پس‌گرفتن دارایی‌شان ندارند و آنها سرپرستی کودکانشان را از دست می‌دهند. مشکلاتی مشابه این برای خانواده‌هایی با سرپرست بچه به وجود می‌آید که معمولاً توسط دخترهای نوجوان سرپرستی می‌شود و می‌تواند شامل خواهر و برادر، کودکان خانواده‌های پُر‌جمعیت یا حتی کودکان غریبه باشد. اغلب با نداشتن زمین، دارایی و حتی ارثیه، آنها در یک موقعیت بی‌ثبات هستند و نیازمند حمایت اجتماعی و قانونی می‌باشند. در روآندا NGOs با گروه‌های زنان همکاری کردند تا از قانون تصویب شده در نوامبر 1999 حمایت کنند. این قانون به دخترها و زنان دسترسی قطعی‌تری به زمین را می‌دهد. در گواتمالا، پیمان صلح 1996 دولت را مجبور به حذف هر تبعیض قانونی علیه زنانی کرد که سعی به دسترسی به زمین، خانه و یا آبرو داشتند.78
وقتی جوامع برای مدت‌زمان طولانی آواره می‌شوند، موضوع معیشت باید مورد‌توجه قرار گیرد مخصوصاً برای خانم‌ها و نوجوانانی که اغلب بی‌مهارت هستند و نیز برای حمایت کردن از کودکان کوچک‌تر. برای بیشتر خانواده‌ها آنچه به‌عنوان جابجایی موقت شروع می‌شود، ‌به‌طور متوسط 6 سال یا بیشتر و غالباً بیش از 10 سال طول می‌کشد.79 به‌طور کلی راه ‌حل ‌های کوتاه‌مدت برای افراد آواره بر نگرانی‌های طولانی‌مدت اولویت دارد. غذای ضروری، دارو و سایر معیارهای فوری حفظ زندگی می‌تواند تنها نیازهای طولانی‌مدت کودکان آواره به واسطه‌ی جنگ را مورد‌توجه قرار دهد.
راه ‌حل ‌های طولانی مدت می‌تواند شامل برنامه‌های برگشت داوطلبانه به زمین‌هایی که مالکیتشان سلب شده یا ایجاد خانه‌های جدید شود. بعد از اینکه جنگ هفت سال در لیبریا در سال 1997‌به پایان رسید یک انجمن ملی اسکان ایجاد شد تا به برگرداندن پناهندگان حمایت از UNHCR کمک کند. بیش از یک میلیون افراد آواره به خانه برگشتند از جمله تعداد زیادی از خانواده‌های با سرپرست بچه و دخترهای جوان. آنها اکثراً رها می‌شوند تا به‌تنهایی از خودشان مراقبت کنند، بسیاری دیگر با عواقب تجاوز جنسی و حاملگی ناخواسته درگیر می‌شوند. با حمایت اقتصادی کم، بسیاری از دخترها مجبور شدند برای زنده ماندن به فحشا روی آورند. در سال 1998 NGOs لیبریایی با فعالیت UNHCR و UNICEF ابتکار کودکان لیبریایی را به کار برد تا به سربازهای از جنگ برگشته و کودکان آواره داخلی و نوجوانان آموزش شغلی و تحصیلی و فعالیت‌های درآمدزا