۱- شهید ثانی فقیهی، اصولی محدث به شمار می رود وی به تمام جوامع حدیثی عامه و خاصه عالم و صاحب نظر است و این ویژگی در فقه وی آشکار است. اولین درایه نگار شیعی به شمار می رود حر عاملی، مرحوم خویی نیز بر همین عقیده اند[۲۰۲] منابع شهید در فن درایه عمدتا عامی بوده و شماری از اصطلاحات که در کتب فقهی شیعه پراکنده است مد نظر قرار می دهد . او بر اقوال عامه تسلط دارد و در موارد زیادی با آنان مشی وفاق جویانه در پیش دارد . گاهی بر اقوال عامه گشاده دستی کرده و بر رای مختار خود به تفصیل دلیل آورده است شهید با تسلط براقوال امامیه، نظرات را ریشه یابی کرده و به برخی آسیب های علمی ایشان تذکر داده است .در مباحث، آرای شیعه و سنی را با تتبع گردآوری و طبقه بندی می کند سپس با ابهام زدایی از نکته های مبهم آن را نقد کرده نظر خود را با استدلال بیان می کند.[۲۰۳] شهید ثانی اولین فردی است که در این فن تالیف جامع دارد و سه تالیف مستقل نوشته عبارتند از « البدایه فی علم الدرایه » « الرعایه فی علم الدرایه » که شرح مزجی کتاب نخست است و « غنیه القاصدین فی معرفه اصطلاحات المحدثین » .
۲- فقها برای شهرت اهمیت ویژه ای قائل بودند تا جایی که در زمان شهید اول شهرت در اوج قرار گرفت در این هنگام اولین اصولی که در برابر حجیت شهرت، موضع مخالف گرفت شهید ثانی است. در بخش شهرت با دیدگاه خاص وی آشنا شدیم صاحب معالم، مرحوم بروجردى و امام خمینى (ره) از پیروان این تفکر خاص شهید به شمار می روند. گفتنی است یکی از عمده ترین ریشهای اختلاف آرای شهیدین به این مبنا بر می گردد .
۳- شهید ثانی برای اجماعات ادعا شده اهمیت خاصی قائل است. وی اولین اصولی است که به طور جدی ادعاهای اجماع را بررسی می کند وی ادعای اجماع سید مرتضی و شیخ را به بوته نقد نهاده و رساله ای را به جمع آوری ادعاهای اجماع شیخ طوسی اختصاص داده که این حرکت شهید ثانی را اسد الله شوشتری در کتاب کشف القناع ادامه داده و کار او در راستای اندیشه شهید است .
۴- شهید ثانی به ملاکات احکام توجه ویژه ای دارد . وی یکی از نوآوران در زمینه کشف ملاکات است. او اولین اصولی است که اصطلاح جدیدی در طریق کشف ملاکات ابداع نمود این ابزار جدید وحدت طریق نام دارد که رونقی خاص به فقه شهید ثانی بخشیده است .
۵- در فقه شهید ثانی تنقیح مناط قطعی جایگاه ویژه ای دارد وی از طریق این ابزار آرای خاصی نسبت به فقهای پیش از خود ارائه می دهد وی اولین اصولی است که از طریق تنقیح مناط قطعی حق شفعه را تعمیم می دهد و این نظر خاص نشانگر تسلط شهید ثانی درکاربرد تنقیح مناط است. وی به تمام زوایای این فن آشنا است به همین دلیل بارها مرز فقه خویش را در مقابل فقه ابن جنید اعلام می کند .
۶- از جمله مباحثی است که از مختصات و نو آوری های شهید ثانی به شمار می رود بیان تعارض اصل و ظاهر، تقسیمات آن که بر چهار قسم عنوان کرده و در مجموع با شصت فرع فقهی پاسخ گویی می کند. کسی را نمی شناسیم که این شصت فرع فقهی را در یک قاعده اصولی به کارگیرد درنتیجه این شصت فرع فقهی نیز از نوآوری های شهید ثانی محسوب می شود .
۷- باتوجه به این که کتاب تمهید القواعد کتاب اصولی شهید ثانی به شمار می رود این نوشتار دارای ویژگی های خاصی است که کتب اصولی قبل از وی از این امتیازات برخوردار نبوده اند از باب نمونه، شهید ثانی اولین اصولی است که مباحث اصولی را با تعریف حکم شرعی و اقسام آن آغاز کرده است[۲۰۴].
۸- اولین اصولی است که بحث رخصت، تعاریف لغوی و اصطلاحی و اقسام آن در اصول فقه بیان داشته و برای هر یک از تقسیمات فروعات مختلفی را مثال زده است[۲۰۵].
