منابع مقاله درمورد مدارس ابتدایی

دانلود پایان نامه

دوران کودکی‌شان هم‌چنان بر آنها تأثیر می‌گذارد.
آژانس‌های بشردوستانه باید با دولت و جوامع فعالیت کنند به‌منظور اینکه حمایت خاص موردنیاز برای کودکان را فراهم کنند. در روآندا پیشنهاد شده‌است که جمع‌آوری اطلاعات در‌مورد تأثیرات روانی به سیستم ملی بیماری‌های واگیردار متصل شود و سلامتی روانی در تدابیر مراقبت‌های اصلی سلامتی گنجانده شود.164 در سال 1999 سازمان نجات کودکان انجمن بین‌المللی سنجش روانی تشکیل داد تا روش‌های کمی و کیفی در این حوزه را اصلاح کند و بهترین روش‌ها را ارائه دهد.165
8.3.2.آموزش برای بقا و پیشرفت
در‌طول آشوب جنگ، آموزش می‌تواند یک منطقه امن برای کودکان ایجاد کند. در ابتدا، آموزش می‌تواند به اندازه یک بازی سازماندهی شده ساده باشد. فعالیت‌های سرگرم‌کننده مانند ورزش، نقاشی، موسیقی می‌تواند به کودکان برای مقابله با ضربه‌ی روحی ناشی از درگیری کمک کند. کلاس‌های غیررسمی یا جلسات نمایش به ایجاد مجدد کارهای روزانه کمک می‌کند و اعتماد بیشتری به کودکان در مورد خودشان، خانواده و جامعه‌شان می‌دهد. از طریق آموزش کودکان می‌توانند از همراهی و حمایت دوستانشان بهره‌مند شوند در‌حالی‌که از تماس مرتب با معلم‌هایی که می‌توانند سلامت روانی و فیزیکی آنها کنترل کنند برخوردار شوند. آموزش، موقعیت‌هایی را برای کودکان فراهم می‌کند که آگاهی و مهارت‌های نجات زندگی را گسترش داده و شکل ساختاری برای زندگی‌شان به دست آورند.
یک بررسی اخیر توسط بانک جهانی اعلام کرد که افزایش در ثبت‌نام مدرسه به امنیت جامعه و کاهش احتمال جنگ داخلی کمک می‌کند. آموزش می‌تواند از توجه به حقوق‌بشر حمایت کرده و دورنماهای صلح را اصلاح کند.166 آموزش به پیوند جوامع از طریق یک‌جا جمع کردن کودکان، والدین، مربیان و مقامات محلی با یک هدف مشترک کمک می‌کند. جوامعی که مدرسه دارند پی می‌برند که آنها یک چیز پایدار و با‌ارزش برای حمایت‌کردن دارند. در‌طول جنگ یا در پیامدهای آن، شروع دوباره تحصیلات اطمینان خاطر را از طریق نشان‌دادن یک درجه ثبات فراهم می‌کند. وقتی تحصیلات ادامه پیدا می‌کند حتی در سخت‌ترین شرایط جوامع به آینده امید دارند.
مدارس اهداف شرح‌حال مهم در موقعیت‌های جنگ می‌باشد. در مناطق روستایی، ساختمان مدرسه، تنها بنای ثابت و مقاوم می‌باشد که بسیار برای گلوله‌باران کردن یا غارت آسیب‌پذیر است. در موزامبیک تقریباً 54% شبکه‌های مدرسه ابتدایی در‌طول جنگ داخلی ویران شدند.167 UNICEF گزارش کرده است که در سودان نزدیک مرز چاد از میان 153 مدرسه تنها 17 مدرسه دائر می‌باشد.168
معلم‌ها در معرض حمله قرار می‌گیرند به‌خاطر اینکه اعضای مهم جامعه هستند و آنها تمایل دارند بیش از حد‌معمول سیاسی شوند. در‌طول خشونت مربوط به کشتار جمعی در روآندا، بیش از دو‌سوم معلم ها یا فرار کردند یا کشته شدند.169 در سریلانکا در جولای سال 2000 بنابر گزارش رسیده چریک‌ها، معلم‌هایی را مورد‌هدف قرار دادند که سعی داشتند از شاگردان مدرسه در‌مقابل سربازگیری اجباری و آدم‌ربایی حفاظت کنند.170در ترکیه معلم‌ها در منطقه کردنشین توسط نیروهای غیردولتی به‌خاطر استفاده از برنامه‌های آموزشی تُرک مورد‌تهدید قرار گرفتند.
