منابع و ماخذ مقاله توجیه اقتصادی

دانلود پایان نامه

هریک از این دوبخش جایگاه خاص خود را دارد.
هنر فاخر در نگهداری وتقویت میراث فرهنگی وسرمایه اجتماعی جامعه حائز اهمیت است و در ایجاد وتقویت هویت ملی تاثیر گذار است. علاقمندان به هنر فاخر در میان مخاطبان خاص رسانه قرار دارد که عموما یا از قشر فرهیخته جامعه ویا از میان هنرمندان هستند وبنابراین از نفوذ وتاثیر گذاری بالاتری نسبت به اقشار عمومی برخودارند. هنر فاخر به دلیل فقدان بازار عمومی وتوجیه اقتصادی نیازمند حمایت ویژه از سوی رسانه است و به همین دلیل حمایت از هنر فاخر که در بردارنده گویشها وزبانهای ملی ومحلی هرکشور، میراث فرهنگی و مزیتهای خاص آن سرزمین در مقایسه با سایر جوامع می باشد از وظایف دولتها محسوب می شود.
هنر عامه پسند نیز بخش دیگری از هنر است که گرچه تکنیکها و روش های اصلی خود را از هنر فاخر وام گرفته، اما به جهت افزایش تولید و جذابیت، استاندارد کیفی خود را تنزل داده و مطابق با سلیقه وسطح وظرفیت عمومی اقدام به تولید آثار هنری می کند. این بخش از هنردارای توجیه اقتصادی بوده ومعمولا بار جذب مخاطب انبوه و درآمد زایی برای رسانه را به دوش می کشد.
8-5-4- مدل تعاملی حوزه های موثر بر صنعت رسانه های دیداری شنیداری
در رابطه با بررسی تعاملات وتبادلات هفت نهاد مذکور با یکدیگر مدل زیر ارائه می شود:
نگاره 15 مدل تعاملی هفت نهاد موثر بر صنعت رسانه های دیداری- شنیداری
توضیح: رنگ آبی به معنای ارتباط مثبت وهم افزا، رنگ قرمز به معنای رابطه منفی ورنگ زرد به معنای رابطه دوگانه ( دربخشهایی مثبت ودر بخشهایی منفی) لازم به ذکر است که می توان تبادلات و تعاملات هفت حوزه فوق را از جهت قوت، تاثیرگذاری و همچنین چگونگی تاثیرگذاری به شکل مستقیم یا غیرمستقیم در اشکال پیچیده تری نشان داد.
به نظر می رسد نهاد قدرت، اگرچه برای پایداری ومصالح دراز مدت خود نیازمند تعامل مثبت با سایر نهادها می باشد، اما به دلیل منافع کوتاه مدت و خاص قدرت حاکم و همچنین ایجاد زمینه دوام بیشتر خود در عرصه قدرت و دشوار سازی رقابت برای رقبا اقدام به دستکاریها واثرگذاری های غیر سازنده ای در سایر نهادها به ویژه نهاد اقتصاد در جهت تامین منافع اقتصادی وپشتوانه مالی برای خود ونهاد مخاطب، جهت دستکاری در دیدگاه وهمراه سازی وهدایت مخاطب در مسیر منافع خویش نماید.
