نوشته ونانوشته حاکم بر صداوسیما در حوزه های فرهنگی وسیاسی برای شبکه های رادیو تلویزیون خصوصی تاکید داشتند.
برخی از این محدودیتها مبنای منطقی ندارد و صرفا بر اساس منافع ویا سلایق مراکز قدرت ایجاد شده ، که الزام بخش خصوصی به رعایت آن مخل کار شبکه های تلویزیونی خصوصی خواهد بود و جذابیت اصلی آنها که تفاوت با صداوسیماست را از بین خواهد برد اما برخی از محدودیتهای قابل تسهیل اگرچه برای رسانه حاکمیت می توانند توجیه ومصلحت قابل درک داشته باشند اما نمی توان رعایت آنها را از بخش خصوصی که خود متکفل تامین بودجه وهزینه های خویش است انتظار داشت.
در گروه اول محدودیتها می توان به محروم کردن بسیاری از بخشهای جامعه سیاسی وفرهنگی از انعکاس اخبار ومطالب آنها در صداوسیما بدون دارا بودن مجوز قانونی ممنوع التصویر یا ممنوع الخبر بودن آنها اشاره کرد و در گروه دوم نیز حفظ ادبیات رسمی خبری یا انتشار اولویت دار اخبار در کنار پرداختن به برخی از موضوعات مورد علاقه حاکمیت به انجام وظایف حاکمیتی بخش تبلیغات اشاره کرد.
برخی از مصاحبه شوندگان با توجه به حریمهای اخلاقی، فرهنگی وسیاسی موجود در داخل کشور، قرار دادن بازار رقابتی شبکه های ماهواره ای را ناموفق ارزیابی کرده ومعتقد بودند رقیب تلویزیون خصوصی را باید در حوزه داخلی تعریف کرد.
اما اکثر مصاحبه شوندگان معتقد بودند که با توجه به جذابیت حوزه اطلاع رسانی متفاوت از صداوسیما در داخل کشور، حتی به رغم محدودیتهای فرهنگی نسبت به ماهواره با اتکا به قابلیتهای دسترسی به منابع فرهنگی وتولید برنامه در داخل کشور، تلویزیون خصوصی می تواند در حوزه رقابت با ماهواره نیز موفق باشد.
در حوزه اقتصادی نیز اگرچه برخی مصاحبه شوندگان ، معتقد بودند که رعایت محدودیتهای فرهنگی داخلی منجر به افزایش احتمال سود آور نبودن تلویزیون خصوصی می شود، اما اکثر مصاحبه شوندگان با توجه به خلا جدی واحساس نیاز شدید افکارعمومی داخلی به رسانه های متفاوت این نوع رسانه دارای توجیه اقتصادی و سود آور دانسته و براینکه این رسانه ها می توانند ظرف مدت کوتاهی با بهره گرفتن از درآمد آگهی، سرمایه گذاری خود را بازگردانده و به سودآوری برسند، تاکید می کردند.
در این میان برخی مصاحبه شوندگان نیز بر تمایل نهادهای مدنی نظیر احزاب، حوزه های علمیه وتشکلهای فرهنگی غیرانتفاعی برای ورود به عرصه رادیوتلویزیون در جهت اهداف فرهنگی وسیاسی اشاره کردند که در این بخش از رادیو تلویزیونها، لزوما سودآوری وبازگشت سرمایه هدف سرمایه گذار نیست و توجیه اقتصادی پروژه براساس کارکردهای کلی آن انجام شده و با مقایسه با کارامدی سایر شیوهای رسانه ای، فرهنگی وسیاسی مفهوم می یابد.