ترس و آشوب حفظ یک محیط منجر به یادگیری را سخت می‌سازد و این می‌تواند خسارت شدیدی را به روحیه دانش آموزان وارد سازد. مطالعات نشان داد که در مدارس فلسطین بسیاری از معلم‌ها و دانش آموزان مشکل تمرکز داشتند مخصوصاً اگر آنها خشونت را تجربه کرده یا شاهد آن بودند یا اعضای خانواده‌شان در زندان به‌سر می‌بردند.171 و به‌علت اینکه آموزش رسمی نیاز به سرمایه‌گذاری دائمی و حمایت اجرایی دارد ادامه دادن به آن در‌میان بی‌ثباتی سیاسی مشکل می‌باشد. در‌طول درگیری شدید، به احتمال خیلی‌زیاد دولت‌ها بیشتر بودجه دفاعی را تأمین می‌کنند تا هزینه‌های آموزشی یا بهداشتی را.
به هر‌حال، در بحبوحه‌ی جنگ‌هایی با شدت پایین مانند جنگ در سریلانکا آموزش ادامه داشته‌است و جایی که جنگ دوره‌ای می‌باشد، تحصیلات می‌تواند در‌طول آرامش دوره‌ای ادامه یابد اگرچه در چنین شرایطی تدابیری برای حفاظت از کودکان در مقابل حمله یا سربازگیری توسط گروه‌ مسلح لازم‌‌‌‌‌‌ می‌باشد.
ایجاد مکان‌های جایگزین برای کلاس درس یا تغییر جایگاه‌ها به‌طور مرتب، راه‌حل های احتمالی‌‌‌‌‌ می‌باشند. در روستاهای اتیوپی‌شمالی نزدیک مرز که کودکان برای یک کلاس در یک غار زیر صخره‌سنگی دور از محدوده‌ی شلیک گلوله مسیر شیب داری را بالا می‌روند.172 در اوج جنگ در یوگسلاوی سابق، کلاس‌ها در زیرزمین‌های خانه‌های افراد اغلب با روشنایی شمع برگزار می‌شد. والدین در بوسنی‌و‌هرزگوین و در کرواسی مُصر بودند که آموزش علی‌رغم شرایط سخت ادامه پیدا‌کند.173

دانلود پایان نامه
برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید
رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

1.8.3.2.آموزش کودکان آواره
در‌طول جنگ بیشتر برنامه‌های آموزشی برای کودکان پناهنده مدیریت شده است. دلایل تا‌حدودی واقعی می‌باشد. کودکان گروه‌بندی شده در اردوگاه‌ها در دسترس‌تر می‌باشند و نظام‌های اقتصادی‌ای وجود دارد که به‌طور کلی تبدیل کردن اردوگاه‌ها به کلاس درس را آسان‌تر می‌کند. علاوه براین تعدادی از کمک‌کننده‌ها مجبور می‌شوند که فقط با پناهندگان کار کنند. سایرین از سیستم‌های آموزش ملی فاصله می‌گیرند و ترجیح می‌دهند برنامه‌های مستقل را اجرا کنند.

