مقاله با موضوع مجازات اعدام، قانون نوشته، قرن نوزدهم، علوم قرآن

دانلود پایان نامه

می‌دادند. بزرگترین بازار فروش اینگونه متاع و کالاها ناحیه‌ای از شرق آسیای صغیر از استانهای روم به نام دیوس بوده است.26
در قانون روم یکی از عوامل ایجاد بردگی ارتکاب جرم سرقت بوده، بدین معنی که هرگاه سارقی دستگیر می‌شد او را مانند غلامان و بردگان به نفع مالباخته به فروش رسانده و بهای آن را به وی می‌دادند.27
در چین دزدان بی رحم را قطعه قطعه می‌کردند ولی سایر دزدان را با این نوع شکنجه مجازات نمی‌کردند. در روسیه که کیفر دزد و قاتل یکسان بود، دزدها همیشه مرتکب قتل می‌شدند تا سرقت آنها افشاء نشود.28
در فرانسه ، فرانسوای اول در سال 1534 در فرمان خود برای جلوگیری از سرقت (شکنجه چرخ) را برای مجازات سارقین برقرار کرد، این مجازات عبارت از آن بود که دست و پای سارق را شکسته و روی چرخ می‌انداختند تا جان بسپارد.29
درآئین یهود جرم سرقت ممنوع و نامشروع بوده و سارق محکوم به استراد چهار تا پنج برابر مال مسروقه به مال باخته بوده است. مثلاً اگر کسی گاو و یا گوسفند دیگری را سرقت می‌کرد و آن را می‌کشت یا می‌فروخت مجبور بود به جای آن پنج گاو و یا گوسفند به مالک آن بدهد، بعدها این میزان تا مقدار یک پنجم بیش از مال مسروق تنزل پیدا کرد.30
در دوران جاهلیت و تا قبل از اسلام دست سارقین را قطع می‌کردند.31 در نظام جزائی اسلام کیفر جرم سرقت بنا بر ادله احکام و موازین قرآنی (حد قطع) است که اجرای بنا بر احادیث و روایات وارده منوط به متوقف به تحقق شرایط خاصی راجع به اهلیت سارق، میزان ارزش مال مسروق، طرق اثبات و شرایط معافیت از مجازات (نقش توبه سارق) و همچنین کیفیت اجرای مجازات حد قطع است.
به منظور آشنائی با آن در اینجا کافی است که به بعضی از آیات مربوط و ترجمه آن استشهاد کنیم و توضیح سایر شرایط و نظریات صاحب نظران اسلامی را درباره شرایط مربوط به سارق و مال مسروق و معنی سرقت و غیره را در مباحث بعدی اگر ضرورت داشت توضیح خواهیم داد.
قرآن کریم در آیه 38 سوره مائده مجازات سرقت را چنین مقرر فرموده است:
 والسارق و السارقه فاقطعوا ایدیهما جزاء بما کسبا نکالاً من الله و الله عزیز حکیم:
دستهای مرد و زن دزد را قطع کنید که مجازات مذکور کیفر اعمال آنان است و مجازاتی است که از جانب خداوند متعال تعیین شده و خداوند توانای بی‌همتاست و همه شئون را از روی حکمت انجام می‌دهد» و در مورد نقش توبه و معافیت سارق از مجازات به جهت ندامت و پشیمانی و اثبات توبه، قرآن کریم در آیه 39 سوره مائده حکم را چنین مقرر داشته است:
 «فمن تاب من بعد ظلمه و اصلح فان الله یتوب علیه ان الله غفور رحیم »
«اگر سارق پس از ارتکاب سرقت توبه کند و عمل شایسته انجام دهد، خداوند توبه‌اش را می‌پذیرد زیرا خداوند آمرزنده و مهربان است»
