منابع پایان نامه ارشد با موضوع زبان فارسی، ادبیات فارسی، زبان ادبی، آثار ادبی

دانلود پایان نامه

این تشکیل دولتهای شیعه مذهب مانند سربداران و سادات علوی باعث تقویت تشیع گردید(خالقی راد، 1375: 162 ـ161).
در یاسای چنگیز لزوم اعتقاد به وجود خدای آفریدگار زمین و آسمان نخستین دستور بود و چنگیز خود با بی طرفی و آزاد منشی به دینها توجه میکرد. در آثار مورخان اسلامی اشارتهایی به اعتقاد چنگیز نسبت به واجب الوجود دیده میشود. طایفههای تاتار و مغول ودیگر قومهای زرد پوستی که در جرگه آنان آمده بودند دارای کیشهای مختلف مسیحی، بودائی، مانوی، بت پرستی و اسلام بودند و بعد از درآمیختن آنها با اقوام جدید زرد پوست نیز هر دسته به مذهب یکی از آنها خاصه بت پرستی و بودائی در آمدند. عدم اعتقاد به اسلام در قومهائی که با مغول و تاتار بر کشورهای اسلامی تاختند سبب شد تا مؤلفان مسلمان چیرگی آنان را به منزلۀ غلبه کافران بردینداران بشمارند و به همین سبب بعضی از نویسندگان هجوم مغول را مقدمۀ خروج دجال و یأجوج و مأجوج و نشانی از آخرالزمان تصور نمودند و در این باره به حدیثهائی استناد کردهاند که غالباً از یک ریشه است و برای باقی ترکان و زرد پوستان نیز آورده شده است. گروهی دیگر از نویسندگان این واقعه را به منزلۀ انتقام و عذاب الهی میدانستند تا به آن وسیله از فساد و طفیانی که به سبب کثرت مال بروز کرده بود جلوگیری شود تا آن جماعت از خواب غفلت بیدار شوند و از سکرت جهالت افاقتی یابند و بدان سبب اعقاب و اولاد ایشان را تنبیهی باشد(صفا، 1369: 108 ـ 104).
زمانی که سلطنت خلق در ایران از بین میرود و حکومتهای سنی مذهب راه زوال و انحطاط را در پیش میگیرند و مذهب تشیع رونق مییابد اما به دلیل معضل سطحینگری در دین میان شیعه و سنی اختلافاتی به وجود آمد. عبید در داستانهای خود شیعیان را که فروع دین را بر اصول دین ترجیح میدهند به عنوان ستیزه جو و متعصب معرفی میکند(پارسا نسب، 1387: 179).