۹- وی در بحث حقیقت و مجاز، حقیقت را به سه نوع تقسیم کرده و اولین فردی است که تعارض حقائق الثلاث را با فروعات زیادی شرح می دهد[۲۰۶] .
۱۰- در بحث مفاهیم اولین فقیه امامی است که اقسام مفهوم مخالف ازمنظر امامی و عامی با فروعات متفاوتی بحث نموده است[۲۰۷] .
۱۱- اولین اصولی است که انواع مخصص و مقید لفظی و معنوی را جداگانه با تمام فروعات ذکرمی کند[۲۰۸] .
۱۲- در بیشتر قواعد اصولی توجه خاص به نظرات اصولیون عامه داشته تا جایی که این پا فشاری و تطبیق مباحث از کتب اصولی پیش از وی نمود بارزی یافته وی گاهی بعد از نقل اقوال نظرات عامه را نقد می کند .
۱۳- در تطبیق فروع فقهی بر قواعد اصولی، مصادیق زیادی ذکر می کند این امر بیانگر تتبع و تسلط شهید ثانی در عرصه فقه و اصول است. وی با این روش دانش اصول را کاربردی ساخته است . از کتب اصولی پیش از او کتابی بدین شیوه طراحی نشده است .
۱۴- در دانش اصول علاوه بر تفریع فروع و تطبیق، شیوه استدلال تفریع و تطبیق را نشان می دهد این امر نیز در کتب اصولی پیش از او اهمیت نداشته است .
۱۵- نسبت به فقهای پیش از خود به قواعد عربی هم پای اصول ارزش قائل است به همین دلیل است کتاب تمهید القواعد را بر اساس دویست قاعده نگاشت صد قاعده در زمینه اصول و صد قاعده در زمینه ادبیات عرب. وی در مقدمه تمهید القواعد می گوید مهمترین مقدمات دانش فقه عبارت است از علم اصول و علم عربی زیرا دانش اصول به منزله پایه و برهان است و دانش عربی به منزله طریق و مسلک برای فقه است.
ازاین رو مطالب کتاب در دو بخش تالیف شده یکی در راستای تحقیق قواعد اصولی و تخریج فروعات فقهی از آن و دیگری در جهت تقریر مطالب عربی و مرتب کردن فروعات فقهی متناسب با آن. با جستار در کتب اصولی قبل از شهید ثانی، اهمیت ادبیات عرب هم پای اصول نزد شه

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

ید بی نظیر است . وی فروعات فقهی را در هر قاعده عربی بیان می کند که این فروعات فقهی نیز از نوآوری های خاص شهید ثانی است زیرا کسی را سراغ نداریم که بدین شیوه تدوین نموده باشد .
مبحث سوم : جمع بندی مبانی اصولی شهید ثانی
– در جمع بندی این بخش میزان نیاز به علم اصول با توجه به مباحث فقه، شرایط زمانی، استعداد و ویژگی های فقه شهید ثانی در هفده عنوان بررسی شده است .
– شهید ثانی عقل را تعریف نموده و آن را به اعتبار منشاء و به لحاظ تاثیر گذاری به عقل نظری و عقل عملی تقسیم می کند وی دلیل عقلی را بر دو قسم مستقلات عقلیه و غیر مستقلات عقلیه می داند. گرچه شهید ثانی در کتاب اصولی خویش- تمهید القواعد- باب مجزایی برای دلیل عقل اختصاص نداده اما درعبارات فقهی و اصولی به مباحث عقلی پرداخته است از جمله مواردی که عقل مستند قواعد فقه قرار گرفته که در جای خود بدان پرداخته می شود .
– وی اصول عملیه را نوعی حکم عقلی تلقی کرده است[۲۰۹]. لذا حجیت این اصول را از باب حکم عقل می داند. در کتاب تمهید القواعد تنها به اصل استصحاب پرداخته اگرچه در مباحث فقهی اصل برائت و احتیاط را بیان نموده اما اصل تخییر در مقایسه با این اصول بسیار کمتر است البته در اصول معاصر نیز اصل تخییر کمترین بحث از اصول عملیه به شمار می رود . شهید ثانی بعد از تعریف استصحاب آن را بر چهار قسم تقسیم نموده که با تقسیمات استصحاب در عصر حاضر متفاوت است. در فقه شهید ثانی ابتدا اصل استصحاب و برائت کاربرد دارد و بعد از آن اصل احتیاط و در مرتبه آخر از اصل تخییر استفاده شده است که میزان کاربست اصول عملیه در فقه شهید ثانی یکسان نیست .
– وی به مباحث تعادل و تراجیح اهمیت داده و تا زمان خود در این زمینه در بسیاری موارد صاحب نظر و نوآور محسوب می شود که در جای خود بدان پرداخته شد .
– شهید ثانی به ملاکات احکام توجه ویژه نموده وی از جهتی به نصوص تسلط دارد و از طرفی به راه های تعدی از نصوص وارد است وی بارها از عبارات قیاس منصوص العله، قیاس اولویت، تنقیح مناط قطعی، وحدت طریق، عموم منزلت در استنباط احکام بهره برده است .
با جمع بندی مطالب می گوییم با توجه به ویژگی های فقهی و اصولی تا زمان شهید ثانی وی از صاحب نظران و نوآوران اصولی امامی در تاریخ فقه شیعه محسوب می شود که در شیوه نگارش اصول و شرح مباحث نیز صاحب سبک است .
بخش دوم : دانش رجال از منظر شهید ثانی
دانش رجال نقش معرفی راویان حدیث، بیان میزان اعتماد به اخبار آن ها را بر عهده دارد بسیاری از انواع حدیث به لحاظ سند عنوانی خاص، به خود اختصاص داده است این نوع احادیث با توجه به شناختی که در دانش رجال از راویان آن حدیث ارائه می دهد قابل شناسایی است. در این بخش بررسی اندیشه رجالی شهید ثانی مورد پژوهش قرار می گیرد .
مبحث اول : بررسی اندیشه رجالی شهید ثانی
از منظر عالم رجالی، شهید ثانى، شروط لازم برای راویان عبارتست از اسلام، بلوغ، عقل، عدالت، ضبط، ایمان راوی، بر این اساس اگر ناقل حدیث همه این شرایط را داشت توثیق می گردد اگر عدم شرایط اثبات شود، یعنی کافر، کودک، دروغ گو، فاسق، غیر ضابط، غیر امامی باشد تضعیف می شود[۲۱۰]. در ذیل عمده عوامل تضعیف راویان از منظر وی تبیین می شود .
۱- فساد مذهب
بنا بر دیدگاه شهید یکی از شرایط لازم برای ثوثیق، ایمان راوی است[۲۱۱]وی بد کیشی را از عوامل ضعف راویان می داند او حدیث موثق را بدین گونه تعریف می کند : حدیثی که راویان آن شیعه دوازده امامی نبوده خواه عامی و یا از دیگر فرقه های شیعه باشند، علما شیعه او را صریحا توثیق نموده اند، حدیث موثق گویند[۲۱۲]. شهید ثانی برخورد فقها در رابطه با خبر موثق را شرح می دهد :
– عده ای خبر موثق را بی ارزش می دانند و از آن اعراض نموده اند .
– گروهی از فقها بدان عمل نموده اند .
– دسته ای هم قائل به تفصیل شده درصورتی خبر موثق، اعتبار علمی دارد که مشهور علما بدان عمل نموده باشند[۲۱۳].
شهید ثانی هر چند ظاهر نهی در عمل به خبر فاسق در آیه نباء را به طور مطلق، شامل عمل به خبر راوی ثقه غیر امامی، نمی داند[۲۱۴] در عمل به عنوان یکی از ضعف های راوی یاد کرده آن را موجب ضعف اسناد روایات بر می شمارد وی این روایات را غیر قابل اعتماد می داند هر چند او در برخی موارد به وثاقت این راویان اذعان دارد[۲۱۵] محقق بحرانی درباره چگونگی برخورد وی به روایات موثق بیان می دارد، شهید ثانی خبر موثق را در زمره روایات ضعیف بر شمرده است[۲۱۶]. در نتیجه عدم پذیرش خبر موثق از سوی شهید به مبنای وی درباره شرط راوی باز می گردد او ایمان به معنای امامی مذهب بودن راوی، از جمله شروط لازم راوی دانسته عدم آن را موجب ضعف قلمداد کرده است[۲۱۷]. از باب نمونه :
– وی درباره حدیث علی بن فضال و ابوالحسن می گوید در طریق روایت علی بن فضال و ابوالحسن قرار گرفته اند هرچند این دو تن ثقه اند، اما فاسد العقیده هستند و عمل به روایت موثق خارج شدن از شرط ایمان در راوی است و جبران ضعف سند با شهرت، خود ضعیف است که ضعف آن توسط شهرت این دیدگاه جبران شده است[۲۱۸] .
– یکی از ضعف ها، ضعف سندی است چرا که طلحه بن زید بتری است و سکونی عامی مذهب بوده و حال وی مشهور است. با توجه به عدم وجود نصی در توثیق این دو راوی افزون بر فساد عقیده به حدیث ایشان اعتنایی نمی شود[۲۱۹].
– مستند این فتوا روایت سماعه است و حال آن که او واقفی، اما ثقه است از این رو آن
روایت موثق است عمل به این روایت نزد من محل تردید است[۲۲۰].
– نخستین ضعف، روایت ابراهیم بن عبدالحمید ، به جهت فساد مذهب وی عنوان کرده و از معتبر دانستن آن اظهار تعجب می کند[۲۲۱].
– عبد الله بن بکیر فطحی مذهب است که شهید ثانی روایات او را غیر قابل اعتماد و اعتبار بر می شمارد[۲۲۲] .
وی راویان عامی مذهب و فرق شیعه همچون زیدیه، بتریه، ناووسیه، فطحیه، واقفیه، مشبهه و مجبره و غالیان را به سبب فساد مذهب ضعیف دانسته و احادیث نقل شده از ایشان را فاقد اعتبار معرفی می کند[۲۲۳] .
راهکار شهید برای تعارض ظاهری نظر و عمل فقها : شهید ثانی بر شمردن شرایط راوی از ایمان یاد می کند و می گوید که نظر مشهور شیعه اشتراط ایمان در راوی و امامی بودن اوست چه از دید گاه شیعه غیر امامیان فاسق اند[۲۲۴]. اما واقعیت آن است که عالمان شیعی در فقه به اخبار راویان فاسد المذهب عمل کرده اند و انجبار ضعف روایت یا شهرت و … را مستند این عملکرد خویش قرار داده اند شهید ثانی در برخورد با این تعارض ظاهری مقام تئوری و عمل فقها به این نتیجه می رسد که اشتراط ایمان به صورت مطلق طبق عملکرد فقیهان صحیح نیست بلکه عالمان شیعی باید ایمان و عدالت یا انجبار به یک مرجح را شرط قبول روایت قرار دهند نه فقط عدالت و ایمان را تا دیگر به رد کامل روایات غیر امامیان، درمقام نظر، مجبور نبوده و میان نظر و عمل آنان نیز دوگانگی به وجود نیاید[۲۲۵]. خود شهید از دیدگاه انحصار دایره حجیت به اخبار صحیح جانب داری می کند[۲۲۶] و بر این عقیده است که در صورت ضرورت و ناچاری تنها عمل به اخبار ثقات غیر امامی رواست[۲۲۷] با جستار در آثار شهید ثانی بخش عمده ضرورت و ناچاری مربوط به شهرت قدمایی است زیرا در مبنا وی شهرت به طور کلی، حجت نیست به همین دلیل می گوید جبران ضعف سند با شهرت، خود ضعیف است که ضعف آن توسط شهرت این دیدگاه جبران شده است. وی تنها شهرت قدمایی را پذیرفته[۲۲۸] با این حال در فقه شهید ثانی مصادیق فقهیِ پذیرفتن اخبار ثقات غیر امامی، با دلیل شهرت قدمایی، بسیار ناچیز است . او روایات واقفی، فطحی و… را قبل از تخلیط و گرایش به عقیده باطل شان با احراز شرایط دیگر مقبول و روایات پس از تخلیط شان را مردود می انگارد این مورد نیز از موارد پذیرفتن اخبار ثقات غیر امامی، از منظر شهید ثانی است[۲۲۹].
۲- وضع حدیث
در حوزه نقل روایت کلیدی ترین موضوع، راستگویی و صدق راوی است. این مطلب بدان پایه اهمیت دارد که شیخ طوسی عدالت معتبر در راوی را دوری جستن از کذب دانسته است[۲۳۰]. هرچند شهید ثانی در عدالت معتبر برای راوی دیدگاهی دیگر دارد بی شک از منظر او نیز دروغ منافی عدالت است زیرا عدالت را سلامت از اسباب فسق یعنی انجام کبائر و اصرار بر صغائر و دوری از امورخلاف مروت می داند[۲۳۱]. وضع حدیث با انگیزه های مختلفی چون تقرب به خدایان زرو زور، ارتزاق، نرم کردن قلوب و یاری مرام و مسلک خود انجام می شود[۲۳۲] . شهید ثانی برخی از راویان را به همین دلیل تضعیف کرده[۲۳۳] و به این نوع احادیث، حدیث موضوع گویند . واژه « موضوع » از ماده « وضع » گرفته شده و به معنای « جعل » یعنی « ساختگی » است . حدیثی که ساخته و پرداخته عوامل فرهنگی، سیاسی حکام خودکامه و تحریف گران فرهنگ اسلام باشد آن را « حدیث موضوع » می نامند[۲۳۴].