منابع مقاله درمورد حقوق بشر

دانلود پایان نامه

درآمدزا کنترل زندگی‌شان را دوباره به‌دست آورند.
اگر چنین برنامه‌هایی قرار است موفق شود، باید جامعه محلی در طراحی و اجرای آن دخالت داشته باشد. برای تأثیر بیشتر، آنها باید همچنین خدمات گسترده‌ای از جمله کمک اقتصادی و حمایت اجتماعی فراهم کنند و از شناسایی کردن زنان به عنوان قربانی جلوگیری کنند.
3.2.2. بخشودگی تجاوز جنسی
بسیاری از جوامع برای محکوم کردن و پیگیری کردن تجاوز جنسی تا حدودی با شکست مواجه می‌شوند به‌خاطر اینکه از آن به‌عنوان یک حمله جسمی یا به‌عنوان تجاوز به شرافت بد برداشت می‌شود نه به‌عنوان یک جرم علیه شرافت فیزیکی قربانی. از دیدگاه تاریخی به کاربردن قوانین بشردوستانه بین‌المللی برای تجاوز جنسی به علت ضعف در خود قوانین و در تفسیر آنها مشکل شده است.
مقصران خشونت جنسی در طول مخاصمات مسلحانه به‌علاوه کسانی که اجازه چنین اعمالی را می‌دهند در حال نقض قانون بشردوستانه بین‌المللی هستند. وقتی آنها این کارها را در مقیاس وسیع یا به‌خاطر سیاست سازمان‌یافته انجام می‌دهند، آنها در‌حال ارتکاب جرم علیه بشریت می‌باشند. تجاوز جنسی می‌تواند نقض پیمان ژنو‌1949، کنوانسیون قتل‌عام‌1975، کنوانسیون شکنجه‌1984 و یک جرم علیه بشریت تحت آئین‌نامه نورمبرگ باشد.125
در دسامبر سال‌1999 کمیسیون فرعی سازمان ملل متحد راجع به تشویق و حمایت از حقوق بشر، اعلام کرد که دولت ژاپن باید به زنانی که در‌طول جنگ جهانی دوم مجبور به فحشا شدند غرامت بدهد. دولت به این درخواست‌ها پاسخ نداده است و دادگاه ژاپن درخواست‌های تنظیم شده توسط «زنان سهل‌الوصول» از کشورهای مختلف را رد کرده‌است. به علت بخشودگی آشکار این جرم‌ها خشم عمومی برانگیخته شد و یک دادگاه 5‌روزه به نام دادگاه جرم‌های جنگی بین‌المللی زنان به منظور محاکمه بردگی جنسی ارتش ژاپنی در دسامبر سال‌2000 سازماندهی شد. اگرچه این دادگاه برای تحمیل مجازات هیچ سودی نداشت اما پی برد که نخست‌وزیر دوران جنگ و سایر مقامات نظامی ژاپنی مافوق مسئولیت اصلی گرفتاری‌های زنان سهل‌الوصول اسیر شده توسط ارتش ژاپنی را قبول کردند و دولت متحمل مسئولیت برای مجازات آن و حفظ سیستم رفاهی شده بود.
در فوریه سال‌1996، اولین گزارشگر مخصوص سازمان ملل متحد در مورد تجاوز علیه زنان پیشنهاد کرد که دولت ژاپنی مسئولیت قانونی برای نقض قوانین بشر دوستانه بین‌المللی در مورد زنان کره‌ای، که مجبور به بردگی جنسی توسط ارتش ژاپنی در‌طول جنگ جهانی دوم شدند، را بپذیرد. او پیشنهاد کرد که دولت خسارت را بپردازد و یک عذرخواهی کتبی برای قربانیان تنظیم کند.
گزارشگر ویژه در‌مورد حق خسارت برای تجاوزهای آشکار حقوق بشر به کمیسیون حقوق بشر UN گزارش داد که قربانیان بردگی حق دارند مستقیم غرامت جنگی را از دولت مجرم تقاضا کنند، نه تنها برای جرم بردگی بلکه برای شکست یک دولت در انجام تعهداتش برای مجازات مقصران یک جنگ.