اما در‌کل، بودجه برای آموزش پناهندگان به‌وضوح ناکافی می‌باشد. کمتر از یک‌سوم کل آموزش پناهندگان توسط کمک‌کنندگان بین‌المللی حمایت می‌شود.174 بسیاری از جوامع پناهنده تحصیلات را بدون انتظار برای کمک بین‌المللی سازماندهی می‌کنند و از هر وسیله موجود برای برپا‌کردن کلاس‌ها و شروع آموزش استفاده می‌کنند. یک پروژه در گینه به‌طور خاص یک مثال جالبی را ارائه می‌دهد. در آنجا معلم‌ها در داخل جمعیت پناهنده از لیبریا و سیرالئون با یکدیگر کار می‌کنند تا یک برنامه آموزشی را گسترش ‌دهند و برنامه‌های تحصیلی را ایجاد کنند. آنها بعداً از UNHCR کمک دریافت کردند و به سرعت 12000 دانش آموز پناهنده داشتند. کمیته بین‌المللی نجات (IRC) برای آموزش و پرداخت حقوق به معلم‌ها و گذاشتن سقف روی کلاس‌ها موافقت کرد. سرانجام، برنامه به جایی رسید که شامل بیش از 75000‌دانش آموز در 135‌مدرسه با بیش از 1800‌معلم بود.175 به‌واسطه این حقیقت که حتی با وجود برنامه‌هایی که در اوج فعالیت خود هستند یک‌سوم کودکان در اردوگاه‌ها یعنی تقریباً 000/150‌کودک هیچ آموزشی دریافت نکردند.176
فراهم کردن حتی کمترین غرامت برای معلم‌ها می تواند تنش ایجاد کند. برای مثال حقوق ماهیانه پرداخت شده به معلم‌های لیبریایی و سیرالئونی در گینه به‌عنوان یک عاملی در دلسرد کردن آنها برای برگشت به خانه تعبیر می‌شود. در تیمور‌غربی غرامت برای معلم‌های پناهنده تیموری‌غربی فراهم می‌شود اما این، در میان تیموری‌های غربی دلخوری ایجاد می‌کند چون در وسط بی‌ثباتی در سراسر منطقه معلم‌های محلی اصلاً حقوق دریافت نمی‌کردند.
کودکان پناهنده می‌توانند گاهی اوقات در جریان اصلی مدارس کشورهای میزبان شرکت کنند اگرچه چنین فرصت‌هایی معمولاً فقط برای تعداد خیلی کمی فراهم می‌باشد و وقتی این کار عملی می‌شود کودکان پناهنده احتمالاً نیاز به برنامه‌های خاص دارند تا به آنها برای پر‌کردن خلأهای آموزشی و یادگیری زبان محلی کمک کند. اما وقتی زبان یک مانع نمی‌باشد کودکان هنوز از آزار و اذیت، تبعیض یا تهدید در مدرسه رنج می‌برند.
بیشتر کشورهای در‌حال توسعه که میزبان پناهنده‌ها هستند باید به آموزش ابتدایی همگانی برای کودکانشان دسترسی داشته‌باشند. بعضی از دولت‌های میزبان دوست ندارند که برای کودکان پناهنده فعالیت آموزشی فراهم کنند چون می‌ترسند که این کار پناهندگان را برای ماندن به‌طور دائم در سرزمین آنها تشویق کند. آنها به مزیت‌های نسبی که کمک بین‌المللی برای پناهندگان می‌آورد اعتراض می‌کنند و در بعضی موارد از اجازه دادن به آژانس‌های بشردوستانه برای ایجاد برنامه‌های آموزشی خودداری می‌کنند. نپذیرفتن آموزش آشکارا هم ماده 22 کنوانسیون 1951 مربوط به موقعیت پناهنده‌ها و هم ماده 28 کنوانسیون مربوط به حقوق کودکان را نقض می‌کند که طرفین دولت‌ها را ملزم می‌کند تا با کودکان پناهنده مانند اتباع در مورد آموزش ابتدایی رفتار شود.
در تانزانیای‌غربی، برای مثال دولت در ابتدا با ایده دبستان ابتدایی برای پناهندگان بروندیایی مخالفت کرد. به جای آن، مراکزی برای فعالیت کودکان ایجاد کرد که ورود حمایت آژانس‌های بین‌المللی به آن ممنوع بود. این یک تأثیر مفید داشت که جامعه پناهنده مالکیت کامل مراکز را در اختیار گرفت و تصمیم گرفت که برای کودکان در داخل اردوگاه‌ها آموزش فراهم کند. بعد از حدود یک سال مقامات تانزانیایی به اردوگاه‌ها برای ایجاد مدرسه ابتدایی با هدف آماده کردن کودکان برای برگشت به خانه‌هایشان در بوروندی