بطور کلی در بررسی سوابق تاریخی و قضائی سرقت در کشورهای اروپائی تا قبل از انقلاب کبیر فرانسه برابر آنچه که در بایگانی شاتله موجود و امروز در دسترس می‌باشد، مجازات جرم سرقت تا قبل از انقلاب در فرانسه اعلام بوسیله دار زدن بوده است، به علاوه سارقین را پس از دارزدن بر روی زمین انداخته و در معابر عمومی می‌گرداندند و زنانی که مرتکب جرم سرقت شده بودند آنها را زنده به گور می‌کردند و این وضع تا اوایل قرن نوزدهم کم و بیش ادامه داشته است.32
ولی از اواسط قرن نوزدهم از این شدت عمل و مجازاتها کاسته شده تا آنجا که مسئله شکستن حرز بوسیله سارق یکی از جهات تشدید مجازات محسوب می‌شد، پس از انقلاب کبیر فرانسه در این کشور با تصویب قانون جزای انقلابی بعد از انقلاب و پیروی از نظریات طرفداران مکتب کلاسیک و لغو مجازات اعدام و تغییرات بعدی در قانون جزای این کشور تحت تأثیر نظرات طرفداران مکتب نئوکلاسیک حاصله در طبقه‌بندی جرائم، جرم سرقت نیز سه سرقتهای جنائی و جنه تقسیم شد و برحسب مورد مجازاتهای سالب آزادی (حبس) و در مورد راهزنی مجازات طرد کننده (اعدام) در قوانین سایر کشورهای اروپائی پیش‌بینی شده بود.33
عدالتی و کیفردهی حقوق از دست رفته فرد و جامعه و نیز برقراری عدالت و تعادل و نظم و امنیت فرد و جامعه را تأمین کنند.
در ایران باستان و در تمدن پارتیان نیز مجازات سرقت بسیار سخت بوده است.
 مالکوم کالج نویسنده تاریخ پارتیان می‌نویسد:
«قوانین پارتی برای ما رازگونه است، گویا پادشاه و فرمانروا خود سرچشمه قانون‌گذاری بوده است. بطور کلی آنچه که از تاریخ ایران باستان و وضعیت بزهکاران در عهد پارتیان می‌توان گفت آنست که کیفر بزهکاران بسیار سخت و با خشونت و بیرحمی انجام می‌‌گرفته است و این روند حتی در دوران ساسانیان نیز که مبانی حقوقی عهد ساسانیان مأخذ از کتاب اوستا و تفاسیر آنست مجازاتها بسیار بی‌رحمانه و غیرانسانی بوده است، دزدی و راهزنی و هتک ناموس نیز جزای بدنی سخت و یا مجازات مرگ را داشته است از جمله قوانینی بسیار ناهنجار یکی این بود که جنایت یک فرد مستلزم هلاک همه خویشان و خانواده او می‌شد».
بحث از سرقت در اولین قانون نوشته شده به دست بشر یعنی در قوانین حمورابی که 17 قرن قبل از میلاد مسیح نوشته شده است آمده است ، یکی از قدیمترین قوانینی که به دست بشر تدوین شده است به احتمال قوی مجمع القوانین حمورابی (به معنای عموی بزرگ) ششمین پادشاه بزرگ بابل است، که تاریخ تدوین آن به درستی و تحقیق معلوم نیست و مسلماً مدتها پیش از احکام موسی و قدیمی‌ترین مجموعه کتب مقدس هندوان معروف به مانو و شاید بین دو یا
سه هزار سال پیش از میلاد مسیح بوده است . به روایتی تاریخ زندگی او حدود 1913 تا 1955 قبل از میلاد بوده است.
مجموعه حمورابی را نمی‌توان عالی‌ترین مرحله تکامل حقوقی بابل دانست زیرا از تاریخ قوانین مزبور تا روز سرنگون شدن بابل به دست ایران بیش از 1900 سال گذشت و در این فاصله پیشرفتهای بیشتری نصیب بابلیان گردید، ولی کاملترین اثری است که از حقوق بابل به جا مانده است.
متن قانون نوشته شده مرکب از 3600 سطر و 282 ماده است که با حروف میخی بر سنگ بزرگ سیاهی ستون مانند منقش است، بالای سنگ پیکر دیده می‌شود که در برابر مجسمه خدای خورشید و عدل با خضوع ایستاده و مجموعه قوانین را از دست او دریافت می‌کند این خطوط به وسیله پروفسور شیل عضو هیأت اکتشافی و استاد آشور شناسی مدرسه عالی مطالعات باستان شناسی قرائت و ترجمه شد.
در قانون حمورابی از سرقت تعریفی نشده، امری که انتظار آن را هم نمی‌توان داشت مفهومی که از قوانین سرقت در قوانین رومی و شریعت اسلام و حقوق امروزی وجود دارد در آن زمان ملحوظ نبوده است و از جرائمی به عنوان سرقت نام برده شده که امروزه موجود است . شگفتی ما را فراهم می‌سازد. به عنوان مثال در کنار سرقت طلا و نقره و یا وسایل تولید از قبیل گاو و یا بذر و یا محصول که جرم محسوب می‌شده و قابل مجازات تشخیص داده می‌شده، عدم رعایت برخی از تشریفات خاصی از قبیل عدم تنظیم سند، یا اخذ شاهد در حین انجام معامله با توجه به تشریفاتی بدون انجام معاملات در آن زمان سبب اعمال مجازات به معاملی که از او به «سارق» تعبیر شده، می‌گردد.
از مطالعه مجموع موارد مربوط به سرقت به این نتیجه می‌رسیم، که صیانت اموال در قانون حمورابی از اهمیت خاصی برخوردار بوده و سارق نه تنها در دو مورد فوق ‌الذکر باید در موارد دیگری از قبیل سرقت در منزلی که درآن حریق رخ داده است (ماده 25) سرقت از منزل شاه یا معبد و یا اقدام به راهزنی مستوجب مجازات اعدام بوده است.
تجاوز به منزل مسکونی غیر، جرم و مجازات مندرج در ماده 21 به شرح زیر یکی از شدیدترین کیفرهای پیش‌بینی شده در قوانین حمورابی است.” اگر کسی دیوار منزل دیگری را سوراخ کند و وارد منزل غیر شد عامل را باید در جلو همان دیوار کشته و در همان سوراخ مدفون سازند”.
بطوریکه ملاحظه می‌گردد شرط تحقق جرم مزبور شکستن حرز و ورود از طریق ایجاد روزنه در دیوار منزل غیر است.
مسؤلیت دولت در صورت ورود خسارت ناشی از جرم  به شهروندان و یا در مورد سلب آزادی غیرموجه از آنان از اوائل قرن بیستم مورد توجه برخی از قانون‌گذاران قرار گرفته است و در نیمه دوم قرن حاضر برخی از کشورها از قبیل جمهوری فدرال آلمان به تدوین قوانینی در این زمینه مبادرت ورزیده‌اند. به موجب این قانون و از طرفی اینگونه قوانین دولت طی شرائطی از کسانی که بر اثر ارتکاب جنابت متضرر گردیده‌اند و یا آزادی آنها بطور غیرعادلانه‌ای سلب گردیده جبران خسارت می‌نماید.
در قوانین حمورابی همانند حقوق اسلام در مواردی مسؤلیت دولت یا خزانه عمومی (بیت‌المال) مورد توجه مقنن قرار گرفته است و این امر را می‌توان یکی از ابتکارات مهم حمورابی به حساب آورد. احساس مسؤلیت نسبت به حفظ امنیت راهها و شوارع از سوی دولت و آن هم در طلیعه ظهور دولتهای بزرگ در مشرق زمین شایان توجه است.
آنچه که حائز اهمیت فوق‌العاده است اینست که استان در اولین سنگ نبشته قانونی خود سرقت را به درستی از جرائم امنیتی دیده است که وقوع این جرم توسط فرد در جامعه اختلال نظم و امنیت روحی و روانی و عدم تعادل اقتصادی ایجاد می‌کند. سرقت از جرائمی است که به شدت از جنبه‌های روحی و معنوی در بین مردم جامعه رعب و ترس و وحشت ایجاد کرده و اثر آن بر بزه دیده و مال باخته اثری همیشگی و ماندگار خواهد بود.
فشارهای روحی و روانی وقوع چنین جرمی بر روی فرد مالباخته و خانواده وی و همچنین در سطوح جامعه آنچنان وسیع و عمیق و گسترده است که به درستی می‌توان بیان کرد که یک جرمی است که در واقع به معنای دقیق کلمه «امنیت روانی و اقتصادی فرد و جامعه را در هم می‌ریزد و از جرائمی است که از گذشته‌های تاریخی جنبه‌های اجتماعی، سیاسی، امنیتی روانی آن دیده شده است. سرقت از معدود جرائمی است که به قدمت خود استان کهنگی تاریخی دارد و از هنگامیکه انسان بوده و مفهوم مالکیت در نزد جوامع بشری شناخته می‌شده است و یا شاید حتی قبل از آن مرحله سرقت وجود داشته است و در ادیان و مذاهب مختلف و متنوع بشری نیز از ابتدای تاریخ جرمی شناخته شده و مورد تنفر و ترس فرد و جامعه بوده است و انسانها از ارتکاب آن منع شده‌اند.
در کتاب مقدس یهودیان «تورات» در سفر خروج آمده است که: لابان برای پشم بریدن گله خود رفته و راحیل بتهای پدر خود را دزدیدند (سفر خروج آیات 3- 21 و 22)
درباره سرقت در تلمود یهودیان آمده است که مال شخصی نزدیکتر را سرقت نکن. در انجیل حضرت عیسی مسیح علیه السلام هر چند که بحثی از سرقت صریحاً مطرح نشده است اما در نزد پیروان مسیحیت در گذشته‌های تاریخی جرم سرقت از جرائمی بوده که به شدت با آن برخورد شده و کیفر فرد سارق اغلب مرگ و اعدام بوده است، همچنانکه اکثر مجرمین در آن زمان به چنین مجازاتی محکوم می‌شده‌اند.
در کتاب مقدس زرتشتیان اوستا نیز درباره جرائم در بخشی از آن بحث شده است. زیرا که از جزوات اوستا آنچه که بطور کامل تاکنون باقی مانده همان نسک نوزدهم موسوم به وندیداد است، این کتاب به منزله مجموعه قوانین پارسیان است. در ون
دیداد انواع جزا دیده می‌شود چون قتل و ضرب و جرح و حبس و غیره اما اکثر جرائم در اوستا از جمله سرقت جزای آن تازیانه است.
در دین مقدس اسلام که متعالی‌ترین ادیان الهی جهان است در قرآن شریف در باب جزای سرقت آمده است.
«السارق و السارقه فاقطعوا ایدیهما جزاء بما کسباً نکالاً من الله و الله عزیز حکیم» «سوره مبارکه مائده آیه 38» «زن و مرد دزد را دستشان را قطع کنید که بر آنچه کرده‌اند مجازات شوند و خواری باشد از جانب خدا و خدا عزیز و حکیم است»
با تفکر و تعمق در قرآن شریف مشخص می‌شود که این آیه پس از ذکر آیات مربوط به بیان احکام محاربه و فساد در ارض آمده است. در حقیقت خداوند پس از ذکر حکم کسی اموال مردم را مخفیانه می‌باید بیان می‌کند (ال) در (الساق و السارقه) برای جنس است و معنای آن جنس دزدان است، و علت تقدم سارق بر سارقه اینست که معمولاً سرقت در نزد مردان بیشتر است تا زنان، دانشمندان علوم قرآنی می‌گویند آیا در بیان حد سرقت مجمل است و تبیین آن منوط است به آنچه

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   پایان نامه ارشد رایگان درمورداشاعه اطلاعات، آموزش و پرورش

پاسخی بگذارید