تجاوز جنسی در روآندا
در سال 1998، دادگاه جنایی بین‌المللی در روآندا، جین‌پل‌آکاسو را برای خشونت جنسی مرتکب شده در طول قتل‌عام‌1994 روآندا از جمله‌9 مورد قتل‌عام، جنایت‌هایی علیه بشریت و جرم‌های جنگی محکوم کرد. شاهدان می‌گفتند که زنان مورد تجاوز قرار می‌گرفتند و کشته می‌شدند در حالی که متهم ساکت بود.
این حکم از چندین جهت مهم بود. این اولین‌بار بود که یک دادگاه بین‌المللی خشونت جنسی را در یک جنگ داخلی مجازات می‌کرد و نیز اولین بار بود که تجاوز جنسی به عنوان یک عملی از قتل‌عام اعلام شد.

دانلود پایان نامه
برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید
رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

حکم دادگاه روآندا علیه Akayesu ‌یک تعریف کلی از تجاوز جنسی را طبق قانون بین‌المللی بیان کرد که آن را یک نوعی از تجاوز می‌نامند. دادگاه گفت تجاوز جنسی، مانند شکنجه‌ای برای اهدافی مانند تهدید، فساد، تحقیر، تبعیض، مجازات، کنترل یا کشتن یک شخص استفاده می‌شود. تجاوز جنسی مانند شکنجه تجاوز به شرافت شخص می‌باشد و تجاوز جنسی در حقیقت وقتی با تحریک یا با رضایت یا عدم‌مخالفت یک مقام دولتی یا سایر افرادی که در موقعیت رسمی کار می‌کنند تحمیل می‌شود با شکنجه مساوی می‌باشد.
در‌طول قتل‌عام روآندا، هزاران زن توسط شبه‌نظامیان و سربازان دولت قبلی روآندا مورد‌هدف قرار‌گرفتند.126 زنان تونسی تک‌تک مورد‌تجاوز قرار گرفتند. گروه مورد‌تجاوز با اشیایی مانند چوب‌های نوک تیز یا لوله تفنگ مورد‌تجاوز قرار گرفتند و به‌عنوان برده جنسی نگه داشته شدند یا از نظر جنسی صدمه دیدند. دادگاه جنایی بین‌المللی روآندا ثابت کرد کشتار‌جمعی می‌تواند شامل اقداماتی باشد برای جلوگیری از تولدها مانند معلولیت جنسی، عمل عقیم سازی، کنترل تولد اجباری، جداسازی جنسیت‌ها، ممنوعیت ازدواج. اگرچه کیفرخواست‌های بیشتری برای گنجاندن اتهامات خشونت جنسی، اصلاح شده است اما دادگاه فقط دو کیفرخواست اولیه برای خشونت جنسی و یک کیفرخواست برای قتل که شامل خشونت جنسی می‌باشد را اعلام کرد.127
قانون روم با برپا کردن دادگاه جنایی بین‌المللی توانایی بالقوه برای حمایت از حقوق زنان و دختران دارد. یک زمانی در قدرت اجرایی، ICC اختیارات ملی را کامل خواهد کرد و قدرتی برای مجازات قتل عام، جرم‌های علیه انسانیت، جرم‌های جنگی و تجاوز خواهد داشت.128 ICC خشونت جنسی را به مثابه جرم‌های جنگی و جرم‌هایی علیه انسانیت مورد‌تأیید قرار می‌دهد. این قانون که مشاوره، ترمیم، غرامت و جبران را برای قربانیان جرم‌های جنگ می‌پردازد و همچنین تشریفات دادگاه‌های حساسی در مورد جنسیت و بچه خواهد داشت.
دولت ها مجبور شدند تا به اقداماتی برای ایجاد ICC ملحق شوند به‌منظور اینکه به پایان دادن بخشودگی جرم‌ها علیه زنان و دختران کمک کنند. به‌منظور اینکه‌ ICC تمام توانایی‌های بالقوه‌اش را عملی کند همه کشورهایی که قانون ICC را تأیید کرده‌اند باید تضمین کنند که از طریق اصلاح‌کردن و اجرای قوانین ملی مناسب، حمایت و کمک لازم را برای ICC فراهم کنند.129
4.2.2. مکانیسم‌های کنترل خشونت جنسی

قانون ملی و بین‌المللی باید تجاوز جنسی را به‌عنوان یک جرم علیه شرافت فیزیکی فرد تدوین کند و ویژگی واقعی سوء‌استفاده را مورد‌بررسی قرار دهد و راه‌حل‌های مناسب را فراهم کند. دولت‌ها به‌طور قانونی مجبور هستند که برای کسانی که مرتکب تجاوز جنسی می‌شوند پاسخگو باشند و ضررهای واضح ناشی از حاملگی اجباری را جبران کنند.
در کل این قوانین باید از روش‌ها و مکانیسم‌هایی برای بررسی، گزارش، پیگیری و جبران خشونت و سوء‌استفاده جنسی که بررسی و تقویت می‌شود، حمایت کند. از قربانیانی که خشونت‌ها را گزارش می‌کنند کارکنان امدادی و پزشکی، وکلا، قضات و سایر مقاماتی که به جرم‌های تجاوز جنسی، حاملگی اجباری و سایر اشکال خشونت جنسی واکنش نشان می‌دهند باید برای کار به روشی آموزش ببینند که هم از بازمانده ها حمایت شود و هم به شرافت آنها احترام گذاشته شود.
واضح است که هیچ رأی دادگاهی، تعهد بین‌المللی یا رهنمون‌هایی نمی‌تواند رنج قربانیان تجاوز جنسی، حاملگی اجباری و سایر خشونت‌های جنسی زمان جنگ را جبران کند. اما قضاوت‌هایی که تجاوز جنسی و سوء‌استفاده جنسی را به‌عنوان جرم‌هایی علیه انسانیت تعریف کرده‌اند – و تفصیل این جرم‌ها در حکم دادگاه جنایی بین‌المللی – اولین گام‌های مهم هستند.
آموزش و تدوین سیاست و اجرا می‌تواند به جلوگیری از خشونت جنسی کمک کند. اما در نهایت موفقیت منوط به تمایل سیاسی دولت‌ها خواهد بود تا مقصران و دولت‌ها را مسئول به شمار آورند و امکانات مالی را به‌منظور درخواست عدالت برای قربانیان مجهز کنند.
1.4.2.2. بهداشت تولید‌مثل
واکنش‌های‌ فوری معمولاً اولویت بالایی را به سلامتی، تغذیه، پناهگاه، بهداشت و دسترسی به آب‌تمیز می‌دهد اما به‌طور سنتی به بهداشت تولیدمثل همان‌گونه توجه نشده است. دخترها و زنان در موقعیت‌های جنگ با فوریت‌های بهداشت تولیدمثل از مشکلاتی در حاملگی و تولد گرفته تا پیامدهای تجاوز جنسی یا روابط جنسی خطرناک مواجه می‌شوند. بین 25تا‌50 درصد مرگ‌و‌میر مادران در‌میان پناهنده‌ها به‌علت مشکلات بعد‌از سقط جنین می‌باشد.130 زنان و دختران باید همچنین با مسائل طولانی‌مدت مرتبط با بهداشت جنسی و تولیدمثل‌شان مبارزه کنند که به‌طور دقیق به ‌سلامت کودکان و نوزادهایشان مرتبط می‌شود. با وجود این حتی وقتی خطرات بهداشتی در دسترس قرار می‌گیرد، بسیاری از زنان و دختران به دلایل فرهنگی، مذهبی یا قانونی از آنها استفاده نمی‌کنند.
WHO تأکید کرده است که اطلاعات و خدمات بهداشتی تولیدمثل باید با کمک فعال زنان و نوجوانان خودشان که در طراحی برنامه‌های مناسب‌تر و در ایجاد امکاناتی برای مردم کمک خواهند کرد، طراحی، اجرا و ارزیابی شود.
چندین آژانس در این زمینه فعال بوده‌اند. از سال‌1996 صندوق ملل متحد (UNFPA) بهداشت تولیدمثل در موقعیت‌های جنگ را ارتقا داده است. این سازمان، تجهیزات بهداشت تولیدمثل را که اولین‌بار در منطقه دریاچه‌های بزرگ آفریقا استفاده شد و لوازم اصلی موردنیاز برای انجام زایمان‌های سالم و مطمئن را فراهم کرد، گسترش داده است. در‌طول جنگ اتیوپی – اریترا در سال‌2000، UNFPA 10 تن تجهیزات بهداشتی مطمئن و فوری تولیدمثل را با هواپیما فرستاد تا به افراد آواره کمک کند.
در همکاری با سایر شرکا، UNHCRاطلاعات بهداشتی تولیدمثل را برای نوجوانان در موقعیت‌های پناهندگی فراهم می‌کند. در اردوی پناهندگی در اتیوپی، سازمان نجات کودکان یک برنامه بهداشت تولیدمثل را اجرا کرده است که شامل حمایت برای مقابله با معلولیت تولیدمثل زنان و خشونت داخلی‌‌‌ می‌شود. انجمن زنان برای کودکان و زنان پناهنده بهداشت باروری را برای کنسرسیوم پناهندگان پایه‌ریزی کرد که برنامه‌هایی را برای پناهندگان در بیش از دوازده کشور اجرا کرده است.
علی‌رغم این تلاش‌ها، حمایت برای بهداشت باروری در چارچوب برنامه کمک‌های انسان دوستانه ناکام می‌باشد حتی لوازم اصلی مانند نوار‌بهداشتی اغلب در دسترس نمی‌باشد. به‌همین دلیل است که دولت کشورهای جنگ زده، آژانس‌های بین‌المللی، NGOs و کشورهای کمک کننده باید منابع توسعه‌یافته و اولویت بالاتر را برای حمایت از زنان و دختران تحت خشونت جنسی و برای حمایت از بهداشت باروری آنها اختصاص دهند. افزایش دادن بهداشت و مراقبت از زنان در‌طول موقعیت‌های اضطراری اولویت مهم دیگر می‌باشد.

2.4.2.2. تهدید برای امکانات و کارکنان بهداشت
در‌طول جنگ، امکانات بهداشتی اغلب در نقض سیستم قانون انسان‌دوستانه بین‌المللی مورد حمله قرار می‌گیرد از زمان شروع و بحران در بوروندی در سال1993 یک‌سوم از مراکز بهداشت روستایی خراب شده‌اند.131
در مراکزی که هنوز به فعالیت خود ادامه می‌دهند، رزمندگان مجروح غالباً اولویت مراقبت‌های پزشکی را به کودکان واگذار می‌کنند. مراقبت از بیمار توسط محدودیت‌های مسافرتی جنگ که مانع از توزیع دارو و سایر لوازم پزشکی می‌شود و توسط ویرانی مکرر نظام سلامت تحت‌تأثیر قرار می‌گیرد.
در‌طول جنگ، کارکنان بهداشت که با زندان یا مرگ مواجه می‌شوند، مجبور به نقل‌مکان یا فرار برای تبعید می‌شوند. در افغانستان دو دهه جنگ بسیاری از تأسیسات بهداشتی را خراب کرد و بسیاری از متخصصان بهداشت مردند یا تبعید شدند. در تاجیکستان بسیاری از متخصصان بهداشت در نتیجه جنگ داخلی خدمت به دولت را رها کردند.
همچنین خطراتی وجود دارد برای کسانی که در سازمان‌های بین‌المللی کار می‌کنند. از سال 1992 آژانس‌های UN بیش از 200 کارمند غیرنظامی را به علت خشونت از جمله سانحه هوایی از دست داده‌است.132 بیش از این تعداد قربانیان آدم ربایی و گروگان گیری بوده‌اند. از سال 1994، و کاروان UN ربوده شده‌است و راننده ها کشته یا کتک خورده‌اند.
راه‌حل های مستحکم‌تری برای پایان معافیت از مجازات چنین اعمالی موردنیاز می‌باشد. گروه‌های مسلح در چارچوب قانون انسان‌دوستانه بین‌المللی ملزم می‌شوند تا امکانات بهداشتی را به‌عنوان محیطی مطمئن برای مراقبت از بیماران و به‌عنوان محل کار امن برای کارکنان بهداشت مورد‌توجه قرار دهند. آنها همچنین تحویل کمک‌های پزشکی و سایر کمک‌های بشردوستانه را امکان‌پذیر می‌سازند. این اصول در اساسنامه رم که دادگاه جنایی بین‌المللی را ایجاد کرد نشان داده شده است.
در‌طول دوران جنگ کسانی که در خدمات بهداشتی کار می‌کنند باید سعی کنند مراقبت‌های مداوم و پیگیری‌های بلند‌مدت را فراهم کنند و کمک‌های فوری بهداشتی را با حمایت و برنامه‌های بلندمدت توسعه یافته پیوند دهند. این بقا را افزایش می‌دهد و همچنین باعث تغییرات مثبت طولانی‌مدت در زندگی کودکان می‌شود.