8-3-4- چارچوب فعالیت رادیو تلویزیون غیردولتی
در مورد چارچوب فعالیت رادیوتلویزیون غیر دولتی نیز تفاوتهایی بین نظرات مصاحبه شوندگان مشاهده گردید. گروهی از مصاحبه شوندگان با تعمیم مدل گام به گام فعالیت به محتوای رادیو تلویزیون غیردولتی ورود به عرصه سیاسی وخبری را از ابتدای فعالیت این حوزه به مصلحت ندانسته و پیشنهاد می کردند که فعالیت در حوزه رادیو تلویزیون غیردولتی ابتدا با حوزه فرهنگ وسرگرمی آغاز شود و شبکه های غیردولتی مجاز به تهیه وپخش اخبار نباشند. در مقابل این طیف سایر مصاحبه شوندگان حذف خبر از حوزه کاری شبکه های غیر دولتی را به منزله از بین بردن یکی از مزایای اصلی آن دانسته واظهار کردند با توجه به محدودیتهای شرعی و قانونی حاکم برحوزه فرهنگ وسرگرمی، در صورت عدم ورود به حوزه خبر واطلاع رسانی شبکه های رادیو تلویزیون خصوصی تفاوت چندانی با برنامه های صداوسیما نداشته و قدرت رقابت با شبکه های ماهواره ای را نیز بدست نمی آورند.
این گروه همچنین اعتقاد داشتند که ماهیت اطلاع رسانی رادیو تلویزیون منحصر به قالب خبر نبوده وگزارشهای مستند یا برنامه های فرهنگی این شبکه ها به‌صورت طبیعی جنبه اطلاع رسانی خواهد داشت واین محدودیت از ورود به عرصه خبر نقض خواهد گردید.
9-3-4 – پیامدهای فرهنگی تاسیس رادیوتلویزیون خصوصی بر ارزشهای اجتماعی
اگرچه برخی مصاحبه شوندگان بر نگرانی از تاثیرات منفی فعالیت رادیو تلویزیون غیردولتی بر فرهنگ عمومی وارزشهای اجتماعی تاکید داشتند وانگیزه سودجویانه مالکان ومدیران این شبکه ها را زمینه ساز سواستفاده آنها از افکارعمومی برای تبلیغات بازرگانی وسودجویی عنوان می کردند، اما گروهی دیگر از مصاحبه شوندگان با اظهار اینکه در حوزه های دیگر نیز با تدوین استاندارد و ضوابط ومقررات، عملکرد بخش خصوصی کنترل و مدیریت شده است، بر پیامدهای منفی رویکرد سودجویانه حاکم بربخش بازرگانی صداوسیما در شرایط فعلی که در بسیاری از شبکه های تلویزیونی کشورهای غربی نیز وجود ندارد تاکید می کنند.
آگهی های پنهان، تبلیغ غیرمستقیم، ورود تبلیغات به عرصه محتوای برنامه ها، کم توجهی به حوزه فرهنگ وتربیت کودکان وقربانی شدن بخشهای فرهنگی در برابر موسیقی وتهییج در این بخش نمونه هایی از پیامدهای مخرب فرهنگی فعالیت رادیو تلویزیونی که در شرایط فعلی وجود دارد و نشان می دهد رخ دادن این پیامدها نه به‌دلیل مالکیت خصوصی یا دولتی بلکه ناشی از عدم وجود استاندارد و مقرارات روشن ودقیق ونظارت موثر است.
10-3-4- جمع بندی دلایل تاسیس رادیو تلویزیون خصوصی
بر اساس جمع بندی نظرات صاحب نظران و سایر تحقیقات انجام شده که در فصل دو انجام گردی
د و ه
مچنین نتایج حاصل از مصاحبه با مقامات و کارشناسان که در این تحقیق صورت گرفت، شمایی از دلایل تاسیس رادیو تلویزیون خصوصی در نگاره شماره 16 ترسیم شده است.
نگاره 8دلایل تاسیس رادیو تلویزیون خصوصی
4-4- زمینه های موفقیت رادیو تلویزیون خصوصی
با توجه به موارد فوق، امنیت، اقتصاد، مخاطب وفرهنگ مهمترین زمینه های موفقیت تلویزیون خصوصی به شمار می آیند که به همراه سازوکارنظارتی که یکی از مهمترین ضرورتهای این ساختار رسانه ای است، در این جا مورد بررسی قرار می گیرد.
1-4-4- امنیت
امروزه مفهوم امنیت پایدار در مطالعات حوزه امنیت ملی و روابط بین الملل به مفهومی کلیدی تبدیل شده است.
نگاره 9مدل تاثیرگذاری متقابل امنیت و مولفه های اثرگذار رسانه
در قرن بیستم و دوران جنگ سرد امنیت واحدهای سیاسی اعم از کشورها، بلوکهای منطقه ای یا جهانی مانند کشور انگلستان، اروپای غربی و بلوک غرب در برابر تهدیدات بیرونی تعریف می گردید.