موافقت کرد.177 معلم‌ها و مربیان از میان پناهندگان بوروندیایی قادر بودند برنامه درسی که کنار گذاشته بودند را سریع شروع کنند. بیش از 270000 بچه از همکاری بین دو دولت سود بردند و این امکان را فراهم کرد که کتاب‌های درسی بروندیایی در تانزانیا چاپ شود. همان نمره شش ورقه‌های امتحانی در آن‌سوی مرز استفاده شده است تا کودکان پناهنده را در کلاس نگه‌دارد و امکان انتقال آرام به عقب به داخل سیستم آموزشی بوروندایی را فراهم کند. دو‌سال بعد بیشتر کودکان بوروندیایی در مدرسه‌های تانزانیا حاضر‌‌‌‌ می‌شدند نه در مدرسه‌های بوروندیایی. این نشان داد که یک رویکرد قوی مبتنی بر جامعه از ابتدا می‌تواند یک برنامه آموزشی مؤثر در موقعیت‌های اضطراری ایجاد کند، اما عجیب اینکه آن دسترسی بهتر به آموزش را برای کودکان بوروندیایی که در اردوی پناهندگی زندگی می‌کنند در مقایسه با کودکانی که در بوروندی زندگی می‌کنند ایجاد کرده‌است.178
کودکان آواره داخلی با موانع مختلفی در مقایسه با همتایان پناهنده‌شان مواجه می‌شوند. جنگ مداوم و آشفتگی پی‌در‌پی دسترسی به آموزش را دشوار می‌کند. در آذربایجان، در حدود یک‌میلیون آذری به بیرون از شهر آواره شدند. همان واگن‌های قطار رها شده که خانه 4000 نفر آواره داخلی بود به عنوان کلاس درس مورد‌استفاده قرارگرفت. علی‌رغم کمبود کتاب‌ها و لوازم آموزشی معلم‌ها و دانش‌آموزان هر روز در واگن‌هایی که شیشه پنجره و گرما نداشتند می‌آمدند. در مرکز شهر‌باکو جایی که خانواده‌های ‌آواره در بیمارستان‌ها و سایر ساختمان‌های عمومی متروکه زندگی می‌کردند مدارس برای کودکان آواره بدون تخته سیاه و برق دائر بود. بعضی از کلاس‌ها در ساختمان‌های ‌با دیوارهای خراب شده برگزار‌‌‌‌ می‌شد.179

جایی که مدارس دولتی در دسترس بود، کودکان آواره داخلی از رفتن به این مدارس منع می‌شدند زیرا آنها مدارک شناسایی موردنیاز برای نام‌نویسی کردن را نداشتند. در کلمبیا خانواده‌هایی که از سرزمین‌هایشان توسط شبه‌نظامیان یا گروه‌های چریک رانده شدند به علت ترس از هدف قرار‌گرفتن مجبور شده‌اند که هویتشان را مخفی نگه‌دارند. در نتیجه کودکانشان دسترسی به مراقبت‌های بهداشتی یا خدمات دولتی از جمله مدرسه ندارند.180 در سال‌1997 وزارت آموزش و پرورش سریلانکا به کودکان اجازه داد که بدون گواهی تولد در مدارس شرکت کنند اما به آنها اجازه داوطلب شدن در امتحان‌ها یا مشارکت در ورزش‌ها را نداد.181
2.8.3.2.آموزش نوجوانان
حمایت کم کمک‌کننده‌ها برای تحصیلات متوسطه، دلالت بر به‌حساب نیاوردن آشکار نوجوانان در داخل جوامع جنگ‌زده دارد اگرچه کمک‌کننده‌ها در‌حال حاضر برای شناسایی نیازها سریع‌تر عمل می‌کنند تا تحصیلات ابتدایی را برای جوانان در طول موقعیت‌های اضطراری فراهم کنند اما حمایت مهم را برای تحصیلات نوجوانان ایجاد نکرده‌اند. نتایج قابل پیش‌بینی می‌باشند بدون فرصت‌های تحصیلی و شغلی، جوانان برای ملحق شدن به ارتش مجبور یا اغفال می‌شوند و سایرین در معرض سوء‌استفاده یا تجاوز جنسی قرار می‌گیرند.
بسیاری از جوانان در کشورهای جنگ‌زده و فقیر سواد مقدماتی و مهارت‌های شمردن را خوب یاد نگرفته اند و نیاز به برنامه‌های سریع یادگیری دارند تا به آنها برای رسیدن به سطح کلاس گروه سنی‌شان کمک کند. در گرجستان یک برنامه یادگیری اصلاحی برای نوجوانان آواره فراهم می‌شود تا دوباره در کلاس‌هایی با سطوح نمرات 5، 7 یا 9 نام‌نویسی کنند.182 اگرچه هیچ مدرسه متوسطی برای نوجوانان وجود ندارد.