در نهاد خرده فرهنگها نیز طبیعتا قدرت تمایل به تقویت خرده فرهنگهای حامی خود وتضعیف خرده فرهنگها مخالف یا خنثی دارد. از این رو دستکاریهای مذکور در سه نهاد اقتصاد، مخاطب وخرده فرهنگها منجر به تضعیف امنیت پایدار وایجاد حفره های امنیتی در بدنه جامعه می گردد. بطور نمونه دستکاری درنهاد خرده فرهنگها وتضعیف برخی از خرده فرهنگها با بهره گرفتن از ابزار قدرت، منجر به تمایل آن خرده فرهنگها برای مخالفت با حاکمیت وآمادگی در بخشی از آنان جهت همراهی با اقدامات ضدامنیتی می شود.
علاوه بر این این دستکاری بطور طبیعی با مذاق شارع و گزاره های دینی که بر اصالت عدالت وانصاف تاکید دارند، سازگار نبوده ومنجر به بروز تزاحم های ایدئولوژیک میان تفسیر ایدئولوژیک رسمی حاکمیت وتفسیر ایدئولوژیک علما وروشنفکران دینی می گردد.
فارغ از این موضوع، نهاد قدرت تمایل به تقویت نهاد هنر به جهت همراه سازی هنرمندان و هواداران آنها با خود دارد و از این رو خارج از توجیهات اقتصادی بصورت طبیعی حمایت ویژه ای را از نهاد هنر به عمل می آورد.
در بررسی نحوه تعامل نهاد امنیت با سایر نهادها نیز مشاهده می شود، این نهاد با نهاد اقتصاد همسویی مشترکی دارد، چرا که لازمه کاهش تهدیدات امنیت و امنیت پایدار اقتصاد سالم وموفق است و از سویی دیگر پیش نیاز رونق اقتصادی و توسعه نیز تامین امنیت پایدار وقابل اتکا می باشد، بنابراین جهت گیری های این دونهاد دارای همگرایی وهم افزایی ویژه ای می باشد.
در حوزه مخاطب نیز جذب مخاطب بیشتر داخلی توسط رسانه های رسمی به معنای کاهش مخاطب و کاهش اثرگذاری رسانه های غیر رسمی است که از منظر امنیتی مورد توجه می باشد، بنابراین تامین نیازهای مخاطبان که لازمه جذب آن می باشد رویکردی است که در گفتمان امنیت پایدار مورد توجه می باشد.
تضادهای ایدئولوژیک نیز از شکافهای است که می تواند به چالشی حاد در حوزه امنیتی تبدیل گردد، بنابراین در گفتمان امنیت پایدار با توجه به بافت مذهبی وایدئولوژیک جامعه ایران تلاش در جهت حرکت نظام در مسیر شاخصهای ایدئولوژیک به منزله افزایش سطح ثبات وپایداری نظام می باشد.
شاید بتوان خرده فرهنگها را مهمترین مشخصه گفتمان امنیت پایدار با گفتمان قدرت دانست. چرا که در گفتمان امنیت پایدار تقویت خرده فرهنگها و تشویق آنها به افزایش حضور در عرصه رسمی جهت کاهش تمایل به واگرایی آنان و تضعیف زمینه های تهدید یکی از اصول مهم می باشد. در گفتمان امنیت پایدار بر همگرایی در سطوح کلان در عین واگرایی در سطوح خرد تاکید می گردد و هویت ملی تضادی با هویتهای قومی، مذهبی وقشری ندارد.