ارائه دهد.80 در تاجیکستان، UNHCR به پناهندگان، مصالح پوشش بام، میخ و تخته گچی توزیع کرد تا به تعمیر خانه‌ها کمک کند. آنها همچنین مانتیورهای بین‌المللی را به داخل منطقه فرستادند تا سوء‌استفاده به حقوق بشر را ثبت کنند و تجاوز به مقامات محلی را گزارش دهند. این رویکرد دو قسمتی یعنی ترکیب کنترل حقوق انسانی و کمک بشردوستانه به ایجاد اعتماد در میان آژانس‌ها، مقامات محلی، و سربازهای از جنگ برگشته کمک کرد.81 در نیکاراگوئه، UNHCR بند جنسیت را به پروژه استقرار دوباره گنجاند که تصریح می‌کرد زنان باید حقوق مساوی دریافت کنند و آنها شامل نصف کل افراد درگیر در برنامه ریزی و انجام کمک می‌شوند اما چنین برنامه‌هایی اندک شمار هستند.
در یک گزارشی مجلس سازمان ملل متحد در ماه‌می سال 2000، دبیرکل پیشنهاد کرد که باید برای خانواده‌ها کمک‌های طولانی‌مدت و امکانات مالی برای یک معیشت ادامه‌پذیر از جمله زمین و وسایل کشاورزی فراهم شود. این گزارش تأکید کرد که کودکان تحصیلات و آموزش شغلی دریافت کنند تا اطمینان داشته باشند که می‌توانند یک شغل یا معیشت ادامه‌پذیر در آینده را به‌دست آورند. 82
فصل 2
تلفات جنگ بر سلامت کودکان
و راه های مقابله با آن
1.2.بیماری‌های واگیر‌دار
هزاران کودک، هر‌ساله به‌عنوان نتیجه مستقیم جنگ از جراحت‌های چاقو، گلوله، بمب و مین می‌میرند. اما بسیاری از کودکان دیگر از بیماری و سوء‌تغذیه رنج برده و به‌واسطه درگیری می‌میرند. جنگ‌ها – بسیاری از آنها در فقیرترین مناطق جهان – ذخیره‌های غذایی را از بین می‌برند و محصولات و زیربنای کشاورزی را خراب می‌کنند. آنها سیستم‌های بهداشتی و آب همراه با خدمات بهداشتی را ویران می‌کنند و جنگ‌ها تمام افراد را آواره کرده و خانواده‌ها و جوامع را از هم جدا می‌کند.
همه این موارد خسارات جسمی و روحی بسیار زیادی روی کودکان دارد. مواجه‌شدن با سوء‌تغذیه، بیماری‌های رایج دوران کودکی و عفونت‌های سریع، هزاران بچه دچار حرکت نابود‌کننده ضعف سلامتی می‌شوند. تعدادی از بالاترین نرخ‌های مرگ در میان کودکانی اتفاق می‌افتد که از خانه‌هایشان آواره شده‌اند از جمله آنهایی که در اردوگاه‌ها برای پناهندگی به سختی زندگی می‌کنند و در داخل آواره شده‌اند خطرها بیش از این تشدید می‌شوند جایی که کمک‌های امدادی کافی نمی‌باشد، این کمک‌ها غیرعادلانه تقسیم می‌شود.