در روآندا، کودکانی که قبل از تمام‌کردن مدرسه ابتدایی از کشور فرار‌کردند اکنون سرپرست خانواده‌ها می‌باشند و از خواهر و برادر کوچکتر یا یتیم‌ها مراقبت می‌کنند. آنها مهارت‌های اصلی آموزشی را دارند اگر آنها بخواهند به مدرسه برگردند، باید با کودکان خیلی کوچکتر از خودشان تحصیل کنند. احساس حقارت برای ادامه‌دادن در یک کلاس با کودکان کوچکتر می‌تواند نوجوانان را از دوباره وارد شدن به سیستم مدرسه مأیوس کند با وجود این آنها دورنمایی از آموزش شغلی جایگزین دارند.183
3.8.3.2.تحصیلات دختران
در سطح جهانی، دو‌سوم کل کودکانی که به مدرسه نمی‌روند دخترها هستند و در‌طول درگیری، نابرابری جنسیت افزایش می‌یابد و والدین احتمالاً برای امنیت کودکانشان در داخل مدرسه نگران می‌باشند. در بسیاری از موارد، دختران پناهنده در کشورهای خودشان آموزش ندیده‌اند بنابراین والدین در فرستادن آنها به مدرسه در اردوی پناهندگی هیچ مزیتی نمی‌بینند. به‌طور کلی برآورده شده است که از بین 10 دختر پناهنده فقط 1 نفر در کلاس شرکت می‌کند.184
در‌طول جنگ نیاز دخترها برای آموزش شغلی و تحصیلی به‌طور خاص زیاد می‌شود. بسیاری از دخترها در سن خیلی پائین سرپرست خانواده می‌شوند. حتی وقتی دخترها دسترسی به تحصیلات را به‌دست ‌‌‌می‌آورند آنها غالباً باز هم از تبعیض به علت تعصب جنسیت در برنامه آموزشی و در نگرش معلم‌ها، مدیران و دانش‌آموزان مرد رنج می‌برند. برای مثال در‌میان پناهندگان سودانی در اوگاندا UNHCR اعلام کرد که حاضر شدن در مدرسه برای دختران در مویو‌شرقی در مقایسه با پسران به‌طور چشمگیری پایین‌تر بود و به‌طور دائم برای دختران بزرگتر کم می‌شود. در مدارس ابتدایی با حضور کمتر دخترها، 35% کودکان پناهنده دختر بودند یک نسبتی که تا 13 درصد در مدرسه متوسطه پایین آمد دلایل آن برای همه شناخته شده‌بود. اعتقاد فرهنگی و ازدواج زود، اغلب مانع نام‌نویسی شد. خانواده‌ها قادر نبودند شهریه مدرسه را پرداخت کنند یا نمی‌توانستند لباس مناسب برای کودکان فراهم کنند. در بعضی از نمونه‌ها خلاصه اینکه دخترهایی که به سن قاعدگی می‌رسیدند لوازم بهداشتی نداشتند. کلاس‌های موقتی که در موقعیت‌های اضطراری برگزار می‌شوند به دستشویی‌های جدا برای دخترها و پسرها مجهز نمی‌باشد.185 و اغلب در کتاب‌هایی درسی و کلاس‌های درس به دخترها و علایق آنها متوجه نمی‌شود بنابراین دخترها احتمالاً رابطه‌ای بین مدرسه با زندگی‌شان نمی‌بینند.
بعضی از والدین نمی‌خواهند دخترها و پسرها با هم در یک سن مشخص در مدرسه شرکت کنند. در افغانستان، مقامات طالبان به شدت محدود شده‌اند و گاهی دسترسی دختران به آموزش را تکذیب کردند. به‌عنوان اعتراض تعدادی از سازمان‌ها از حمایت مدارس دولتی در مناطق جنگ‌زده کنار کشیده‌اند تا هم به دخترها و هم به پسرها فرصتی برای حضور در مدرسه داده شود.
آموزش در موقعیت‌های اضطراری می‌تواند موقعیت‌هایی را برای مورد‌توجه قرار‌دادن تبعیض علیه دخترها فراهم کند یک برنامه حمایت شده توسط IRC برنامه آموزش بهداشتی را گسترش داده است که بهداشت باروری را مورد‌توجه قرار می‌دهد و طراحی می‌شود تا اعتماد به‌نفس را در میان دختران پناهنده سیرالئونی و لیبریایی که در گینه زندگی می‌کنند ارتقا

دیدگاهتان را بنویسید