به عبارتی دیگر مفهوم کلاسیک امنیت در قرن بیستم مفهومی برونزا بود وحوزه امنیت ملی را در تقابل با دشمنان و رقبای خارجی که معمولا ابرقدرت مقابل بود تعریف می کرد.
بر اساس مفهوم کلاسیک امنیت، خطربراندازی براساس تهدیدات خارجی تعریف می شود واین دشمنان خارجی هستند که با انجام توطئه های پنهان وآشکار قصد سرنگونی دولت ملی یا تضعیف آن را دارند.
در چارچوب این تعریف، امنیتی کردن حوزه های حساس کشور مانند سیاست خارجی، اقتصاد و رسانه از راه های مقابله با تهدیدات امنیتی بود.
جریان مک کارتیسم در ایالات متحده آمریکا که از دهه پنجاه آغاز شد وتا اوائل دهه هفتاد آثار آن ادامه داشت و به پاکسازی عرصه فرهنگ وهنر ایالات متحده از بسیاری از نخبگان فرهنگی و نوابغ هنری انجامید، از نمونه های شاخص آثار نگاه امنیتی به حوزه فرهنگ ورسانه براساس پیش فرضهای تهدیدات خارجی محسوب می شود.
در سایر کشورهای غربی اگرچه به اندازه وشدت پروژه مک کارتیسم سخت گیری وتفتیش عقاید وکنترلهای امنیتی در حوزه فرهنگ اعمال نشد، اما در ابعادی کوچکتر همان سیاستها تقریبا تا اواخر دهه هفتاد ادامه داشت.
اما اکنون وبا فروپاشی بلوک شرق وآشکار شدن نتایج رویه های همچون پروژه سناتور مک کارتی، مشخص گردیده است که این نوع نگاه به امنیت در واقع بنیادی ضدامنیتی دارد.
شاخص ترین تفکر در این حوزه مربوط به مکتب کپنهاک و نظریه پرداز این مکتب باری بوزان است که از چهره های شاخص نظریه پردازی در حوزه امنیت در قرن بیست ویکم محسوب می شود .
از نگاه این مکتب، امنیتی کردن یک حوزه به معنای ضدامنیتی کردن آن حوزه است و در واقع زمانی که ما از ابزارهای سخت نظیر کنترلهای محسوس امنیتی، سانسور و حذف فیزیکی افکار یا رفتارها در یک حوزه اجتماعی استفاده کرده و به اصطلاح فضای آن حوزه خاص را امنیتی می کنیم، امکان نفوذ ورشد مولفه های ضدامنیتی در آن حوزه خاص را فراهم می آوریم. چرا که فضای امنیتی خود بهترین بستر برای تولد ورشد جریانات ضدامنیتی است.
به عبارتی ساده تر برخورد امنیتی با یک پدیده اجتماعی زمینه ساز تبدیل آن به یک پدیده امنیتی را فراهم می سازد و به‌عنوان نمونه اگر با موضوع اقوام در یک جامعه برخورد امنیتی گردد و اقوام گوناگون از داشتن حقوق طبیعی خود نظیر فرهنگ وزبان قومی در عرصه رسمی محروم شوند، موضوع اقوام به یک موضوع ضدامنیتی تبدیل می گردد.

 
 
بنابراین برای خارج کردن موضوع اقوام از حوزه تهدیدات امنیتی گام اساسی، طبیعی کردن وضعیت حوزه اقوام وکاهش برخوردهای امنیتی در این حوزه می باشد.
در نمونه دیگر، برخورد امنیتی با خرده فرهنگها واقلیتها در یک جامعه به تبدیل شدن این پدیده به یک تهدید امنیتی می انجامد واگر دگراندیشان، جریانات فرهنگی واجتماعی متفاوت واقشار واقلیتهای گوناگون مذهبی فرهنگی واجتماعی به‌عنوان یک تهدید تلقی شده وبا آنها با ابزارهای امنیتی برخورد گردد، این جریانات به‌صورت طبیعی به سوی یک تهدید حرکت کرده واعضای آنها که می تواند هزاران هزار نفر را شامل شود، بسادگی تبدیل به یک اخلالگر وتهدیده کننده امنیتی می شوند.
در مطالعات جدید امنیت، نگاه به امنیت برخلاف نگاه کلاسیک قرن بیستم ودوران جنگ سرد نگاهی درونزا است و براساس این نگاه اگر پدیده ای از ماهیت امنیتی تهی گردد وبه حوزه های طبیعی جامعه بازگردد این حوزه دیگر بستر مناسبی برای عوامل داخلی یا خارجی تهدید کننده امنیت ملی نخواهد بود.
به عبارتی دیگر برای تامین امنیت ملی بایستی حوزه های تهدید کننده فعلی امنیت ملی را به حوزه های طبیعی جامعه تبدیل کرد وسطح برخوردها در این حوزه ها را از سطح امنیتی قضایی به سطح مدیریتی – اجتماعی بازگرداند واز رویه های اداری ومقررات عمومی برای کنترل این حوزه ها استفاده کرد.
به‌طور نمونه حوزه موسیقی یا ادبیات با کنترلهای سخت وامنیتی وایجاد فضای دلهره آور در این حوزه به حوزه مولد تهدید تبدیل می گردد وآثاری که نویسندگان داخلی یا خارجی با اسمهای واقعی یا مستعار به‌وجود می آورند مملو از نگرانی، وحشت والقای حس منفی مبارزه جویی خواهد بود که این فضا به‌صورت خودکار به تحریک وتهییج افراد ومخاطبان می پردازد.
در مقابل این وضعیت، برخورد طبیعی در حوزه ادبیات ودارابودن سعه صدر نسبت به تفکرات وگرایشات متفاوت موجب می شود فرایند مخالف سازی وقهرمان سازی به کارکرد تخلیه اعتراضات وانتقادات تبدیل گردد وهمانند بسیاری از کشورها که در دو دهه اخیر حوزه فرهنگ وهنر را از یک حوزه با کنترلها وفضای امنیتی به حوزه ای عمومی تبدیل کرده اند، در این مسیر موفق به تامین امنیت پایدار خواهیم شد.
به عبارتی دیگر نظریه امنیت پایدار در پی از بین بردن زمینه های بالقوه تهدیدات امنیت در داخل جامعه است وبراین باور است که با غیرامنیتی کردن حوزه های مهم جامعه، عملا فضا برای سواستفاده دشمنان از نقاط حساس داخلی برای تهدیدات امنیت فراهم نخواهد آمد.
جدول 12مقایسه دو رویکرد کلاسیک امنیت ملی(قرن بیستم) وامنیت پایدار
رویکرد امنیت پایدار
رویکرد کلاسیک امنیتی
معیارمقایسه
درونزا
برون زا
منشا امنیت
1
اداری گرا
کنترل گرا
رویه امنیتی
2
وضعیت طبیعی
محدودیت
ابزار امنیت
3
کنشی
واکنشی
رویکرد
4
فرصت محور
تهدیدمحور
منظر
5
غیرامنیتی کردن
امنیتی کردن
روش مدیریت

دانلود پایان نامه
برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید
رشته مدیریت همه موضوعات و گرایش ها : صنعتی ، دولتی ، MBA ، مالی ، بازاریابی (تبلیغات – برند – مصرف کننده -مشتری ،نظام کیفیت فراگیر ، بازرگانی بین الملل ، صادرات و واردات ، اجرایی ، کارآفرینی ، بیمه ، تحول ، فناوری اطلاعات ، مدیریت دانش ،استراتژیک ، سیستم های اطلاعاتی ، مدیریت منابع انسانی و افزایش بهره وری کارکنان سازمان

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

6
در مقابل این رویکرد، رویکرد دیگری وجود دارد که بر امنیتی کردن فضای های اجتماعی به شیوه حداکثری اصرار دارد.
نتیجه این رویکرد آن است که پدیده ای اجتماعی ابتدا به یک پدیده امنیتی در سطح جامعه وسپس به یک تهدید امنیتی در سطح کشور و درنهایت به عامل تهدید کننده امنیت ملی تبدیل می شوند.
این نوع نگاه به امنیت درنهایت با پدیده های نرم، برخود سخت را توصیه می کنند و بتدریج تقریبا بر تمامی حوزه های حساس کشور از قبیل سیاست اقتصاد فرهنگ، فضای امنیت را حاکم می کند.
نتیجه این فضا، محور شدن مدیران امنیت ودستگاههای امنیت برای تصمیم گیری وبرنامه ریزی در موضوعات مختلف تخصصی است ودر نهایت سطح بهره وری، تخصص گرایی و هم افزایی طبیعی موجود در حوزه های مختلف جامعه به‌شدت کاهش یافته ودر مقابل هر روز بیش از گذشته برفهرست تهدیدات امنیتی کشور افزوده می گردد.
در حالی که رویکردی که هم اکنون به‌عنوان کارامدترین رهیافت در حوزه های امنیت مطرح است بر غیرامنیتی کردن فضا برای کاهش تهدیدات تاکید دارد.
براین اساس برای رفع یک تهدید بایست شرایط حاکم برحوزه مولد تهدید را به سوی فضایی طبیعی سوق داد.
در حوزه رسانه دیداری شنیداری، نیز اکنون کشور با یک تهدید جدی امنیتی مواجه است که براساس آن با محوریت عالی رتبه ترین مقام رسمی کشور، قرارگاه ماهواره با حضور اعضای ارشد سه قوه تشکیل شده است و علاوه بر موضوع ارسال پارازیت که پیامدهای بین المللی حقوقی وسیاسی وهمچنین آثار جدی بر سلامتی شهروندان را درپی دارد، دستگیری هنرمندان وفعالان فرهنگی مرتبط با شبکه های ماهواره ای و برخوردهای قضایی وامنیتی با دارندگان گیرنده ماهواره، عرصه این حوزه را کاملا امنیتی کرده است.
با این حال به گواهی آمار رسمی به تدریج برابعاد وتهدید کنندگی حوزه ماهواره افزوده می شود وبرخوردهای امنیتی نه تنها تاثیر مثبتی بر این حوزه ندارند، بلکه بعضا موجب تاثیر گذاری منفی درتشدید موضع وحساسیت جامعه گردیده اند.
اکنون پرسش اینجاست که اگر بجای برخودهای امنیتی با موضوع ماهواره این موضوع به صورت یک فرایند طبیعی مورد بررسی ومدیریت قرار بگیرد، آیا نتایج بهتری حاصل نمی شود ؟
به بیانی دیگر اگر با مساله تلویزیون های غیر رسمی وخارج از صداوسیما بجای برخوردامنیت برخوردی اداری شده بخشی از آن به رسمیت شناخته شده ومجوز دریافت کرد وبخشی دیگر فاقد مجوز باشند مانند سایر پدیده های موجود در کشور آیا این حوزه نیز از حالت تهدید کنندگی خارج نخواهد شد.

براساس نتایج مطالعات مکتب کپنهاگ برخودهای امنیت فقط به تشدید کردن ابعاد تهدیدهای امنیت منجر می گردند و تنها شیوه موثر در برخود با مسائل امنیتی تبدیل آن به موضوعی عادی است که البته باید با ظرافت وتدبیر وتدریج انجام شود.
در مدل بررسی کارکردهای تلویزیون غیردولتی در امنیت جامعه، مفهوم امنیت پایدار مورد توجه قرار گرفته است.
این مفهوم که پیش از این به تفضیل توضیح داده شده است، بر تبدیل تهدیدات بالفعل امنیتی به حوزه های طبیعی اجتماعی تمرکز دارد.
بر اساس این مدل، زمینه های تهدید کننده امنیت ملی کشور در شرایط فعلی باید از طریق ابزارهای فرهنگی ومدیریتی به حوزه های عادی وفاقد فضای امنیتی تبدیل گردیده تا زمینه سوءاستفاده از این حوزه علیه امنیت عمومی کاهش یابد.
براین اساس از مفهوم پدافند غیرعامل استفاده شده است که برکارکرد امنیتی حوزه های غیرامنیتی در جهت مقابله با تهدیدات تاکید دارد.در پدافند غیرعامل، سه مفهوم دفاع ملی، منافع ملی ودیپلماسی عمومی به‌عنوان کارکردهای پدافند غیرعامل مورد توجه قرار گرفته است.
دفاع ملی بر ایجاد فرهنگ همبستگی عمومی، هویت ملی و

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *