مقدمه ایی برابعاد پنهان تجاری ‏شدن ورزش

دانلود پایان نامه

در طول تاریخ، فعالیت‏های ورزشی عمدتاً به منظورحفظ تندرستی و سرگرمی مورد استفاده عمومی قرار گرفته‏اند، اما هیچگاه این قبیل فعالیت‏ها تا این اندازه به شکل کالایی تجاری رواج نداشته و مطرح نبوده‏اند. از نیمه دوم قرن بیستم به این سو، ورزش مدرن و سازمان‏یافته به تدریج به تکنیک‏های بازاریابی و مدیریت سرمایه‏داری مدرن متکی شد(هارگریوز[1]، 1987: 149)  امروزه‏، ورزش به تجارتی بزرگ و صنعتی پویا بدل شده است و شرکت‏های تجاری بزرگ نیز به شدت به ورزش توجه نشان داده‏اند. صنعت ورزش به‏ویژه فوتبال به تنهایی بین یک تا دو درصد تولید ناخالص ملی کشورهای صنعتی را تشکیل می‏دهد. ورزش بحران دهه 1990 را با نرخ رشد سالانه‏ای برابر با 5 درصد پشت سرگذاشت. صنایع ورزشی بین 2 تا 2.5 درصد تجارت جهانی را به خود اختصاص داده‏اند. بازار جهانی لوازم ورزشی از جمله تأسیسات زیربنایی و تسهیلات ورزشی بیش از 50 میلیارد دلار است(دنیای اقتصاد شماره ی 478) ورزشکارانِ ورزش‏های پرتماشاگر به‏گونه‏ای قابل توجه تبدیل به کالا شده‏اند، سهام باشگاه‏های ورزش در بازار بورس خرید و فروش می‏شود، حقوق مربوط به پخش رویدادهای ورزشی میلیونها دلار ارزش یافته است، شبکه‏های مختلف تلویزیونی مبالغ کلانی برای دریافت امتیاز پخش بازی‏های ورزشی می‏پردازند، و سوداگری و دریافت امتیازِ تولید کالاهای ورزشی به یک تجارت فراملیتی تبدیل شده است.

در هیچ دوره تاریخی هیچگاه چنین سرمایه‏گذاری‏های عظیم و کلان اقتصادی روی ورزش و ورزشکاران انجام نمی‏پذیرفت. ورزش دیگر تنها در جهت منافع ورزشکاران عمل نمی‏کند( کوکلی [2]، 2001: 348-312). ”ژائوهاوه لانژ“ رئیس سابق فدراسیون بین‏المللی فوتبال، فیفا در اواخر سال 1994 اشاره می‏کند که فوتبال سالیانه 225 میلیارد دلار گردش مالی دارد که این گردش شامل نقل و انتقال بازیکنان، تولید کالاهای ورزشی، ساخت تأسیسات ورزشی، حمایت مالی و غیره است. وی در سال 1998 اظهار داشت که جانشین وی در فیفا وارث قراردادهای مالی به ارزش 4 میلیارد دلار است (گالینو[3]، 1997: 147) برخورداری ورزش از توانمندی‏های منحصر به فرد سبب شده است تا سرمایه‏داران و صاحبان صنعت و ثروت بیش از پیش رو به سوی این بازار سودآور آورند.

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   تجارت الکترونیکی در برابر تجارت سنتی

امروزه، منبع اصلی درآمد باشگاه‏های ورزش حمایت مالی است و این روند به تدریج در حال گسترش است. فعالیت‏های ورزشی بر اساس تعداد بلیط‏های به‏فروش رفته برای برگزاری مسابقه‏ها، درآمدهای مالی حاصل از فروش امتیازات، درآمدهای تبلیغاتی، کالاهای ورزشی، و حقوق مربوط به پخش رسانه‏ای ارزیابی می‏شوند. ورزشکاران بر اساس میزان شهرت عمومی مورد توجه قرار می‏گیرند و این امر نیز بستگی به روابط و پیوندهای آنان با شرکت‏های تجاری دارد. در بسیاری از کشورهای صنعتی و سرمایه‏داری ورزشگاه‏ها، باشگاه‏ها و رویدادهای ورزشی با نام شرکت‏ها و مؤسسات تجاری بزرگ شناخته می‏شوند. همه چیز، از رنگ لباس تیم‏های ورزشی گرفته تا برنامه زمانی برگزاری رویدادهای ورزشی و نحوه پوشش رسانه‏ای تحت تأثیر منافع شرکت‏های تجاری قرار گرفته است. در واقع، شرکت‏های رسانه‏ای به گونه‏ای فزاینده مالکیت تیم‏های و حمایت از رویدادهای ورزشی را برعهده می‏گیرند. در حال حاضر، ورزش و فعالیت‏های مربط به آن بدل به فعالیتی تجاری شده است که پیوند نزدیکی با بازاریابی و فراگردهای توسعه سرمایه‏داری جهانی دارد( کوکلی، 2001: 348-312)  روند تعامل میان ورزش و اقتصاد به گونه‏ای رقم زده شده است که گویی این دو از آغاز به یگدیگر همزاد بوده‏اند. اما مرور دیدگاه‏های نظری و تجربه‏های عملی در این مورد گویای این واقعیت است که این رابطه بیش از این قابل تأمل است.

[1] Hargreaves

[2] Coakley

[3] Galeano