مطلب دیگر :
دانلود پایان نامه ارشد با موضوعتکرار جرم، قانون مجازات، ارتکاب جرم، معاونت در جرم

     لیست همه عناوین پایان نامه های دانلودی رشته حقوق         

وقتی که جنگ‌ها شروع می‌شوند همه کودکان در معرض خطر هستند، اما به‌مراتب آسیب‌پذیرترین آنها کسانی هستند که زیر‌سن 5‌سال هستند و قبلاً دچار سوء‌تغذیه شده‌اند. از 10 کشور با بالاترین میزان مرگ‌و‌میر زیر 5‌سال، 7‌کشور در جریان خلاص‌شدن از مخاصمات مسلحانه می‌باشند: آنگولا، افغانستان، جمهوری دموکراتیک کنگو، لیبریا، موزامبیک، سیرالئون، سومالی.83 در آنگولا و سیرالئون از هر سه بچه یک‌نفر قبل از رسیدن به سن 5‌سالگی می‌میرد.
همه 15‌کشوری که کودکان در آنها در‌معرض بزرگترین خطرها هستند برطبق یک برنامه گسترش‌یافته توسط UNICEF با جنگ از‌هم جدا می‌شوند. این برنامه عوامل اصلی بر حیات و پیشرفت کودکان تأثیر می‌گذارد را با‌هم ترکیب می‌کند و آنگولا را به‌عنوان خطرناک‌ترین مکان در جهان برای کودکان معرفی می‌کند. در جمهوری دموکراتیک کنگو، کمیته بین‌المللی نجات اعلام کرد که 25‌میلیون غیرنظامی به‌علت جنگ در بخش‌شرقی بین ماه آگوست سال 1998 و آوریل سال 2001 مردند. یک‌سوم از آنها کودکان زیر 5‌سال بودند.
به‌ازای هر بچه‌ای که توسط جنگ کشته می‌شود، سه‌بچه زخمی یا برای همیشه معلول می‌شوند. برطبق سازمان بهداشت جهانی (WHO)، جنگ و خشونت‌های سیاسی علت‌های اصلی جراحت، آسیب دیدگی و معلولیت جسمی می‌باشد. بسیاری از کسانی که در طول و بعد از درگیری‌ها توسط مین‌ها زخمی و کشته می‌شوند کودکان هستند. تنها 5% از کودکان معلول در کشورهای در‌حال توسعه به خدمات اجتماعی از جمله توانبخشی از هر نوع دسترسی دارند در‌حالی‌که سایر حمایت‌ها فقط برای 10 تا 20 درصد کسانی که به آنها نیاز دارند در دسترس می‌باشد.84 بر‌طبق سازمان فرهنگی، علمی و آموزشی سازمان ملل متحد کمتر از 2 درصد کودکان معلول در مدارس حاضر می‌شوند.85
در طول 5‌سال گذشته، HIV/AIDS دورنمای جنگ برای کودکان را بیش از هر عالم دیگری تغییر داده است. شرایط آشفته و وحشیانه درگیری تمام عوامل تشدید‌کننده HIV/AIDS را بدتر می‌کند و بی‌ثباتی را تقویت کرده که باعث افزایش درگیری، گسترش مرگ‌و‌میر، رنج و آشوب اجتماعی می‌شود و نیز کودکان را از مهم‌ترین حقشان محروم می‌کند. در‌حقیقت، جدی‌ترین تهدید برای امنیت انسانی است که جهان تاکنون دیده است.
در ژانویه سال 2000 شورای امنیت UN، HIV/AIDS را به‌عنوان یک تهدید مهم برای صلح و امنیت شناسایی کرد. دبیر کل UN کوفی‌عنان اظهار داشت: «هم‌اکنون در جوامع بی‌ثبات، این مصیبت‌ها یک برنامه مطمئنی برای درگیری بیشتر می‌باشد و درگیری به نوبت زمینه مساعد را برای عفونت‌های بیشتر فراهم می‌کند».86
مانند مخاصمات مسلحانه، HIV/AIDS خانواده‌ها و جوامع را درگیر و آشوب اجتماعی گسترده‌ای را ایجاد می‌کند. کودکان و زنان درگیر در آشوب جنگ، در معرض سوء‌استفاده های جنسی قرار می‌گیرند که احتمال عفونت‌های انتقالی را افزایش داده و گسترش HIV را آسان می‌کند. در سراسر‌جهان HIV/AIDS هم‌اکنون تقریباً 4‌میلیون بچه را کشته‌است و 13‌میلیون دیگر یتیم شدند.87 به اندازه 10 برابر افرادی که از ایدز می‌میرند در صحرای آفریقا در جنگ می‌میرند. 88
با کشته شدن معلم‌ها، کارکنان‌بهداشت، مدیران‌دولتی، و سایر کارمندهای بخش‌دولتی، هم مخاصمات مسلحانه و هم HIV/AIDS بسیاری از سازمان‌ها را که می‌توانند به کاهش تأثیر بیماری همه‌جانبه کمک کنند، تضعیف می‌کند. ویرانی مدارس، مراکز‌بهداشت و سایر ساختمان‌های دولتی در دسترس جوانان و جوامع را به اطلاعاتی راجع به حفظ زندگی، بسیار سخت می‌کند و مراکز بهداشت اگر هنوز هم کار‌‌‌‌‌ می‌کنند آن‌قدر کار اضافی به دوش می‌کشند که امید کمی برای تشخیص HIV/AIDS و بیماری‌های مرتبط با آن وجود دارد، چه برسد به اینکه آنها را درمان کنند. خشونت‌های فیزیکی گسترده، احتمال اینکه کودکان در معرض خون‌آلوده به HIV قرار‌ خواهند‌گرفت را افزایش می‌دهد. حتی درمان زخم‌های مرتبط با جنگ می‌تواند خطر عفونت را از طریق تزریق خون تشدید کند.
بین ماه آگوست سال‌1998 و آوریل سال‌2001 مخاصمات مسلحانه در قسمت شرقی جمهوری دموکراتیک کنگو بر‌طبق یک تحقیق اخیر توسط کمیته بین‌المللی نجات باعث مرگ‌و‌میر حداقل 2.5‌میلیون غیرنظامی شد. یک‌سوم از آنهایی که مردند کودکان کمتر از 5‌سال بودند.

مطلب دیگر :
تحقیق دربارهتلفن همراه

دانلود یک نمونه فایل پایان نامه حقوق

در حدود 350000 یعنی 14% کل مرگ‌و‌میرها به‌طور مستقیم به علت خشونت بود، بقیه به علت بیماری و شرایط ‌خشن بود. علت اصلی مرگ در میان کودکان زیر 5‌سال، مالاریا، بیماری اسهال، سوء تغذیه و عفونت‌های تنفسی بودند.
یکی از نگران‌کننده‌ترین یافته‌ها تأثیر بیش از‌حد روی کودکان کوچک می‌باشد. بر‌طبق یافته‌های لس‌لوبرتزیک متخصص بیماری‌های واگیردار در دانشگاه جانز‌هوپکینز که این تحقیق را هدایت می‌کرد در بعضی از مناطق به‌ندرت همه کودکان زیر 2‌سال جان سالم به‌در بردند. روبرتز گفت: «در دو منطقه موبا و کالمی، بر طبق برآوردی 75 کودکان متولد شده در طول این جنگ مرده‌اند یا قبل از زادروز دوم‌شان خواهند مرد.»89 این تحقیق ثابت کرد که «به علت جنگ، منطقه یک منطقه مساعد بدون کنترل برای بیماری خواهد‌بود.»
روبرتز گفت: «مردان با تفنگ می‌آمدند و به‌طور منظم ویرانی به بار می‌آوردند. این مردان با مجبور کردن مردم به فرار از خانه‌هایشان باعث مرگ‌و‌میر بیشتری می‌شدند تا اینکه در‌واقع به آنها تیراندازی کنند و گلوی آنها را شکاف دهند. وقتی یک دهکده مورد‌حمله قرار می‌گیرد اغلب در شب، مردم به داخل جنگل فرار می‌کنند اگر آنها مریض شوند و چیزی نخورند، می‌میرند.»90
از سال 1990 رایج‌ترین علت‌های گزارش شده مرگ‌و‌میر در میان کودکان آواره، بیماری‌های واگیردار مانند اسهال، عفونت‌های تنفسی شدید، سرخک، مالاریا، و سایر بیماری‌های مسری بوده است.91 حتی در زمان جنگ اینها قاتل اصلی کودکان هستند. تأثیرات خطرناک آن در طول جنگ تا‌حدی به علت غلبه سوء‌تغذیه که کودکان را مستعد بیماری می‌کند، اهمیت داده می‌شود. در سراسر جهان بیش از 10 میلیون بچه هر سال عمدتاً به دلایل قابل پیشگیری می‌میرند.
اسهال یکی از رایج‌ترین بیماری‌های واگیردار می‌باشد. گسترش و تأثیر آن با نبود بهداشت کافی و آب آشامیدنی تمیز تشدید می‌شود. این عوامل معمولاً کندتر از شیوع کشنده وبا هستند که به سراسر اردوگاه های آواره در کشورهایی مانند بنگلادش، جمهوری دموکراتیک کنگو، کنیا، مالاوی، نپال، سومالی هجوم آورده است. در قسمت‌هایی از سومالی در سال 1992 بیماری اسهال باعث مرگ‌و‌میر حداکثر نصف کودکان شد.92
کودکان همچنین در معرض خطر ذات‌الریه و سایر عفونت‌های تنفسی شدید قرار دارند. در سال 1994 یک سوم از کودکانی که در شش مرکز پناهنده در گوما در زئیر سابق مردند، قربانیان عفونت‌های تنفسی بودند. سل، به‌عنوان یک تهدید علیه سلامتی در بسیاری از قسمت‌های جهان ظاهر شده‌است و توسط فرایند HIV/AIDS تشدید شده‌است.93 TB (سل) به‌راحتی در شرایط پُر‌ازدحام بیشتر در اردوگاه‌های پناهندگی شیوع می‌یابد و WHO برآورد کرده‌است که نصف پناهنده‌های جهان ناقل TB می‌باشد.
مالزی، علت اصلی دیگر مرگ‌و‌میر در مناطق استوایی همراه یا بدون عامل پیچیده درگیری می‌باشد. تقریباً یک‌میلیون بچه که 90% آنها در آفریقا می‌باشند هر ساله از بیماری مالاریا می‌میرند. مالاریا، قاتل اصلی در میان افراد آواره‌ای می‌باشد که به مناطقی با بیماری بومی مالاریا نقل مکان می‌کنند و مستقر می‌شوند و اغلب بدون پناهگاه در شب می‌خوابند. در سیرالئون بیشتر مردم در طول هشت سال گذشته از مالاریا مرده‌اند تا از جراحت‌های مرتبط با جنگ.94
مخاصمات مسلحانه همچنین به‌طور ‌چشمگیری امکان بالقوه برای شیوع عفونت‌های مسری جنسی از جمله HIV/AIDS را افزایش می‌دهد. احتمال و تعداد فعالیت جنسی بدون کاندوم در طول جنگ افزایش می‌یابد. انتقال HIV/AIDS در جنگ می‌تواند همچنین توسط آسیب‌پذیری شدید زنان و دختران به خشونت جنسی و اجبار تسریع شود. این خطرات با قطع خدمات بهداشتی و نبود آزمایش خون در خدمات تزریق خون افزایش می‌یابد.
1.1.2.جنگ، فقر و ایدز

دانلود پایان نامه
برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید
رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

مطلب دیگر :
پایان نامه ارشد دربارهمیلیمتر، کتابخانه، میز، میلیمتری

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

ارتباط بین جنگ و ایدز در هر‌دو جهت دنبال شده و به‌واسطه ی فقر و ابعاد جنسیت بیشتر می‌شود. هیچ مسئله‌ای وجود ندارد که فقر گسترش HIV/AIDS و تأثیر آنها را تسریع نکند به‌همین دلیل است که هر راه‌حل طولانی مدت در جنگ علیه ایدز باید شامل معیارهایی برای کم کردن فقر و در وهله‌ی اول اقداماتی برای تقویت کردن امکانات اجتماعی و تأسیسات نظامی باشد.
دکتر پیتر پیوت مدیرعامل برنامه‌های مشترک سازمان ملل متحد در مورد HIV/AIDS جامعه بین‌المللی را مجبور کرده است که این بیماری همه‌جاگیر را شناسایی کند. دولت آفریقا امروزه به‌طور متوسط دو برابر کمک‌های مالی را روی سرمایه‌گذاریشان در بخش خدمات اجتماعی اصلی صرف می‌کند. وقتی از 17‌کشور، 13‌تای آنها با بیش از 100000 بچه یتیم شده توسط ایدز کشورهای فقیر بدهکار باشند و وقتی 13 کشور از همان 17‌کشور یا در درگیری یا در آستانه درگیری هستند بنابراین هیچ شکی نیست که ارتباط عمیقی بین فقر، درگیری و HIV/AIDS وجود داشته‌باشد.95
هزینه‌های نظامی ملی، امکانات مالی را که برای خدمات اجتماعی، تحصیلی، بهداشتی در جنگ علیه HIV/AIDS مورد استفاده قرار می‌گیرد را مصرف می‌کنند. برای مثال در سال 1998‌بوروندی 5.8% از GDP را روی ارتش صرف کرد تقریباً 10‌برابر 0.6% برای بهداشت تخصیص داده شد. در اتیوپی مخارج نظامی 3.8% GDP را به خود اختصاص داد و 1.6% برای بهداشت در‌نظر گرفته‌شد.96
درمان‌های دارویی که در کشورهای صنعتی مؤثر بوده‌است، در کشورهای در‌حال توسعه مخصوصاً کشورهای در‌حال جنگ به شدت پُر‌هزینه بوده است. این درمان‌ها شامل آنتی‌ویروس‌هایی (ARVs) می‌باشد که می‌تواند پیشرفت ایدز را کُند کند. علاوه بر‌این داروهای دیگری برای درمان بیماری‌های ویروسی مانند مننژیت‌کریپتو‌کوکوس و ذات‌الریه مورد‌استفاده قرار می‌گیرد.
شرکت‌های داروسازی برای مذاکره در مورد قیمت‌های مقرون به‌صرفه‌تر همراه با تمایلی برای حمایت از سهام بازارشان از طریق قرار‌دادن کشورها در تعهدات خرید طولانی‌مدت کُند عمل کردند. بعضی دولت‌ها و گروه‌های بشردوستانه پیشنهادهای زیر‌قیمت توسط تولیدکنندگان داروهای ایدز را پذیرفتند و فشار بر شرکت‌های چند‌ملیتی برای کاهش بیشتر قیمت‌ها را افزایش دادند.
با پذیرفتن اهانت‌های عمومی بین‌المللی در مورد قیمت‌های تورمی آنتی‌ویروس‌ها، تعدادی از شرکت‌های داروسازی چند‌ملیتی مایل بودند که قیمت داروهای آنتی‌ویروسی را پایین آورند. اما حتی آنها قیمت‌های بالاتر از استطاعت خدمات بهداشتی ملی را در کشورهای در حال توسعه خواه در جنگ و خواه در صلح کاهش دادند. از آوریل سال 2001 تنها اقلیت کمی از مردم در کشورهای در‌حال توسعه به چنین داروهایی دسترسی داشتند.
یک عامل به‌شدت مورد‌بحث قرار گرفته در مذاکرات جاری، قانون حق انحصاری بین‌المللی بوده است که

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *