هنگام صبح پایین تر است) دیده می شود. عواطف مثبت و منفی تا حدودی جزء خصوصیات ارثی هستند، با وجود این محیط می تواند باعث بهبود عواطف مثبت شود(واتسون ، 2000). عاطفه ی مثبت ومنفی نشان دهنده ی اجزای سیستم نورو بیولوژیکی است. عاطفه ی منفی(مثل خصیصه ی شخصیتی روان نژندی) یک جنبه از سیستم بازدارنده رفتار اجتنابی آگاهانه می باشد. عملکرد این سیستم تحریک رفتار بازدارنده و فرو نشاندن رویکرد رفتاری برای دور نگه داشتن ارگانیسم از موقعیت های خطرناک ، دردناک وتنبیهی است. ولی عاطفه ی مثبت، سنجشی از سیستم تسهیل کننده ی رفتار(مثل خصیصه ی شخصیتی برون گرایی) می باشد. عملکرد این سیستم به ارگانیسم برای نگه داری منابع لازم و مهم ادامه زندگی مثل غذا خوردن، داشتن خانه و همسر کمک می کند(واتسون،2002؛ به نقل از قریشی، 1384). عاطفه ی مثبت با فعالیت فیزیکی مداوم، خواب کافی، ارتباط اجتماعی با دوستان نزدیک و تلاش برای اهداف با ارزش ارتباط دارد. بنابر این عاطفه مثبت ممکن است در طول فعالیت فیزیکی منظم، داشتن الگوی خواب مناسب، داشتن روابط دوستانه و داشتن اهداف با ارزش افزایش یابد. عاطفه ی مثبت دیدگاه از شادکامی است( واتسون، 2000). سیلیگمن (2002) در کتاب خود با عنوان شادمانی اصیل، هیجان های مثبت را در سه مقوله: آن هایی که با گذشته، حال و آینده ارتباط دارند طبقه بندی می کند. هیجان های مثبت مرتبط با آینده، خوش بینی، امید، اعتماد، ایمان و اعتقاد را شامل می شود. رضامندی، خشنودی، غرور و آرامش خاطر هیجان های مثبت عمده ای هستند که با گذشته پیوند دارند. در ارتباط با هیجان های مثبت، حال، دو طبقه ی متمایز وجود دارد: لذت های آنی و رضامندی های پایدارتر؛ لذت ها، هم لذت جسمانی و هم لذت های عالی تر را شامل می شوند. لذت های جسمانی از طریق حواس حاصل می شوند. برعکس لذت های عالی تر، از فعالیت های پیچیده تر به دست می آیند و احساس هایی مانند سعادت، شعف، راحتی، سر خوشی و شادمانی را شامل می شوند. عاطفی بودن مثبت با رضامندی شغلی و رضامندی زنا شویی پیوند دارد(واتسون و همکاران، 1995). عاطفی بودن منفی مثل صفت شخصیتی روان رنجوری یک جنبه از سامانه بازداری رفتار روی آوری و تسهیل اجتناب گرایی است. کارکرد این سامانه راه انداختن سامانه ی اجتناب و بازداری رفتارروی آوری است تا بتواند موجود زنده را از موقعیت های خطر ناک، درد یا تنبیه دور کند( واتسون، 2002).
عوامل مؤ ثر بر شادی:
مجموعه نظریه پردازان و پژوهشگران در کارهای عملی خود سعی کرده اند منابع و عوامل مؤثر بر شادی یا شادکامی را معرفی نمایند. آرگایل،(2001) در کتاب خود به عنوان: روان شناسی شادی به این مباحث پرداخته است. این منابع و عوامل می تواند تحت مجموعه عوامل روانی، جسمانی، اجتماعی، اقتصادی، مذهبی، معنوی و فرهنگی مورد بحث قرار گیرد. از منابع عوامل روانی می توان به شخصیت و ابعاد آن، سبک های شناختی، ورضایت مندی و سلامت روانی اشاره داشت. از منابع و عوامل جسمانی : سلامتی، تغذیه، خواب، استراحت، فعالیت های جنسی و تمرین های ورزشی وسایر عوامل رایج ترین می باشد. موفقیت و تأیید اجتماعی، ارتباطات اجتماعی و روابط دوستانه، خانواده، عشق و صمیمیت از جمله منابع و عوامل اجتماعی شادی می باشد. از منابع و عوامل اقتصادی شادی می توان به کار، درآمد، ثروت، رفاه اجتماعی، توسعه ی اقتصادی و رشد درآمد ملی اشاره داشت. حضور در مراسم اماکن مذهبی، ارتباط با خدا، اعتقاد به اصول وفروع دین وتوجه به معنویات از جمله منابع و عوامل مذهبی و معنوی می باشد. از عوامل فرهنگی می توان از توسعه ی علمی و فرهنگی، تحصیلات، هنر و رسانه های جمعی نام برد. تفریح وگذراندن اوقات فراغت از منابع و عوامل شادی است که دارای جنبه های روانی، جسمانی، اجتماعی و فرهنگی ومحیطی می باشد.
عوامل روانی شادی:
شخصیت((Personality
مطالعات مختلف نشان می دهد که ابعاد شخصیتی افراد بر شادمانی آن ها تأثیر زیادی دارد. دو بعد شخصیت انسان در تعیین میزان شادمانی از اهمیت بیشتری برخوردارند (آیزنک،1378). یکی از این دو بعد را برون گرایی((extraversion و آرامش و دیگری را درون گرایی(Introvrsion) و عصبانیت نامید. او معتقد است اکثر مردم شخصیتی تک بعدی و افراطی ندارند، یعنی فرد طبیعی کسی است که نه کاملاً درون نگر است و نه کاملاً برونگرا؛ نه عصبانی و خشن است و نه کاملاً آرام و خونسرد. روان شناسان درباره ی تأثیر شخصیت بر میزان شادمانی مطالعات زیادی کرده اند که همگی رابطه ی مثبت برون گرایی بر شادی را تأیید می کنند (آیزنک،1378).
ابعاد شناختی شخصیت:
1-خوش بینی :خوش بینی خلق یا نگرشی است که با انتظار یک آینده مطلوب همراه بوده و فرد آن را از لحاظ اجتماعی موافق خواست خود ارزیابی می کند. خوش بینی به این اعتقاد مربوط است که در آینده پیامد های مطلوبی حاصل می شود بدون این که توانایی فرد برای کنترل این پیامدها در نظر گرفته شود(تیگر ،1979 ).
این مطلب مشابه را هم بخوانید :   دانلود فایل پایان نامه ارشد :- قسمت 35