3ـ 4ـ اوضاع ادبی
اوضاع اسفبار قرن هشتم ادبیات را تحت تأثیر قرار داد. سیف فرغانی، خواجوی کرمانی، اوحدی مراغهای و عبید زاکانی شاعرانی هستند که با مطالعه و بررسی آثار ادبی و دیوانهای آنها تا حدودی میتوان از جریانات سیاسی و اجتماعی و عقیدتی آن دوران آگاهی یافت. آثار برخی از این شاعران با ظرافت خاصی نمودار اعمال ننگ آور صاحبان قدرت است(خالقی راد، 1375: 160).
زبان فارسی در آغاز قرن هفتم هجری زبانی استوار بود و نویسندگان و شاعران بزرگ قرن هفتم هجری یا از کسانی بودند که در اوان حملۀ مغول به نویسندگی و شاعری اشتغال داشتند و یا کسانی که در دهههای اول قرن هفتم هجری تربیت شده و هنگامی که حکومت ایلخانی در ایران تشکیل میشد در کار خود ظهور نموده بودند و یا کسانی که زیردست این دو دسته تربیت یافتند و هنوز محیط ادبی سالهای آخر قرن ششم و آغاز قرن هفتم را تا آخر قرن هفتم و آغاز قرن هشتم حفظ کردند. به همین سبب است که در زبان ادبی قرن هفتم هجری و آغاز قرن هشتم هجری اثرهای فساد کمتر مشهود است و گسیختگی آنها از زبان بلیغ قرن ششم وآغاز قرن هفتم هجری تدریجی است. نکتهای که در این میانه قابل توجه است آنکه با حملۀ مغول و بر چیده شدن دربارهای حامی شعر و ادب فارسی و بیرون رفتن شعر و نثر از مرکزهای بزرگ حکومت کمکم قیدهای سنگینی که پیش از آن برای شاخص شدن در شاعری و نویسندگی وجود داشت برداشته شد و شاعری و نویسندگی جنبۀ عمومی یافت. همچنین در این دوره با بر افتادن مرکزهای دانش و ادب مشرق ایران مانند خراسان شعر و نثر فارسی به ناحیتهای دیگر در داخل و خارج ایران منتقل گردید و این امر منجر به یک جریان جدید یعنی تأثیر و نفوذ لهجههای مرکزی و غربی ایران در زبان ادبی و متروک ماندن بسیاری از اختصاصهای زبان اولیه دری و تغییر سبک آثار فارسی در قرن هشتم هجری گردید(صفا، 1369 :307ـ 305).
در قرن هفتم وهشتم هجری بر اثر غلبۀ مغول و تاتار و درهم ریختن بنیادهای مملکتی به دست آنان و حکومتهای متمادی آن قوم و سکونت ممتدشان در ایران و به کار داشتن یاسای چنگیزی و اداره کردن مملکت با اصطلاحهای خاص مغولی و سببهای دیگر از اینگونه زبان ترکی و به ویژه مغولی بیشتر از آنچه در قرن ششم دیدهایم در ایران متداول شد و حتی بعضی از آنها در زبان فارسی راه یافت که هنوز به صورت کلمههای متداول فارسی در ایران به کار میرود(صفا، 1369: 308).
شعر فارسی در این دوره سرشار از بدبینی و ناخشنودی از اوضاع روزگار، ناپایداری جهان و دعوت مردم به ترک تعلقات دنیا و زهد است. وضعیت وخیم محیط اجتماعی توجه شاعران را به سمت مسائل مذهبی، خیالات تند صوفیانه و درویشانه، انزوا و تصورات باریک و دقیق کشانده است(صفا، 1353: 61).
شعر انتقادی که از قرن ششم هجری در ادبیات فارسی رواج یافته بود در قرن هفتم و هشتم هجری به علت آشفتگی وضع زمان، میدان مساعدی برای توسعه پیدا کرد. از این انتقادهای سخت در آثار سعدی اوحدی، سیف فرغانی، خواجو، ابن یمین و در پارهای از غزلهای حافظ بسیار دیده میشود، ولی از همه مهمتر شاعر و نویسندۀ خوش ذوق هوشیار نظامالدین عبید زاکانی قزوینی(م 771 ه) است که آثار او نظم و نثر حاوی اندیشههای انتقادی تندی است که گاه به صورت هزل رکیک در میآید و بهتر از هر کسی وضع نامطلوب اخلاقی و اجتماعی عهد خویش را که دورۀ رواج فساد و تباهی بود شناخته و مجسم ساخته است(صفا 1369: 333).
این آشفتگی زمان بی تردید در همۀ آحاد مردم و کیفیت زندگانی و اندیشه و رفتار آنان اثر داشته و انعکاس آن در آثار ادبی نویسندگان و دیوانهای شاعران در قالب اندرز و نصیحت و شوخ
ی و مطایبه و هزل و هجو دیده میشود.

فصل 4
زندگینامۀ عبید زاکانی و حافظ شیرازی

4ـ 1ـ زندگینامۀ عبید زاکانی
نظامالدین عبید زاکانی قزوینی متخلص به«عبید» به گفتۀ حمدالله مستوفی از خاندان زاکانیان است و زاکانیان تیرهای هستند از عرب بنیخفاجه که به مهاجرت به قزوین آمده و در آنجا ساکن شده بودند(مستوفی، 1336: 846 ـ 845).
از بیان مؤلف تاریخ گزیده و سایر مآخذ بر میآید که تولد عبید در پایان قرن هفتم هجری و اوایل قرن هشتم هجری اتفاق افتاده است. وفات عبید را تقیالدین کاشی در تذکرۀ خود سال(772 ه) دانسته و بیان کتاب تاریخی و ادبی دیگر که بعدها نوشته شده نیز مؤید صحّت این تاریخ است. با اینکه عبید دورانی را به کسب علم و دانش گذرانده بود و دولتشاه نیز او را«مفخرالفضلا» نامیده و او را مردی خوش طبع و اهل فضل میدانست گفته است: «در فنون علوم صاحب وقوفست». عبید زاکانی عناوین برجستهای چون«صاحب معظم، خواجه و صاحب اعظم» داشت و در دستگاه سلاطین محترمانه میزیست که در جای جای اشعار خود به این موضوع اشاره دارد؛ ولی با ملاحظۀ برخی اشعار او درمییابیم که دوران زندگی را با ناراحتی و قرض سپری کرده است:
مردم به عیش و شادی و من در بلای قرض
هر یک به کار و باری و من مبتلای قرض

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   پایان نامه ارشد رایگان درموردحقوق بشر، دوره متوسطه، عدالت جنسیتی، آموزش و پرورش

(زاکانی، 1379: 103)
از طرف دیگر اوضاع زمان، ذوق و اقبال بزرگان دوران در شیراز آن دوره که هزالان مقبول و محبوب بودند و علما و فضلا محجوب و منکوب بودند وی را بر آن داشت که سرودن اشعار جدی را کنار گذارد و هجو و هزل را وسیلۀ هنرنمایی خویش قرار دهد(سمنانی، 1355: 965).
عبید در قزوین به دنیا آمده ولی هیچ زمان تعلق خاطری نسبت به قزوین نداشته و همیشه عاشق و دلباختۀ شیراز بوده است. در زمان استیلای شیخ ابواسحاق بر فارس به شیراز رفت و در آن دیار رحل اقامت افکند و مشغول به آموختن علوم متعدده شد و در برخی علوم صاحب نظر و فن شد(بهزادی، 1383: 301).
ادوارد براون مینویسد: باری مولانا عبید در عهد شاه ابواسحاق در شیراز تحصیل علوم و فنون نمود و از فضلا و ادبای عصر خود گردید و در هر فنی مهارت کامل پیدا کرد؛ به تصنیفات و تألیفات پرداخت و پس از آن به قزوین بازگشت و به منصب سر افراز آموزگاری و تربیت بزرگ زادگان منتخب و ممتاز پرداخت(براون، 1366: 315).
نفیسی نیز به مقام صدارت و رتبۀ علمی وی اشاره کرد و مینویسد: از علمای مشهور زمان خود بشمار میرفته و زمانی نیز وزارت یافته است. ولی دوباره به شیراز برگشته و بعد از شورش امیر مبارزالدین و سلطنت فرزندش شاه شجاع به کرمان نزد شاه محمود رفت و بعد از مدت زمانی دوباره به شیراز بازگشت(نفیسی، 1366: 201).
4ـ 1ـ 1ـ انگیزه گرایش عبید زاکانی به طنز
یکی از نکات مهم و ملموس در آثار بر جای مانده از عبید طنز و نقد اجتماعی وی بوده است؛ او همواره در پی آن بوده تا نابسامانیهای اجتماعی و چالش موجود در جامعه را در لباس طنز و هزل بیان کند. او به خاطر از دست رفتن رادمردی و فتوت حسرت میخورد و از آنها به عنوان نمادهای فراموش شده و منسوخ گشته یاد میکند چنانچه در اخلاق الاشراف خود از سخاوت، عدالت و حکمت که در زمان او از معنای واقعی خود عاری گشته بودند به عنوان مذهب منسوخ یاد میکند. نابسامانیهایی که مغولان به جامعه حاکم کردند باعث از هم گسیختگی جامعه در حد وسیعی شده بود و اطلاع گسترده عبید بر اوضاع اجتماعی او را وادار کرد تا به طنز آن هم از نوع انتقادی آن روی آورد(زاکانی، 1371: 21).
دکتر راوندی وی را نخستین منتقد اجتماعی در ادبیات فارسی میداند و مینویسد: با وجود ادلۀ مذکور نمیتوان طنز و هزل را طنزی پوچ و بی ماهیت دانست بلکه او در پی آن بوده تا زشتیهای روزگار خود را بدین گونه ترسیم کند تا آن را ماندگارتر کرده و علاوه بر آن کتاب خود را از دست حاسدان بدر برده و وجود بعضی مدایح در دیوانش وی را فردی درباری قلمداد میکند، ولی این خلاف حقیقت است زیرا که عبید انسانی صاحب عزت نفس و مستغنی بوده است چنانچه در صدپند خود در پند دوازدهم چنین مینویسد: «گرد در پادشاهان مگردید و عطای ایشان را به لقای دربانان ایشان بخشید». عبید به زندگی خود با عسرت و تنگدستی ادامه داد و دست نیاز به سوی خداوندان مال و جاه دراز نکرده است(راوندی، 1367: 564 ـ 563).
4ـ 1ـ 2ـ آثار بازمانده از عبید زاکانی:
آثار باز مانده از عبید زاکانی را میتوان از وجوه مختلف و به اعتبارهای گوناگون به دو بخش تقسیم بندی کرد: جد و هزل.
4ـ 1ـ 3ـ بخش اول شعرهای جدی:
1ـ قصیده: در آثار عبید 41 قصیده آمده که تعداد بیتهای آن 1009 است. از این آثار 28 قصیده در ستایش شاه شیخ ابواسحاق؛ 6 قصیده در مدح خواجه رکنالدین عمیدالملک وزیر او و 4 قصیده در ستایش شاه شجاع مظفری؛ 4 قصیده دیگر در مدح سلطان اویس جلایری است. این چهار تن همه از ممدوحان لسانالغیب شیراز خواجه حافظ نیز بودهاند، اما نسبت ستایشنامههای ایشان در دیوانهای این دو شاعر یکی نیست.
2ـ ترکیببند و ترجیعبندها: در این بخش از دیوان شاعر 4 ترکیببند و 1 ترجیعبند وجود دارد. نخستین ترکیببند در توحید و منقبت (نعت رسول اکرم و مدح خلفای راشدین) است. سه ترکیببند دیگر در مدح خواجه رکنالدین عمید الملک وزیر ابواسحاق، شاه شیخ ابواسحاق و سلطان اویس جلایری است. در ترجیعبند وی سخنی از ستایشگری نیست و شاعر در غنیمت شمردن فرصت و بهره بردن از عمری که به شتاب میگذرد سخن میگوید.
3ـ غزلها: در دیوان عبید دارای 139 غزل
است که تعداد بیتهای آن بالغ بر 1027 میشود. غزلهای عبید نخبه و یک دست نیست، غزلهای خوب و بد در آن کم و شعرهای متوسط در آن زیاد است.
4ـ قطعهها: در بخش جدی دیوان 28 قطعه شامل 150 بیت وجود دارد. این قطعهها به تفاوت از 2 تا 32 بیت دارند. یک بیت مفرد نیز هست که ناگزیر در ضمن قطعات آورده است.
5ـ رباعیها: در این بخش 58 رباعی وجود دارد در موضوعات مختلف از قبیل اندرز، بیان عارفان، وصف معشوق، شکر بر وصال، شکایت از هجران، ستایش شراب، شکوه از سرما و تنگدستی، شکایت از پیری، ترجیع شیراز به قزوین، دعوت به خوشباشی و پرهیز از غم بیهوده خوردن و مانند آن است.
6ـ مثنویها: در واقع مثنوی اصلی عبید زاکانی عشاقنامه است. اما یک قطعۀ چهار بیتی در وصف ایوان شاه شیخ ابواسحاق و یک مثنوی کوتاه دیگر در سی بیت با این عنوان در ستایش شاه شیخ ابواسحاق

دیدگاهتان را بنویسید