 
 
در این گفتمان مفهوم وحدت بر حذف دگراندیشان ودگرباشان از عرصه جامعه ویکسان سازی فرهنگی استوار نیست وبالعکس وحدت مبتنی برتنوع و کثرت می باشد و نیرویی که اقوام، اقلیتها، اقشار و اصناف را به مرکزیت ملی وهویت ملی جذب می کند، اعتبار، احترام وجایگاه شهروندی در فضای رسمی است، از این رو در گفتمان امنیت پایدار نه تنها در جهت تضعیف خرده فرهنگها حرکت نمی شود، بلکه خرده فرهنگها وتنوع وتکثر نوعی فرصت تلقی شده که می تواند مزیتهای متعدد اقتصادی، فرهنگی، سیاسی واجتماعی را به همراه آورده ودر عرصه بین المللی نیز به افزایش قدرت نرم کشور بیانجامد.
با توجه به نقش نهاد هنر، این نهاد در ایجاد هویت ملی و نقش هنر عامه پسند در جذب و ارضای مخاطب انبوه حمایت از نهاد هنر، از مولفه های گفتمان امنیت پایدار می باشد، از سویی دیگر امکان استفاده بیگانگان از جذابیتهای هنری و هنرمندان در جهت تقویت توانمندی رسانه ای وفرهنگی خود اهمیت حمایت از هنر را از منظر امنیت مضاعف می کند.
نهاد اقتصاد و نهاد مخاطب نیز همگرایی بالایی در رشد خود دارد. رونق و موفقیت اقتصادی مستلزم جذب مخاطب است و ارزش افزوده ودرآمد در صنعت رسانه از گستردگی مخاطب حاصل می شود از سوی دیگر توانمندی در عرصه تولید محتوا وجذابیت نیز نیازمند تامین سرمایه وشرایط مساعد اقتصادی است و در مجموع صنعت رسانه به دلیل تحریک تقاضای مصرف می تواند نقش مهمی در افزایش تولید در جامعه ایفا کند، از این رو تعاملات دو نهاد اقتصاد و مخاطب دارای هم افزایی و دوری مثبت می باشد.
نهاد ایدئولوژی یکی از محدود کنندگان نهاد مخاطب می باشد، چرا که محدودیتهای ایدئولوژیک بویژه در موضوعات اخلاقی وجنسی موجب بدون پاسخ ماندن بخشی از نیازها وتمایلات مخاطب در رسانه های رسمی وگرایش به رسانه های غیر رسمی برای تامین این بخش از نیازها می باشد. با وجود این حقیقت تلاش در جهت تدوین شفاف وحداقلی محدودیتها و ایجاد پشتوانه منطقی وقابل توجیه می تواند از این محدودیت تولید جذابیتی خاص کند وبازار رسانه پاک یا رسانه خانواده را هدف بگیرد. با این وجود شناخت و پذیرش این محدودیت در تامین نیاز مخاطب می تواند به تقویت سایر حوزه های نیاز مخاطب در زمینه اطلاع رسانی، احساسات و هیجان بیانجامد. نهاد ایدئولوژی برنهاد هنر نیز تاثیرات در مجموع مثبتی ندارد.
برخی رویکردهای دینی بطور زیربنایی با هنر موسیقی و نمایش دارای تزاحم می باشد واین تزاحم در هنر عامه پسند در مقایسه با هنر فاخر شدت بیشتری می‌یابد، از این رو شناخت نقاط حساس این تزاحم و تقویت رویکردهای دینی که دارای تزاحم کمتری می باشند، می تواند تاثیرمنفی این دو نهاد بر یکدیگر را کاهش دهد.
نهاد ایدئولوژی برنهاد خرده فرهنگها تاثیری دوگانه دارد. از یکسو به دلیل تفاوت میان ایدئولوژی رسمی وایدئولوژی مقبول در جامعه نهاد ایدئولوژی بصورت طبیعی از خرده فرهنگهای مورد بی مهر در حاکمیت حمایت کرده اما دررابطه با خرده فرهنگهای مذهبی دارای تاثیر منفی می باشد.
تاثیرات دونهاد هنر وخرده فرهنگ بر یکدیگر کاملا هم افزایانه ومثبت می باشد چرا که خرده فرهنگها به نوعی هم مولد و سازنده هنر خاص خود می باشد وهم بازار مناسبی برای ارائه هنر در سطح انبوه می باشند به دلیل مشابه تاثیرات متقابل خرده فرهنگها بر دونهاد اقتصاد و نیاز مخاطب نیز مثبت وهم افزایانه است .
خرده فرهنگها بخش قابل توجهی از نیاز مخاطب را که نیاز اختصاصی او محسوب می شوند برآورده کرده، مولد مزیت رقابت وبازارهای داخلی وبین المللی پررونق برای اقتصاد رسانه می باشند.
به تعبیری می توان یکی از مزیتهای بالقوه صنعت رسانه در ایران را برخورداری از مجموعه ای غنی از خرده فرهنگهای قومی و مذهبی دانست که در صورت مدیریت مناسب می تواند عامل مهمی در برتری رقابتی رسانه های ایران در عرصه بین المللی باشند.
6-4- روابط متقابل حوزه های موثر بر نظامهای رسانه های دیداری شنیداری
در این بخش از تحقیق روابط تعاملی ومتقابل هفت حوزه موثر بر صنعت رادیو تلویزیون در کشور با سه نظام رادیو تلویزیونی فعلی، خدمت عمومی ورادیو تلویزیون خصوصی بررسی می گردد.
1-6-4- روابط متقابل صداوسیما با حوزه های تاثیرگذار
نگاره 16 مدل روابط متقابل صداوسیما با حوزه های تاثیرگذار
توضیح:رنگ آبی به معنای ارتباط مثبت وهم افزا، رنگ قرمز به معنای رابطه منفی ورنگ زرد به معنای رابطه دوگانه ( دربخشهایی مثبت ودر بخشهایی منفی) است.

رابطه رسانه های دیداری شنیداری فعلی کشور(انحصار سازمان صداوسیما)، با هفت نهاد موثر بشرح زیر می باشد:
رابطه ساختار فعلی با نهاد قدرت به شکلی مثبت وهمگرایانه بوده و این نهاد از یکسو از نظر مالی ومدیریتی سازمان صداسیما را مورد حمایت ویژه قرار داده، به گونه ای که این سازمان با کمترین پاسخگویی ونظارت توانسته به فعالیت خود ادامه دهد و از سوی دیگر، حمایت ویژه سازمان صداوسیما از نهاد قدرت بویژه قوه مجریه ی به گونه ای بوده است که چهره های شاخص صداوسیما از حمایت 98درصدی این سازمان از دولت سخن گفته اند (حیدری،1390).
رابطه صداسیما با نهاد اقتصاد به گونه ای متفاوت بوده است، از یک سو به دلیل جایگاه انحصاری صداوسیما و هزینه های مالی این سازمان، نرخ تبلیغات تلویزیونی به طرز تصاعدی در سالهای اخیر رشد داشته، بگونه ای که به جز برای معدودی از بنگاههای بزرگ اقتصادی، استفاده از تبلیغات تلویزیونی برای دیگر تولیدکنندگان کالا وخدمات یا موسسات فرهنگی ممکن نمی باشد و برای بخشی از محصولات فرهنگی و موسسات خاص نیز پخش تبلیغات رایگان بعنوان رانت اعمال می شود، هزینه های فزاینده سازمان صداوسیما و بار آن بر بودجه عمومی کشور نیز دیگر تاثیر منفی این سازمان براقتصاد می باشد.
سازمان صداوسیما با حوزه ایدئولوژی نیز رابطه پیچیده ای دارد، از یکسو به دلیل تمایلات خاص نهاد قدرت، موضوعات ایدئولوژیک بخش قا بل توجهی از برنامه های صداوسیما را تشکیل داده واز نظر کمی از مرز اشباع وظرفیت مخاطب به ویژه در مناسبتهای مذهبی عبور کرده واز سوی دیگر به دلیل برخورد گزینشی با مسائل ایدئولوژیک و بی توجهی به بخش عمده نظرات مراجع و علمای دینی و همچنین قرائتهای مقبول از دین در نسل جدید رویکرد مثبتی نسبت به صداوسیما در حوزه ایدئولوژیک جامعه وجود ندارد، این در شرایطی است که قرائتهای سنتی از دین نیز به دلیل انتساب صداوسیما به حاکمیت ونظام اسلامی تا حد پرداختن به حوزه های هنر به ویژه موسیقی ونمایش را نیز عبور از مرزهای دینی تلقی کرده وانتقادات وفشار زیادی به این سازمان وارد می کرده و عملا صداوسیما را دچار محذوریتهای جدی در عرصه هنر می کنند.
سازمان صداوسیما در حوزه نیاز مخاطب وخرده فرهنگها به دلیل جهت گیری های خاص سیاسی وسلیقه ای و برخی معذوریتها بشدت با نارضایتی مواجه بوده و بخش عمده ریزش مخاطب این سازمان که با وجود انحصاری بودن، تنها در مورد برنامه های معدودی دارای بیننده انبوه می باشد، ناشی از عدم برآورده سازی نیازها وانتظارات مخاطب و فقدان ارتباط مثبت با خرده فرهنگ ها می باشد.
در رابطه با نهاد هنر نیز اگرچه رویکرد اصلی صداوسیما تقویت نهاد هنر بوده، اما محدودیتهای اعمال شده ناشی از نهاد قدرت موجب محرومیت بخشی از هنرمندان از همکار یا صداوسیما گردیده و بخش دیگری نیز به دلیل رویکردهای سیاسی این سازمان و موضع‌گیری درباره خرده فرهنگها از همکاری اجتناب می کنند، اما بدنه سازمان صداوسیما برای تداوم ارتباط مناسب با نهاد هنر در حال تلاش می باشند.
2-6-4- روابط متقابل رادیو تلویزیون خصوصی با حوزه های تاثیرگذار
در نگاره شماره 17 روابط متقابل روابط متقابل رادیو تلویزیون خصوصی با حوزه های تاثیرگذار هفت گانه بررسی شده است:

دانلود پایان نامه
برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید
رشته مدیریت همه موضوعات و گرایش ها : صنعتی ، دولتی ، MBA ، مالی ، بازاریابی (تبلیغات – برند – مصرف کننده -مشتری ،نظام کیفیت فراگیر ، بازرگانی بین الملل ، صادرات و واردات ، اجرایی ، کارآفرینی ، بیمه ، تحول ، فناوری اطلاعات ، مدیریت دانش ،استراتژیک ، سیستم های اطلاعاتی ، مدیریت منابع انسانی و افزایش بهره وری کارکنان سازمان

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

نگاره 17 مدل روابط متقابل رادیو تلویزیون خصوصی با حوزه های تاثیرگذار
توضیح: رنگ آبی به معنای ارتباط مثبت وهم افزا، رنگ قرمز به معنای رابطه منفی ورنگ زرد به معنای رابطه دوگانه ( دربخشهایی مثبت ودر بخشهایی منفی)
تلویزیون خصوصی به دلایلی ماهیت مستقل وجنبه آزادی عمل ذاتی آن از ارتباط مناسبی با نهاد قدرت فعلی برخوردار نیست، چرا که امکان دسترسی سایر جریانات سیاسی و فرهنگی به شبکه های خصوصی و برقراری ارتباط آنان با مخاطب انبوه شرایط انحصاری فعلی را تغییر می دهد و با توانمند شدن رقبا جریان قدرت فعلی حاکم با چالش مواجه می گردد.
از سوی دیگر جنبه نظارتی تلویزیون خصوصی که ناشی از استقلال مدیریتی ومالکیتی آن بوده موجب بروز انتقاد به عملکرد دستگاه های اجرایی که بخشی از بدنه قدرت می باشند خواهند شد و عدم کارکرد نظارتی رادیو تلویزیون فعلی را تغییر می دهد واز این رو نهاد قدرت نیز ناگزیر به تغییر رفتار خود خواهد گردید.
ارتباط تلویزیون خصوصی با حوزه امنیت ملی مثبت می باشد، از یکسو شبکه های خصوصی به دلیل تعهدات بالای اقتصادی و اجرایی خود با کمترین ریسک تخلف قانونی فعالیت کرده ودر حوزه های امنیت ملی ومنافع ملی با احتیاط وسنجیدگی کامل عمل خواهند کرد واز سوی دیگر به دلیل استقلال وماهیت غیرحاکمیتی این شبکه ها فعالیت آنها در حوزه منافع ملی تاثیرات به مراتب بیشتری نسبت به رادیو تلویزیون دولتی در عرصه داخلی وبین المللی خواهد گذاشت. صرف فعالیت این شبکه ها وموفقیت آنها در جذب مخاطب به کاهش اثرگذاری شبکه های بیگانه ورسانه های غیر رسمی منجر شده وامنیت ملی را تقویت خواهد کرد.
در حوزه اقتصاد نیز شبکه های خصوصی دارای مزیت قابل توجهی از نظر اقتصادی بوده وهم با جذب منابع جدیدی بخش خصوصی این صنعت را تقویت کرده وهم با توسعه بازار تبلیغات تلویزیونی با فراگیر کردن، کاهش هزینه و بالطبع افزایش تبلیغات تلویزیون، به رونق صنعت کمک خواهند کرد. از سویی دیگر فاصله بزرگ میان هزینه تبلیغات تلویزیون در صداوسیما و شبکه های خصوصی منجر به مزیت رقابتی این شبکه ها در جذب تبلیغات تلویزیونی شده وسودآوری وبازگشت سرمایه این شبکه ها را تضمین خواهد کرد.
شبکه های تلویزیون در حوزه ایدئولوژیک با دونوع رابطه مواجه خواهند بود، رابطه مثبت از جهت ایجاد فرصت طرح گفتمانی متفاوت دینی برای نهاد غیرحاکمیتی حوزه های دینی و رابطه منفی به جهت کاهش محدودیتهای فرهنگی وهنری در مقایسه با صداوسیما. هرچند به نظر می رسد با توجه به محدودیتهای مالی این شبکه ها وعدم انتساب آنها به نظام انتظارات ایدئولوژیک از این شبکه ها نیز در حوزه دینی، نسبت به صداوسیما کمتر باشد.
تلویزیون

پاسخی بگذارید