3.4.2.2. تهدید برای کودکان
برای کودکان یکی از خطرناک‌ترین پیامدهای ویرانی در زیربنای بهداشتی، اختلال در برنامه‌های واکسیناسیون می‌باشد. تعدادی از کشورهای جنگ زده در میان کشورهایی با پائین‌ترین نرخ ایمن‌سازی هستند.133 در جمهوری دموکراتیک کنگو تنها 15 % کودکان علیه سرخک واکسینه می‌شوند. سرخک قاتل اصلی کودکان خردسال در کشورهای در‌حال توسعه می‌باشد و در سومالی تنها 26% کودکان واکسینه می‌شوند و سایر کشورهای جنگ‌زده از جمله افغانستان، آنگولا، بوروندی، جمهوری کنگو، لیبریا و سیرالئون با نرخ کمتر از 50% واکسینه می‌شوند.
در بحبوحه‌ی جنگ،‌UNICEF، WHO و شرکای دیگر در مورد روزهای آرامش مذاکره کرده‌اند که در طول آن گروه‌های متخاصم توافق کردند تا برای واکسینه کردن کودکان به جنگ خاتمه دهند. اولین روزهای آرامش در سال 1985 در السالوادور برنامه ریزی شد. و از آن به بعد آتش‌بس موقت برای کودکان در سایر قسمت‌های جهان ترتیب داده شده‌است. فعالیت جهان برای ریشه‌کنی فلج اطفال وابسته به مفهوم روز ایمن‌سازی ملی برای دسترسی به کودکان در مناطق جنگ‌زده می‌باشد. به‌هر‌حال در بعضی موارد با ادامه یافتن جنگ، تلاش‌های ایمن‌سازی مهار شده‌است اگرچه فعالیت‌های ایمن‌سازی دستاوردهایی برای حمایت از سلامتی کودکان در‌طول درگیری آورده است اما نقض فاحش حقوق کودکان برای مراقبت‌های بهداشتی از جمله ایمن‌سازی ادامه می‌یابد.
4.4.2.2. اختلال در تولید و عرضه مواد‌غذایی
تولید و عرضه موادغذایی اغلب در‌طول جنگ مختل می‌شود. مین‌ها و تهدید به حمله کشاورزان و اغلب زنان و کودکان بزرگتر را مجبور می‌کند کار روی قطعه زمین‌های خیلی دور از خانه‌هایشان را متوقف کنند. سیستم‌های کنترل آبیاری و سیل احتمالاً خراب می‌شود و محدودیت در جنبش، دسترسی کشاورزان را به ضروریاتی مانند بذر و کود محدود می‌کند و مانع از بردن محصولاتشان به بازار می‌شود.
گاهی اوقات صدمه به سیستم‌های تغذیه نتیجه تصادفی جنگ می‌باشد و گاهی اوقات آن عمدی است. گروه‌های مسلح از غذا به‌عنوان سلاح جنگی استفاده می‌کنند و ذخیره‌های غذا را می دزدند یا نابود‌‌‌‌ می‌کنند و مزارع را می‌سوزانند. با گرسنگی دادن به کودکان، آنها خواستار مجازات جوامع یا اعمال فشار سیاسی می شدند. گروه‌های مسلح یا دولت‌ها از توزیع کمک جلوگیری می‌کنند. با تخطی از قانون بشردوستانه، گروه‌های متخاصم غالباً جلوی کمک‌های امدادی را می‌گیرند و یا برای استفاده خودشان به کار می‌گیرند یا به مراکز تغذیه کودکان و گروه‌های آسیب‌پذیر حمله می‌کنند. عاملان این جنایت علیه انسانیت به‌ندرت به‌پای میز محاکمه کشیده می‌شوند.
در‌طول درگیری، بیکاری افزایش می‌یابد و خانواده‌ها کمتر پول نقد ‌برای خرید مواد‌غذایی دارند. در اوج ناامیدی، مردم احتمالاً برای تغذیه خانواده‌هایشان متوسل به غارت می‌شوند بنابراین خشونت تشدید‌‌‌‌ می‌شود.
جامعه بین‌المللی به چنین بحران‌هایی به روش‌های بسیار متفاوت واکنش نشان داده است همان‌طوری که موردهای کوزوو و آنگولا ثابت می‌کند
بر‌طبق گزارش

دیدگاهتان را بنویسید